ابن ابجر کنانی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
عبدالملک بن سعید بن حیان بن ابجر عجلی
زادروز زنده‌ در ۱۶۱ق‌/۷۷۸م‌
محل زندگی کوفه
استادان شعبی، عکرمه، طلحة بن‌ مصرف و واصل‌ بن‌ احدب
شاگردان فرزندش‌ عبدالرحمان، سفیان‌ ثوری، زهیر بن‌ معاویه، عبیدالله‌ اشجعی، سفیان‌ بن‌ عیینه و اعمش
پیشه طبیب، محدث
تأثیرگذاران امام رضا(ع)
خویشاوندان عبدالله بن سعید نویسنده کتاب الدیات

عبدالملک‌ بن‌ سعید معروف به اِبْن‌ِ اَبْجَرِ کنانی‌، طبیب‌ و محدث است. در کتب‌ رجال شیعه‌ از وی به‌ عنوان‌ محّدث ثقه نیز یاد شده‌ است‌.

زندگی‌نامه

عبدالملک‌ بن‌ سعید بن‌ حیان‌ بن‌ ابجر عجلی‌ کنانی‌ همْدانی‌ کوفی‌، معروف به اِبْن‌ِ اَبْجَرِ کنانی‌، مکنّی‌ به‌ ابوبکر است. در کتب‌ رجال‌ شیعه‌ از خاندان‌ ابجر به‌ عنوان‌ خاندانی‌ در کوفه که‌ افراد آن‌ به‌ طور موروثی‌ اهل‌ طبابت‌ بوده‌اند، و از عبدالملک‌ و برادرش‌ ابوعمر عبدالله، به‌ عنوان‌ محّدثان‌ ثقه‌ نیز یاد شده‌ است‌.[۱]

از زندگی‌ وی آگاهی‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌، اما در کتاب‌های رجالی‌، با همین‌ نام‌ و نشان‌ و گاه‌ با اندکی‌ اختلاف‌، از او یاد شده‌ است‌.[۲] به‌ نوشته ابن‌ حجر وی در ۱۶۱ق‌[۳]و به‌ گفته نجاشی، عبدالملک‌ در ۲۴۰ق‌ زنده بوده است‌. در مآخذ به‌ کوفی‌ بودن‌ او تصریح‌ شده‌ است‌.[۴] نجاشی بر تشیع‌ عبدالله‌ تصریح‌ دارد و به‌ نظر می‌رسد که‌ در تشیع‌ عبدالملک‌ نیز جای تردید نباشد.

طبابت

ابن‌ قتیبه‌[۵] و عجلی‌[۶] از طبابت‌ او و خاندان‌ ابجر یاد کرده‌اند. عجلی‌ به‌ ویژه‌ دانش‌ او را در پزشکی‌ ستوده‌ و یادآور شده‌ است‌ که‌ ابن‌ ابجر برای درمان‌، مزد نمی‌گرفت‌.

مشایخ‌

در منابع‌ یاد شده‌، از شعبی، عکرمه، طلحة بن‌ مصرف و واصل‌ بن‌ احدب به‌ عنوان‌ مشایخ‌ وی در حدیث‌ یاد شده‌ است‌. در میان‌ مشایخ‌ ابن‌ ابجر ظاهراً شعبی‌ زودتر از همه‌ درگذشته‌ است‌ (۱۰۳ق‌). در منابع‌ شیعی‌ از مشایخ‌ عبدالملک‌ و کسانی‌ که‌ از او روایت‌ کرده‌اند، ذکری به‌ میان‌ نیامده‌ است‌.

شاگردان

از فرزندش‌ عبدالرحمان‌، سفیان‌ ثوری، زهیر بن‌ معاویه، عبیدالله‌ اشجعی، سفیان‌ بن‌ عُیینه و اَعمش به‌ عنوان‌ کسانی‌ که‌ از او روایت‌ کرده‌اند، یاد شده‌ است‌.

تدریس

ابن‌ ابی‌ اصیبعه[۷]، عبدالملک‌ را از اساتید مدرسه اسکندریه در عصر بیزانس‌ به‌ شمار آورده‌ که‌ مدتی‌ پس‌ از فتح‌ مصر به‌ دست‌ مسلمانان‌، در دوران‌ امارت‌ عمر بن‌ عبدالعزیز بر اسکندریه‌ و به‌ تشویق‌ او مسلمان‌ شده‌ و در شمار نزدیکان‌ وی درآمده‌ بود.

اختلاف‌نظرها

ابن‌ ابی‌‌اصیبعه‌ تاریخ‌ گرویدن‌ او را به‌ اسلام‌ ذکر نکرده‌ است‌، اما ووستنفلد[۸] آن‌ را مربوط به‌ حدود ۷۰ق‌/۶۸۹م‌ دانسته‌، و عبدالعزیز بن‌ مروان والی‌ مصر را مشوق‌ او در قبول‌ اسلام شمرده‌ است‌.

ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌ همچنین‌ از اعمش‌ و سفیان‌ به‌ عنوان‌ کسانی‌ که‌ برخی‌ سخنان‌ مربوط به‌ روش‌های حفظ تندرستی‌ را از ابن‌ ابجر روایت‌ کرده‌اند، نام‌ برده‌ و به‌ موضوع‌ انتقال‌ مدرسه پزشکی‌ از اسکندریه به‌ انطاکیه، که‌ در روزگار خلافت‌ عمر بن‌ عبدالعزیز (۹۹-۱۰۱ق‌/۷۱۸- ۷۲۰م‌) اتفاق‌ افتاد، اشاره‌ کرده‌ است‌.[۹]

روایت‌ سلیمان‌ ابن‌ مهران‌ رازی ملقب‌ به‌ اعمش‌ (درگذشت ۱۴۸ق‌) و سفیان بن عیینه (درگذشت ۱۹۸ق‌) و سفیان‌ الثوری (د ۱۶۲ق‌) از ابن‌ ابجر در برخی‌ از کتب‌ رجال‌ اهل سنت که‌ پیش‌ نام‌ بردیم‌، آمده‌ است‌، اما سخن‌ ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌ با توجه‌ به‌ فاصله زمانی‌ طولانی‌ میان‌ فتح‌ مصر و عصر راویان‌ یاد شده‌، قطعاً نادرست‌ است‌. چه‌ با فرض‌ آنکه‌ عبدالملک‌ به‌ هنگام‌ سقوط اسکندریه‌ به‌ عنوان‌ مدرس‌ طب‌، دست‌ کم‌ ۳۰ سال‌ داشته‌ و با توجه‌ به‌ سخن‌ ابن‌ حجر، حاکی‌ از زنده‌ بودن‌ وی در ۱۶۱ق‌، باید بیش‌ از ۱۲۰ سال‌ زیسته‌ باشد.

بدین‌ترتیب‌ میان‌ معلم‌ مدرسه اسکندریه‌ و عبدالملک‌ ابن‌ ابجر در منابع‌ اهل‌ سنت‌ و شخصی‌ به‌ همین‌ نام‌ در منابع‌ شیعی‌، به‌ ترتیب‌ در حدود ۸۰ سال‌ اختلاف‌ سنی‌ وجود دارد.

نظر سزگین‌

سزگین‌ برای حل‌ بخشی‌ از این‌ دشواری (ظاهراً، وی منابع‌ شیعی‌ را ندیده‌ است‌) پزشک‌ مدرسه اسکندریه‌ را ابجر و عبدالملک‌ محدث‌ را پسر وی شمرده‌ و تصور کرده‌ است‌ که‌ خطای ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌ تنها خلط میان‌ پدر و پسر بوده‌ است‌ و واقعاً ممکن‌ است‌ در مدرسه اسکندریه‌ فردی به‌ نام‌ ابجر به‌ تدریس‌ مشغول‌ بوده‌ است‌،[۱۰] اما چنانچه‌ دیدیم‌، در همه کتب‌ رجال‌، اسلاف‌ عبدالملک‌ به‌ نام‌های عربی‌ معرفی‌ شده‌اند و تدریس‌ یک‌ فرد عرب‌ در مدرسه اسکندریه عصر بیزانس‌ قابل‌ قبول‌ نمی‌نماید[۱۱].

از سوی دیگر در قرن اول قمری، یک‌ دانشمند مسیحی به‌ نام‌ ادفر، که‌ از کیمیا نیز اطلاعاتی‌ داشته‌، در اسکندریه‌ معروف‌ بوده‌ است‌. به‌ نظر لکلرک‌، ادفر همان‌ است‌ که‌ ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌، وی را ابن‌ ابجر نامیده‌ است‌[۱۲]

دو محدث به نام عبدالملک طبیب

در عین‌ حال‌، وجود خاندانی‌ به‌ نام‌ ابجر در کوفه، از موالی‌ کنانه‌ یا بنی‌ عجل‌ یا بنی‌ همدان‌ غیر قابل‌ تردید است‌. اشتغال‌ سنتی‌ افراد این‌ خاندان‌ به‌ طب‌ نیز در برخی‌ منابع‌ آمده‌ است‌.

بدین‌ ترتیب‌، در حقیقت‌ دو محدث‌ به‌ نام‌ عبدالملک‌ که‌ احتمالاً هر دو طبیب‌ نیز بوده‌اند، وجود داشته‌اند که‌ یکی‌ از آنها در قرن دوم قمری و دیگر در قرن سوم قمری درگذشته‌ است‌. این‌ احتمال‌ را که‌ درباره نامهای پدران‌ آنان‌ در منابع شیعه‌ و سنی اشتباهی‌ رخ‌ داده‌ باشد، نادیده‌ نمی‌توان‌ گرفت‌.[نیازمند منبع]

پانویس

  1. نجاشی‌، رجال‌، ص ۲۱۷
  2. بخاری، اسماعیل‌، التاریخ‌ الکبیر، جلد ۳(۱)، ص ۴۱۶؛ بسوی، یعقوب‌، المعرفة و التاریخ‌، ص ۷۱۲-۷۱۳؛ ابن‌ ابی‌ حاتم‌ رازی، محمد، الجرح‌ و التعدیل‌، جلد ۲، ص ۳۵۱-۳۵۲؛ ابن‌ منجویه‌، احمد، رجال‌ صحیح‌ مسلم‌، جلد ۱، ص ۴۳۴؛ ابن‌ حجر، احمد، تهذیب‌ التهذیب‌، جلد ۶، ص ۳۹۴- ۳۹۵
  3. ابن‌ حجر، احمد، تهذیب‌ التهذیب‌، جلد ۶، ص ۳۹۵
  4. بخاری، اسماعیل‌، التاریخ‌ الکبیر، جلد ۳(۱)، ص ۴۱۶؛ ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبری، جلد۱، ص ۳۳۸؛ ابن‌ حجر، احمد، تهذیب‌ التهذیب‌، جلد ۶، ص ۳۹۴- ۳۹۵
  5. ابن‌ قتیبة، عبدالله‌، المعارف‌، ص ‌۶۶
  6. عجلی‌، احمد، تاریخ‌ الثقات‌، ص‌ ۳۰۷- ۳۰۸
  7. ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌، احمد، عیون‌ الانباء، جلد ۱، ص ۱۱۶
  8. ووستنفلد، ص‌۷
  9. ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌، احمد، عیون‌ الانباء، جلد ۱، ص ۱۱۶
  10. III/205-206، GAS,
  11. مایرهوف‌، ماکس‌، «من‌ الاسکندریه‌ الی‌ بغداد»، ص ۶۶
  12. Leclerc, Lucien, Histiere de la m E dicine arabe. ص‌ ۶۲-۶۴

منابع

  • ابن‌ ابی‌‌اصیبعه‌، احمد، عیون‌ الانباء، به‌ کوشش‌ ماکس‌ موللر، بولاق‌، ۱۲۹۹ق‌/ ۱۸۸۲م‌
  • ابن‌ ابی‌ حاتم‌ رازی، محمد، الجرح‌ و التعدیل‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۲ق‌/ ۱۹۵۳م‌
  • ابن‌ حجر، احمد، تهذیب‌ التهذیب‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۲۶ق‌/۱۹۰۸م‌
  • ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبری، به‌ کوشش‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌، دارصادر
  • ابن‌ قتیبة، عبدالله‌، المعارف‌، به‌ کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، قاهره‌، ۱۹۶۰م‌
  • ابن‌ منجویه‌، احمد، رجال‌ صحیح‌ مسلم‌، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ اللیثی‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌
  • بخاری، اسماعیل‌، التاریخ‌ الکبیر، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۷ق‌/۱۹۵۸م
  • بسوی، یعقوب‌، المعرفة و التاریخ‌، به‌ کوشش‌ اکرم‌ ضیاء العمری، بغداد، ۱۳۹۴ق/۱۹۸۱م‌
  • عجلی‌، احمد، تاریخ‌ الثقات‌، به‌ کوشش‌ عبدالمعطی‌ قلعجی‌، بیروت‌، ۱۹۸۴م‌
  • مایرهوف‌، ماکس‌، «من‌ الاسکندریه‌ الی‌ بغداد»، التراث‌ الیونانی‌ فی‌ الحضارة الاسلامیة، ترجمة عبدالرحمان‌ بدوی، بیروت‌، ۱۹۸۰م‌
  • نجاشی، احمد، رجال‌، قم‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌
  • GAS;
  • Leclerc, Lucien, Histiere de la m E dicine arabe, New York, 1971
  • Wustenfeld, Ferdinand, Geschichte der arabischen Aerzte und Naturforscher, New York, 1978

پیوند به بیرون