خالد بن معدان کلاعی
| مشخصات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوعبداللّه خالد بن مَعْدان کَلاعی |
| نسب/قبیله | کلاع |
| مشخصات دینی | |
| حضور در جنگها | جنگهای منطقه روم شرقی |
| دلیل شهرت | کثرت عبادت و تقوا |
| نقشهای برجسته | از مراجع فقهی زمان خود |
ابوعبداللّه خالد بن مَعْدان کَلاعی، راوی و تابعی اهل شام که در کثرت عبادت و تقوا زبانزد همگان بود. او هفتاد تن از صحابه پیامبر (ص) را درک کرد. عموم روایات او در منابع امامی، درباره فضائل علی(ع) است. منابع رجالی اهل سنّت هم او را ثقه دانستهاند. وی در جنگهای منطقه روم شرقی حضور مؤثری داشت.
زندگی
درباره زندگی خالد بن معدان، اطلاعات چندانی در دست نیست. وی از قبیله کلاع بود که اغلب در حِمْص اقامت داشتند.[۱] او از جمله زاهدان و عابدان روزگار خویش به شمار میرفت و در کثرت عبادت و تقوا زبانزد همگان بود.[۲] ابونعیم اصفهانی[۳] نمونههایی از گفتههای زهدآمیز وی را نقل کرده است.
خالد در جنگهای منطقه روم شرقی حضور مؤثری داشت.[۴] طبری[۵] از حضور او در حمله به قسطنطنیه در سال ۹۸ق سخن گفته است. به نوشته سمعانی[۶] خالد بن معدان که از حاکم حمص، به دلیل پوشیدن لباس حریر ناخرسند بود، به طرسوس رفت و در همان جا درگذشت.
زندگی علمی
خالد، به گفته خودش، هفتاد تن از صحابه پیامبر(ص) را درک کرده است.[۷] او از کسانی چون ثوبان غلام پیامبر(ص)، عبداللّه بن حُنَین، یزید بن خُمَیر یزَنی و کسان دیگری روایت کرده و کسانی مانند ابراهیم بن ابی عَبْله مَقدسی، اَحْوَص بن حکیم بن عُمَیر بن اسود، صفوان بن عمرو حُدَیث، از او نقل کردهاند.[۸]
وی یکی از مراجع فقهی زمان خود بوده و برای حل اختلافات فقهی نزد او میرفتهاند[۹] کتابی حاوی شماری حدیث، به او نسبت داده شده است.[۱۰] وی احتمالا تألیفات دیگری نیز داشته، ولی از آنها اطلاعی در دست نیست.[۱۱]
منابع امامی
در منابع امامی، عمده روایات نقل شده از او، به روایت ثَور بن یزید است که عموم این روایات درباره فضائل علی(ع) است.[۱۲]
ابن شهرآشوب[۱۳] اشعاری از خالد، در اعتراض وی به یزید در به شهادت رساندن امام حسین (ع) در کربلا اشاره کرده است، هرچند وی ریاست شُرطه(پلیس) را در زمان یزید برعهده داشته است.[۱۴][یادداشت ۱]
منابع اهل سنت
منابع رجالی اهل سنّت، مانند عِجلی[۱۵] و نسائی،[۱۶] او را ثقه دانستهاند و حاکم نیشابوری[۱۷] اِسناد او به صحابه را صحیح شمرده است؛ با این حال، از او، به دلیل تدلیس و ارسال در نقل حدیث، خرده گرفتهاند[۱۸] خالد به دانش اندوزی توجه فراوانی داشت. بزرگان معاصرش، وی را ستودهاند. ابن سعد[۱۹] وی را جزو طبقه سوم تابعیان اهل شام نام برده است.
پانویس
- ↑ سمعانی، الانساب، دایرة المعارف العثمانیه، ج۵، ص۱۱۸.
- ↑ رجوع کنید به ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، ج ۵، ص ۲۱۰.
- ↑ ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، ج۵، ص۲۱۰ـ ۲۲۱.
- ↑ رجوع کنید به مزّی، تهذیب الکمال، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲، ج ۸، ص ۱۷۰.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، روائع التراث العربی،۱۳۸۷ق، ج ۶، ص ۵۳۰.
- ↑ سمعانی، الانساب، دایرة المعارف العثمانیه، حيدرآباد ج ۵، ص ۱۱۸.
- ↑ رجوع کنید به: مِزّی، تهذیب الکمال، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲، ج ۸، ص ۱۷۰.
- ↑ مِزّی، تهذیب الکمال، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲، ج ۸، ص ۱۶۸ـ۱۶۹.
- ↑ رجوع کنید به: مزّی، تهذیب الکمال، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲، ج ۸، ص ۱۷۰.
- ↑ مزّی، تهذیب الکمال، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲، ج ۸، ص ۱۷۰؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، بیروت ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸، ج ۴، ص ۵۳۸.
- ↑ رجوع کنید به: احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، تهران ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۶۸۳.
- ↑ برای نمونه رجوع کنید به: ابن بابویه، کتاب الخصال، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش، ج ۲، ص ۳۶۳؛ خزاز رازی، کفایة الاثر، قم ۱۴۰۱، ص۱۱۱ـ۱۱۲.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف ۱۹۵۶، ج۳، ص۲۶۳.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱، ج۱۶، ص۱۸۹.
- ↑ عِجلی، معرفةالثقات، مدینه ۱۴۰۵/۱۹۸۵، ج۱، ص۳۳۲.
- ↑ رجوع کنید به: مزّی، تهذیب الکمال، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲، ج۸، ص۱۶۹.
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، بیروت ۱۴۰۶، ج۲، ص۶۰۰.
- ↑ رجوع کنید به: ذهبی، تذکرةالحفاظ، حیدرآباد، دکن ۱۳۸۸ـ۱۳۹۰/ ۱۹۶۸ـ ۱۹۷۰، ج۱، ص۹۳ـ۹۴؛۱۴۰۱ـ۱۴۰۹، ج۴، ص۵۳۷.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت ۱۴۰۵ /۱۹۸۵، ج۷، ص۴۵۵.
یادداشت
- ↑
[از ] جاءوا برأسِک یا بنَ بنتِ محمّدٍمُتَزَمِّلًا بدمائِه تَزمیلاو کأنّما بک یا ابنَ بنتِ محمّدٍقتلوا جِهاراً عامِدین رسولاقَتَلوک عطشانًا و لم یتدبّروافی قَتلِک القرآنَ و التّنزیلاو یُکبِّرون بأن قُتِلتَ و إنّماقَتَلوا بک التّکبیرَ و التَّهلیلاترجمه: اى پسر دختر محمّد! سر تو را به نزد یزید آوردند، در حالیکه با خونهاى سرازیر شده از خودش آغشته و در هم پیچیده بود. و گویا اى پسر دختر محمد با کشتن تو، آنها از روى عمد و اراده، علناً و آشکارا پیامبر(ص) را کشتند. تو را با دهان تشنه کشتند؛ و درباره کشتن تو، در قرآن و فرود آمدنش تدبّر و تفکّرى ننمودند. چون تو را کشتند صدا به تکبیر بلند کردند؛ در حالیکه به واسطۀ کشتن تو، حقیقت تکبیر و تهلیل را کشتند.»
منابع
- ابن بابویه، کتاب الخصال، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش؛
- ابن سعد، الطبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۵ /۱۹۸۵؛
- ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف ۱۹۵۶؛
- ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱؛
- احمدبن عبداللّه ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، چاپ محمدامین خانجی، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷؛
- علی احمدی میانجی، مکاتیب الرسول (صلی اللّه علیه و آله و سلم)، تهران ۱۴۱۹؛
- محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶؛
- علی بن محمد خزاز رازی، کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، چاپ عبداللطیف حسینی کوه کمری خوئی، قم ۱۴۰۱؛
- محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، چاپ شعیب ارنوؤط و دیگران، بیروت ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸؛
- همو، کتاب تذکرةالحفاظ، حیدرآباد، دکن ۱۳۸۸ـ۱۳۹۰/ ۱۹۶۸ـ ۱۹۷۰؛
- سمعانی، عبد الکریم بن محمد، الانساب، تحقق عبد الرحمن معلمی، دایرة المعارف العثمانیه، حيدرآباد.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوك، تاریخ الطبری، تحقیق، محمد ابو الفضل ابراهیم،بیروت، روائع التراث العربی،۱۳۸۷ق؛
- احمدبن عبداللّه عجلی، معرفةالثقات، چاپ عبدالعلیم عبدالعظیم بستوی، مدینه ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛
- یوسف بن عبدالرحمان مِزّی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامۀ جهان اسلام