حافظ شیرازی: تفاوت میان نسخهها
Ahmadnazem (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
Ahmadnazem (بحث | مشارکتها) جز ←مذهب حافظ |
||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
[[قاضی نورالله شوشتری]] در کتاب [[مجالس المؤمنین]] درباره حافظ گفته است | [[قاضی نورالله شوشتری]] در کتاب [[مجالس المؤمنین]] درباره حافظ گفته است | ||
::«حافظ، عارف شیراز، سردفتر اهل راز و در حقایق و معارف ممتاز بود و دیوان او «لسان الغیب» و '''ایمان او مُبرّا از عیب و ریب است'''.»<ref>سید نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، تهران، ص۱۱۹.</ref> | ::«حافظ، عارف شیراز، سردفتر اهل راز و در حقایق و معارف ممتاز بود و دیوان او «لسان الغیب» و '''ایمان او مُبرّا از عیب و ریب است'''.»<ref>سید نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، تهران، ج۲، ص۱۱۹.</ref> | ||
از این عبارت او نتیجه گرفتهاند که وی قائل به تشیع حافظ بوده است. | از این عبارت او نتیجه گرفتهاند که وی قائل به تشیع حافظ بوده است. | ||
نسخهٔ ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۴۴
این مقاله نیازمند گسترش است. لطفاً اگر تخصص و توانایی گسترش این مقاله را دارید، آن را بهبود بخشید. |
آرامگاه حافظ | |
| اطلاعات | |
|---|---|
| لقب | لسان الغیب |
| زمینه فعالیت | شعر |
| تاریخ تولد | اختلافی: از ۷۱۳ تا ۷۲۰ق |
| محل تولد | شیراز |
| والدین | بهاءالدین |
| در زمان حکومت | شاه شیخ ابواسحاق |
| پیشه | شاعر |
| سبک نوشتاری | سبک عراقی |
| دیوان اشعار | دیوان حافظ |
| تخلص | حافظ |
| علت شهرت | غزل سرا |
صبحدم از عرش میآمد سفیری عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند
خواجه شمس الدین محمد متخلص به حافظ و ملقّب به لسان الغیب از بزرگترین شاعران پارسی زبان در قرن هشتم هجری. او را بزرگترین غزلسرای این زبان برشمردهاند. برخی گفتهاند وجه تخلص و شهرت او به حافظ، آن است که او، حافظ قرآن بوده و بسیاری از ابیات او ترجمان مفاهیم قرآنی است. حافظشناسان مذهب حافظ را شافعی دانستهاند ولی در عین حال با استناد به برخی ابیات دیوانش، بر گرایش و علاقه او به اهل بیت تاکید کردهاند.
زندگینامه
- خاستگاه و تولد
در مورد خاستگاه حافظ اتفاق نظر وجود ندارد. انصاری کازرونی (سده ۱۰ق.) اصل خاندان او را از عراق عجم و اهل رودآور همدان، و خود حافظ را زاده و رشدیافته شیراز دانسته است.[۱] ولی فخرالزمانی قزوینی، نیای حافظ را از مردم کوپای (کوهپای) اصفهان خوانده که در روزگار اتابکان فارس، به شیراز کوچ کرده است.[۲] لقب یا نام جدش را غیاث الدین و لقب یا نام پدرش را به اختلاف بهاءالدین یا کمال الدین آوردهاند.
در سال تولد حافظ اختلاف است و آن را از ۷۱۳ تا ۷۲۰ق گفتهاند.
- تحصیل علم
گویا حافظ و کسی که بعدها دیوان او را گرد آورده است، هر دو در مجلس درس «قوامالدین عبدالله بن نجمالدین محمود شیرازی» (درگذشته ۷۷۲ق) حضور مییافتهاند. در «مقدمه جامع دیوان» درباره اشتغال حافظ به درس آمده است:
- محافظت درس قرآن... و تحشیه کشاف و مفتاح و مطالعه مطالع و مصباح... از جمع غزلیاتش مانع آمدی.[۳]
مراد از کشاف کتاب الکشاف عن حقیقة التنزیل اثر زمخشری است که خود حافظ نیز در اشعارش از آن یاد کرده است. حافظ همچنین در اشعار خود به حضور در مدرسه، ۴۰ سال تحصیل علم و فضل، درس صبحگاهی و حفظ قرآن بر حسب قرائتهای مختلف اشاره کرده است.
- القاب و عناوین
حافظ در زمان خود تنها به لقب شمس الدین و تخلص حافظ مشهور بوده و القاب و عناوینی همچون خواجه، لسان الغیب، ترجمان الاسرار، عمدة العارفین و سلطان الشعرا و نیز نسبت او یعنی شیرازی، ظاهرا پس از مرگ او اطلاق شده است.[۴]
- حاکمان
شرایط سیاسی ایران در عصر حافظ نابسامان بود تا بدانجا که آن را عصر ملوکالطوایف ایران میان دو دولت ایلخانیان و تیموریان خواندهاند. در سال ۷۴۳ق. (دوره جوانی حافظ) ابواسحاق اینجو در شیراز به قدرت رسید که مردی شاعر و شعردوست بود و این امر در شعر حافظ بازتاب یافته است. حکومت او دیری نپایید و در سال ۷۵۸ق با غلبه مبارزالدین مظفری بر فارس و چیرگی «ظاهرپرستان پر تزویر»، دورهای تاریک برای حافظ پدید آمد که انعکاس آن نیز در اشعار او هویداست و هر جا از «محتسب» سخن گفته، گویا منظور او همین امیر مظفری است. پس از آن، دوره حکومت شاه شجاع آغاز میشود که فردی شاعر و ادیب بوده و حافظ ۳۲ سال از عمر خود را در زمان او سپری کرده و اشعار بسیاری درباره او گفته است.
مذهب حافظ
بهاءالدین خرمشاهی معتقد است:
همو در جای دیگر میگوید:
- گرایش او به خاندان پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) نیز دو وجه و محمل دارد: یکی تمایل به اهل بیت (ع) در نزد شافعی و پیروان او. دوم نوعی گرایش کلی و مبهم و کمرنگ به تشیع که در عصر حافظ باب شده بود.[۶]
قاضی نورالله شوشتری در کتاب مجالس المؤمنین درباره حافظ گفته است
- «حافظ، عارف شیراز، سردفتر اهل راز و در حقایق و معارف ممتاز بود و دیوان او «لسان الغیب» و ایمان او مُبرّا از عیب و ریب است.»[۷]
از این عبارت او نتیجه گرفتهاند که وی قائل به تشیع حافظ بوده است.
تاثیرپذیری از قرآن
حافظ شناسان در انس داشتن حافظ با قرآن و تاثیرپذیری شعر او از آن اتفاق نظر دارند و معتقدند مهمترین عامل انتخاب واژه «حافظ» به عنوان تخلص او، حفظ قرآن و انس داشتن با آن است. تاثیرپذیری شعر حافظ از قرآن از دو دیدگاه قابل بررسی است:
از لحاظ ساختار
ساختار غزل های حافظ مانند قرآن، خطی و تک مضمونی نیست، یعنی حافظ اسیر یک خط باریک معنایی نیست که ملزم باشد آن را از آغاز تا پایان غزل دنبال کند، بلکه سبک او سیری و دایرهای است یعنی در عین حفظ وحدت، به مضامین مختلف میپردازد.[۸]
از لحاظ معنا یا محتوا
استفاده حافظ از معانی قرآنی به ۳ گونه است:
۱. ترجمه: منظوم کردن ترجمه برخی آیات قرآن مانند:
- وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ (سوره انعام، ۱۶۴):
- فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ (سوره بقره، ۱۵۲)
۲. اقتباس: به معنای اشتمال کلام بر آیات قرآن مانند:
- إِنِّي آنَسْتُ نَارًا سَآتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ (سوره نمل، ۷)
۳. تلمیح: به معنای اشاره به قصص قرآنی مانند:
*اشاره به داستان سرد شدن آتش بر حضرت ابراهیم(ع): الگو:شعر2
عرفان در شعر حافظ
جمعی از علمای شیعه، اشعار حافظ را عرفانی دانسته و او را ستودهاند. مرتضی مطهری درباره عرفان حافظ گفته است:
- دیوان حافظ یك دیوان عرفانی است و درحقیقت یك كتاب عرفان است بعلاوه جنبه فنی شعر، به عبارت دیگر عرفان است بعلاوه هنر. در میان دواوین شعرای فارسی دیوان عرفانی زیاد است، اما دیوانی كه واقعاً از یك روح عرفانی سرچشمه گرفته باشد یعنی واقعاً عرفان باشد كه به صورت شعر بر زبان سراینده اش جاری شده باشد (نه اینكه شاعری بخواهد به سبك عرفان شعر گفته باشد)، زیاد نیست.[۹]
در کتاب «روح مجرد» نوشته آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی آمده است: مرحوم قاضی، حافظ شیرازی را هم عارفی کامل میدانستند و اشعار مختلف او را، شرح منازل و مراحل سلوک تفسیر میکردند.[۱۰]
جبرگرایی
بسیاری از اشعار حافظ رنگ و بوی جبرگرایی دارد و از این رو بسیاری از حافظپژوهان او را جبری مسلک شمردهاند ولی برخی نیز او را معتقد به اختیار دانستهاند. (برای آشنایی بیشتر رجوع کنید به اینجا)
فال حافظ
تفأل به شعر حافظ ریشهای دیرینه در فرهنگ ایران دارد. هر چند حافظ خود بارها به فال زدن اشاره دارد (به ناامیدی از این در مرو بزن فالی) ولی آنچه از قراین پیداست، فال گرفتن با دیوان حافظ احتمالا سالها پس از درگذشت او مرسوم شده است. به سبب همین ویژگی است که برخی، حافظ و برخی، دیوان او را به صفاتی چون لسان الغیب و ترجمان الاسرار توصیف کردهاند.
شرح و ترجمه
بر دیوان حافظ شرحهایی به زبان فارسی نوشته شده است از جمله:
- مرج البحرین: نوشته سیف الدین ابوالحسن عبدالرحمن لاهوری در سال ۱۰۲۶ق. این شرح به کوشش خرمشاهی و دیگراه با عنوان «شرح عرفانی غزلهای حافظ» به چاپ رسیده است.
- لطیفۀ غیبی: نوشته محمد بن محمد دارابی (۱۰۵۰ق) در شرح اشعار مشكل دیوان حافظ به همراه توضیح برخی اصطلاحات اهل تصوف و عرفان كه در سال ۱۳۵۷ در شیراز با همین عنوان چاپ شده است.
- بدر الشروح: نوشته بدرالدین اکبر آبادی در سال ۱۲۵۴ق. وی در این شرح از ۲۲ کتاب بهره برده است. این کتاب در سال ۱۳۳۳ق در هند چاپ سنگی و در سال ۱۳۶۲ در تهران افست شده است.
- حافظ نامه: نوشته بهاءالدین خرمشاهی که توسط انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است. چاپ بیستم آن مربوط به سال ۱۳۹۱ است.
- شرح شوق:نوشته سعید حمیدیان در پنج جلد که بیش از چهارهزار صفحه دارد و توسط نشر قطره در سال ۱۳۹۱ منتشر شدهاست.
همچنین دیوان حافظ به چندین زبان از جمله انگلیسی، عربی، فرانسوی، روسی، اردو، پنجابی، سندی، هندی، پشتو و بلوچی ترجمه شده است.

درگذشت
سال وفات حافظ ۷۹۲ق. است. او را در کتِ شیراز یا مصلای آن شهر دفن کردند و ۶۳ سال بعد عمارتی بر آن ساخته شد. آرامگاه کنونی او در سال ۱۳۱۶ش ساخته شده و به نام حافظیه معروف است.
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- انصاری کازرونی، ابوالقاسم، مرقوم ئنجم کتاب سلم السموات، به کوشش یحیی قریب، تهران، 1340ش.
- خرمشاهی، بهاء الدین، ذهن و زبان حافظ، ص۲۴ تهران، ۱۳۶۲ش
- خرمشاهی،حافظ، طرح نو،۱۳۷۸ش
- خرمشاهی،حافظ نامه، علمی و فرهنگی، چاپ یازدهم، ۱۳۷۹ش
- خواندمیر، غیاث الدین، حبیب السیر، به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران، 1353ش.
- شوشتری، سید نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، نشر اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۵ق.
- فخرالزمانی، عبدالنبی، تذکره میخانه، به کوشش احمد گلچین معانی، تهران، 1367ش.
- معین، محمد، حافظ شیرین سخن، به کوشش مهدخت معین، تهران، 1369ش.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دایرة المعارف بزرگ اسلامی
- ↑ انصاری کازرونی،مرقوم پنجم کتاب سلم السموات، ص۱۴.
- ↑ فخرالزمانی، تذکره میخانه، ص۸۵.
- ↑ گلندام، محمد، مقدمه جامع دیوان حافظ، ص ۴۷ و ۴۸
- ↑ خواندمیر،حبیب السیر، ۳(۲)، ص۲۸۸؛ معین، حافظ شیرین سخن، ج۱، ص۹۷.
- ↑ حافظ نامه، خرمشاهی، قسمت «حافظ و اشعریگری»
- ↑ حافظ، بهاء الدین خرمشاهی، ص ۱۶۱
- ↑ سید نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، تهران، ج۲، ص۱۱۹.
- ↑ خرمشاهی، ذهن و زبان حافظ، ص۲۴
- ↑ پایگاه جامع شهید مطهری
- ↑ تبیان