پرش به محتوا

کاربر:H.shayegh/صفحه تمرین2: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
H.shayegh (بحث | مشارکت‌ها)
H.shayegh (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۹: خط ۹:
مشهور فقها هدف از جهاد دفاعی را دفاع از اصل و اساس اسلام دانسته‌اند<ref>برای نمونه نگاه کنید به:شیخ طوسی، المیسوط، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۸.</ref>  در مقابل برخی نظیر [[ابن‌ادریس حلی|ابن‌ادریس]] جهاد دفاعی را دفاع از مسلمانان (جان، مال و ناموس) دانسته است<ref>ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴.</ref> برخی نیز نظیر [[شهید ثانی]]<ref>شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۳۷۹.</ref> و [[محمدحسن نجفی|صاحب جواهر]]، <ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۴.</ref> آن را در دفاع از شهرها و کشورهای اسلامی می‌دانند.
مشهور فقها هدف از جهاد دفاعی را دفاع از اصل و اساس اسلام دانسته‌اند<ref>برای نمونه نگاه کنید به:شیخ طوسی، المیسوط، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۸.</ref>  در مقابل برخی نظیر [[ابن‌ادریس حلی|ابن‌ادریس]] جهاد دفاعی را دفاع از مسلمانان (جان، مال و ناموس) دانسته است<ref>ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴.</ref> برخی نیز نظیر [[شهید ثانی]]<ref>شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۳۷۹.</ref> و [[محمدحسن نجفی|صاحب جواهر]]، <ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۴.</ref> آن را در دفاع از شهرها و کشورهای اسلامی می‌دانند.


به باور فقها در مشروعیت وجوب جهاد دفاعی، حضور یا اجازه [[امامان شیعه|امام‌(ع)]] و یا [[نیابت خاصه|نائب خاص]] یا [[نیابت عامه|عام]] ([[فقیه جامع‌الشرائط|فقیه جامع‌الشرایط]]) لازم نیست.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۳۷؛ طباطبایی کربلایی، ریاض المسائل، ۱۴۱۸ق، ج۸، ص۱۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۱۸؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۴۶۱.</ref> مشهور فقها «قدرت و توانایی بر دفاع و مقاومت» در برابر دشمن را کافی دانسته‌اند و بر همین اساس این نوع جهاد بر همه‌گان (آزاد و برده، مرد و زن، کوچک و بزرک، سالم و بیمار، نابینا و ناشنوا) <ref>شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۸.</ref> در صورت نیاز [[واجب کفایی]] است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: محقق حلی، شرائع الاسلام، ۱۴۹۸ق، ج۱، ص۲۸۷؛ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۳۷؛ کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۸۸؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۴۶۱.</ref> به عقیده کاشف‌الغطاء، جهاد دفاعی حتی قصد قربت هم لازم ندارد.<ref>کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۳۳۷.</ref>   
به باور فقها در مشروعیت وجوب جهاد دفاعی، حضور یا اجازه [[امامان شیعه|امام‌(ع)]] و یا [[نیابت خاصه|نائب خاص]] یا [[نیابت عامه|عام]] ([[فقیه جامع‌الشرائط|فقیه جامع‌الشرایط]]) لازم نیست.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۳۷؛ طباطبایی کربلایی، ریاض المسائل، ۱۴۱۸ق، ج۸، ص۱۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۱۸؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۴۶۱.</ref> مشهور فقها «قدرت و توانایی بر دفاع و مقاومت» در برابر دشمن را کافی دانسته‌اند و بر همین اساس این نوع جهاد بر همه‌گان (آزاد و برده، مرد و زن، کوچک و بزرک، سالم و بیمار، نابینا و ناشنوا) <ref>شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۸.</ref> در صورت نیاز [[واجب کفایی]] است.<ref>برای نمونه نگاه کنید به: محقق حلی، شرائع الاسلام، ۱۴۹۸ق، ج۱، ص۲۸۷؛ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۳۷؛ کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۸۸؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۴۶۱.</ref> به عقیده کاشف‌الغطاء، قصد قربت در جهاد دفاعی لازم نیست .<ref>کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۳۳۷.</ref>   


علت وجوب جهاد دفاعی، علاوه بر [[دلیل عقلی]]<ref>سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۱۵، ص۱۰۱.</ref> جلوگیری از نابود شدن کشورهای اسلامی و پیروزی [[کفر]] و [[شرک]] دانسته شده است.<ref>مروارید، سلسلة الینابیع الفقهیه، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۳۲.</ref> صاحب جواهر معتقد است<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۱۸-۱۹.</ref> [[اجماع]] ([[اجماع محصل|محصل]] و [[اجماع منقول|منقول]])<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۴۷.</ref> بر وجوب جهاد دفاعی وجود دارد چنانچه [[آیه|آیات]]{{یاد|[[آیه ۱۹۰ سوره بقره|آیات ۱۹۰ و ۱۹۱ سوره بقره]]؛ آیه ۲۱۶ سوره بقره؛ آیه ۱۲۳ سوره توبه؛ آیات ۳۹ و ۴۰ سوره حج؛ آیه ۶۰ سوره انفال}}و [[حدیث|روایات]]<ref>حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۱۶ق، ج۱۵، ص۳۰.</ref> بر این وجوب دلالت دارند.
علت وجوب جهاد دفاعی، علاوه بر [[دلیل عقلی]]<ref>سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۱۵، ص۱۰۱.</ref> جلوگیری از نابود شدن کشورهای اسلامی و پیروزی [[کفر]] و [[شرک]] دانسته شده است.<ref>مروارید، سلسلة الینابیع الفقهیه، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۳۲.</ref> صاحب جواهر معتقد است<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۱۸-۱۹.</ref> [[اجماع]] ([[اجماع محصل|محصل]] و [[اجماع منقول|منقول]])<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۴۷.</ref> بر وجوب جهاد دفاعی وجود دارد چنانچه [[آیه|آیات]]{{یاد|[[آیه ۱۹۰ سوره بقره|آیات ۱۹۰ و ۱۹۱ سوره بقره]]؛ آیه ۲۱۶ سوره بقره؛ آیه ۱۲۳ سوره توبه؛ آیات ۳۹ و ۴۰ سوره حج؛ آیه ۶۰ سوره انفال}}و [[حدیث|روایات]]<ref>حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۱۶ق، ج۱۵، ص۳۰.</ref> بر این وجوب دلالت دارند.

نسخهٔ ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۳۱

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

جهاد دفاعی زمانی است که کشور اسلامی مورد تهاجم قرار گرفته باشد. هدف از این جهاد حفظ اسلام و حفظ جان، مال و ناموس مسلمانان است خواه متجاوز کافر باشد یا مسلمان. جهاد دفاعی واجب کفایی است و تنها شرط آن قدرت و توانایی فرد بر دفاع و مقاومت در برابر دشمن ذکر شده است. مشهور فقها دفاع از اصل اسلام در زمان غیبت را جهاد فقهی می‌نامند.


مفهوم‌شناسی و جایگاه

جهاد دفاعی زمانی است که دشمنان بر مسلمانان حمله کنند و قصدشان تسلط بر سرزمین‌های اسلامی، اسارت گرفتن مسلمانان و یا تعرض به اموال و حریم زن و فرزندانشان باشد.[۱] مشهور فقها هدف از جهاد دفاعی را دفاع از اصل و اساس اسلام دانسته‌اند[۲] در مقابل برخی نظیر ابن‌ادریس جهاد دفاعی را دفاع از مسلمانان (جان، مال و ناموس) دانسته است[۳] برخی نیز نظیر شهید ثانی[۴] و صاحب جواهر، [۵] آن را در دفاع از شهرها و کشورهای اسلامی می‌دانند.

به باور فقها در مشروعیت وجوب جهاد دفاعی، حضور یا اجازه امام‌(ع) و یا نائب خاص یا عام (فقیه جامع‌الشرایط) لازم نیست.[۶] مشهور فقها «قدرت و توانایی بر دفاع و مقاومت» در برابر دشمن را کافی دانسته‌اند و بر همین اساس این نوع جهاد بر همه‌گان (آزاد و برده، مرد و زن، کوچک و بزرک، سالم و بیمار، نابینا و ناشنوا) [۷] در صورت نیاز واجب کفایی است.[۸] به عقیده کاشف‌الغطاء، قصد قربت در جهاد دفاعی لازم نیست .[۹]

علت وجوب جهاد دفاعی، علاوه بر دلیل عقلی[۱۰] جلوگیری از نابود شدن کشورهای اسلامی و پیروزی کفر و شرک دانسته شده است.[۱۱] صاحب جواهر معتقد است[۱۲] اجماع (محصل و منقول)[۱۳] بر وجوب جهاد دفاعی وجود دارد چنانچه آیات[یادداشت ۱]و روایات[۱۴] بر این وجوب دلالت دارند.

اطلاق عنوان جهاد به جنگ دفاعی

فقها در مورد اینکه آیا به جنگ دفاعی همانند جهاد ابتدایی، جهاد گفته می‌شود تا محکوم به احکام آن، از قیبل حُرمَت فرار، احکام خاص در غُسل و کفن و همچنین تقسیم غنایم باشد یا چنین نیست؛ نظرات متفاوتی بیان داشته‌اند. بنا به‌فتوای بیشتر فقیهان، این احکام شامل کسانی که در زمان غیبت با اذن نائب عام امام (فقیه جامع‌الشرایط)، برای دفاع در برابر هجوم دشمنان اسلام کشته می‌شوند، نیز می‌گردد.[۱۵] در مقابل برخی از فقها نظیر محقق حلی،[۱۶] شهید اول[۱۷] شهید ثانی[۱۸] و میرزای قمی[۱۹] جنگ دفاعی را جهاد نمی‌دانند به‌طوری که شهید اول در کتاب الدروس الشرعیة مصداق جهادی نبودن این نوع از دفاع را به ظاهر اقوال فقها استناد کرده است به همین علت برای جهاد دفاعی، احکام خاص جهاد را قائل نشده‌اند.[۲۰]

اهمیت جهاد دفاعی

  • وظیفه همگانی: به باور مشهور فقها جهاد دفاعی، تنها بر مسلمانانی واجب نیست که مورد هجوم دشمن‌اند، بلکه همه مسلمانان وظیفه دارند در دفاع از مسلمانی که در سرزمین‌های اسلامی مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، دفاع کنند[۲۱] و مادامی که به مقدار نیاز به دفاع برنخاسته باشند، تکلیف از هیچ‌کس ساقط نمی‌شود.[۲۲]
  • تزاحم جهاد دفاعی با واجبات و مُحرمات الهی: به اعتقاد فقها در صورت تزاحم[یادداشت ۲] بین جهاد دفاعی با سایر واجبات الهی نظیر حج؛ جهاد دفاعی مقدم بر انجام حج می‌شود.[۲۳] همچنین به باور فقها اگر دفاع از سرزمین‌های اسلامی، مستلزم و متوقف بر انجام محرمات الهی باشد نظیر هم‌کاری با سلطان جائر،[۲۴] کشتن مسلمانی که به‌عنوان سپر انسانی قرار داده شده باشد[۲۵] و یا جنگ در ماه‌های حرام [۲۶] جایز است.

اقسام جهاد دفاعی

از دیدگاه کاشف‌الغطاء جهاد پنج قسم است که فقط یک قسم آن ابتدایی است و چهار قسم آن به ترتیبی که ذکر می‌شود دفاعی است: [۲۷]

  1. گاه برای حفظ اساس اسلام در برابر هجوم کفار به سرزمین‌های مسلمانان است که با هدف محو اسلام و حاکم کردن کفر و نشانه‌های آن انجام می‌گیرد.
  2. گاه برای دفع متجاوزان به خون و نوامیس مسلمانان است.
  3. گاه برای دفاع از گروهی از مسلمانانی است که با گروهی از کفار درگیر شده و ترس مسلط شدن کفار بر آنان است.
  4. گاه به منظور بیرون راندن کافرانی است که بر سرزمین مسلمانان مسلط شده‌اند که با هدف نجات مسلمانان از دست متجاوزان انجام می‌گیرد.[۲۸] به باور کاشف‌الغطاء جهاد دفاعی از جهاد ابتدایی برتر است[۲۹] و قسم چهارم از اقسام جهاد دفاعی، بر سایر اقسام آن برتریت دارد.[۳۰]

تفاوت جهاد دفاعی با جهاد ابتدایی

فقها برای روشن شدن حدود جهاد دفاعی از جهاد ابتدایی؛ تفاوت‌هایی را ذکر نموده‌اند:

  • هدف از جهاد دفاعی جلوگیری از محو اسلام و از بین رفتن جامعه اسلامی و حراست از استقلال، جان و ناموس مسلمانان است بخلاف جهاد ابتدایی که به منظور توسعه و گسترش دامنه اسلام است.[نیازمند منبع]
  • وجوب جهاد دفاعی مطلق است: مشهور فقها وجوب جهاد دفاعی را مشروط به قدرت و توانایی بر دفاع و مقاومت در برابر دشمن کافی دانسته‌اند و هیچ‌یک از شرایط ذکر شده در جهاد ابتدایی، در جهاد دفاعی لازم نیست.[۳۱]
  • شرط وجوب در جهاد دفاعی علم به پیروزی در دفاع نیست بخلاف دفاع ابتداعی[۳۲]
  • لزوم دفاع در برابر هر دشمنی (کافر یا مسلمان)؛[۳۳]
  • نقض عهد و امان در صورت ضرورت؛ در جهاد ابتدایی تخلف از عقد ذمه، امان، صلح و پیمان جایز نیست؛ اما در دفاع جهادی اگر ترس از قدرت دشمن در بین باشد تخلف از این امور و نظایر آن جایز است.[۳۴]
  • ضرورت تامین مخارج جهاد از سوی مردم: در جهاد دفاعی در صورت عدم کفایت بودجه عمومی بیت‌المال، حاکم می‌تواند به اجبار از مردم مخارج دفاع را دریافت کند؛[۳۵] بخلاف جهاد ابتدایی که شرط وجوبش توانایی مالی مسلمانان ذکر شده است.

اذن و اجازه ولی فقیه در جهاد دفاعی

به باور فقها در صورت حاضر نبودن امام و یا عدم امکان اذن (اجازه) از او؛ تحقق و وجود (نه وجوب) عنوان جهاد دفاعی مشروط به اذن مجتهد جامع الشرایط است[۳۶] و معتقدند اگر چنین اذنی نباشد عنوان جهاد و ترتب ثواب جهاد و همچنین ترتب احکام فرعی آن مانند شهید و احکام خاص شهادت؛ محقق نمی‌شود.[۳۷]

تک‌نگاری

کتاب «رسایل و فتاوای جهادی شامل: رساله‌ها و فتواهای علمای اسلام در جهاد با قدرت‌های استعمار»، شامل ۹۵ عنوان رساله و فتواهایی است که طی سال‌های ۱۲۰۰ تا ۱۳۳۸ق، از سوی فقها (برخی از فتاوا به‌گونه انفردی و برخی دیگر به صورت جمعی) بر حسب تاریخ صدور فتوا؛ توسط محمدحسن رجبی، در یک جلد گردآوری شده است. این کتاب در سال ۱۳۷۸ش توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتشر شده است.

پانویس

  1. برای نمونه نگاه کنید به: ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقة، ۱۴۰۳، ص۲۴۶؛ شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۳۱۳ق، ج۳، ص۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۱۵.
  2. برای نمونه نگاه کنید به:شیخ طوسی، المیسوط، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۸.
  3. ابن‌ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴.
  4. شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۳۷۹.
  5. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۴.
  6. برای نمونه نگاه کنید به: علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۳۷؛ طباطبایی کربلایی، ریاض المسائل، ۱۴۱۸ق، ج۸، ص۱۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۱۸؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۴۶۱.
  7. شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۸.
  8. برای نمونه نگاه کنید به: محقق حلی، شرائع الاسلام، ۱۴۹۸ق، ج۱، ص۲۸۷؛ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۳۷؛ کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۸۸؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۴۶۱.
  9. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۳۳۷.
  10. سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ج۱۵، ص۱۰۱.
  11. مروارید، سلسلة الینابیع الفقهیه، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۳۲.
  12. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۱۸-۱۹.
  13. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۴۷.
  14. حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۱۶ق، ج۱۵، ص۳۰.
  15. برای نمونه نگاه کنید به: نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۱۵؛ کاشف‌الغطا، النور الساطع، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۵۴۵.
  16. محقق حلی، شرائع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۸.
  17. شهید اول، الدروس الشرعیة، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۹.
  18. شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۸۲.
  19. میرزای قمی، جامع الشتات، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۵۶.
  20. شهید اول، الدروس الشرعیة، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۹.
  21. شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۸.
  22. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۹۱.
  23. میرزای قمی، جامع الشتات، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۳۹۴.
  24. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۳، ص۳۱۰-۳۱۲.
  25. شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۳؛ علامه حلی، تلخیص المرام، ۱۴۲۱ق، ص۷۹.
  26. عراقی، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۳۲۰.
  27. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۸۷-۲۸۹.
  28. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۸۷-۲۸۹.
  29. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۸۷-۲۸۹.
  30. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۸۹.
  31. برای نمونه نگاه کنید: شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۰ق، ص۸۱۰؛ شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۸؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۱، ص۴۷.
  32. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۹۱.
  33. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۹۱.
  34. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۹۱.
  35. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۳۳۳--۳۳۴.
  36. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۳۳۳.
  37. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۳۳۳؛ منتظری، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۲۳۴.

یادداشت

  1. آیات ۱۹۰ و ۱۹۱ سوره بقره؛ آیه ۲۱۶ سوره بقره؛ آیه ۱۲۳ سوره توبه؛ آیات ۳۹ و ۴۰ سوره حج؛ آیه ۶۰ سوره انفال
  2. تزاحم اصطلاحی در علم اصول فقه و فقه است که به معنای قدرت نداشتن مُکلَّف بر اجرای دو حکم در یک زمان است.(روحانی، منتقی الاصول، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۳۰۵.)

منابع

  • ابن‌ادریس، محمد بن احمد، السرائر: الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیلة، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره)، ۱۳۹۲ش.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسه آل‌البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۱۶ق.
  • سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام فی بیان حلال و الحرام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.
  • سلار دیلمی، حمزه بن عبدالعزیز، المراسم فی الفقه الامامی، قم، منشورات علوی، ۱۴۰۴ق.
  • شهید اول، محمد بن مکی، الدُّروس الشّرعیة فی فقه الإمامیّة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، قم، کتاب‌فروشی داوری، ۱۴۱۰ق.
  • شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، تهران، مکتبة المرتضویة، ۱۳۸۷ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعة، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • طباطبایی کربلایی، سید علی، ریاض المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل، قم، مؤسسه آل‌البیت(ع)، ۱۴۱۸ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، قم، مکتبة آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۳ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تلخیص المرام فی معرفة الاحکام، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۲۱ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسه آل‌البیت(ع)، ۱۴۱۴ق.
  • علامه طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۲ق.
  • کاشف‌الغطاء، جعفر بن خضر، کشف الغطاء عن مبهمات شریعه الغراء، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۲۲ق.
  • کاشف‌الغطاء، علی بن محمدرضا، النور الساطع فی الفقه النافع، نجف، مطبعة الآداب، ۱۳۸۱ق.
  • لاری، عبدالحسین، مجموعه رسائل، جمع‌آوری: بنیاد معارف اسلامی، قم، نشر کنگره بزرگداشت آیت‌الله سید عبدالحسین لاری، ۱۴۱۸ق.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، تحقیق: عبدالحسین محمدعلی بقال، قم، اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • مروارید، علی‌اصغر، سلسلة الینابیع الفقهیة، بیروت، مؤسسه فقه الشیعة، ۱۴۱۳ق.
  • منتظری، حسین‌علی، مبانی فقهی حکومت اسلامی، مترجم: محمود صلواتی، تهران، انتشارات سرایی، ۱۳۷۹ش.
  • میرزای قمی، ابوالقاسم، جامع الشتات، نصحیح: مرتضی رضوی، تهران، مؤسسه کیهان، ۱۳۷۷ش.