کاربر:H.shamloo/صفحه تمرین۱: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
مناقبخوانی یا منقبتخوانی آیین خواندن اشعار یا متونی با موضوع بیان مناقب، احادیث، کرامات و القاب امامان شیعه(ع) و داستانهای مربوط به آنان با آواز بلند در معابر عمومی تعریف شده است.<ref>قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص یط؛ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۷-۴۶۸.</ref> گفته شده که گاه مناقبخوانی با بدگویی از برخی صحابه همراه بوده است.<ref>ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۵.</ref> به اجراکننده این آیینْ مناقبی، مناقبخوان یا منقبتخوان میگفتهاند.<ref>رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.</ref> در برخی منابع، از مناقبخوانی با عنوان مداحی یاد شده است.<ref>قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص یز؛ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.</ref> مناقبخوانی از انواع حماسه دینی قلمداد شده است.<ref>ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۷.</ref> | مناقبخوانی یا منقبتخوانی آیین خواندن اشعار یا متونی با موضوع بیان مناقب، احادیث، کرامات و القاب امامان شیعه(ع) و داستانهای مربوط به آنان با آواز بلند در معابر عمومی تعریف شده است.<ref>قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص یط؛ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۷-۴۶۸.</ref> گفته شده که گاه مناقبخوانی با بدگویی از برخی صحابه همراه بوده است.<ref>ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۵.</ref> به اجراکننده این آیینْ مناقبی، مناقبخوان یا منقبتخوان میگفتهاند.<ref>رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.</ref> در برخی منابع، از مناقبخوانی با عنوان مداحی یاد شده است.<ref>قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص یز؛ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.</ref> مناقبخوانی از انواع حماسه دینی قلمداد شده است.<ref>ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۷.</ref> | ||
مناقبخوانی را عاملی برای بقا، تبلیغ و گسترش تشیع و افزایش نفوذ سادات و علویان دانسته شده است.<ref>جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۸؛ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۴۶.</ref> مناقبخوانان فقط خود را مداح اهلبیت(ع) میدانستهاند؛<ref>کاشی، تاریخ محمدی، مقدمه محقق، ۱۳۷۷ش، ص۱۵.</ref> هرچند همه آنان شیعه نبودهاند.<ref>محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۲۷؛ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.</ref> در بعضی مقاطع تاریخی، منقبتخوانان در سراسر ایران، بهویژه در خراسان، دارای جایگاه برجسته دانسته شدهاند.<ref>کاشی، تاریخ محمدی، مقدمه محقق، ۱۳۷۷ش، ص۱۲.</ref> در برخی منابع، حکایاتی درباره توجه کرامتآمیز اهلبیت(ع) به مناقبخوانان نقل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ياقوت حموی، معجم | مناقبخوانی را عاملی برای بقا، تبلیغ و گسترش تشیع و افزایش نفوذ سادات و علویان دانسته شده است.<ref>جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۸؛ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۴۶.</ref> کاشفی با استدال به [[آیه مودت|آیه ۲۳ سوره شوری]] محبت اهلبیت(ع) را برای مسلمانان لازم دانسته و معتقد است که کسی که کسی را دوست دارد باید دائم به ستایش او مشغول باشد.<ref>کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۰.</ref> بر این اساس، گفته شده که مناقبخوانان فقط خود را مداح اهلبیت(ع) میدانستهاند؛<ref>کاشی، تاریخ محمدی، مقدمه محقق، ۱۳۷۷ش، ص۱۵.</ref> هرچند همه آنان شیعه نبودهاند.<ref>محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۲۷؛ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.</ref> در بعضی مقاطع تاریخی، منقبتخوانان در سراسر ایران، بهویژه در خراسان، دارای جایگاه برجسته دانسته شدهاند.<ref>کاشی، تاریخ محمدی، مقدمه محقق، ۱۳۷۷ش، ص۱۲.</ref> در برخی منابع، حکایاتی درباره توجه کرامتآمیز اهلبیت(ع) به مناقبخوانان نقل شده است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: ياقوت حموی، معجم الادباء، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۷۸۹.</ref> بهنظر [[رسول جعفریان]]، گسترش مناقبخوانی در قرن هشتم و نهم عاملی مهم در روی کار آمدن [[صفویان]] و نشر تشیع در ایران بوده است.<ref>جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۱۰۰.</ref> [[عبدالله بن عیسی افندی|افندی]] جایگاه بعضی چهرههای مناقبخوان در رواج تشیع در ایران به اندازه [[علامه حلی]] و [[محقق کرکی]] دانسته شده است.<ref>افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ۳۰۸.</ref> | ||
نخستین و بهترین منبع اطلاع درباره مناقبخوانی در جوامع شیعی کتاب [[النقض (کتاب)|نقض]] دانسته شده است.<ref>محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۰۹؛ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۸.</ref> همچنین، کتاب [[فتوتنامه سلطانی (کتاب)|فتوتنامه سلطانی]] نوشته [[ملا حسین واعظ کاشفی|ملاحسین کاشفی سبزواری]] منبعی ارزنده برای آشنایی با مناقبخوانی و آداب آن دانسته شده است.<ref>افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.</ref> بهگزارش جعفریان، بسیاری از دیوانهای منقبتخوانی بهچاپ نرسیده و گستره وسیع منقبتخوانی چنان است که نیاز به کاوش در میان نسخههای خطی برای احیاء این آثار است.<ref>جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۱۰۰.</ref> | نخستین و بهترین منبع اطلاع درباره مناقبخوانی در جوامع شیعی کتاب [[النقض (کتاب)|نقض]] دانسته شده است.<ref>محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۰۹؛ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۸.</ref> همچنین، کتاب [[فتوتنامه سلطانی (کتاب)|فتوتنامه سلطانی]] نوشته [[ملا حسین واعظ کاشفی|ملاحسین کاشفی سبزواری]] منبعی ارزنده برای آشنایی با مناقبخوانی و آداب آن دانسته شده است.<ref>افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.</ref> بهگزارش جعفریان، بسیاری از دیوانهای منقبتخوانی بهچاپ نرسیده و گستره وسیع منقبتخوانی چنان است که نیاز به کاوش در میان نسخههای خطی برای احیاء این آثار است.<ref>جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۱۰۰.</ref> | ||
از نظر برخی محققان، از فتوتنامه سلطانی ارتباط گسترده مناقبخوانان با تشکیلات [[فتوت]] روشن میشود؛<ref>برای نمونه نگاه کنید: افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.</ref> بهطوری که بعضی مناقبخوانان رسماً از اهل فتوت دانسته شدهاند.<ref>افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰ | از نظر برخی محققان، از فتوتنامه سلطانی ارتباط گسترده مناقبخوانان با تشکیلات [[فتوت]] روشن میشود؛<ref>برای نمونه نگاه کنید: افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.</ref> بهطوری که بعضی مناقبخوانان رسماً از اهل فتوت دانسته شدهاند.<ref>افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.</ref> از نظر کاشفی در میان اهل فتوت هیچ گروهی بلندمرتبهتر از مناقبخوانان نیست.<ref>کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۰.</ref> همچنین، او مناقبخوانان را نزدیکترینِ [[طریقت|اهل طریقت]] به [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر(ص)]] و [[اهلبیت(ع)]] بهقلم آورده است.<ref>کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۱.</ref> کاشفی مناقبخوانان را شایسته سه نوع احترام دانسته است: اول دعا، دوم ثنا و سوم عطا؛ او این سه نوع تکریم را مستند به عمل پیامبر(ص) و [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]] و [[امام سجاد علیهالسلام|امام سجاد(ع)]] کرده است.<ref>کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۳.</ref> | ||
==تاریخچه== | ==تاریخچه== | ||
عبدالجلیل رازی در نقض، | عبدالجلیل رازی در نقض، در نیمه قرن ششم قمری، تصریح کرده که مناقبخوانی آئینی نو نیست و سابقهای قدیمی دارد.<ref>محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۱.</ref> کاشفی برای مناقبخوانی ریشههایی قدیمیتر جستوجو کرده است: او این آیین را بازمانده از [[میکائیل]] و [[جبرئیل]] دانسته که اولین مداحان [[اهلبیت(ع)]] بودهاند.<ref>کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۲.</ref> کاشفی در میان مسلمانان اولین مناقبخوان را [[حسان بن ثابت]] دانسته و ابیات او در مدح [[واقعه غدیر|غدیر]] را بهعنوان نمونه آورده است.<ref>کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۲-۲۸۳.</ref> شعری از کسایی مروزی<ref>کسائی مروزی، اشعار حکیم کسائی مروزی، ۱۳۶۴ش، ص۴۷.</ref> (درگذشت: ۳۹۱ق) دلیل بر وجود این آیین و این اصطلاح دانسته شده است.<ref>ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۶</ref> | ||
شعری از کسایی مروزی | |||
ای کسایی هیچ مندیش از نواصب و از عدو تا چنین گویی مناقب دل چرا داری حزین.<ref>ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۶.</ref> | ای کسایی هیچ مندیش از نواصب و از عدو تا چنین گویی مناقب دل چرا داری حزین.<ref>ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۶.</ref> | ||
| خط ۳۱۷: | خط ۳۱۴: | ||
* کاشفی سبزواری، حسین بن علی، فتوتنامه سلطانی، تحقیق محمدجعفر محجوب، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۰ش. | * کاشفی سبزواری، حسین بن علی، فتوتنامه سلطانی، تحقیق محمدجعفر محجوب، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۰ش. | ||
* کاشی، حسن، تاریخ محمدی، تحقیق رسول جعفریان، قم، کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران، ۱۳۷۷ش. | * کاشی، حسن، تاریخ محمدی، تحقیق رسول جعفریان، قم، کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران، ۱۳۷۷ش. | ||
* کسائی مروزی، مجدالدین ابوالحسن، اشعار حکیم کسائی مروزی، بهکوشش مهدی درخشان، تهران، ۱۳۶۴ش. | |||
* محجوب، محمدجعفر، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، در ادبیات عامیانه ایران (مجموعهمقالات محمدجعفر محجوب درباره افسانهها و آداب و رسوم مردم ایران)، بهکوشش حسن ذوالفقاری، تهران، نشر چشمه، ۱۳۸۶ش. | * محجوب، محمدجعفر، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، در ادبیات عامیانه ایران (مجموعهمقالات محمدجعفر محجوب درباره افسانهها و آداب و رسوم مردم ایران)، بهکوشش حسن ذوالفقاری، تهران، نشر چشمه، ۱۳۸۶ش. | ||
* ياقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء ( ارشاد الاريب الى معرفة الاديب)، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار الغرب الاسلامی، ۱۴۱۴ق. | * ياقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء ( ارشاد الاريب الى معرفة الاديب)، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار الغرب الاسلامی، ۱۴۱۴ق. | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||
نسخهٔ ۱ سپتامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۴۵
تعریف و جایگاه
مناقبخوانی یا منقبتخوانی آیین خواندن اشعار یا متونی با موضوع بیان مناقب، احادیث، کرامات و القاب امامان شیعه(ع) و داستانهای مربوط به آنان با آواز بلند در معابر عمومی تعریف شده است.[۱] گفته شده که گاه مناقبخوانی با بدگویی از برخی صحابه همراه بوده است.[۲] به اجراکننده این آیینْ مناقبی، مناقبخوان یا منقبتخوان میگفتهاند.[۳] در برخی منابع، از مناقبخوانی با عنوان مداحی یاد شده است.[۴] مناقبخوانی از انواع حماسه دینی قلمداد شده است.[۵]
مناقبخوانی را عاملی برای بقا، تبلیغ و گسترش تشیع و افزایش نفوذ سادات و علویان دانسته شده است.[۶] کاشفی با استدال به آیه ۲۳ سوره شوری محبت اهلبیت(ع) را برای مسلمانان لازم دانسته و معتقد است که کسی که کسی را دوست دارد باید دائم به ستایش او مشغول باشد.[۷] بر این اساس، گفته شده که مناقبخوانان فقط خود را مداح اهلبیت(ع) میدانستهاند؛[۸] هرچند همه آنان شیعه نبودهاند.[۹] در بعضی مقاطع تاریخی، منقبتخوانان در سراسر ایران، بهویژه در خراسان، دارای جایگاه برجسته دانسته شدهاند.[۱۰] در برخی منابع، حکایاتی درباره توجه کرامتآمیز اهلبیت(ع) به مناقبخوانان نقل شده است.[۱۱] بهنظر رسول جعفریان، گسترش مناقبخوانی در قرن هشتم و نهم عاملی مهم در روی کار آمدن صفویان و نشر تشیع در ایران بوده است.[۱۲] افندی جایگاه بعضی چهرههای مناقبخوان در رواج تشیع در ایران به اندازه علامه حلی و محقق کرکی دانسته شده است.[۱۳]
نخستین و بهترین منبع اطلاع درباره مناقبخوانی در جوامع شیعی کتاب نقض دانسته شده است.[۱۴] همچنین، کتاب فتوتنامه سلطانی نوشته ملاحسین کاشفی سبزواری منبعی ارزنده برای آشنایی با مناقبخوانی و آداب آن دانسته شده است.[۱۵] بهگزارش جعفریان، بسیاری از دیوانهای منقبتخوانی بهچاپ نرسیده و گستره وسیع منقبتخوانی چنان است که نیاز به کاوش در میان نسخههای خطی برای احیاء این آثار است.[۱۶]
از نظر برخی محققان، از فتوتنامه سلطانی ارتباط گسترده مناقبخوانان با تشکیلات فتوت روشن میشود؛[۱۷] بهطوری که بعضی مناقبخوانان رسماً از اهل فتوت دانسته شدهاند.[۱۸] از نظر کاشفی در میان اهل فتوت هیچ گروهی بلندمرتبهتر از مناقبخوانان نیست.[۱۹] همچنین، او مناقبخوانان را نزدیکترینِ اهل طریقت به پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) بهقلم آورده است.[۲۰] کاشفی مناقبخوانان را شایسته سه نوع احترام دانسته است: اول دعا، دوم ثنا و سوم عطا؛ او این سه نوع تکریم را مستند به عمل پیامبر(ص) و امام علی(ع) و امام سجاد(ع) کرده است.[۲۱]
تاریخچه
عبدالجلیل رازی در نقض، در نیمه قرن ششم قمری، تصریح کرده که مناقبخوانی آئینی نو نیست و سابقهای قدیمی دارد.[۲۲] کاشفی برای مناقبخوانی ریشههایی قدیمیتر جستوجو کرده است: او این آیین را بازمانده از میکائیل و جبرئیل دانسته که اولین مداحان اهلبیت(ع) بودهاند.[۲۳] کاشفی در میان مسلمانان اولین مناقبخوان را حسان بن ثابت دانسته و ابیات او در مدح غدیر را بهعنوان نمونه آورده است.[۲۴] شعری از کسایی مروزی[۲۵] (درگذشت: ۳۹۱ق) دلیل بر وجود این آیین و این اصطلاح دانسته شده است.[۲۶]
ای کسایی هیچ مندیش از نواصب و از عدو تا چنین گویی مناقب دل چرا داری حزین.[۲۷]
در متن نقض از برخوردهایی که از سوی حکومت با مناقب خوانان می شده یاد شده است.[۲۸]
عبدالجلیل رازی، ضمن اشاره به قدمت مناقب خوانی از رونق آن در دوره خود در مناطق ری قزوین قم و کاشان، ساوه، نیشابور، سبزوار، گرگان، و مازندران سخن گفته است.[۲۹]
به گفته جعفریان، ادبیات مناقب سرایی در قرن ششم جدی تر می شود: به طوری که برخی از سنیان دارای گرایش شیعی اشعاری در منقبت امام علی سرودند.[۳۰]
از نظر جعفریان، رشد تشیع در عراق عجم، تحت تأثیر تشیع بغداد و نجف در قرن پنجم و ششم قمری بستر مناسبی برای رشد منقبت سرایی و منقب خوانی ایجاد کرد؛ به طوری که شاعران فراوانی ری قصاید زیادی در منقبت امامان سرودند. جعفریان دلیل دیگر این رشد را، استقبال شیعیان از مناقب خوانان در مراسم عمومی شیعیان دانسته که سبب شکلگیری یک جریان گسترده منقبت خوانی در قرن ششم در ری و شهرهای سبزوار و ساری و آمل شده بود.[۳۱]
به گفته جعفریان، با توجه به اطلاعاتی که در نقض و فهرست منتجب الدین رازی[۳۲] آمده میتوان حدس زد که دهها دیوان شعر مناقب سرایی فارسی شیعی دیگر هم در قرن ششم در ری و اطراف آن وجود داشته که از میان رفته است.[۳۳]
به گفته جعفریان، از کتاب نقض[۳۴] بر می آید که مناقب خوانی در تمام مناطق شیعی نشین ایران رواج کامل داشته است.[۳۵]
جعفریان معتقد است که در قرن هفتم و هشتم و نهم، سرایش اشعار مناقب خوانی در میان شیعیان ایران، بسیار اوج گرفت. به گفته او، بسیاری از این اشعار از میان رفته، اما همین اندازه که باقی مانده نشانه گستردگی آن است.[۳۶]
جعفریان یکی دیگر از زمینه های سرایش اشعار مناقب خوانی در ایران را منقبت امام رضا به دلیل وجود مرقد او در ایران دانسته که منشأ عشق ایرانیان به ویژه خراسانیان به امام بوده است.[۳۷] او نمونه هایی از مناقب سروده شده برای امام را آورده است.[۳۸]
قرن هشتم و نهم قمری، زمانی دانسته شده که جریان منقبتخوانی به صورت یک سنّت پایدار در بخشهای شیعی و حتی میان سنیان دوازده امامی درآمده بوده و خراسان بزرگ و ری و اطراف آن پایگاه اصلی آن دانسته شده است.[۳۹]
به گفته جعفریان، از قرن هفتم و هشتم شاعران اندکی را می شناسیم که نسخه ای از برخی از اشعار مناقب خوانی آنان باقیمانده که امتداد جریان مناقبخوانی در شعر فارسی شیعی را نشان می دهد؛ از آن جمله اطلاعاتی در باره سه شاعر شیعی گمنام از قرن هشتم که آثاری از آنان در یک نسخه خطی[۴۰] برجا مانده است.[۴۱] این سه شاعر نصرت علوی رازی، حمزه کوچک و دیگری شهاب بن علی سمنانی هستند.[۴۲]
در قرن هشتم قمری، دولت سربداران در خراسان سبب رواج شعر مناقبی در خراسان، از سوی شاعرانی شد که یا در خدمت سربداران بودند و یا در حاشیه حکومت آنان زندگی می کرده اند؛ کسانی چون ابن یمین فریومدی، لطف الله نیشابوری و امیرشاهی[۴۳]
کسی چون نظام استرآبادی که دیوانی سرشار از اشعار مناقبی دارد، حلقه اتصال مناقب سرایان قرن هشتم و نهم به دوره صفویه قلمداد شده است.[۴۴]
کتاب روضة الشهداء موجب تحول عظیم در تاریخ مداحی و مناقب خوانی به شمار رفته که از پس تألیف آن و در دوره صفویه مناقب خوانی و روضه خوانی (خواندن کتاب روضة الشهداء) بههم درآمیخت.[۴۵]
گفته شده که در دوره صفویه بازار مناقب خوانی بسیار گرم شد و آنان که در کسوت درویشی و قلندری بودند و وابسته به فتیان در تبلیغ و ترویج محبت اهل بیت به یاری حکومت صفویه شتافتند.[۴۶]
گروهی از مناقب خوانان به تبرائیان نامبردار شدند که در کوچه و مسجد و بازار ضمن خواندن اشعار در منقبت مولای درویشان خلفای سهگانه را لعن می کردند؛ از جمله آنان از باباعشقی تبرائی یاد شده که در هرات تبرا میکرد و پس از فتح هرات توسط ازبکان به طرز فجیعی کشته شد.[۴۷]
در تذکره نصرآبادی از یکی از مناقب خوانان دوره صفویه به نام میرظلی یاد شده از سادات مشهد بوده و صدایی خوش داشته و مناقب خوانیش در مردم تأثیر بسیار می گذاشته است.[۴۸]
برخی معتقدند که مناقب خوانان در دوره صفویه بسیار بوده اند و داستان برخی از آنان در متون عامیانه آمده است.[۴۹]
گفته شده که از دوره قاجار به بعد درویشان مناقب خوان درویش عجم خوانده میشدند؛ فرقه عجم که امروزه تقریباً از بین رفته شاخه ای از درویشان خاکساریه قلمداد شده است.[۵۰]
به غیر از درویشان عجم، باقی خاکساران در هیئت درویشی مناقب خوانی می کرده اند؛ این رفتار در فتوت نامه سلطانی[۵۱] پرسه یا پارسه خوانده می شده است.[۵۲]
به گفته برخی محققان، در دوره قاجاریه برپا کردن معرکه مناقب خوانی در برخی طریقت های صوفیه شیعی تنها از پس رسیدن به مرتبه خاص در طریقت ممکن بوده است.[۵۳]
سرانجام مناقب خوانی چنین گزارش شده که به مرور زمان از حلقه قلندران و درویشان جدا شد و بهصورت یک حرفه در آمد و ادامه یافت.[۵۴]
اشعار منقبت خوانان کهن کمتر به جای مانده، ولی سنت منقبت خوانی در دوران های بعد از قرن ششم تداوم داشته است.[۵۵]
یکی از نخستین نمونه های منقبت خوانی شعر بندار رازی دانسته شده است[۵۶]
در دوره آل بویه شیعیان اقدام به مدح و رثای امامان و ذکر مناقب آنان در اماکن عمومی می کردند که از آن به عنوان مناقب خوانی یاد شده است.[۵۷]
قدرت یافتن شیعیان در بغداد به واسطه تسلط آل بویه موجب رشد مناقب خوانی در بغداد دانسته شده است؛ امری که با خشم حنبلیان بغداد و درگیری با آنان همراه بوده است.[۵۸]
بهگزارش برخی منابع، در دوره ای مناقب خوانی توسط رییس حنبلیان بغداد ممنوع شد و زنی مناقب خوان به دستور او کشته شد.[۵۹]
گفته شده که در دوره آل بویه مناقب خوانی برای اهل بیت به اشکال مختلف در مراسمها و مناسبت ها رونق بیشتری گرفت و سب صحابه هم رایج شد.[۶۰]
گفته شده این سنت در قرن های دوم و سوم هجری رایج نبوده و رواج آن در دوره آل بویه موجب خروج برخی عالمان سنی از بغداد شد.[۶۱]
در عراق عرب از نوحه خوانی مناقبیانی چون ابن اصدق احمد المزرق و زنی به نام سکینه نائحه یاد شده که در ملا عام نوحه گری می کرده است.[۶۲]
گفته شده که در بغداد مناقبیان شیعه در مراکز و محافل اهل سنت مناقب خوانی می کردند؛[۶۳] برای نمونه از مهیار دیلمی، ۴۲۸ق، یاد شده که روزهای جمعه در جامع منصوری بغداد و در حضور بزرگان سرودهای خود درباره اهل بیت انشاد می کرده است.[۶۴]
گفته شده که گروهی از شیعیان نیز لباس مندرس می پوشیدند و و خود را به دیوانگی می زدند و و در مناقب اهل بیت و مثالب مخالفان آنان سخن می گفتند و اهل سنت به حساب دیوانگی آنان متعرض آنان نمی شد.[۶۵]؟
در دوره آل بویه مناقب خوانان آزادی عمل بیشتری داشتند به طوری که در شهرها مسافرت می کردند و در اجتماعات مختلف مناقب خوانی می کردند؛[۶۶] برای نمونه از ناشی صغیر م۳۶۵ق[۶۷] محمود کشاجم ۳۶۰ یا ۳۵۰ ق[۶۸] یاد شده است.
بر اساس برخی گزارش های تاریخی،[۶۹] گفته شده که مناقب گویی همراه با غلو موجب واکنش اهل سنت می شده است.[۷۰]
غالب ترین نوع مناقب خوانی در دوره آل بویه مرثیه سرایی در ایام محرم و جشن و سرور در عید غدیر دانسته شده است.[۷۱]
گفته شده که با تضعیف آل بویه درگیری اهل سنت با مناقب خوانی و مخاطبان آن بیشتر می شد؛ به طوری که آل بویه توان مدیریت آن را نداشته است.[۷۲]
ادامه فعاليت مناقبيان را در قامت سننی چون مداحی، روضهخوانی، پردهخوانی، حملهخوانی و شبيه خوانی و تعزيهگردانی جستوجو کرده اند؛ هر چند روند کلی این آیین را، چه در قرن چهارم و پنجم و چه در دوره های بعد، از آسيب هاي جدي، هم در محتوا و هم در روش، مصون دانسته نشده است.[۷۳]
آیین مناقب خوانی در عهد سامانیان ظهور کرد و در دوره غزنویان و سلجوقیان با وجود مخالفت های حکام فراگیر شد.[۷۴]
اوج شکوفایی این آیین در دوره آل بویه دانسته شده است.[۷۵]
در دوره ایلخانان و تیموریان این آیین رواج داشت، ولی با روی کار آمدن صوفیه و به موازات رونق یافتن روضه خوانی به تدریج این آیین رو به افول نهاد و در دوره های بعد رو به اضمحلال رفت.[۷۶]
واعظ کاشفی هم در فتوت نامه سلطانی از مناقب خوانان نام برده و دو قرن پس از او در ابومسلم نامه قصایدی برای اجرا توسط مناقب خوانان مکتوب شده است.[۷۷]
مناقبخوانی شیعی در برابر فضائلخوانی سنی
به گفته محمدجعفر محجوب، ادیب و متخصص ادب عامه، عبدالجلیل رازی شعرهایی که به عنوان مناقب سرایی از سنائی و قوامی رازی نقل کرده اشعاری درجه اول هستند؛ اما آنچه از اشعار فضائلیان آورده، و به طنز «شعر غرّا»خوانده، بسیار سست و از اشعار ساخته عوام است.[۷۸]
بنا بر تحلیل محجوب، از متن نقض[۷۹] برمی آید که فضائل خوانان سنی مذهب در برابر مناقب امام علی[۸۰] کسانی از بددینان را جمع کردند تا از داستان های پهلوانی ایران باستان داستان هایی در مجامع عمومی بخوانند.[۸۱]
عبدالجلیل رازی از برخی رخدادهای کرامت آمیز در حق مناقب خوانان یاد کرده است[۸۲] او همچنین از رخدادهای نقمت آمیزی که برای فضائل خوانان رخ داده یاد کرده است.[۸۳]
به گزارش جعفریان، سنیان در برابر مناقب خوانان شیعه دست به کار مشابهی زدند؛ آنان در ری «فضائلخوانانی» را به راه انداختند تا به مقابله با شیعیان پرداخته و فضائل مخالفان اهل بیت را منتشر کنند.[۸۴]
مناقب خوانی موجب خشم سنیان تندرو خوانده شده است.[۸۵]
عبدالجلیل رازی، به رغم نظر نویسنده بعض فضایح الروافض که گفته مناقب خوانان از ترس در ویرانه ها به مناقب خوانی می پرداخته اند، گفته که آنان در محلات سنی نشین همان قدر مناقب می خوانند که در محلات شیعه.[۸۶]
به گفته ذبیح الله صفا، ادیب و مورخ، در قرن هشتم و نهم به جز شاعران شیعی سراینده مناقب خوانی، شاعران اهل سنت متعصبی چون عبدالرحمن جامی نیز به سرودن این اشعار اهتمام داشته اند.[۸۷]
به گفته جعفریان، گسترش شعر منقبتی در قرن هشتم و نهم طوری است که می تواند دلایل توفیق بعدی صفویان را در نشر تشیع در ایران درک کرد؛ صفویان بر موجی سوار شدند که مناقب خوانان و مناقب سرایان شیعه در سراسر ایران به راه انداخته بودند.[۸۸]
محدث ارموی با استفاده از نقض[۸۹] به این نتیجه رسیده که مناقب خوانی مناقب خوانان با مخالفت همراه می شده است؛ چون امر به مذهبی خاص بوده و اینکه بهشدت در اذهان عمومی مؤثر بوده است.[۹۰]
گزارش عبدالجلیل رازی[۹۱] درباره مناقب خوانی و فضائل خوانی چنین صورت بندی شده است: در سده ششم و قائدتاً قبل از آن دو گروه مذهبی در گذرگاه ها عمومی و کوچه و بازار معرکه می گرفتند و به دیگر سخن هنگامه میگستردند: گروهی که شیعه بودند و مناقب خوان نامیده می شدند و گروه دیگر که فضائل خوان بودند و سنی مذهب.[۹۲]
مناقب خوانان برای توده مردم از دلاوری ها و کرامت های امام علی شعر می خواندند و در قبال آن فضائل خوانان از فضائل سه خلیفه اول سخن می گفتند.[۹۳]
فضايل خواني كه به تقليد از مناقب خواني شيعيان صورت ميگرفت عبارت بود از ذكر فضايل برای خلفاي سه گانه.[۹۴]
مناقبیان از مناقبخوان و مناقبسرا
عبدالجلیل رازی در موضعی از کتاب نقض برخی شاعران مناقب سرا را یاد کرده، که کسائی و سنائی از جمله آنان است.[۹۵]
بیتی که عبدالجلیل رازی از مناقب سرودهشده سنائی نقل کرده است:[۹۶]
جانب هرکه با علی نه نکوست
هرکه گو باش،من ندارم دوست
محجوب، کسائی را از استادان درجه اول سخن پارسی دانسته که دیوان او از میان رفته و از میان مناقب فراوان او تنها چهار بیت به ما رسیده است:
مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
آن کیست بدین حال و که بودهاست که باشد
جز شیر خداوند جهان حیدر کرّار
این دین هدی را به مثل دایرهای دان
پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار
علم همه عالم به علی داد پیمبر
چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار.[۹۷]
به گفته محجوب در دیوان قوامی رازی یکی دو قصیده مناقب وجود دارد.[۹۸]
گفته شده که سنائی اشعار بسیار در منقبت پیامبر و خاندان او و علی و امام حسن و امام حسین سروده است.[۹۹]
نمونه هایی از منقبت سرایی های کسائی درباره در مدح امام علی، امام سجاد و امام صادق را نقل کرده است.[۱۰۰]
جعفریان ملک الکلام بندار رازی، درگذشت:۴۳۳ق را یکی از نخستین شاعران شیعی که در مناقب اهل بیت شعر لطیف فارسی سروده دانسته که تنها یک دوبیتی از وی برجای مانده است:
تا تاج ولایت علی بر سرمه
هر روج مرا خوش تر و نیکوترمه
شکرانه اینکه میر دین حیدرمه
از فضل خدا و منّت مادرمه[۱۰۱]
جعفریان دیوان قوامی رازی را نشان دهنده اوج شعر مناقبی از قرن ششم قمری دانسته است؛[۱۰۲] شاعری که عبدالجلیل رازی او را در جمع مناقب سرایان شیعه آورده است.[۱۰۳]
ابوالمفاخر رازی از دیگر مناقب سرایان شمرده شده است؛ که تنها چند ده بیت از اشعار او در روضة الشهداء درج شده است. از نظر جعفریان، طبعاً اشعار منقبتی بیشتری داشته که از میان رفته است.[۱۰۴]
ناصرخسرو قبادیانی نیز به دلیل اشعار مدح در دیوانش از جمله مناقب سرایان تلقی شده است.[۱۰۵]
سیف فرغانی از دیگر سرایندگان اشعار مناقب خوانی بر شمرده شده است.[۱۰۶]
جعفریان شیخ حسن کاشی (درگذشت: بعد از ۷۰۸ق) را چهره درخشان منقبت خوانی[۱۰۷] و سرحلقه مناقب خوانان پس از خود[۱۰۸] برشمرده است؛ کسی که نقشش در رواج تشیع در ایران به اندازه نقش علامه حلی و محقق کرکی دانسته شده است.[۱۰۹]
گفته شده که از حسن کاشی اشعار مناقب خوانی بسیاری باقی مانده که از مشهورترین آنها هفتبند اوست که سرمنشأ سرایش بسیاری از اشعار مناقب خوانی پس از وی بوده تا دوره صفوی بوده است.[۱۱۰]
مناقب کاشی درباره امام رضا بی مانند خوانده شده است.[۱۱۱]
در قرن نهم قمری، یکی از بزرگ ترین منقبت سرایان محمد بن حسام خوسفی به قلم آمده که آثار منظوم برجا مانده از او نشان از عمق تفکر تاریخی و احساس و عاطفه شیعی او دانسته شده است.[۱۱۲]
محدث ارموی از قسمتی از االنقض برداشت کرده که مناقب خوان بر مداح شیعی اطلاق می شده و فضائل خوان بر مداح سنی.[۱۱۳]
به گفته عبدالجلیل رازی[۱۱۴] یکی از سخن سرایان شیعی در قرن ششم عبدالملک بن بنان قمی شهرتی داشته و مناقب خوانان قصیده های او را در معابر می خواندند.[۱۱۵]
ایرج افشار بر اساس جُنگی دستنویس از سده هشتم، سه مناقبخوان را معرفی کرده است: حمزه کوچک ورامینی، نصرت رازی و شهاب سمنانی.[۱۱۶]
در قرن هشتم، مناقب خوان شهیر حسن کاشی قلمداد شده که اصلش از کاشان بوده و زاده آمل.[۱۱۷]
سمرقندی در تذکرة الشعراء تأکید کرده که کاشی غیر از مناقب ائمه چیزی نگفته و به مدح ملوک اشتغال نداشته است.[۱۱۸]
حسن کاشی در کسوت درویشان سفرمی کرده و در معابر منقبت امام علی را میخوانده است.[۱۱۹] نقل شده که کاشی در حرم رضوی مناقب خوانی می کرده است.[۱۲۰]
مناقب خوان دیگر حسن سلیمی تونی بوده است.[۱۲۱]
مناقب خوان دیگر لطف الله نیشابوری مرگ ۸۱۰ق که قصایدی در مدح پیامبر و امام علی و امامان معصوم داشته است.[۱۲۲]
در سده نهم ابن حسام خوسفی مناقب خوانی نامدار شمرده شده است. اشعار او در منقبت امام علی است.[۱۲۳]
مناقب خوانانی چون لطف الله نیشابوری و ابن حسام خوسفی صاحب ولایت خوانده می شدند و در میان مردم به زهد و عرفان شناخته می شدند[۱۲۴]
در فتوت نامه سلطانی نام چند مناقب خوان گمنام دیگر سیاهه شده است: درویش محمدعلی غراخوان طبرسی، سید امیر حاج آملی، ابومسلم قزوینی، صاحبشاه خرقانی، اخی علی تونی.[۱۲۵]
آنانی که اشعارشان در منقبت علی و اهل بیت را خود می سروده اند که نمونه شاخص آن را حسن کاشی دانسته شده است.[۱۲۶]
ملا حسین واعظ کاشفی خود از گروه مناقب خوانان بهشمار رفته است.[۱۲۷]
بیشتر مناقب خوانان افرادی عامی و غیر فاضل خوانده شده اند.[۱۲۸]
فردوسی، کسائی مروزی، ابوالمفاخر رازی و بسیاری دیگر سرخیل منقب خوانان قرار گرفته اند.[۱۲۹]
جعفریان کاشی را مناقب خوانی دانسته که از پس چند نسل مناقب خوان شهرتی در مناقب خوانی به دست آورده و آثار او بر جای مانده است.[۱۳۰]
از مشهورترین مناقب سرایان کسایی مروزی، قوامی رازی، سنایی غزنوی، حسن کاشی، محتشم کاشانی، کمال بن غیاث شیرازی، همای شیرازی و قاآنی، و از مناقب خوانان ابن حسام خوسفی، حسن سلیمی، سید کاظم بلبل کابلی، را می توان نام برد.[۱۳۱]
محمد علی رجبی کیاسری، در ساری، براتعلی زابلستانی در بهشهر، سید مصطفی سعیدی در بروجرد، ابوالقاسم دانش پژوه در کاشمر، نیز در زمره مناقب خوانان معاصر هستند.[۱۳۲]
جعفریان شیخ حسن کاشی (درگذشت: بعد از ۷۰۸ق) را چهره درخشان منقبت خوانی[۱۰۷] و سرحلقه مناقب خوانان پس از خود[۱۰۸] برشمرده است؛ کسی که نقشش در رواج تشیع در ایران به اندازه نقش علامه حلی و محقق کرکی دانسته شده است.[۱۰۹]
ساختار و محتوا
عبدالجلیل رازی در جای دیگر در جواب نویسنده بعض فضائح الروافض که اشعار مناقب خوانان را ضعیف خوانده نمونه ای از اشعار فضائل خوانان را یاد می کند و آن را رکیک می خواند و می گوید که محتوای مناقب شیعی توحید و زهد و مناقب است و جز «فلسفی اباحی خارجی» با آن دشمنی نمی کند.[۱۳۳]
به گزارش محجوب، از مطالب نقض درباره محتوای مناقب خوانی ها چنین بدست می آید که حاوی داستان هایی از کرامات امام علی[۱۳۴] برخی دیگر از ائمه[۱۳۵] بوده که از منظر اهلسنت غلوآمیز و همراه با افسانهسرایی بوده است.[۱۳۶]
محجوب از وجود برخی متون مناقب خوانی در دست نویس های ابومسلم نامه یاد کرده است.[۱۳۷] این مناقب در وضعیت های مختلف و در رخدادهای متفادت در جنگ های ابومسلم خراسانی علیه بنی امیه توسط شخصیت های مختلف خوانده می شده است [۱۳۸]
به گفته محجوب در این متون مناقب خوانی داستان های اغراق آمیز و بی اصل هم می آمده است[۱۳۹]
به نظر محجوب، مناقب خوانی بیشتر به صورت منظوم بوده و به رغم گفته عبدالجلیل درباره برخی مناقب سرایان بلندمرتبه چون کسائی، آنچه از متون مناقب که در دست است شعرهایی سست و قابل فهم عوام است.[۱۴۰]
به گزارش محدث ارموی، محتوای مناقب خوانیها مضامین حکیمانه، از قبیل پند و اندرز و دعوت به خداپرستی و اثبات عدل و رد بر مجبره و زنادقه و ترهیب از دنیا و شرح بی اعتباری و بی وفایی آن و ترغیب به آخرت و عمل برای آن و شکر بر تشیع با یاد کرد از نام ائمه داوزده گانه و شرایط امامت از قبیل نص و علم عصمت بوده است. محدث ارموی نمونه کامل وجود این شرایط را در اشعار قوامی رازی نشان داده است.[۱۴۱]
برخی محققان با استفاده از متنی از دولتشاه سمرقندی[۱۴۲] ولایتنامه را نوعی ادبی دانسته که به نظم بوده و مناقبخوانان در سرودن آن تبحر داشته اند.
برخی با تکیه به دیوان ابن حسام خوسفی گفته اند که ولایت نامه به منظومه هایی گفته می شده که درباره قهرمانیها و کرامت های امام علی سروده می شده و غالبا آمیخته به افسانه ها بوده است.[۱۴۳]
برخی با تکیه بر محتویات خاوران نامه خوسفی که نوعی ولایتنامه بوده است و نقل اشکال نویسنده فضایح الروافض در نقض[۱۴۴] درباره آمیختگی محتوای مناقب خوانی ها با افسانه چنین نتیجه گرفته اند که از دیرباز سخنان مناقب خوانان درباره امام علی آمیخته به افسانه و مطالب بی اساس بوده که مورد قبول علمای شیعه نبوده است.[۱۴۵]
از مضامین پرتکرار در قصاید مناقب خوانان مدح دوازده امام،[۱۴۶] ذکر مصیبت کربلا،[۱۴۷] خودستایی شاعر با لحن حماسی بهدلیل تشیع و توفیق مدح معصومان،[۱۴۸] تحقیر شاعری و شاعران و رقابت با آنان بهخصوص با فردوسی،[۱۴۹] آشنایی با شاهنامه،[۱۵۰] استفاده از نام و صفت پهلوانان شاهنامه در متون مناقب خوانی.[۱۵۱]
در نظر مناقب خوانان شعر فقط باید در مدح یا رثای اهل بیت باشد.[۱۵۲]
علی نامه از جمله ولایت نامه ها خوانده شده و شاعر آن از جمله مناقب خوانان به قلم آمده است[۱۵۳]
به نظر جعفریان، یکی از جهات مهم در تفکر مناقب خوانان شیعه، در آثاری مانند علینامه[۱۵۴] و تاریخ محمدی،[۱۵۵] آن است که از شاعران می خواهند تا دستمایه های نثر و نظم خود را در سرگرمساختن مردم، نه داستانهای کهن ایرانی، بلکه مناقب اهل بیت قرار دهند.[۱۵۶] جعفریان این موضوع را دلیلی برای این دانسته که شاعران شیعه در طول قرن هفتم تا نهم و پس از آن در دوره صفوی، مناقب خود را با محتوای فضائل سرشار می ساختند[۱۵۷]
آداب و ابزار
برای زیر عکس: فتوت نامه سلطانی اثری ارزنده دانسته شده که بیش از هر اثری موجب آشنایی با مناقب خوانی و روش کار مناقب خوانان می شود.[۱۵۸]
از کتاب نقض چنین برداشت شده که مناقب خوانان و فضائل خوانان در معابر عمومی میگشتهاند و فضائل و مناقب میخواندهاند.[۱۵۹] از کتاب نقض چنین برداشت شده که مناقب خوانی در مواردی موجب شهرت مناقب خوان می شده است.[۱۶۰]
از کتاب نقض چنین برداشت شده که مناقب خوانان توسط همکیشان شیعه خود دوره می شدند و به آنها بخشش هایی داده می شده است.[۱۶۱]
به گفته محجوب، گاهی مناقبخوانان به جای گردش در بازار، در جای ثابتی معرکه میگرفتهاند[۱۶۲]
از نظر محجوب پوشش خاص و روش خاص مناقب خوانان برای تأثیرگذاری بیشتر بوده است.[۱۶۳]
غراخوانان کسانی دانسته شده اند که مناقب را به نثر می خوانده اند.[۱۶۴]
مناقب خواندن در بازارها و مجامع عمومی در آن زمان قرن پنج و شش شایع و مرسوم بوده است.[۱۶۵]
مناقب خوانان هنگامه داشته اند یعنی معرکه ای که مناقب را در جمع عمومی ارائه می کرده اند.[۱۶۶]
گروهی که با منتقبت خوانی بر در خانه ها از مردم گدایی می کرده اند که این گروه مورد نکوهش کاشفی قرار گرفته اند.[۱۶۷]
انواع مناقب خوانان در کتاب واعظ کاشفی مناقب خوانان ساده خوان که فقط منظومه های را یا به عربی یا فارسی می خواندند.[۱۶۸]
غراخوانان که معجزات و مناقب را به نثر ادا می کردند و مرصع خوانان که گاه به نظم و گاه به نثر مناقب می خواندند و برتر از دو گروه دیگر شمرده شده اند.[۱۶۹]
ابزار کار مناقب خوانان نیزه، توق، شده، سفره، چراغ و تبرزین برشمرده شده است.[۱۷۰]
فتوت نامه سلطانی: مناقب خوانان نیزه ای بلند را که بر سر آن پاره ای نمد می بستند توق می نامیدند. آن نیزه را بر زمین میدان معرکه گیری خود فرو می کردند تا جایی که سایه توق امتداد می یافت حیطه معرکه گیری مداح صاحب آن طوق محسوب می شد و هیچ مداحی اجازه نداشت در حیطه مداح دیگری معرکه بگیرد و مداحی کند.[۱۷۱]
او درباره آداب مناقبخوانی چنین گفته است: در تقوا و طهارت در مرتبه ای باشد که از ارواح معصومان شرمنده نباشد؛ دوم آنکه طریقه طاعت و عبادت را بر اساس دستور اهل بیت انجام دهد؛ سوم، آنکه مدح و منقبت را برای مزد و غرض نخواند؛ سوم آنکه در مدح غلو نکند که به کفر بینجامد.[۱۷۲]
او برای مناقبخوانان اهل بیت بیست صفت لازم برشمرده است؛ که صدق، زهد و ایثار از جمله آنها هستند.[۱۷۳]
از نظر او مناقب خوانان اهل بیت باید از ۳۰ صفت دور باشند؛ از جمله غفلتورزیدن، دروغ گفتن و ظلم کردن.[۱۷۴]
او قواعدی را هم برای حسن معاشرت بین مداحان و مناقبیان ترتیب داده که دوستیکردن با هم برای رضای خدا از جمله آنهاست.[۱۷۵]
کاشفی سبزواری انواع مناقب خوانی را چنین صورتبندی کرده است: دسته اول، آنان که فقط شعر میخوانند یا به عربی و فارسی و آنان را مداح ساده خوان می گویند؛ دوم آنان که فقط مناقب به نثر می خوانند و آنان را غراخوانان می گویند. سوم مرصع خوانان هستند که نمثر و نظم در میان هم می خوانند که از دو گروه دیگر دارای فضل بیشتری هستند.[۱۷۶]
کاشفی خصوصیت مداحان را در پوشش ندانسته بلکه در نیزه و توق و شده سفره و چراغ و تبرزین دانسته است.[۱۷۷]
او برای علت انتخابشدن برخی از این ابزارها داستانی از زندگی معصومان آورده است.[۱۷۸]
توق نیزه ای با پارچه ای در بالای آن برای نشان دادن حدود معرکه هر مناقب خوان دانسته شده است.[۱۷۹]
شدّه تبرکی است در آستانه یکی از ائمه که بر توق می بندند. اما شده جدا باشد و طوق جدا او واضع شده را امام علی در جنگ احد بر می شمرد[۱۸۰]
مناقب خوانان دوره گرد بودند و در کوچه و خیابان و بازار و مساجد و منقبت می خوانده اند.[۱۸۱]
آنان این کار را بدون واهمه انجام می داده اند.[۱۸۲]
مناقب خوان در کوچه و خیابان ها پرسه می زدند و به آواز بلند اهل بیت را مدح می کردند. مردم نیز در اطرافشان گرد می آمدند و گاه پولی به آنها می دادند.[۱۸۳]
مناقب خوانان به دستگاه های آوازی تسلط داشتند و معمولاً هنگام مناقب خوانی اشیائی به نام نیزه، توغ، سفره، بیرق، چراغ و تبرزین در دست می گرفتند.[۱۸۴]
تیتر
شعری برای جعبه درباره مداحی و مناقب خوانی[۱۸۵] عکس کتاب نقض و کتاب فتوت نامه سلطانی. برای زیر عکس: قدیمی ترین سند موجود درباره مناقب خوانی گزارش عبدالجلیل رازی در نقض است.[۱۸۶] مناقب خوانی ذکر مناقب اهل بیت به آواز بلند در معابر عمومی دانسته شده است.[۱۸۷]
برای جعبه نقل قول: از نظر کاشفی مداحان و مناقب خوانان کسانی هستند که پیوسته مناقب اهل بیت را می خوانند و به یاد و سخن آنان اوقات خود را می گذرانند.[۱۸۸]
پانویس
- ↑ قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص یط؛ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۷-۴۶۸.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۵.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص یز؛ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۷.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۸؛ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۴۶.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۰.
- ↑ کاشی، تاریخ محمدی، مقدمه محقق، ۱۳۷۷ش، ص۱۵.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۲۷؛ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ کاشی، تاریخ محمدی، مقدمه محقق، ۱۳۷۷ش، ص۱۲.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ياقوت حموی، معجم الادباء، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۷۸۹.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۱۰۰.
- ↑ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ۳۰۸.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۰۹؛ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۸.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۱۰۰.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۰.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۱.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۳.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۱.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۲.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۲-۲۸۳.
- ↑ کسائی مروزی، اشعار حکیم کسائی مروزی، ۱۳۶۴ش، ص۴۷.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۶
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۶.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۱۰۸.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۴
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: منتجبالدین رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش، ص۴۲
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: عبدالجلیل رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۷۷.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۸.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۹.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۹.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۰.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۱-۹۲.
- ↑ افشار، مجموعه کمینه، ۱۳۵۴ش، ص۱۷۲-۱۸۷
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۳.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۳-۹۶.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۸.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۸.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۲.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»،ص۱۲.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»،ص۱۲.
- ↑ نصرآبادی، تذکره نصرآبادی، ص۴۲۷.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۳.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۴.
- ↑ برای نمونه ای نگاه کنید: کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۷۲
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۴.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۵.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۷.
- ↑ کاشی، تاریخ محمدی، مقدمه محقق، ۱۳۷۷ش، ص۱۱.
- ↑ کاشی، تاریخ محمدی، مقدمه محقق، ۱۳۷۷ش، ص۱۱.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۵.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۸.
- ↑ تنوخی، نشوار المحاضرة، بیروت، ج۲، ص۲۳۳.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۳۰.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۲۸.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۴۳۹.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۳۱.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۳۲.
- ↑ ثعالبی، یتیمة الدهر، ۱۳۵۲ق، ج۳، ص۱۸۳.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۳۲.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۲۸
- ↑ زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۱۶۸.
- ↑ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۹، ص۳۹۳.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۳۳.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۳۳.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۳۵
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۴۷.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۱.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۶۷
- ↑ ع
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۴.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۱۰۹-۱۱۰.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص.۱۱۲
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۸.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۸.
- ↑ عبدالجلیل رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۷۴.
- ↑ صفا، تاریخ ادبیات ایران، ج۴، ص۵۶.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۱۰۰.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۷۷.
- ↑ قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص یط.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۶۴-۶۵.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۸.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۸.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۳۵.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۲۳۱-۲۳۲.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۲۳۱-۲۳۲.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۱.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۲.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۱.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۱.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۴
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۵.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۲۳۲.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۶.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۶.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۸۹.
- ↑ ۱۰۷٫۰ ۱۰۷٫۱ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۰.
- ↑ ۱۰۸٫۰ ۱۰۸٫۱ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۲.
- ↑ ۱۰۹٫۰ ۱۰۹٫۱ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ۳۰۸.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۰-۹۱.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۱.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۸.
- ↑ قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص یز
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۲۳۰؛ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۵۰۴.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۸.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۸.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۸.
- ↑ تذکرة الشعراء، ص۲۹۷.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۸-۹.
- ↑ کاتب، تاریخ جدید یزد، ۱۳۵۷ش، ص۷۹.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۹.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۹.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۹.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۹-۱۰.
- ↑ منبع
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۲.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۲۶.
- ↑ کاشی، تاریخ محمدی، مقدمه محقق، ۱۳۷۷ش، ص۱۰.
- ↑ کاشی، تاریخ محمدی، مقدمه محقق، ۱۳۷۷ش، ص۱۱.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۵۷۷.
- ↑ برای نمونهای نگاه کنید: قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۶۶.
- ↑ برای نمونهای نگاه کنید: قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۷۰
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۲-۱۲۱۳.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۶-۱۲۱۸.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۶-۱۲۱۹.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۲۳.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۲۶.
- ↑ قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص کا.
- ↑ دولتشاه سمرقندی، تذکرةالشعراء، ۱۳۸۲ش، ص۴۳۶-۴۳۷.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۷.
- ↑ قزوینی رازی، نقض، ۱۳۵۸ش، ص۶۸
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۷.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۲۲-۲۴.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۲۴-۲۵.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۸.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۸-۱۹.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۲۷.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۲۱-۲۲.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۲۰.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۲۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: ربیع، علینامه، ۱۳۸۹ش، ص۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: کاشی، تاریخ محمدی، ۱۳۷۷ش، ص۱۵۹-۱۶۰
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۲.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۳.
- ↑ افشاری، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، ص۱۰.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۱.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۱.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۱.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۱۶.
- ↑ محجوب، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، ص۱۲۲۸.
- ↑ جعفریان، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، ص۹۲.
- ↑ قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص یح.
- ↑ قوامی رازی، دیوان قوامی رازی، ۱۳۷۴ق، مقدمه محقق، ص یط.
- ↑ کاشفی، فتوت نامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۱-۲۸۲.
- ↑ کاشفی، فتوت نامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۶.
- ↑ کاشفی، فتوت نامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۶.
- ↑ کاشفی، فتوت نامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۰.
- ↑ کاشفی، فتوت نامه سلطانی، ۱۳۵۰ش، ص۲۸۰.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۴.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۴.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۵.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۵-۲۸۶.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۶.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۶.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۶-۲۸۷.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۸.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۹۱
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۳۱.
- ↑ ایزدی و زیرکی، «مناقبخوانی در دوره آل بویه»، ص۳۱.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۱.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۸.
- ↑ رضایی، «مناقب خوانی»، ص۴۶۷.
- ↑ کاشفی سبزواری، فتوتنامه سلطانی، ۱۳۵۵ش، ص۲۸۱.
منابع
- افشاری، مهران، «جستوجویی در تاریخ مناقبخوانی و اشارههایی به منظومه علینامه»، در ضمیمه آینه میراث، شماره ۲۰، ۱۳۸۹ش.
- افندی، عبدالله بن عیسیبیگ، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، قم، کتابخانه عمومی حضرت آيتالله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۱ق.
- ایزدی، حسین و مهدی زیرکی، «مناقب خوانی در دوره آل بویه»، فصلنامه تاریخ اسلام، شماره ۳۳-۳۴، بهار و تابستان ۱۳۸۷ش.
- جعفریان، رسول، «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی»، نشریه مشکوة، شماره ۷، بهار ۱۳۸۲ش.
- رضایی، امیرحسین، «مناقب خوانی»، در فرهنگ سوگ شیعی، زیر نظر محسنحسام مظاهری، تهران، ۱۳۹۵ش.
- قوامی رازی، دیوان شرف الشعراء بدرالدین قوامی رازی (از گویندگان نیمه اول قرن ششم)، تحقیق میرجلالالدین محدث ارموی، تهران، چاپخانه سپهر، ۱۳۷۴ق/۱۳۳۴ش.
- کاشفی سبزواری، حسین بن علی، فتوتنامه سلطانی، تحقیق محمدجعفر محجوب، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۰ش.
- کاشی، حسن، تاریخ محمدی، تحقیق رسول جعفریان، قم، کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران، ۱۳۷۷ش.
- کسائی مروزی، مجدالدین ابوالحسن، اشعار حکیم کسائی مروزی، بهکوشش مهدی درخشان، تهران، ۱۳۶۴ش.
- محجوب، محمدجعفر، «از فضایل و مناقبخوانی تا روضهخوانی»، در ادبیات عامیانه ایران (مجموعهمقالات محمدجعفر محجوب درباره افسانهها و آداب و رسوم مردم ایران)، بهکوشش حسن ذوالفقاری، تهران، نشر چشمه، ۱۳۸۶ش.
- ياقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء ( ارشاد الاريب الى معرفة الاديب)، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار الغرب الاسلامی، ۱۴۱۴ق.