پرش به محتوا

کاربر:H.shamloo/صفحه تمرین۱

از ویکی شیعه
من سیرم از حیات وگرنه کنم روان
در هر قدم به روی زمین چشمهٔ حیات
بهر شفاعت گنه دوستان خویش
کردیم سینه را هدف تیر حادثات[۱]


سروش اصفهانی

بيخ درخت طوبى در خانه على است‌
جارى به زير سايهٔ او چشمه‌ٔ بقاست‌
كردش وصىّ خويش پيمبر به روز خُم‌
ز آواز او هنوز خَمِ چرخ پر صداست‌
در دست اوست روز قيامت لواى حمد
محمودْ بخت آن كه به زير چنين لواست‌
خواهى‌توانگرى دو جهان حُبّ او گزين‌
حُبّ‌ على‌ به هر دو جهان طُرفه‌كيمياست‌[۲]

تیتر

«
وصف صحنه‌ای از نبرد احد در اردیبهشت‌نامه
سپاه پیمبر گروها گروه
گریزان نهادند سر سوی کوه
علی ماند با آن خداوند پاک
دگر بودجانه که نامش سماک
ستاده علی پیش روی سپاه
نهشتی کس آید بر آهنگ شاه
همی خویشتن زد به چپّ و به راست
از او نیروی جنگجویان بکاست
ز هر سو همی داشتی پاس او
چکان خون ز تیغ چو الماس او[۳]
»

تیتر

به‌نوشتهٔ همایی، این مثنوی تحت تأثیر جو رایج در دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار برای ارائه آثار منظوم و منثور دربارهٔ واقعهٔ کربلا با اتکا بر منابع معتبر سروده شده است.[۴]

حمدالله مستوفی در نزهة القلوب پایتخت بودن همدان را به خوشی آب و هوای آن نسبت داده است.[۵]

مردم آنجا اكثر معتزله و مشبهه‌اند و درو مزارات متبركه مثل قبر خواجه حافظ ابوالعلاى همدانى و باباطاهر و عين القضات و غيره بسیار است.[۶]

شغل رئيس شهر و حومه ، که در زمان پیش از مغول هنوز جنبه پلیسی کنونی خود را نداشته، نیز به ارث از پدر به پسر می رسیده است. رئیس اول شخص شهر و نماینده منافع آن شمرده می‌شده و پادشاه توسط وی اراده خویش را به ساکنان شهر اعلام و ابلاغ می‌کرده است. به احتمال قوی رئیسان از میان افراد معروفترین خاندان‌های محلی منصوب می‌شدند و لااقل در آغاز چنین بوده است.[۷]

از اصحاب و وکیل امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) در همدان[۸] که سه فرزندش او هم از وکلای ائمه(ع) در همدان برشمرده شده‌اند.[۹]

« از نامهٔ امام هادی(ع) به مردم اهواز دربارهٔ رد تفویض:

اگر (خدا) از راه اهمال و سر خود نهادن (مردم) كار را به ايشان واگذاشته بود بر او لازم مى‌آمد بدان چه آنان اختيار كنند راضى باشد و آنان مستوجب پاداش از جانب او باشند و در برابر جنايتى هم كه مى‌كنند، چون آنها را سر خود رها كرده بوده است، كيفرى نبينند. و اين گفتار به دو معنى باز مى‌گردد: يكى اينكه بندگان بر او چيره شدند و او را بر آن داشتند كه آنچه ايشان به نظر و رأى خود برگزيده‌اند، خواه و ناخواه، بپذيرد كه در اين صورت سستى و ضعف خدا لازم آيد، يا اينكه خداى عزوجل به‌اراده خويش از كشيدن آنها به‌بندگى و قبولاندن امر و نهى خود بدان‌ها، چه بخواهند و چه نخواهند، درمانده است و امر و نهى خويش را به آنان واگذاشته و ايشان را به‌دلخواه خوشامد خودشان وانهاده و چون از اين كه آنان را به زير فرمان اراده خود درآرد ناتوان بوده، اختيار كفر و ايمان را به‌كف خودشان سپرده است[۱۰]

»

از نامهٔ امام هادی(ع) به مردم اهواز دربارهٔ رد جبرگرایی:
اما جبرى كه هر كس بدان معتقد باشد دچار خطاست، گفته آن كس است كه پندارد خداى عزوجل بندگان خود را به نافرمانی‌ها مجبور كرده و هم بدانها مجازاتشان مى‌كند. هر كسى چنين عقيده دارد خداوند را در حكم خود ستمگر دانسته و او را دروغگو شمرده[۱۱]

شعر «شعری برای جنگ» از قیصر امین‌پور دربارهٔ موشک‌باران دزفول

من از درون سینه خبر دارم
از خانه‌های خونین
از قصهٔ عروسک خون‌آلود
از انفجار مغز سری کوچک
بر بالشی که مملو رویاهاست
رویای کودکانهٔ شیرین...[۱۲]

  1. سروش اصفهانی، دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی، ۱۳۴۰ش، ج۲، ص۷۳۹.
  2. سروش اصفهانی، دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی، ۱۳۴۰ش، ج۱، ص۵۲-۵۳.
  3. سروش اصفهانی، دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی، ۱۳۴۰ش، ج۲، ص۱۱۹۱-۱۱۹۲.
  4. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۱۷.
  5. مستوفی، نزهة القلوب، ۱۳۸۱ش، ص۸۸.
  6. مستوفی، نزهة القلوب، ۱۳۸۱ش، ص۱۱۵.
  7. بارتولد، ترکستان‌نامه، ۱۳۵۲ش، ج۱، ص۵۰۳.
  8. جباری‏، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمة(ع)، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۵۲۶؛ قرشی‏، پژوهشی دقیق در زندگانی امام رضا(ع)، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۵۸ و ص۲۵۵.
  9. جباری‏، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمة(ع)، ۱۳۸۲ش، ج‏۲، ص۵۲۹.
  10. ابن‌شعبه حرانی، رهاورد خرد، ۱۳۷۶ش، ص۴۷۹.
  11. ابن‌شعبه حرانی، رهاورد خرد، ۱۳۷۶ش، ص۴۷۵
  12. امین‌پور، ، ص.