پرش به محتوا

آیه ۲۴ سوره ابراهیم

از ویکی شیعه
مشخصات آیه
واقع در سورهسوره ابراهیم
شماره آیه۲۴
جزء۱۳
اطلاعات محتوایی
دربارهتشبیه کلمه طیبه به درختی پاک و استوار


آیه ۲۴ سوره ابراهیم کلمه طیبه را به درختی پاک تشبیه کرده که ریشه‌هایش در زمین استوار و شاخه‌هایش در آسمان است. تعبیر «کَلِمَةً طَیِّبَةً» را دارای معنای وسیعی دانسته‌اند که شامل هر سنت، روش و عمل پاک و پر برکتی می‌شود.

اکثر مفسران مقصود از «شَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ؛ درخت پاک» را نخل دانسته‌اند. طیب‌بودن این درخت را به خوش‌منظر بودن، خوش‌بو بودن، میوه‌های خوب داشتن، برای مردم منفعت داشتن و رشد نمودن و پایدار بودن معنا کرده‌اند. قرآن در آیات متعدد از جمله آیه ۲۴ سوره ابراهیم، افکار و معقولات متعددی را به منظور فهماندن آنها به مردم با تشبیه به محسوسات بیان داشته است.

روایات متعددی شجره طیبه را وجود پیامبر اکرم(ص) و ریشه‌های ثابت آن را بر نَسَب وی در بنی‌هاشم تطبیق داده‌اند. همچنین شاخه اصلی درخت را علی بن ابی‌طالب(ع) و شاخه فرعی آن را فاطمه(ع) دانسته‌اند. امام صادق(ع) میوه‌های این درخت را امامان از فرزندان علی(ع) و فاطمه(ع) دانسته و شیعیانِ آنها را برگ‌های آن درخت معرفی می‌کند. بنابر روایات، هنگامی که مؤمنی از شیعیان می‌میرد، برگی از آن درخت می‌ریزد و هنگامی که مؤمنی متولد می‌شود، درخت، برگی می‌رویاند.

معرفی

خداوند در آیه ۲۴ سوره ابراهیم و آیات بعد از آن، خوبی و بدی را در قالب یک مثال بیان کرده است.[۱] خداوند، در آیه ۲۴ و ۲۵ ابراهیم، کلمه و گفتار طیب و حق را به مانند درختی پاک می‌داند که میوه‌های نیک دارد، ریشه‌هایش در زمین استوار است، شاخه‌هایش در آسمان بوده و هر زمان به اذن خداوند ثمر می‌دهد.[۲] خداوند، پیش از آیه ۲۴ ابراهیم، به عقوبتِ ظالمان،[۳] وضعیت اهل شِقاوت[۴] و همچنین به پاداش مومنان[۵] و احوال رستگاران می‌پردازد.[۶] پس از آن خدواند شرائط آنها را با مثالی از امور حسی[۷] تشریح می‌کند.[۸]

قرآن در آیات متعددی، از جمله آیه ۲۴ سوره ابراهیم، افکار و معقولات را به منظور فهماندن آنها به مردم با تشبیه به محسوسات بیان داشته است؛ زیرا مردم محسوسات را بیشتر از معقولات در ذهن خود تصور می‌کنند.[۹] تشبیه معنایِ معقول به محسوس را راهی برای ارائه معقول به ذهن‌ها دانسته‌اند.[۱۰] آیه ۲۴ سوره ابراهیم مثال برای کلمه طیب و امور درست است و آیه ۲۶ ابراهیم نیز به بیان مثال برای کلمه خبیثه پرداخته است.[۱۱] ابتدای آیه ۲۴ ابراهیم با تعبیر «أَ لَمْ تَرَ؛ آیا ندیدی‏» آغاز شده است. مقصود از دیدن در اینجا را به منزله علم که رؤیت قلب باشد دانسته‌اند و معنای آیه چنین می‌شود که آیا پیامبر، نمی‌دانی و درک نمی‌کنی که چگونه خداوند حقایق را با مثال بیان می‌کند.[۱۲]

﴿أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ ۝٢٤﴾ [ابراهیم:24] ﴿آیا ندیدی خدا چگونه مثل زده سخنی پاک که مانند درختی پاک است که ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است ۝٢٤﴾

کلمه طیبة

برخی مفسران مقصود از «کَلِمَةً طَیِّبَةً» را توحید[۱۳] و شهادت به کلمه «لا إله إلا الله‏» دانسته‌اند.[۱۴] همچنین احتمالات دیگری نیز ذکر شده است.[۱۵] تعدادی از مفسران شیعه مانند ناصر مکارم شیرازی[۱۶] سید محمدحسین فضل‌الله[۱۷] و محمدجواد مغنیه[۱۸] معتقدند تعبیر «کَلِمَةً طَیِّبَةً» معنای وسیعی داشته و مصادیق متعددی را شامل می‌شود. تعبیر «کَلِمَةً طَیِّبَةً» را محدود به گفتار و قول ندانسته و گفته شده که شامل عمل نیز می‌گردد.[۱۹] علامه طباطبایی، از مفسران شیعه، کلمه طیبة را نه هر کلامی بلکه کلمه‌ای دانسته که براساس اعتقاد و عزم راسخ بوده و صاحبش پای آن می‏ایستد، و عملا از آن منحرف نمی‏گردد.[۲۰]

مکارم شیرازی معتقد است تعبیر «کَلِمَةً طَیِّبَةً» شامل هر سنت، دستور، برنامه، روش و عمل پاک و پر برکتی می‌شود و آیه ۲۴ ابراهیم همه اینها را به یک درخت پاک تشبیه کرده است‏.[۲۱] محمد جواد مغنیه «کَلِمَةً طَیِّبَةً» را شامل هر چیزی که نفعی برای مردم داشته باشد و موجب خیر و صلاح آنان گردد، تفسیر کرده است.[۲۲] وی این معنا را محدود به امور دینی ندانسته بلکه اعتقاد دارد که امور غیر دینی را نیز شامل می‌شود.[۲۳]

شجره طیبة

برخی مفسران معتقدند اکثر روایات مقصود از «شَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ» را نخل دانسته‌اند.[۲۴] برخی روایات نیز آن را درختی در بهشت گفته‌اند.[۲۵] علامه طباطبایی[۲۶] و برخی دیگر از مفسران اهل‌سنت[۲۷] نقل کرده‌اند که اکثر مفسران مقصود از «شَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ» را نخل دانسته‌اند. طیب بودن برای این درخت را به خوش‌منظر بودن، خوش‌بو بودن، داشتن میوه‌های خوب و لذیذ، منفعت‌داشتن برای مردم[۲۸] و رشدنمودن و پایدار بودن [۲۹] معنا کرده‌اند.

سید محمدتقی مدرسی مفسر شیعه معتقد است زمانی که عقیده فرد براساس علم باشد و اراده‌اش ضامن پایداری آن عقیده، این فرد تغییر نخواهد کرد. وی همانند درخت سودمندی است که ریشه‌هایش در اعماق زمین فرورفته و شاخه‌هایش در گستره آسمان پراکنده شده است. و چون عقیده‌ای استوار و ریشه‌دار باشد و فرد با تمام توان از آن پاسداری کند، بی‌گمان پرثمر نیز خواهد بود.[۳۰] سید قطب، مفسر اهل‌سنت، معتقد است ثابت‌بودن این درخت به این معنا است که طوفان‌های باطل آن را از ریشه نخواهد کند و تیشه‌های ستمگران بر آن کارگر نمی‌افتد. هرچند گاهی تصور شود که این درخت در معرض نابودی است اما سرفراز و برافراشته بر شر و ستم و طغیان غلبه می‌کند.[۳۱]

قرآن در انتهای آیه ۲۴ ابراهیم، از شاخه‌های این درخت با تعبیر «فَرْعُها فِی السَّماءِ؛ شاخه‌اش در آسمان است» یاد می‌کند که آن را مبالغه در رفعت و بلندی آن دانسته‌اند.[۳۲] علامه طباطبایی مفسر شیعه، پس از بیان احتمالات و اختلافاتمفسران پیرامون کلمه طیبه و شجره طیبه، توجه زیاد به اینها را موجب دور شدن از معارف قرآن و اهداف آیات می‌داند.[۳۳]

تطبیق آیه بر پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع)

علی بن ابراهیم قمی، عالم و مفسر شیعه در قرن سوم هجری، روایتی از امام باقر(ع) در تطبیق تشبیه در آیه ۲۴ سوره ابراهیم بر پیامبر و ائمه نقل کرده است. در این روایت شجره طیبه به وجود پیامبر اکرم(ص) و ریشه‌های ثابت آن بر نَسَب وی در بنی‌هاشم تطبیق شده است. در ادامه روایت، شاخه اصلی درخت علی بن ابی‌طالب(ع) و شاخه فرعی درخت فاطمه(س) معرفی شده است. امام باقر(ع) میوه‌های این درخت را امامان شیعه از فرزندان علی(ع) و فاطمه(س) دانسته و شیعیانِ آنها را برگ‌های آن درخت معرفی می‌کند. بنابر این روایت، هنگامی که مؤمنی از شیعیان می‌میرد، برگی از آن درخت می‌ریزد و هنگامی که مؤمنی متولد می‌شود، درخت، برگی می‌رویاند.[۳۴] روایتی از امام صادق(ع) نیز بر همین محتوا نقل شده است.[۳۵] برخی مفسران، روایاتی که آیه ۲۴ سوره ابراهیم را بر پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) تطبیق دارد را روایاتِ بسیار توصیف کرده‌اند.[۳۶]

پانویس

  1. ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۰، ص۳۳۱.
  2. ↑ فیض کاشانی‏، تفسیر الصافی‏، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۸۵.
  3. ↑ شحاته، تفسیر القرآن الکریم، ۱۴۲۱ق، ج۷، ص۲۵۹۶.
  4. ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۹، ص۸۹.
  5. ↑ شحاته، تفسیر القرآن الکریم، ۱۴۲۱ق، ج۷، ص۲۵۹۶.
  6. ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۹، ص۸۹.
  7. ↑ شحاته، تفسیر القرآن الکریم، ۱۴۲۱ق، ج۷، ص۲۵۹۶.
  8. ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۹، ص۸۹.
  9. ↑ فضل‌الله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۳، ص۱۰۵.
  10. ↑ فضل‌الله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۳، ص۱۰۵.
  11. ↑ سید قطب، فی ظلال القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۲۰۹۸.
  12. ↑ طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۸ش، ج۷، ص۳۸۳.
  13. ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۴۸۰.
  14. ↑ ابن ابی‌حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۴۲۲.
  15. ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۵۰۶.
  16. ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۰، ص۳۳۱.
  17. ↑ فضل‌الله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۳، ص۱۰۵.
  18. ↑ مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج‏۴، ص۴۴۳.
  19. ↑ فضل‌الله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۳، ص۱۰۵.
  20. ↑ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۵۱.
  21. ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۰، ص۳۳۲.
  22. ↑ مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج‏۴، ص۴۴۳.
  23. ↑ مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج‏۴، ص۴۴۳.
  24. ↑ دیوبندی، تفسیر کابلی، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۷.
  25. ↑ عاملی، تفسیر عاملی، ۱۳۶۰ش، ج۵، ص۲۷۵.
  26. ↑ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۵۱.
  27. ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۲۰۲.
  28. ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۹، ص۸۹.
  29. ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۴، ص۴۰۸.
  30. ↑ مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۴۰۱.
  31. ↑ سید قطب، فی ظلال القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۲۰۹۸.
  32. ↑ شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، ج‏۶، ص۲۹۱.
  33. ↑ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۵۱.
  34. ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۶۹.
  35. ↑ فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ۱۴۱۰ق، ص۲۱۹؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۹۶.
  36. ↑ طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۸ش، ج۷، ص۳۸۳.


منابع

  • ابن ابی‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: اسعد محمد الطیب، ریاض، مکتبة نزار مصطفی الباز، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق.
  • آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: علی عبدالباری عطیة، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
  • دیوبندی، محمود حسن، تفسیر کابلی، تهران، احسان، ۱۳۸۵ش.
  • سید قطب، فی ظلال القرآن، بیروت، قاهره، دارالشروق، چاپ هفدهم، ۱۴۱۲ق.
  • شحاته، عبدالله محمود، تفسیر القرآن الکریم، قاهره، دار غریب، ۱۴۲۱ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: شیخ آقابزرگ تهرانی، تحقیق: احمد قصیرعاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طباطبائی، سید محمدحسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: محمدجواد بلاغی‏، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
  • عاملی، ابراهیم، تفسیر عاملی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، تهران، انتشارات صدوق، ۱۳۶۰ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی، تحقیق محمد کاظم، تهران، وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • فضل‌الله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۹ق.
  • فیض کاشانی‏، محمد، تفسیر الصافی‏، تصحیح: حسین اعلمی، تهران، مکتبة الصدر، ۱۴۱۵ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: سید طیب موسوی جزائری،‏ قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
  • مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.