سید نعمت‌الله جزایری

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از سید نعمت الله جزائری)
پرش به: ناوبری، جستجو
مزار سید نعمت الله جزایری در پلدختر
مزار سید نعمت الله جزایری.jpg
اطلاعات فردی
لقب: محدث جزایری
نسب: سادات جزایری - امام کاظم(ع)
تاریخ تولد: ۱۰۵۰ق
زادگاه: روستای صباغیه از جزایر بصره
محل زندگی: اصفهان و شوشتر
استادان:
علامه مجلسی
شیخ حر عاملی
محقق سبزواری
محقق خوانساری
و...
شاگردان:
ابوالحسن بن محمد زمان بن عنایت الله تستری
ابوالقاسم بن محمد مرعشی شوشتری
عبدالحسین بن خواجه کلبعلی گَرگَری
محل تحصیل: هویزه، شیراز، اصفهان، عتبات عالیات
تألیفات:
الانوار النعمانیة
انیس الوحید
جواهر الغوالی
کشف الاسرار
النور المبین
ریاض الابرار

سید نعمت اللّه جزایری (۱۰۵۰-۱۱۱۲ق) مشهور به محدث جزایری، از علمای شیعی قرن یازدهم و دوازدهم و سرسلسله خاندان سادات جزایری است که نسبش به امام کاظم (ع) می‌رسد. سید نعمت الله شاگرد عالمانی همچون علامه مجلسی، آقا جمال خوانساری، فیض کاشانی و شیخ حر عاملی بود. سید نعمت اللّه را به سرعت قلم و کثرت تألیفات وصف کرده‌اند. الانوار النعمانیة، قصص الانبیاء و کتاب کشکولی زَهر الربیع از آثار مشهور او است. او از علمای طرازِ اول مسلک اخباری محسوب می‌شود.

نسب، تولد، درگذشت

سید نعمت الله جزایری سرسلسله خاندان سادات جزایری است که سه قرن در منطقه خوزستان ، به ویژه شوشتر، خدمات علمی و دینی ارائه می‌کردند.[۱] نسب آنان به عبدالله بن موسی بن جعفر، فرزند امام کاظم (ع)، می‌رسد.[۲] به نوشته سید نعمت اللّه او در ۱۰۵۰ در روستای صَباغیه از جزایر بصره ، محلی میان دجله و فرات ، به دنیا آمد.[۳]

بزرگ‌ترین فرزندِ پسرِ او، سید نورالدین بود که نسبت بیشتر سادات جزایری به وی می‌رسد، از این رو آنان به سادات نوریه نیز مشهورند.[۴] برخی از فرزندان و نوادگان او در شوشتر ماندند و برخی در هند، نجف و جاهای دیگر ساکن شدند.

سید نعمت اللّه در ۱۱۱۱ق برای زیارت به مشهد رفت و در راه بازگشت به شوشتر، در خرم آباد بیمار شد و در پلدختر درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. وفات وی را در ۲۳ شوال ۱۱۱۲ق ذکر کرده‌اند.[۵]

تحصیلات

سید نعمت الله در پنج سالگی به مکتب رفت و قرآن را ختم کرد و قصاید و اشعار بسیاری فراگرفت .[۶] سپس به آموختن صرف و نحو همت گماشت و برای ادامه تحصیل به هُوَیزه رفت.[۷]

  • شیراز

سید نعمت الله به همراه برادرش سید نجم الدین، و عموزاده‌اش سید عزیزالله به شیراز سفر کرد که از مراکز علمی آن روزگار بود و در مدرسه منصوریه ساکن شد.[۸] سید نعمت اللّه نه سال در شیراز اقامت کرد و در این مدت به تکمیل دانش خود در ادبیات، علوم عقلی و نقلی پرداخت. در آنجا زندگی بر او تنگ آمد، به درخواست خانواده‌اش، به زادگاهش بازگشت.[۹]

  • اصفهان

اشتیاق به تحصیل موجب سفر مجدد او به شیراز شد، اما پس از یک ماه، به علت فوت پدرش و آتش گرفتن مدرسه منصوریه، به اصفهان رفت و چهار سال نزد علامه مجلسی (متوفی ۱۱۱۰) به تحصیل حدیث و علوم دینی پرداخت.[۱۰] میرزا تقی دولت‌آبادی در نزدیکی حمام شیخ بهایی، مدرسه‌ای ساخت و از سید نعمت الله خواست که در آنجا تدریس کند. سید نعمت اللّه هشت سال در این مدرسه به تدریس علوم دینی، تألیف و همکاری با مجلسی در نگارش و تدوین بحارالانوار مشغول شد.[۱۱]

  • عتبات عالیات

چشمان سید نعمت الله پس از مدتی ضعیف شد و برای شفا و زیارت، از طریق کرمانشاه عازم عتبات عالیات شد[۱۲] و در آنجا با چند تن از عالمان و فقیهان ملاقات کرد.

  • جزایر

سپس به زادگاهش، بازگشت و سه ماه در آنجا اقامت کرد. سید نعمت الله در همین زمان نوشتن مقصود الانام فی شرح تهذیب الاحکام ، را آغاز کرد.[۱۳]

  • هویزه

در پی حوادث سیاسی سال ۱۰۷۹ق [یادداشت ۱] مردم جزایر مجبور به نقل مکان به هویزه و دیگر شهرهای مجاور شدند، سید نعمت اللّه نیز در میان آنان بود. سید علی بن مولی خلف موسوی فلاحی (درگذشته ۱۰۸۸ق)، از سادات مشعشعیان، از او استقبال کرد.[۱۴] سیدعلی آثار علمی فراوانی داشته است. افندی اصفهانی مدعی است بسیاری از مطالب علمی کتاب‌های سید نعمت الله از آثار سید علی گرفته شده است.[۱۵] سید علی احترام زیادی برای سید نعمت اللّه قائل بود و تا زمان مرگش با او در ارتباط بود.[۱۶]

  • اصفهان

جزایری، پس از چند ماه اقامت در هویزه، عازم اصفهان شد اما در میانه راه به شوشتر رفت و به درخواست مردم این منطقه در آنجا اقامت کرد. حاکم وقت شوشتر، فتحعلی خان، که از طرف دولت صفوی (حکومت: حدود ۹۰۶ـ۱۱۳۵) به حکومت این منطقه گمارده شده بود، در بزرگداشت سید نعمت الله تلاش زیادی نمود و در کنار مسجد جامع برای وی خانه‌ای درنظر گرفت و مسئولیت تمام امور شرعی شوشتر، از جمله تدریس علوم دینی، تولیت مسجد جامع و امامت جمعه و امر به معروف و نهی از منکر، را به او واگذار کرد.[۱۷]

اساتید

نعمت الله در جزایر بصره، هویزه، شیراز و اصفهان نزد عالمان بسیاری به تحصیل علوم دینی پرداخت.[۱۸]

  • جزایر

در جزایر نزد این اشخاص علوم دینی را فراگرفت :

  1. یوسف بن محمد بناء جزایری (متوفی پیش از ۱۰۷۰)، عالم و قاضی.[۱۹]
  2. محمد بن سلمان / سلیمان جزایری (متوفی بعد از ۱۰۷۰)، فقیه و ادیب.[۲۰]
  3. حسین بن سبتی حویزی ، مدرّس و ادیب.[۲۱]
  • شیراز

استادان و مشایخ سید نعمت الله در شیراز، به گفته خودش، بیست تن بودند[۲۲] که از آن جمله‌اند:

  1. میرزا ابراهیم فرزند صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۷۰).[۲۳]
  2. جعفر بن کمال الدین بحرانی (متوفی ۱۰۹۱).[۲۴]
  3. صالح بن عبدالکریم کرزکانی بحرانی (متوفی ۱۰۹۸).[۲۵]
  4. عبدعلی بن جمعه حویزی، مؤلف تفسیر نورالثقلین (متوفی بین سال‌های ۱۰۸۹ و ۱۰۹۷).[۲۶] سه نفر اخیر در زمره مشایخ حدیث او نیز به شمار می‌آیند، چنانکه او خود در اجازه روایت به حسین بن محیی الدین جامعی عاملی ، به آنان اشاره کرده است.[۲۷]
  • اصفهان

سید نعمت اللّه در اصفهان نزد این استادان به تحصیل علوم دینی پرداخت:

  1. علامه مجلسی[۲۸] که از مشایخ مهم او بود.[۲۹] او سه اجازه به سید نعمت اللّه داد که مبسوط‌ترین آنها در پایان نسخه‌ای از نهج البلاغه ، به خط خود مجلسی نوشته شده است.[۳۰]
  2. محمدباقر بن محمدمؤمن خراسانی معروف به محقق سبزواری ؛ متوفی ۱۰۹۰).[۳۱]
  3. آقاجمال فرزند آقاحسین خوانساری (محقق خوانساری ؛ متوفی ۱۰۹۹).[۳۲]
  4. فیض کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)[۳۳] سید نعمت اللّه جزایری از ملازمان و شاگردان خاص او بود.[۳۴]
  5. شیخ حر عاملی (متوفی ۱۱۰۴)[۳۵] جزایری بخشی از احادیث را نزد وی خوانده و او را به انصاف ستوده است. حرّ عاملی اذعان می‌کرده که اشکالاتِ گونه‌ای از قیاس ، از جمله قیاسِ منصوص العله و اولویت ، را از سید نعمت اللّه آموخته است.[۳۶]

شاگردان

شاگردان سید نعمت اللّه جزایری پرشمارند. سید عبدالله جزایری، نوه او، در تذکره شوشتر[۳۷] و محمد جزایری در کتاب نابغه فقه و حدیث،[۳۸] به ترتیب الفبا، نام آنان را ذکر کرده‌اند، از جمله آنانند:

  1. ابوالحسن بن محمد زمان بن عنایت الله تستری (متوفی ۱۱۴۳).[۳۹]
  2. ابوالقاسم بن محمد مرعشی شوشتری .[۴۰]
  3. عبدالحسین بن خواجه کلبعلی گَرگَری شوشتری (متوفی ۱۱۴۱) که نزد سید نعمت الله زبدة الاصول را خواند و از وی اجازه روایت اخذ کرد.[۴۱]
  4. علی بن حسین جامعی عاملی، از عالمان و مفسران مشهور.[۴۲]
  5. عنایت الله بن محمد زمان تستری (متوفی ۱۱۴۷).[۴۳]
  6. مجدالدین بن قاضی شفیع الدین دزفولی (متوفی پیش از ۱۱۶۵).[۴۴]
  7. فتح الله بن علوان کعبی دَوْرَقی (متوفی ۱۱۳۰).[۴۵]
  8. محمدهادی بن سید محمد مرعشی تستری (متوفی ۱۱۳۷).[۴۶]
  9. یعقوب بن ابراهیم بختیاری حویزی (متوفی ۱۱۵۰)، که نخست در شیراز و سپس در شوشتر نزد سیدنعمت اللّه به تحصیل علم پرداخت .[۴۷]
  10. محمد بن علی نجار شوشتری (متوفی ۱۱۴۰ یا ۱۱۴۱) که از شاگردان بزرگ سید نعمت اللّه بود و از طرف او به امامت جماعت نیز منصوب شد،[۴۸] در علوم شرعی، به ویژه تجوید و تفسیر مهارت داشت و کتاب مجمع التفاسیر از آثار اوست.[۴۹] او یادداشت‌های تفسیری سید نعمت اللّه را نیز در کتابی با عنوان عقود المرجان گردآوری کرده است.[۵۰]

روش علمی؛ اخباری میانه‌رو

محققان اتفاق‌نظر دارند که مسلک جزایری در استنباط احکام نه اصولی بوده نه اخباری صرف، بلکه او میانه‌رو بوده است.[۵۱] منبع آنان در این داوری، سخنان جزایری در کتاب‌ها و رساله‌های متعدد او بوده که در آنها به اخذ طریقه وسطا تصریح و آن را روش استادش علامه مجلسی ذکر کرده است.[۵۲] مظور جزایری از طریقه وسطا، آن گونه که خود در مقدمه کتاب غایة المرام فی شرح تهذیب الاحکام توضیح داده[۵۳]، اعتقاد به حجیت ظواهر قرآن در تشریع است و آن را طریقی دانسته که نه مانند طریق مجتهدان اصولی است که به قواعد و استنباط و استدلال‌های عقلی تکیه زده‌اند و نه مانند اخباری‌هایی چون محمد امین استرآبادی که هرگونه استنباط مبتنی بر قواعد ظنی را انکار کرده و عمل به ظواهر قرآن را از مصادیق آن شمرده‌اند.[۵۴] جزایری پس از نقل سخنان محمدامین استرآبادی در الفوائد المدنیة و تصدیق سخنان وی، بر رأی او مبنی بر عدم حجیت ظواهر کتاب خرده گرفته است.[۵۵]

یکی از دلایلی که سبب شده تا محققان، جزایری را میانه‌رو بدانند، نظر او درباره برخی از موارد شبهه تحریمیه ، مانند نوشیدن قهوه و مصرف دخانیات، است که در حرمت آنها نصّی(آیه یا حدیث) وارد نشده است.[۵۶] اخباری‌ها در این گونه موارد، بنا بر احتیاط، قائل به عدم جوازند، اما جزایری از این نظر عدول کرده، قائل به اباحه شده است.[۵۷]

نشانه‌های اخباریگری

  • سید نعمت الله جزایری در مواردی مطابق رأی اخباریان نظر داده، از جمله در باب منابع تشریع، فقط کتاب و سنت را معتبر شمرده و اجماع، استصحاب، عقل و تمام گونه‌های قیاس ، از جمله قیاس منصوص العلة و اولویت ، را باطل دانسته است.[۵۸] همچنین در صورت تعارض نقل با ادله عقلی، نقل را مقدّم دانسته است.[۵۹] وی بر خلاف علامه مجلسی[۶۰] که تقلید از میت را جایز نمی‌دانسته، همانند اخباری‌ها قائل به جواز تقلید از میت بوده است.
  • در سخنان جزایری برداشتی از ماهیت احکام شرعی و نحوه استنباط آنها را می‌توان استخراج کرد که دست‌کم تا صورت‌بندی نهایی آرای فقهی و اصولی‌اش، وی در زُمره اخباری‎ها قرار می‌گیرد، زیرا وی از سویی فقه را نه مجموعه‌ای از قواعد کلی، بلکه انبوهی از روایات جزئی دانسته است که یگانه ملاک معتبر استنباط و مبنای عمل اند[۶۱] و از سوی دیگر، برای غنی کردن منابع روایت و محدود کردن دامنه استنباط عقلی، علاوه بر نقد نظریه تقسیم چهارگانه احادیث (صحیح ، حسن ، موثق و ضعیف )، که مستلزم مناقشه درباره بسیاری از احادیث است [۶۲] بر وثاقت بسیاری از کتاب‌های حدیثی، چون عیون اخبار الرضا اثر شیخ صدوق، الاحتجاج طَبْرِسی و الفقه الرضوی ، صحه گذاشته است.[۶۳]

تألیفات و آثار علمی

کتاب ها، رساله‌ها و حواشی به جامانده از سید نعمت الله جزایری فراوان است، چنانکه وی را به سرعت قلم و کثرت تألیفات وصف کرده‌اند[۶۴] او بر بسیاری از کتاب‌ها و متون حدیثی شرح‌ و حاشیه‌ نگاشته است.[۶۵] با مراجعه به تعدادی از این آثار می‌توان دریافت که هدف عمده جزایری، منابع حدیثی و در واقع نقدی بر آرای مجتهدان اصولی بوده است.[۶۶] شرح‌ها و حاشیه‌نویسی‌ها در آغاز به صورت یادداشت‌هایی بوده که سید نعمت اللّه بر کتاب‌های مختلف نگاشته سپس آنها را به قلم خود یا شاگردانش بازنویسی و مدون کرده است.[۶۷] جزایری همچنین بر کتاب‌هایی چون تفسیر بیضاوی ، قاموس اللغة فیروزآبادی و کتاب‌های چهارگانه حدیث که در ایام تحصیل خوانده و آنها را استنساخ کرده بود، نیز حاشیه نوشته است.[۶۸]

برخی از کتاب‌های او به این شرح است:

  1. الانوار النعمانیة فی معرفة النشأة الانسانیة؛ گاه به اشتباه آن را انوار نعمانی معرفی کرده‌اند.[۶۹] این کتاب در شرح احوالات آدمی از پیش از تولد تا پس از مرگ است که در سه باب به این ترتیب تدوین شده است. در احوال پیش از تولد، از تولد تا وفات و احوال پس از مرگ و عالم آخرت. کتاب مؤخره‌ای نیز دارد که سید نعمت اللّه جزایری[۷۰] در آن به شرح احوال زندگانی استادان و مشایخ خود پرداخته است.
  2. انیس الوحید فی شرح التوحید؛ شرحی است بر کتاب التوحید ابن بابویه، مشهور به شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱). جزایری در کتاب زهر الربیع از آن با نام انیس الفرید یاد کرده است.[۷۱]
  3. جواهر الغوالی فی شرح عوالی اللئالی؛ شرحی است بر عوالی اللئالی ابن ابی‌جمهور احسائی (متوفی ح ۹۰۷).[۷۲] سید نعمت الله از این کتاب با عنوان مدینة الحدیث یاد کرده است.[۷۳] موضوع این کتاب دو جلدی شرح روایات فقهی از طهارت تا دیات است.[۷۴]
  4. حاشیه شرح جامی بر کافیه؛ در نحو، جزایری [۷۵] آن را حاشیه مدونه علی شرح الجامی نامیده است. آقابزرگ طهرانی[۷۶] از این کتاب با عنوان الحاشیة علی الجامی و شرح الکافیة یاد کرده است.
  5. حواشی امل الامل شیخ حر عاملی ؛ این حواشی متضمن شرح احوال تعدادی از دانشمندان معاصر جزایری است که در کتاب امل الامل ذکر نشده‌اند. بر اساس این کتاب و کتاب‌های رجالی دیگر، آقابزرگ طهرانی سید نعمت اللّه جزایری را در شمار عالمان رجالی و تذکره‌نویسان ذکر کرده است.[۷۷]
  6. حواشی نهج البلاغة، که شرح مختصر جزایری است بر نهج البلاغه[۷۸] و آن را الحواشی الضافیة و الموازین الوافیة نامیده است.[۷۹]
  7. ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار، در سه جلد: جلد نخست در حالات پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع)، جلد دوم در احوال حضرت زهرا (س) و امام دوم تا امام یازدهم و جلد سوم در شرح احوال امام دوازدهم (عج).[۸۰]
  8. زَهْر الربیع فی الطرائف و الملح و المقال البدیع ، که جُنگ مانندی است در بیان مطالب گوناگون ادبی، نکات تفسیری و شرح احوال پاره‌ای از مشایخ و استادان . این کتاب یکی از آثار مشهور جزایری است .[۸۱] عبدالله جزایری [۸۲] پس از ذکر نام کتاب، به اشتمال آن بر مطایبات و هزلیات اشاره کرده و آن را از این جهت قابل حک و اصلاح دانسته است .
  9. شرح صحیفه سجادیه ؛ سید نعمت اللّه جزایری بر کتاب صحیفه مجموعاً سه شرح نگاشته است. نخست شرحی که به شرح کبیر معروف شده است .دوم شرح مختصر که در واقع تنقیح و خلاصه‌ای از شرح نخستین است که پس از تألیف آن، شرح کبیر مهجور گشت . شرح مختصر با عنوان نور الانوار فی شرح کلام خیرالاخیار شناخته می‌شود. مؤلف در ۱۰۷۸، یعنی در ۲۸ سالگی، در خرّم آباد از تألیف آن فارغ شد.[۸۳] سوم شرح ملحقات صحیفه است، با عنوان النُکت ُالطریفة فی شرح ملحقات الصحیفة.
  10. غایة المرام فی شرح تهذیب الاحکام ؛ شرح تهذیب الاحکام شیخ طوسی است . این شرح مختصری است از شرح دیگر مؤلف که در ایام جوانی بر تهذیب با عنوان مقصود الانام فی شرح تهذیب الاحکام نگاشته بود.[۸۴] این کتاب حاوی یک دوره فقه استدلالی است و اطلاعاتی از حوزه‌های دانش‌های اسلامی، مانند حدیث، رجال ، اصول فقه و عقاید، را در خود جای داده است. در این کتاب، آرا و فتاوی فقهی و اصولی علامه مجلسی، با عنوان شیخنا المعاصر آمده است.
  11. کشف الاسرار فی شرح الاستبصار؛ حاوی مطالب علمی عمده‌ای در فقه ، حدیث و رجال است . مقدمه کتاب نیز بخشی از دیدگاه‌های مؤلف را منعکس کرده است.[۸۵]
  12. مقامات النجاة فی شرح اسماء الحسنی ؛ به ترتیب حروف الفبا تا حرف ضاد اسمای حسنا را شرح کرده است. این کتاب بر مشرب عرفانی نگاشته شده و حاوی اقوال بسیاری از بزرگان و مشایخ تصوف ، چون ذوالنون مصری ، رابعه عدویه ، مجدالدین بغدادی و محیی الدین ابن عربی ، است.[۸۶] برخی از دیدگاه‌های صوفیان را نیز نقد کرده است. علامه مجلسی به سبب محتوای صوفیانه، جزایری را از ادامه تألیف آن بازداشته است.، جزایری خود در کتاب زهرالربیع به مورد مشابهی از این توصیه علامه مجلسی اشاره کرده است.[۸۷]
  13. النور المبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، این کتاب در حکم تکمله‌ای بر کتاب ریاض الابرار یاد شده [۸۸] و بارها منتشر شده است .[۸۹] نورالدین جزایری، فرزند مؤلف، نیز این کتاب را با عنوان تحفة الاولیاء به فارسی ترجمه کرده است.[۹۰]
  14. هدیة المؤمنین و تحفة الراغبین، رساله فقهی مختصری در احکام طهارت و صلاه است.[۹۱] سید نعمت اللّه جزایری در آغاز این کتاب از آموزه اصولیان در تقسیم مکلفان به مجتهد و مقلد و نیز جایز نبودن تقلید از میت انتقاد کرده است. شیوه نگارش این کتاب به نقل روایت نزدیک‌تر است تا به شیوه‌های متعارف در تحریر مسائل شرعی.

تفسیر رویدادها با گفتمان دینی

سید نعمت اللّه کتابی با عنوان مُسکن الشُجُون فی حکم الفرار من الطاعون نوشته که در آن به شرح بیماری طاعون و شیوع آن در بغداد، جزایر و هویزه پرداخته است. این واقعه در ۱۱۰۲ق در شام ، آسیای صغیر و عراق و بخش‌های جنوب شرقی ایران رخ داد که عده بسیاری بر اثر آن درگذشتند. او در این کتاب علل وقوع و راه‌های پیشگیری از این بیماری را از منظر دینی و با نگاه ادیبانه خود بررسی کرده است.[۹۲]

آرای جزایری در باب طاعون نمونه آشکار تفسیر دینی رویدادهاست. این گفتمان دینی امکانات تازه‌ای را در ادبیات مرگ ابداع کرده است.[نیازمند منبع]

همنشینی با حاکمان

سید نعمت اللّه با عالمان و نیز حاکمان مناسبات خوبی داشت. او را، به سبب همنشینی زیاد با سلاطین، نکوهش کرده‌اند.[۹۳]

پانویس

  1. اعتمادالسلطنه، مرآة‌البلدان، ۱۳۶۷ـ۱۳۶۸ش.، ج۱، ص۷۰۳ـ ۷۰۵؛ جزایری، ۱۳۹۷، ج۱، ص۲۲.
  2. جزایری، تذکره شوشتر، کتابفروشی صافی، ص۷۵؛ اعرجی، مناهل الضرب، ۱۳۷۷ش، ص۴۹۸ـ ۴۹۹.
  3. جزایری، کشف الاسرار، ۱۴۰۸ق، ج۱، مقدمه موسوی جزائری، ص۱۵؛ جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۰۲.
  4. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۳۵۵.
  5. جزایری، تذکره شوشتر، کتابفروشی صافی، ص۷۶؛ شوشتری، تحفة العالم، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۵؛ خوانساری، روضات‌الجنات، ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲، ج۸، ص۱۵۹.
  6. جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۰۳.
  7. جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۰۴.
  8. جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۰۷؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۸.
  9. جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۰۹ـ۳۱۲.
  10. جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۱۲.
  11. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۳؛ شوشتری، تحفة العالم، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۰.
  12. جزایری، الانوار النعمانیة، ج۴، ص۳۱۳.
  13. جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۱۶ـ ۳۱۸.
  14. جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۱۸ـ۳۱۹؛ شوشتری، تحفة العالم، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۰ـ۱۰۱.
  15. افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۸۰.
  16. جزایری، مسکن الشجون، نسخه خطی، ص۳۷.
  17. جزایری، تذکره شوشتر، کتابفروشی صافی، ص۷۳ـ۷۴؛ شوشتری، تحفة العالم، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۱.
  18. خوانساری، روضات‌الجنات، ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲، ج۸، ص۱۵۰.
  19. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۱؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۲۳۲.
  20. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۱؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۲۱۱ـ۲۱۲.
  21. جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۰۵.
  22. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۱۳۹.
  23. جزایری، زهرالربیع، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۸۵؛ جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۲.
  24. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۸۰-۸۱؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۱۷۱.
  25. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۲.
  26. جزایری، زهرالربیع، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۴۸؛ جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۳۰۹.
  27. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۴.
  28. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۳.
  29. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۸.
  30. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۱۵۷ـ ۱۶۳.
  31. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۳؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۱۶۳.
  32. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۸۱؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۱۷۹.
  33. جزایری، زهرالربیع، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۸۴؛ بحرانی، لؤلؤة البحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، ص۱۳۰؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۲۱۵.
  34. جزایری، التحفة السنیة، نسخه خطی، ص۳۳۹.
  35. جزایری، غایه المرام، نسخه خطی، ج۱، ص۳۶۱؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۲۰۲ـ۲۰۳.
  36. جزایری، غایه المرام، نسخه خطی، ج۱، ص۳۶۱.
  37. جزایری، تذکره شوشتر، کتابفروشی صافی، ص۱۵۷ـ۱۶۳.
  38. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۲۵۲ـ۳۲۶.
  39. جزایری، تذکره شوشتر، کتابفروشی صافی، ص۱۵۷؛ جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۱۲۳؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۲۵۲ـ۲۵۳.
  40. جزایری، تذکره شوشتر، کتابفروشی صافی، ص۱۵۸ـ ۱۵۹.
  41. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۲۷۱.
  42. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۲۷۴ـ ۲۷۵.
  43. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۱۵۷؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ص۲۷۷ـ۲۷۹.
  44. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۱۷۲.
  45. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۱۵۸.
  46. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۱۸۹.
  47. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۱۹۲.
  48. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۳۰۱.
  49. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۱۷۸؛ جزایری، تذکره شوشتر، کتابفروشی صافی، ص۱۶۱؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۳۰۴.
  50. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۳۷۲ش، ص۷۰۶؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۵، ص۳۰۵.
  51. خوانساری، روضات‌الجنات، ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲، ج۸، ص۱۵۰؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۳۳۰ـ ۳۳۲؛ جزایری، کشف الاسرار، ۱۴۰۸ق، ج۱، مقدمه موسوی جزائری، ص۳۹ـ۴۰.
  52. جزایری، غایة المرام، نسخه خطی، ج۱، ص۴۰، ج۲، ص۱۴۰.
  53. جزایری، غایة المرام، نسخه خطی، ج۱، ص۴۰.
  54. استرآبادی، الفوائد المدنیة، ۱۴۲۴ق، ص۲۶۹ـ۲۷۱، ۳۳۶ـ ۳۳۸.
  55. جزایری، غایة المرام، نسخه خطی، ج ۱، ص۱۶.
  56. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۳۳۲؛ حکیم، ص۹۷ـ ۹۸.
  57. جزایری، الانوار النعمانیة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۵۵-۶۰.
  58. جزایری، غایة المرام، نسخه خطی، ج۱، ص۱۱ـ۱۵، ۲۲، ۳۷، ۵۹ـ۶۱، ج۲، ص۵۱؛ جزایری، زهرالربیع، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۴۸۵، ۵۱۴.
  59. جزایری، غایه المرام، نسخه خطی، ج۱، ص۳۵ـ۳۶.
  60. مجلسی، نظم اللئالی، ۱۴۱۱ق، ص۱۳ـ۱۴.
  61. جزایری، غایة المرام، نسخه خطی، ج۱، ص۳۵ـ۳۶، ج۲، ص۹۵.
  62. جزایری، غایة المرام، نسخه خطی، ج ۱، ص۲ـ۴.
  63. جزایری، غایة المرام، نسخه خطی، ج۱، ص۸.
  64. جزایری، تذکره شوشتر، کتابفروشی صافی، ص۷۶؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۴۶.
  65. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۴.
  66. برای نمونه نگاه کنید: جزایری، لوامع الانوار، نسخه خطی، ص۵؛ جزایری، انیس الوحید، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۶.
  67. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۴.
  68. شوشتری، تحفة العالم، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۰.
  69. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۴۷.
  70. جزایری، الانوار النعمانیة، ج۴، ص۳۰۲ـ۳۲۶.
  71. جزایری، زهرالربیع، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۲۳۷.
  72. افندی اصفهانی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۲۵۴ـ۲۵۵؛ جزایری، تذکره شوشتر، کتابفروشی صافی، ص۷۵.
  73. جزایری، زهرالربیع، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۲۳۷.
  74. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۵۴.
  75. جزایری، زهرالربیع، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۲۳۷.
  76. آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۶، ص۵۷، ج۱۴، ص۳۱.
  77. آقا بزرگ طهرانی، مصفی المقال، ۱۳۳۷ش، ص۴۸۳ـ۴۸۴.
  78. جزایری، تذکره شوشتر، کتابفروشی صافی، ص۷۶؛ شوشتری، تحفة العالم، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۴.
  79. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۶۲.
  80. جزایری، زهر الربیع، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۲۰۸؛ افندی اصفهانی، ریاض العلما، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۲۵۵؛ جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۵؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۶۳ـ۶۶؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۱، ص۳۱۶.
  81. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۶۶.
  82. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۵.
  83. جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۱۲۸.
  84. جزایری، غایة المرام، نسخه خطی، ج۱، ص۱.
  85. جزایری، کشف الاسرار، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۳۶ـ۹۳.
  86. جزایری، مقامات النجاة، نسخه خطی، ص۱۲۹، ۱۶۲، ۲۵۴، ۳۲۳.
  87. جزایری، زهرالربیع، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۴۴۵.
  88. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۷۶؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۲۴، ص۳۷۵ـ۳۷۶.
  89. مشار، ج۶، ستون ۶۳۰.
  90. جزایری، الاجازة الکبیرة، ۱۴۰۹ق، ص۶۱؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۴۲۲ـ۴۲۳.
  91. جزایری، هدیة المؤمنین، نسخه خطی، ص۲؛ جزایری، نابغه فقه و حدیث، ۱۴۱۸ق، ص۱۳۱ـ۱۳۳.
  92. جزایری، مسکن الشجون، نسخه خطی، ص۶۳.
  93. بَحْرانی، لؤلؤة البحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، ص۱۱۱.
  1. در این سال حسین پاشا، حاکم بصره ، بر سلطان محمد عثمانلو، وزیر بغداد، شورش کرد. سلطان محمد لشکری را برای جنگ با وی روانه بصره ساخت. حاکم بصره به جزایر رفت و در آنجا به دفاع از خود پرداخت، اما پس از چهار ماه مقاومت و محاصره جزایر، سرانجام لشکریان بغداد او را شکست دادند و او به سوی هندوستان گریخت. مردم جزایر، که از یاران پاشا بودند، از بیم جان به هویزه و شهرهای مجاور گریختند.

منابع

  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی‌نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعة: الکواکب المنتشرة فی القرن الثانی بعد العشرة، چاپ علی نقی منزوی، تهران، ۱۳۷۲ش.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال، چاپ احمد منزوی، تهران، ۱۳۳۷ش.
  • استرآبادی، محمدامین بن محمدشریف، الفوائد المدنیة، چاپ رحمة‌اللّه رحمتی اراکی، قم، ۱۴۲۴ق.
  • اعتمادالسلطنه، محمدحسن‌ بن على، مرآة‌البلدان، چاپ عبدالحسين نوائى و ميرهاشم محدث، تهران، ۱۳۶۷ـ۱۳۶۸ش.
  • اعرجی، جعفربن محمد اعرجی، مناهل الضرب فی انساب العرب، چاپ مهدی رجائی، قم، ۱۳۷۷ش.
  • افندی اصفهانی، عبداللّه بن عیسی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم، ۱۴۰۱ق.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، لؤلؤة البحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، قم، بی‌تا.
  • جزایری، عبداللّه بن نورالدین، الاجازة الکبیرة، چاپ محمد سمامی حائری، قم، ۱۴۰۹ق.
  • جزایری، عبداللّه بن نورالدین، التحفة السنیة فی شرح نخبة المحسنیة، نسخه خطی کتابخانه آستان قدس رضوی، ش۲۲۶۹.
  • جزایری، عبداللّه بن نورالدین، تذکره شوشتر، اهواز، کتابفروشی صافی، بی‌تا.
  • جزایری، عبداللّه بن نورالدین، نابغه فقه و حدیث: سید نعمت اللّه جزائری، قم ۱۴۱۸ق.
  • جزایری، نعمت اللّه بن عبداللّه، الانوار النعمانیة، بیروت ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
  • جزایری، نعمت اللّه بن عبداللّه، زهرالربیع، ج۱، بیروت، دارالجنان، ۱۴۱۴ق/۱۹۹۴م.
  • جزایری، نعمت اللّه بن عبداللّه، زهرالربیع، ج۲، بیروت، مؤسسه البلاغ، ۱۴۲۰ق/۱۹۹۹م.
  • جزایری، نعمت اللّه بن عبداللّه، غایة المرام فی شرح تهذیب الاحکام، نسخه خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، ش۷۷۰۳ـ۷۷۰۴.
  • جزایری، نعمت اللّه بن عبداللّه، کشف الاسرار فی شرح الاستبصار، چاپ طیب موسوی جزائری، قم، ۱۴۰۸ق.
  • جزایری، نعمت اللّه بن عبداللّه، لوامع الانوار فی شرح عیون الاخبار، نسخه خطی کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی، ش۲۱۶.
  • جزایری، نعمت اللّه بن عبداللّه، مسکن الشجون فی حکم الفرار من الطاعون، نسخه خطی کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی، ش۳۴۴۲.
  • جزایری، نعمت اللّه بن عبداللّه، مقامات النجاة، نسخه خطی کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی، ش ۳۴۹۶.
  • جزایری، نعمت اللّه بن عبداللّه، نورالبراهین او انیس الوحید فی شرح التوحید، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۷ق.
  • جزایری، نعمت اللّه بن عبداللّه، هدیة المؤمنین و تحفة الراغبین، نسخه خطی کتابخانه آیت آللّه مرعشی نجفی، ش ۳۹۰۱.
  • خوانساری، محمدباقر بن زين‌العابدين، روضات‌الجنات فى احوال‌العلماء والسادات، چاپ اسدالله اسماعيليان، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲.
  • شوشتری، عبداللطیف بن ابی‌طالب، تحفة العالم، ذیل التحفة، چاپ صمد موحد، تهران، ۱۳۶۳ش.
  • عاملی، زین الدین بن علی شهیدثانی، رسائل الشهید الثانی، قم ۱۳۷۹ـ۱۳۸۰ش.
  • فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، مفاتیح الشرائع، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۰۱ق.
  • کلینی، محمد بن يعقوب، الكافى، چاپ على‌اكبر غفارى، بيروت، ۱۴۰۱ق.
  • مجلسی، محمدباقر، نظم اللئالی، معروف بسؤال و جواب گردآورنده محمدبن احمد حسینی لاهیجانی، چاپ مهدی رجائی، قم، ۱۴۱۱ق.
  • خانبابا مشار، مؤلّفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.

پیوند به بیرون