شهادت ثالثه: تفاوت میان نسخهها
Shamsoddin (بحث | مشارکتها) جز ←احکام |
Shamsoddin (بحث | مشارکتها) جز ←منابع |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
* صدوق، محمّد بن على بن بابويه، من لا يحضره الفقيه ، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1413ق. | * صدوق، محمّد بن على بن بابويه، من لا يحضره الفقيه ، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1413ق. | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||
== پیوند به بیرون == | |||
[http://www.shia-news.com/fa/news/27798 نظر مراجع شیعه در شهادت ثالثه در اذان] | |||
نسخهٔ ۱۶ اوت ۲۰۱۵، ساعت ۲۰:۴۱
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۹۴ توسط [[کاربر:{{{کاربر}}}]] برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
شهادت ثالثه، به معنای سومین گواهی، عنوانی است برای گواهیدادن به ولایت حضرت علی(ع) که پس از شهادتین و با عبارت «أشهَدُ أَنّ عَلیّاً ولیُّ الله» گفته میشود. شهادت ثالثه در منابع فقهی و حدیثی شیعه به عنوان بخشی از اذان مطرح نشده است و به نظر بیشتر مراجع تقلید شیعه این فراز جزء اذان نیست اما گفتن آن به قصد قربت و به گونهای که مشخص شود جزء اذان نیست، مستحب و یا جایز است.
مفهوم
شهادت ثالثه، یعنی سومین گواهی دادن؛ پس از شهادتین(گواهیدادن به توحید و نبوت)، شهادت دادن به ولایت علی بن ابی طالب است. با اینکه «اشهد ان علیّا ولیُّ الله» در اذان برخی از امامیان متداول بوده است؛ اما در منابع فقهی و حدیثی امامیه به عنوان بخشی از اذان مطرح نشده است.
پیشینه
هر چند مشهور است که شهادت ثالثه از زمان صفویه به طور رسمی وارد اذان شیعیان شده است، اما شواهدی وجود دارد که پیش از این نیز به صورت پراکنده در برخی مناطق گفته میشده است، ابن بطوطه در قرن 8 قمری از گفتن «اشهد ان علیّاً ولی الله» در اذان شیعیان قطیف سخن به میان آورده است.[۱]
عبدلله مراغی مصری نیز در السلافة في أمرالخلافة روایاتی نقل کرده است که در زمان پیامبر اکرم(ص) سلمان و ابوذر در اذان شهادت ثالثه را میگفتند.[۲] موضعگیری شیخ صدوق درباره راویان اخباری مبنی بر جواز شهادت ثالثه، نشانگر وجود گروههایی است که در آن زمان در اذان شهادت ثالثه را میگفتند.
عبدالمحسن سراوی، پیشینه «اشهد ان علیاً ولی الله» را به دوره امویان میرساند و آن را واکنشی از سوی شیعیان در برابر کسانی میپندارد که بر منابر و مأذنهها حضرت علی را لعن میکردند.[۳]
احکام
از نظر فقهای شیعه «اشهد ان علیا ولی الله» در اصل تشریع اذان نبوده است، از اینرو آن را در شمار فرازهای اذان نمیآورند.[۴] شیخ صدوق اخباری را که دلالت بر جواز شهادت ثالثه در اذان دارند، ساخته غلات میداند.[۵] از نظر شیخ طوسی این روایات شاذ و عامل به آنها(کسی که در اذان و اقامه، شهادت ثالثه را بگوید) خطاکار و گناهکار است.[۶]
از نظر بیشتر فقهای شیعه گفتن شهادت ثالثه بدون قصد جزئیت (یعنی مستحبی است که جزو اجزای اذان نیست) در اذان جایز و یا مستحب است.[۷] مستند آنان، روایاتی است که به نحو مطلق میگویند: هر گاه شهادت به توحید و رسالت دادید، شهادت به ولایت علی بن ابیطالب(ع) نیز بدهید.[۸] آنان همچنین موضعگیری شیخ صدوق و طوسی را حمل بر جایی میکنند که به قصد جزئیت گفته شود.
البته شمار اندکی از فقهای شیعه جزئیت شهادت ثالثه در اذان را پذیرفتهاند، مستند آنان روایاتی است که شیخ صدوق و شیخ طوسی مردود دانستهاند، همچنین آنان به روایاتی که مراغی مصری مبنی بر شهادت ثالثه گفتن سلمان و ابوذر در اذان نقل کرده است، استناد میکنند.[۹] افرادی مانند صاحب جواهر و علامه مجلسی گرچه جزئیت بودن شهادت ثالثه در اذان نپذیرفتهاند، اما تمایل به آن داشتهاند. صاحب جواهر گفته است:
- اگر اتفاق و تسالم اصحاب و فقهاء بر عدم جزئيت نبود جا داشت ادعاى جزئيت آن را مىكرديم.[۱۰]
علامه مجلسی میگوید:
- بعید نیست که شهادت به ولایت از اجزاء مستحبی اذان باشد.[۱۱]
آیت الله حکیم، مانند اکثریت علمای شیعه، شهادت ثالثه را بدون قصد جزئیت در اذان مستحب میداند، از نظر او، در عصر حاضر شهادت ثالثه، شعار مذهب تشیع است، از این جهت شرعا راجح بلکه ممکن است واجب دانسته شود.[۱۲]
مطالعه بیشتر
- أَشهدُ أَنَّ علیّاً ولیّ الله در اذان؛ نوشته سید علی شهرستانی، ترجمه: سیدهادی حسینی جایگاه «أَشهدُ أَنَّ علیّاًولیّ الله» در اذان، انتشارات دلیل ما، در ۶۷۹ صفحه.
- الشهادة الثالثة القمدسة،
- شهادت ثالثه در اذان و اقامه، محمد مظفری قزوینی
پانویس
- ↑ ابن بطوطه، ج1، ص308
- ↑ السلافة في أمرالخلافة، ص32. بنقل از میلانی، ص25
- ↑ سراوی، ج1، ص55
- ↑ طوسی، خلاف، ج1، ص278؛ طوسی، مبسوط، ج1، ص99؛ عروه، ج1، ص602؛ صدوق، ج1، ص290
- ↑ صدوق، ج1، ص290؛ شوشتری، ج2، ص205
- ↑ طوسی، النهاية، ص69؛ طوسی، مبسوط، ج1، ص99
- ↑ جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج9، ص87
- ↑ احتجاج، ج1، ص158؛ بحارالانوار، ج27، ص1؛ جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج9، ص 87
- ↑ السلافة في أمرالخلافة، ص32. بنقل از میلانی، ص25
- ↑ جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج9، ص87
- ↑ .بحارالانوار، ج81، ص111
- ↑ حکیم، ج5، ص545
منابع
- ابن بطوطه، سفرنامه(رحله) ابن بطوطه، ترجمه: موحد، محمد علی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1359ش.
- نجفى، محمد حسن، جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، محقق/ مصحح: عباس قوچانى- على آخوندى، دارإحياء التراث العربي، بیروت، چ:هفتم، 1404.
- شوشترى، محمد تقى، النجعة في شرح اللمعة موضوع، كتابفروشى صدوق، تهران، 1406 ق.
- طوسى، محمد بن حسن، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، دارالكتاب العربي، بیروت، 1400 ق.
- حسینی میلانی، سید علی، الشهادة بالولایة فی الاذان، مرکز الابحاث العقائدیة، قم، 1421ق.
- طوسى، محمد بن حسن، المبسوط في فقه الإمامية، مصحح: سيد محمد تقى كشفى، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، تهران، 1387ق.
- طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، الخلاف، مصحح: على خراسانى- سيد جواد شهرستانى- مهدى طه نجف- مجتبى عراقى، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1407.
- حكيم، سيد محسن طباطبايى، مستمسك العروة الوثقى، مؤسسة دارالتفسير، قم، 1416ق.
- سراوی، عبدالمحسن، القطوف الدانية.
- یزدی، سيد محمد كاظم طباطبايى، العروة الوثقى فيما تعم به البلوى، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بیروت، 1409ق.
- صدوق، محمّد بن على بن بابويه، من لا يحضره الفقيه ، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1413ق.