پرش به محتوا

عبدالحسین امینی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Emadmohseny
جز 1
imported>Emadmohseny
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
'''عبدالحسین امینی''' معروف به [[علامه امینی]] وصاحب کتاب [[الغدیر]]، درس سال 1320در [[تبریز]] متولد شده وپس از سپری کردن دروس مقدماتی و از اساتید حوزه بزرگ حوزه تبریز استفاده نمود، پس از آن عازم نجف شده و از محضر اساتیدی چون [[سید ابوالحسن اصفهانی]] کسب فیض کرد، وی در همان جوانی از اساتید بزرگ نجف [[اجازه اجتهاد]] گرفت، تالیفات زیادی دارد ولی وی را با [[الغدیر]] می شناسند، سر انجام در 28ربیع الثانی 1349ش از جهان دیده فرو بست.
'''عبدالحسین امینی''' معروف به [[علامه امینی]] وصاحب کتاب [[الغدیر]]، درس سال 1320در [[تبریز]] متولد شده وپس از سپری کردن دروس مقدماتی و از اساتید حوزه بزرگ حوزه تبریز استفاده نمود، پس از آن عازم نجف شده و از محضر اساتیدی چون [[سید ابوالحسن اصفهانی]] کسب فیض کرد، وی در همان جوانی از اساتید بزرگ نجف [[اجازه اجتهاد]] گرفت، تالیفات زیادی دارد ولی وی را با [[الغدیر]] می شناسند، سر انجام در 28ربیع الثانی 1349ش از جهان دیده فرو بست.
تولد و کودکی:
تولد و کودکی:
امینی در سال 1320ق  متولد شده است،<ref>یادنامه، ص نوزده</ref> ولی درباره تاریخ دقیق تولد ایشان  ﺳﻨﺪ ﻣﺤﮑﻤﯽ در دست ﻧﯿﺴﺖ، اصالت وی به  روستای سردهای شهر [[سراب]] بر می گردد که در تبریز متولد شده  و دوران کودکی را در همان جا گذرانده است.<ref>جدایی، ص4</ref>
امینی در سال 1320ق  متولد شده است،<ref>یادنامه، ص نوزده</ref> ولی درباره تاریخ دقیق تولد وی سند محکمی در دست نیست، اصالت وی به  روستای سردهای شهر [[سراب]] بر می گردد که در تبریز متولد شده  و دوران کودکی را در همان جا گذرانده است.<ref>جدایی، ص4</ref>
==اصل ونسب==
==اصل ونسب==
پدر وی  ﻣﯿﺮزا [[اﺣﻤﺪ اﻣﯿﻨﯽ]] و مادر وی [[منور خانم]]  بود ه است، وی فرزند بزرگ خانواده بوده ﻧﮑﺘﻪ ﺟﺎﻟﺐ ﺗﻮﺟﻪ اﯾﻦ ﮐﻪ آﻗﺎی ﻣﯿﺮزا احمداﻣﯿﻨﯽ و ﻣﻨﻮر ﺧﺎﻧﻢ ھﺮدو در ﯾﮏ روز اﻟﺒﺘﻪ در دو ﻣﮑﺎن ﻣﺘﻔﺎوت، ﻓﻮت ﮐﺮده اﻧﺪ . <ref>جدایی، ص5</ref>
پدر وی  ﻣﯿﺮزا [[اﺣﻤﺪ اﻣﯿﻨﯽ]] و مادر وی [[منور خانم]]  بود ه است، وی فرزند بزرگ خانواده بوده ﻧﮑﺘﻪ ﺟﺎﻟﺐ ﺗﻮﺟﻪ اﯾﻦ ﮐﻪ آﻗﺎی ﻣﯿﺮزا احمداﻣﯿﻨﯽ و ﻣﻨﻮر ﺧﺎﻧﻢ ھﺮدو در ﯾﮏ روز اﻟﺒﺘﻪ در دو ﻣﮑﺎن ﻣﺘﻔﺎوت، ﻓﻮت ﮐﺮده اﻧﺪ . <ref>جدایی، ص5</ref>

نسخهٔ ‏۲۶ فوریهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۵۹

عبدالحسین امینی معروف به علامه امینی وصاحب کتاب الغدیر، درس سال 1320در تبریز متولد شده وپس از سپری کردن دروس مقدماتی و از اساتید حوزه بزرگ حوزه تبریز استفاده نمود، پس از آن عازم نجف شده و از محضر اساتیدی چون سید ابوالحسن اصفهانی کسب فیض کرد، وی در همان جوانی از اساتید بزرگ نجف اجازه اجتهاد گرفت، تالیفات زیادی دارد ولی وی را با الغدیر می شناسند، سر انجام در 28ربیع الثانی 1349ش از جهان دیده فرو بست. تولد و کودکی: امینی در سال 1320ق متولد شده است،[۱] ولی درباره تاریخ دقیق تولد وی سند محکمی در دست نیست، اصالت وی به روستای سردهای شهر سراب بر می گردد که در تبریز متولد شده و دوران کودکی را در همان جا گذرانده است.[۲]

اصل ونسب

پدر وی ﻣﯿﺮزا اﺣﻤﺪ اﻣﯿﻨﯽ و مادر وی منور خانم بود ه است، وی فرزند بزرگ خانواده بوده ﻧﮑﺘﻪ ﺟﺎﻟﺐ ﺗﻮﺟﻪ اﯾﻦ ﮐﻪ آﻗﺎی ﻣﯿﺮزا احمداﻣﯿﻨﯽ و ﻣﻨﻮر ﺧﺎﻧﻢ ھﺮدو در ﯾﮏ روز اﻟﺒﺘﻪ در دو ﻣﮑﺎن ﻣﺘﻔﺎوت، ﻓﻮت ﮐﺮده اﻧﺪ . [۳]

پدر

پدر علامه امینی از علما بوده که در سال ۱۲۸۷ ق در روستای سُردها ـ از توابع تبریز ـ به دنیا آمد [۴] و در سال ۱۳۰۴ هـ. ق برای یادگیری دانش به تبریز رفت. میرزا احمد پس از تکمیل مقدمات، از استادان بسیاری کسب فیض کرد و در رشته‌های گوناگون دین به فراگیری علم مشغول شد، به گونه‌ای که آیت الله میرزا علی شیرازی و استاد میرزا علی ایروانی، دانش و پارسایی وی را تأیید کردند. برخی آثار به یادگار مانده از ایشان عبارتند از: شرحی بر قصیده المفجع و تعلیقاتی بر مکاسب شیخ انصاری. این مرد بزرگ درسال ۱۳۷۰ هـ. ق، دیده از جهان فرو بست.[۵] [۶]

دوران کودکی

امینی از همان کودکی تحصیلات را نزد پدر روحانی خویش آغاز نمود،[۷] وی نزد پدر، ادبیات فارسی ، عربی ، منطق و تا اندازه‌ای فقه و اصول آموخت. در کنار این‌ها، عبدالحسین به کتاب‌های حدیثی و اعتقادی نیز اشتیاق زیادی داشت، وعلاقه ای به فراگیری قرآن و نهج البلاغه از خود نشان می داد. [۸]

تحصیلات

ایشان مقدمات علوم از قبیل ادبیات فارسی و عربی ، منطق ، فقه واصول را در تبریز فرا گرفت . وی همراه با تحصیل علوم حوزه به حفظ اشعاری چون الفیه ابن مالک در علم نحو پرداخت . و اشعاری از بزرگان دین واز جمله شعری از حضرت علی (ع) را حفظ کرد.

مهاجرت

عبدالحسین در سال 1336 ق و به قولی 1342 ق. برای ادامه تحصیلات به نجف اشرف مهاجرت کرد و در درس محمد فیروز آبادی و سید ابوتراب خوانساری حاضر گردید. وی در اوان جوانی به مقام بلند علمی دست یافت و از مراجع بزرگی چون سید ابوالحسن اصفهانی ،میرزامحمد حسین نایینی شیخ عبدالکریم حائری یزدی و شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی اجازۀ اجتهاد دریافت داشت واز برخی علمای دیگر نیز اجازۀ روایت گرفت ، که در این اجازات مقام علمی ،دینی و اجتماعی وی را ستوده بودند.[۹]

اساتید

پدرش

حاج سید محمد موسوی مشهور به " مولانا " ، مولفمصباح السالکین

حاج سید مرتضی خسروشاهی صاحب کتاب اهداء الحقیر در معنی حدیث غدیر

شیخ حسین مولف، صاحب کتاب هدیه الانام

سید محمد فیروز آبادی

سید ابوتراب خوانساری

سید ابوالحسن اصفهانی

میرزامحمد حسین نایینی

شیخ عبدالکریم حائری یزدی

شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی ) [۱۰] [۱۱]

درگذشت

رحلت وی را ظهر روز جمعه ۱۲ تیر ماه ۱۳۴۹هـ. ش (۲۸ ربیع الثانی ۱۳۹۰هـ .ق) عنوان کرده اند که دراین هنگام 68سال از عمرش می گذشت. [۱۲] [۱۳]آخرین سخنانی که در لحظه‌‌های آخر زندگی بر لبانش جاری شد، این بود: خداوندا! این سکرات مرگ است که به سویم می‌آید. پس به سوی من نظری کن و مرا با آن چه صالحان را کمک می‌کنی، کمک نما. [۱۴]فرزندشان حاج شیخ رضا امینی دعاهای عدیله ، مناجات متوسلین و مناجات المعتصمین را می‌خواند و علامه هم با حزن و اندوه و در حالی که اشک از چشمانشان سرازیر بود، دعاها را تکرار می‌کردند. [۱۵]

تشیع جنازه

بامداد روز شنبه ۱۳ تیر ماه، پیکر ایشان از خیابان شاهپور تا سه راه بوذرجمهری و از آن جا تا مسجدارک تشییع شد. مردم همانند کسی که عزیزترین کس خود را از دست داده باشند، در تشییع پیکر امین خود شرکت کردند به گونه‌ای که: میدان‌ها و خیابان‌ها پر بود از جمعیت؛ همه سیاه پوش و غرق در تجلیل علم. [۱۶] افزون بر تهران، در شهرهای بغداد ، کاظمین ، کربلا و نجف نیز پیکر علامه با شکوه فراوانی تشییع شد و پس از طواف دادن پیکر بر گرد آستان مقدس علوی به وصیت خودشان، در حجره‌ای از کتاب خانه امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) ـ که خود بنیان‌گذار آن بود ـ به خاک سپرده شد. [۱۷]

گوشه‌هایی از وصیت نامه

امینی در قسمتی از وصیت نامه خود عنوان می کند: : از فرزندان و دوستانم می‌خواهم که مرا از دعای خیر فراموش نکنند و در مجالس عزا و توسل و دعا مرا به یاد بیاورند. از طرف من، کسی را نایب قرار دهید تا ده سال به کربلا برود. ده سال مجلس عزا در روزهای شهادت فاطمه زهرا (علیها السلام) برگزار کنید.

نظرعلمای شیعی

سید ابوالحسن اصفهانی

وی در تقریظ خویش بر کتاب " شهیدان راه فضیلت" می فرمایند: " کتاب ارجمند" شهیدان راه فضیلت" را با امعان نظرنگریستم و دیدم . با حسن ظنی که به مولف امینش-علامه امینی- دارم،مطابقت دارد. این پرچمدار دانش و ادب و قهرمان جنبش فکری اسلامی، همان گونه است که زیبنده دانش و فضیلت و رای و بصیرت است. خدا این مجاهد مدافع را مدد نماید و بازوی این قهرمان را که از افتخارات و حریم همرایانش پاسداری می نماید بگیرد و در نشر فضائل و افتخارات رجال مذهبش یاری دهد. وی ... با ابداع وابتکارات جالبش بر نویسندگان متقدم و معاصرپیشی جسته ، در این کارنامه درخشان بسیار درس های پرارج علمی و تاریخی و ادبی واخلاقی بودیعت نهاده است .[۱۸]

شیخ محمد حسین غروی اصفهانی

شیخ محمد حسین غروی معروف به کمپانی ، در تقریظ خویش براولین کتاب علامه امینی ره ، علاوه برستایش و تمجید و تحسین کتاب به ستایش توانائی های ذاتی علامه نیزمی پردازند و می فرمایند : "از مطالعه "شهیدان راه فضیلت" و آن مایه از علم و تاریخ صحیح و تتبع و بررسی موشکافانه و امانت نقل که در آن نهفته است پی بردم که مولفش حائزهر دو امتیازاست هم حسن انتخاب دارد و هم حسن ترتیب و بیان. این هر دو،دوبرهانند بر نبوغ امینی در زمینه هنر نویسندگی و فضیلت راستگوئی و راستجوئی وبر چیره دستی در ساخت و پرداخت سخن... من بی اختیارزبان به ثنایش می گشایم که در فراهم کردن گزارشات تاریخی پراکنده، چنین سخت کوشیده ودر زنده کردن نام و یاد مجاهدان دانشمندی که خون خویش به پای نهال فضیلت نثار کرده اند، احساسات گرم نشان داده و غیرت و همت نموده است.[۱۹]

آقا بزرگ تهرانی

وی در تقریظ خویش بر کتاب " شهیدان راه فضیلت" درسال 1353 ه .ق می نویسند: "برعاطفه پاک و احساس تابناکش آفرین ،براستاد گرانمایه هنرمندی هزارآفرین که مظهر راستین دین است و جمال آئین و مردی پریقین ، به خاطر شاهکاری که برای امتش پدید آورده و جهدی که نموده و هنری که بخرج داده است."[۲۰]

دکتر محمد هادی امینی

وی که فرزند نیز می باشد : علامه در مورد نمازهای آن بزرگوار می‌گوید: او نمازش را در اول وقت و با حضور قلب به جای می‌آورد و در قنوت نماز گریه می‌کرد.

موسوی اردبیلی

وی می‌گوید: روزی در خدمت مرحوم آیت الله العظمی خویی حرکت می‌کردیم، مطلبی از ایشان پرسیده بودم. وقتی جوابم را گرفتم، می‌خواستم خداحافظی کنم. فرمود: علامه امینی از ایران برگشته‌اند؛ نمی‌خواهید به دیدن ایشان برویم؟ عرض کردم: امروز روز درس است، اگر اجازه بفرمایید ما روز دیگری می‌رویم و امروز به درس‌هایمان می‌رسیم. فرمود: مطئمن باشید ثواب زیارت ایشان از ثواب همه این درس‌ها بیش تر است. [۲۱]

سید مرتضی نجومی

در این باره می‌گوید: چه بگویم در مورد فردی که از سر تا پا ربانی بود. من در حیاتم ندیدم که کسی مثل او نماز بخواند. [۲۲]

استاد جلال الدین همایی

وی نیز در باره علامه امینی می‌گوید: کثرت کار و زحمت بی شماری که امینی در راه خدمت مذهبی کشید، کم کم قوای بدنی او را ضعیف ساخت تا منتهی به مرگ او گردید. هنگام احتضار لب‌های علامه را با آب مخلوط به خاک مقدس کربلا مرطوب ساختند.

نظر اندیشمندان اهل سنت

محمد عبدالغنی حسن مصری

وی که از عالمان اهل سنت می باشد با توجه به این ویژگی علامه، درباره ایشان چنین می‌سراید: یشتد فی سبب الخصومه لهجه

و کذلک العلماء فی اخلاقهم

لکن یرق خلیفه و طباعا

یتباعدون و یلتقون سراعا. [۲۳]

هنگام بحث، لحن او تند می‌شود.

ولی خوی و خلق او بسیار نرم است.

اخلاق دانشمندان این گونه است. از هم (به خاطر عقیده) دور می‌شوند،

ولی باز به زودی گرد هم می‌آیند.

محمد سعیددحدوح

وی که از عالمان بزرگ حلب می باشد در بخشی از نامه‌اش به علامه می‌نویسد: به راستی، شما روش و اخلاقی را از آل محمد (صلی الله علیه و آله) ارث برده‌اید که مانند آن را از غیر شما نخواهیم یافت، مگر تعداد قلیلی از پارسایان با اخلاص. [۲۴]

ویژگی های اخلاقی

عبادت

علامه به عبادت و راز و نیاز ، نمازهای مستحبی و قرآن خواندن بسیار مشتاق بود. نزدیک فجر به نماز شب می‌ایستاد و پس از آن که نماز صبح را به جای می‌آورد ، یک جزء کامل قرآن را با تدبر تلاوت می‌کرد. [۲۵] در ماه مبارک رمضان تمام کارهایشان را تعطیل می‌کرد و در کربلا یا نجف، به عبادت و اعمال وارد شده آن ماه مشغول می‌‌شد. و تا آخر عمر، مقید بود که در طول ماه رمضان ، ۱۵ بار قرآن ختم کند و ثواب ۱۴ ختم قرآن را به امامان معصوم و ثواب یک ختم را نیز به روح پدر و مادر بزگوارشان هدیه فرستد. [۲۶] هم چنین هزار رکعت نماز مستحبی را که در شب‌های ماه رمضان وارد شده است، به جای می‌آورد.

زهد و تقوا

وی با این که ۴۰ سال در نجف اشرف ساکن بود، ولی خانه‌ای شخصی نداشت؛ خانه‌ای نیز که در آخر عمر خریده بود، بین علامه و کتاب‌خانه مشترک بود. دکتر جعفر شهیدی درباره زهد علامه می‌گوید: درباره تقوای او باید همین را بگویم که به حقیقت، مصداقی بود از آیه کریمه یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومه لائم. [۲۷]

شجاعت

علامه نقل می‌کند: هنگامی که به حج بیت الله الحرام مشرف شدم، بعد از نماز صبح روز عرفه، به سوی عرفات حرکت کردم. وقتی به صحرای عرفات رسیدم، صحرا پر از جمعیت بود و از کثرت جمعیت جایی برای نشستن و نصب خیمه نبود، اما دیدم در گوشه بیابان، جایی خلوت است که مشخص بود مکان ویژه پادشاهان و اشراف عربستان است. به شخصی که وسایل مرا حمل می‌کرد، گفتم وسایل را به آن مکان ببرد. وسایلم را به آن جا برد و مزد او را پرداختم. وقتی مشغول نصب خیمه بودم، یکی از مأموران با صدای بلند فریاد زد و مرا از نصب خیمه منع کرد، ولی من به او توجهی نکردم. به طرف من آمد و دستم را گرفت تا مانع خیمه زدن در آن جا شود. ایستادم و گفتم: چه می‌خواهی؟ گفت: نصب خیمه در این مکان ممنوع است گفتم: چرا؟ گفت: مگر نمی‌بینی که این جا خیمه‌های امیر نصب شده است. در این لحظه با صدای بلند و با تعجب فریاد زدم (تا هر که داخل خیمه است بشنود): به امیرت بگو از سرزمین ما بیرون برود؛ این سرزمین بندگان است و برای امرا و رؤسا در این مکان، جایی نیست. مأمور ترسید و رفت تا کلام مرا به امیرش برساند. وقتی خبر به امیر رسید، فهمید که این فرد، شخصی عادی نیست که چنین شجاعتی دارد. از این رو، دیگر مانع علامه نمی‌شوند و ایشان در آن جا می‌ماند. [۲۸]

فرزندان

دﮐﺘﺮ ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪھﺎدی اﻣﯿﻨﯽ ﺷﯿﺦ رﺿﺎ اﻣﯿﻨﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﺎدق اﻣﯿﻨﯽ ﺷﯿﺦ اﺣﻤﺪاﻣﯿﻨﯽ ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪ اﻣﯿﻨﯽ ﺳﺮﮐﺎر ﺧﺎﻧﻢ ﮐﺒﺮی اﻣﯿﻨﯽ.[۲۹]

تالیفات

تالیف الغدیر

براي گردآوري مطالب الغدير سفرهاي پژوهشي بسيار كرد. اين سفرها عموماً به مطالعه و استنتاج و تهيه مأخذ و ملاقات با استادان مي‌گذشت. از جملة شهرهايي كه وي با اين هدف به آنها سفر كرد، مي‌توان حيدر‌‌آباد، دكن، عليگره، لكنهو، كانپور، جلالي (در هند) رامپور، فوعه، معرفه، قاهره (در مصر)، حلب، نبل و دمشق (در سوريه) را برشمرد. الغدير در رأس تأليفات علامه و حاصل زحمات 40 ساله ايشان است كه بالغ بر بيست جلد مي‌‌شود. مرحوم دكتر سيد جعفر شهيدى ـ كه خود در نجف و تهران از ياران آن فرزانه بود، نقل مى‏كند كه، روزى علامه امينى به من گفت: «براى تأليف «الغدير» ده هزار جلد كتاب خوانده‏ام.» وى در ادامه مى‏گويد: «او مردى گزافه‏گو نبود. وقتى مى‏گفت كتابى را خوانده‏ام، بدرستى خوانده و در ذهن سپرده و از آن يادداشت برداشته بود.» شهرت كتاب الغدير به بسياري از ممالك اسلامي و ساير مناطق جهان رسيده و همه جا منادي وحدت بين مسلمين گرديده است.[۳۰]

تالیفات دیگر

علامه اميني غير از الغدير تأليفات ارزشمند ديگري هم دارند، که عبارتند از: كامل‌الزيارات.

سيرتنا و سنتنا.

سيرة نبينا.

اعلام الانام في معرفة‌الملك.

شهداي راه فضيلت.

تفسير سورة حمد

ثمرات الاسفار.

رساله در علم درايه.

رساله در نيت.

رياض الانس.

راه و روش ما راه و روش پيامبر ماست.[۳۱]

تاسیس کتابخانه

یکی از میراث های ماندگار علامه امینی تأسیس کتاب خانه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در نجف اشرف می باشد. علامه امینی که برای گرد آوری منابع الغدیر، به کشورهای گوناگونی هم چون هند، مصر و سوریه سفر می‌کرد.

ایشان وقتی کتابخانه‌های دنیا را می‌دید، از این که نجف اشرف ـ که آن زمان مرکز علمی شیعه بود ـ یک کتاب خانه پربار و مجهز ندارد، ناراحت بود. سپس تصمیم گرفت کتاب‌خانه بزرگی در نجف دایر کند تا پاسخ گوی دانش پژوهان باشد. همین نبود کتابخانه مجهز و کافی، لازم بود که علامه را به فکر تاسیس کتابخانه تخصصی امیر المومنین (ع) بیندازد. البته علامه برنامه مهندسی و فرهنگی بسیار جامعی برای کتابخانه و اطراف آن طراحی کرده بود که بیماری به ایشان مجال چنین کار بزرگ دیگری را نداد . این طرح مهندسی را استاد فرزانه محمدرضا حکیمی در کتابشان به خوبی توضیح داده اند که مراجعه به آن کتاب ،خالی از لطف نیست. خلاصه در ماه جمادی الاولی سال ۱۳۷۳هـ.ق در سن ۵۳ سالگی،علامه کتاب خانه مجهزی را پایه گذاری کرد و به تهیه کتاب ها و فراهم آوردن کارهای ابتدایی مشغول شد. ایشان در قدم نخست، کتاب خانه خود را که حدود ۵ ـ ۶ هزار جلد کتاب معتبر و تاریخی داشت، وقف کتاب خانه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام کرد.[۳۲]

پانویس

  1. یادنامه، ص نوزده
  2. جدایی، ص4
  3. جدایی، ص5
  4. جدایی، ص5
  5. شهیدان راه فضیلت، ص 7.
  6. یادنامه ، ص بیست
  7. جدایی،12
  8. گلشن ابرار،ج ۲، ص ۷۲۷.
  9. یادنامه، ص نوزده
  10. جدایی، ص8
  11. یادنامه، ص نوزده
  12. رجایی،11
  13. یادنامه، ص بیست وهفت
  14. دراسه فی موسوعه الغدیر، کمال سید، ص ۲۵.
  15. حماسه غدیر، محمدرضا حکیمی، ص ۵۵۱.
  16. حماسه غدیر: ص ۳۴۷.
  17. ربع قرن مع العلامه: ص ۲۸۶.
  18. جدایی، ص12
  19. جدایی، ص13
  20. جدایی، ص13
  21. یادنامه: ص ۷۰.
  22. جرعه نوش غدیر: ص ۴۲.
  23. حماسه غدیر: ص ۲۰۵.
  24. ترجمه الغدیر: ج ۱، ص ۲۱.
  25. حماسه غدیر: ص ۵۵۱.
  26. یادنامه: ص ۲۳.
  27. حماسه غدیر: ص ۴۸۱.
  28. همرهی خضر، ص ۴۶.
  29. جدایی، ص 6
  30. جدایی، ص 16
  31. جدایی، ص16
  32. جدایی، ص17

منابع

  1. جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم ، گلشن ابرار، جلد دوم، چاپ دوم، قم،نشر معروف، سال1382 .
  2. لطفی مهدی، علامه امینی جرعه نوش غدیر، چاپ اول، قم، ناشر نسیم حیات، سال1379 .
  3. حکیمی محمدرضا، حماسه غدیر، دلیل ما، ۱۳۸۶
  4. گروهی از دانشمندان ، به اهتمام دکتر شهیدی سید جعفر و حکیمی محمد رضا، یادنامه علامه امینی،چاپ دوم،تهران، انتشارات رسالت، سال 1352
  5. علامه امینی، شهداء راه فضیلت، انتشارات روزبه، چاپ مشعل آزادی،
  6. شاکری حسین،همرهی حضر،مترجم محسن رفعت، پیام سفید، تهران، 1389ش