محمدباقر بهاری همدانی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
محمدباقر بهاری همدانی
علامه بهاری به همراه شماری از مشروطه‌خواهان همدان و تبریز .jpg
اطلاعات فردی
تاریخ تولد: ۱۲۷۵ق یا ۱۲۷۷ق
زادگاه: همدان
تاریخ وفات: ۱۳۳۳ق
شهر وفات: همدان
اطلاعات علمی
استادان: میرزا محمد حسن شیرازی، محمد حسین کاظمی، حبیب الله رشتی، محمدکاظم خراسانی،لطف اللّه مازندرانی و...
تألیفات: الفوائد الاصولیة در موضوع تسامح در ادلۀ سنن، دعوة الرشاد در ردّ اشاعره، روح الجوامع در علم رجال، الجمع بین فاطمیتین، اعلان الدعوة و الدعوة الحسینیة در استحباب گریه کردن برای امام حسین(ع) ، در احوالات حضرت سیدالشهدا و...
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی

محمدباقر بن محمدجعفر بهاری، (۱۲۷۵ یا ۱۲۷۷ ـ ۱۳۳۳ق) مجتهد متنفذ و از رهبران مشروطه‌خواه همدان و از شاگردان میرزا محمد حسن شیرازی، حبیب الله رشتی، محمد کاظم خراسانی.

زیست نامه

تولد

به نوشتة فرزندش در ۱۲۷۵ق[۱] و به قول دیگر در ۱۲۷۷ق در روستای بهارِ همدان به دنیا آمد[۲] و در ۱۳۳۳ق، در همدان درگذشت.[۳] و در جوار امام زاده عبدالله در همدان، در مقبره‌ای که به قبر آخوند معروف است به خاک سپرده شد.

تصحیح اشتباه

هم‌نامی بهاری و پدرش، با شیخ محمدباقر محمدجعفر الجندقی (متوفی ۱۳۱۹ق) رئیس فرقۀ شیخیۀ همدان، انتسابات و اشتباهاتی درباره تألیفات این دو در منابع پدید آورده است.[۴]

تحصیلات

در کودکی به علت ناتوانی در فراگیری، از مکتب‌خانه اخراج شد، اما بعدها به عنوان یکی از علمای بزرگ همدان شناخته شد.[۵] ابتدا نزد پدرش درس می‌خواند، سپس به همدان رفت و مقدمات را در مدرسۀ آخوند ملاحسین همدانی نزد محمد اسماعیل همدانی فراگرفت. بعد از آن به بروجرد رفت و نزد میرزا محمود طباطبائی، صاحب المواهب (شرح منظومۀ بحرالعلوم)، دروس سطح را به پایان رسانید. پس از طی مراتب بعدی تا درس خارج، در ۱۲۹۷ق به نجف رفت و اخلاق و سلوک و حکمت را نزدملا حسینقلی همدانی آموخت، و از شاگردان خاص او شد. با درگذشتِ استادش و پس از بیست سال اقامت در نجف، در ۱۳۱۶ق به همدان بازگشت.[۶]

دیگر استادان او در نجف عبارت بودند از:[۷]

مناصب دینی

پس از درگذشت مجتهد مبرّز همدان، حاج سید عبدالمجید گروسی (متوفی ۱۳۱۸ق)، بهاری به خواهش اهالی شهر تصدی مناصب دینی و امامت مسجد جامع و تولیت موقوفات آن را به عهده گرفت و در کنار آن برای امرار معاش به کشاورزی اشتغال داشت.[۸] او به اجرای احکام الهی و حدود شرع سخت پایبند بود و زمانی که دیگران جرأت اجرای حدود را نداشتند، شخصاً به اجرای آنها می‌پرداخت.[۹]

مشروطه خواهی

بهاری به عنوان یک روحانی انقلابی، در نهضت مشروطه در همدان سهم مهمی داشت و به نفع مشروطه در آنجا جنبش‌هایی برپا کرد،[۱۰] اما در ادبیات مشروطه از او کمتر نام برده شده است. او از لحاظ فکری نیز از جنبش مشروطه حمایت می‌کرد و ایضاح الخطا را در همین خصوص نوشت که ردّی بود بر بیانیه شیخ فضل الله نوری و انتقاد از استبداد و بیان زیان‌های آن.[۱۱] به عقیده وی، میان «مشروطه» و «مشروعه» هیچگونه تعارضی وجود ندارد و مشروطه همان مشروعه است.

حمایت از عدالتخواهان

وی در نهضت روحانیون عدالتخواه تهران و هجرت ایشان به قم در جمادی الاخر ۱۳۲۴ق نیز شرکت فعال داشت، هر چند به علت بی‌نتیجه ماندن آن از نیمه راه بازگشت. همچنین در انتخابات مجلس اول از همدان با تأیید حاج شیخ تقی وکیل الرعایا، سهم بسزایی در حمایت از مشروطه داشت.

بهاری در ۲۲ شعبان ۱۳۲۵ق به عضویت «انجمن ولایتی» همدان، و سپس به ریاست آن برگزیده شد.[۱۲] در مبارزۀ مسلّحانه در دوره استبداد صغیر بر ضد محمدعلی شاه قاجار، به تشکیل دسته‌ای مسلح در همدان مبادرت کرد[۱۳] و قصد داشت که هنگام تبعید آیت اللّه بهبهانی، رهبر متنفذ مشروطه، به عتبات عالیات، به یاری این دسته به سربازان دولتی حمله کند، اما آیت اللّه بهبهانی او را از این کار بازداشت. علی رغم این فعالیت‌ها، در قضیه فرار سید جمال الدین واعظ به همدان پس از کودتای محمدعلی شاه، به بهانه‌ای حاضر به شفاعت او نشد.[۱۴]

مجلس شورا

در ۱۳۲۸ق، مجلس شورای ملی بهاری را به عنوان یکی از پنج مجتهد بزرگ ایران («هیأت خمسۀ علمیه») به عضویت مجلس برگزید، اما وی آن را نپذیرفت. در اوایل ۱۳۲۹ق که «هیأت اتحادیه» با عضویت شصت الی هفتاد تن از علمای اعلام تشکیل شد، شیخ باقر به ریاست آن برگزیده شد و گویا ریاست انجمن ولایتی را به امام جمعه همدان واگذاشت. بهاری در رجب ۱۳۳۲ق، خود را نامزد نمایندگی دورۀ سوم مجلس از همدان کرد، اما رأی نیاورد. ظاهراً سختگیری‌های او در اجرای حدود و احکام شرعی تا حدی از مقبولیت او کاست و سرانجام او را خانه نشین کرد. وی در طول زندگی خود به شاه، وزیر و وکلا نیز در باب جلوگیری از منهیات و امر به معروف و موارد دیگر تذکرهایی می‌داد که برخی از تلگراف‌های او در این خصوص موجود است.[۱۵]

مخالفت با سالارالدوله

مخالفت بهاری با سالارالدوله، برادر محمدعلی شاه که کردستان را تصرف کرده بود، به حدی بالا گرفت که نیروهای سالار قصد به توپ بستن منزل او را داشتند، اما حمله مردم و طرفداران بهاری به ایشان مانع این امر شد. عوامل محمد علیشاه و سالارالدوله، چندین بار قصد ترور بهاری را داشتند که موفق نشدند.[۱۶]

تالیفات

بهاری بیشتر اوقات خود را به تدریس و تألیف می‌گذراند. او نزدیک به شصت کتاب و رساله در موضوعاتی چون فقه، حدیث، اصول و رجال به فارسی و عربی تألیف کرد[۱۷] از جمله :

  • الفوائد الاصولیة در موضوع تسامح در ادلۀ سنن
  • دعوة الرشاد در ردّ اشاعره
  • روح الجوامع در علم رجال
  • الجمع بین فاطمیتین
  • اعلان الدعوة و الدعوة الحسینیة در استحباب گریه کردن برای امام حسین (ع)
  • الدرة الغرویة و التحفة الحسینیة در سه جلد
  • در احوالات حضرت سیدالشهداء (ع)
  • رساله‌ای دربارۀ عدالت
  • رسالة الوجیزة در غیبت امام عصر (عج)
  • آیۀ کن فیکون، رساله‌ای دربارۀ اینکه این آیه در تأیید عقاید اخباری‌ها نیست
  • التنبیه علی امرالکتب، دربارۀ تحریف در نسخه‌های چاپ شده در بعضی کشورهای اسلامی
  • تسدیدالمکارم و تفضیح الظالم، در بیان تحریف نسخۀ چاپ شدۀ کتاب مکارم الاخلاق طبرسی چاپ ۱۳۰۳ مصر

وی همچنین دارای حواشی و ردیه‌هایی است، از جمله:[۱۸]

پانویس

  1. مرعشی،ش ۲، ص۶۷.
  2. امین، ج ۳، ص۵۳۷؛ حرزالدین، ج ۱، ص۱۴۴.
  3. دایرة المعارف تشیع، همانجا؛ اذکایی، ۱۳۷۴ش، ص۸.
  4. دایرة المعارف تشیع ؛ امین، ج۳، ص۵۳۷.
  5. امین، ج ۳، ص۵۳۷.
  6. امین، ج ۳، ص۵۳۷؛ حرزالدین، ج ۱، ص۱۴۴؛ درخشان، ج ۲، ص۵۱؛ مرعشی،ش ۲، ص۶۷، ش ۳، ص۳، ۵.
  7. درخشان، ج ۲، ص۵۱؛ مرعشی،ش ۲، ص۶۷، ش ۳، ص۳، ۵؛ حرزالدین، ج ۱، ص۱۴۵.
  8. اذکایی، ۱۳۷۴ش، ص۷؛ مرعشی،ش ۲، ص۶۸.
  9. درخشان، ج ۲، ص۵۱.
  10. مرتضوی برازجانی، ص۸۰؛ مرعشی،ش ۲، ص۶۸.
  11. دایرة المعارف تشیع، ذیل مادّه ؛ اذکایی، ۱۳۷۵ش، ص۱۵۳.
  12. دایرة المعارف تشیع، همانجا؛ اذکایی، ۱۳۷۴ش، ص۸.
  13. دایرة المعارف تشیع ؛ اذکایی، ۱۳۷۵ش، همانجاها.
  14. صفایی، ج ۱، ص۱۹۸؛ مرتضوی برازجانی، ص۸۰؛ اذکایی، ۱۳۷۴ش، ص۸ ـ۹.
  15. دایرة المعارف تشیع، همانجا؛ اذکایی، ۱۳۷۴ش، ص۸.
  16. دایرة المعارف تشیع، همانجا؛ اذکایی، ۱۳۷۴ش، ص۸.
  17. دایرة المعارف تشیع ؛ درخشان، همانجاها.
  18. دایرة المعارف تشیع، همانجا؛ درخشان، ج ۲، ص۵۲؛ حرزالدین، ج ۱، ص۱۴۶؛ مدرس تبریزی، ج ۶، ص۳۷۹؛ مرعشی،ش ۲، ص۶۸ـ۷۴،ش ۳، ص۹۳.

منابع

  • پرویز اذکایی، «برگ‌هایی از تاریخ سوسیال دموکراسی همدان»، گفتگو،ش ۱۲، (تابستان ۱۳۷۵)؛ همو، «بهار و بهاری»، همدان (فصلنامه)، سال ۱،ش ۴، (زمستان ۱۳۷۴)؛
  • محسن امین، اعیان الشیعه، چاپ حسن امین، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
  • محمدبن علی حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم ۱۴۰۵؛
  • دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سیدجوادی، کامران فانی، و بهاءالدین خرمشاهی، تهران ۱۳۶۶ش ـ، ذیل «بهاری، محمدباقر» (نوشتة پرویز اذکایی)؛
  • مهدی درخشان، بزرگان و سخن سرایان همدان، تهران ۱۳۴۱ـ۱۳۴۲ش ؛
  • ابراهیم صفایی، رهبران مشروطه، ج ۱، تهران ۱۳۶۳ش ؛
  • محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، تهران ۱۳۶۹ش ؛
  • اسماعیل مرتضوی برازجانی، زندانی بزهرود، تهران ۱۳۳۷ش ؛ محمود مرعشی، «کتابخانة شخصی آیت الله بهاری همدانی (ره)»، شهاب، سال ۴،ش ۲ (تابستان ۱۳۷۷)،ش ۳ (پاییز ۱۳۷۷).

پیوند به بیرون