پرش به محتوا

کاربر:Sultanmoradi/یازدهم صفحه تمرین

از ویکی شیعه

نسخ آیات قرآن به معنای پایان مدت یا محدوده اعتبار آنها است. نسخ آیات قرآن به دو دسته قابل تقسیم‌ است: آیاتی که احکام جایگزین‌شده‌ای برای آن‌ها نازل می‌شود و آیاتی که حکم آن‌ها به پایان می‌رسد. این پدیده، که در اصطلاحات رایج به آن «نسخ» گفته می‌شود، به معنای خاتمه یافتن اعتبار و اثرگذاری یک آیه است. علم اصول فقه و علم تفسیر، هر یک با روش‌شناسی خاص خود، به بررسی و تحلیل این پدیده پرداخته‌اند. مطابق با دیدگاه قرآن‌پژوهان و عالمان اسلام، نسخ هم در متون قرآن و هم در سنت پیامبر(ص) جایز و سابقه دارد. این امر شامل جایگزینی یک آیه قرآنی با آیه دیگر، جایگزینی قرآن با سنت، جایگزینی سنت با سنت و جایگزینی سنت با قرآن می‌شود.

معنای نسخ آیات

نسخ را برداشتن حکم پیشین است.[۱]یا جانشین کردن حکمی دیگر به‌جای آند.[۲] جلوگیری از ناسخ جلوی آن را می‌گیرد.[۳]

شناخت ناسخ و منسوخ برای تفسیر قرآن و رسیدن به مراد الهی بسیار حائز اهمیت است.[۴] امام علی(ع) تعلیم ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و عام و خاص قرآن توسط پیامبر(ص) به خود را از افتخارات خویش دانسته است.[۵] در واقعه سقیفه، امام علی(ع) فرمودند که هیچ‌کس غیر از ایشان به ناسخ و منسوخ قرآن آگاهی ندارد.[۶] بر اساس روایتی از امام باقر(ع)، قرآن دارای ظاهر و باطن، معانی، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، و سنن و امثال است.[۷] همچنین طبق برخی روایت‌ها اساساً برای رسیدن به تفسیر قرآن باید حتماً ناسخ و منسوخ قرآن را شناخت.[۸]

موارد نسخ آیات قرآن

در تعداد آیات منسوخه اتفاق نظر نیست و برخی عدد آیات منسوخ را تا پانصد آیه و برخی دیگر ۱۰۸ مورد دانسته‌اند.[۹] استاد معرفت در موسوعه التمهید به ۲۲۸ مورد نسخ اشاره می‌کند.[۱۰] به گفتۀ زید و معرفت، علمای متقدم هرگونه تخصیص، تقیید یا استثناء را نسخ می‌شمردند و این تفاوت اصطلاحی به افزایش شمارگان آیات منسوخ دامن زده است.[۱۱] برخی از موارد نسخ در قرآن از این قرار است: درباره جهاد با کفار، ابتدا فرمود سزاوار است هر یک از مجاهدان اسلام در برابر ده نفر مقاومت و برابری کند[۱۲] و در آیه بعد تخفیف فرمود که هر کس در برابر دو نفر مقاومت کند.[۱۳] یا در مسأله تغییر قبله[۱۴] یا پرداختن صدقه پیش از نجوا با پیامبر(ص) در آیه نجوا.[۱۵][۱۶]

شرایط نسخ آیات

شرط نسخ این است که ناسخ متأخر از منسوخ باشد و از آنجا که سوره مائده پس از سوره بقره نازل شده، نمی‌تواند ناسخ آن باشد.[۱۷] به گفتۀ شیخ طوسی، ناسخ و منسوخ از دو راه لفظ (تصریح ناسخ به رفع حکم) و معنا (تنافی غیرقابل‌جمع میان دو حکم) شناسایی می‌شود.[۱۸] به گفتۀ آیت‌الله خویی، راهکار دوم شیخ طوسی (نسخ بر اساس صرف وجود تنافی) با آیۀ ۸۲ نساء که هرگونه اختلاف را از قرآن نفی می‌کند، سازگار نیست.[۱۹]

نسخ قرآن به سنت و بالعکس

از دیدگاه دانشمندان شیعه، شیخ مفید براساس آیه ۱۰۶ بقره بر این باور است که قرآن به وسیله قرآن نسخ می‌شود اما با سنت نسخ نمی‌شود.[۲۰] سیدمرتضی و طوسی معتقدند نسخ آیات با خبر واحد امکان‌پذیر نیست؛ زیرا خبر واحد ظنّی و قرآن قطعی است.[۲۱] برخی معتقدند نسخ قرآن به سنت متواتره گرچه ممکن است، اما واقع نشده است. سنت و سیره پیامبر (ص) بنابر آیات ۴۴ سوره نحل، ۷ سوره حشر و ۳-۴ سوره نجم منشأ وحیانی دارند و می‌توانند در نسخ نقش داشته باشند.[۲۲]

به گفتۀ شیخ طوسی، نسخ قرآن با سنت قطعی و متواتر جایز است، اما با خبر واحد به دلیل اجماعی و عقلی جایز نیست.[۲۳]

به باور هانی طاهر، عقل حکم می‌کند که حکیم مطلق، حکمی را جاودانه معرفی نکند و سپس آن را نسخ کند، مگر آنکه نص معتبری بر چنین نسخی وجود داشته باشد.[۲۴]

باور مشهور اهل سنت این است که نسخ قرآن به سنت، هم جایز و هم واقع شده است.[۲۵] با این حال در مکتب اهل سنت، شافعی و پیروانش بر این عقیده‌اند که نسخ قرآن به‌وسیله سنت روا نیست؛ زیرا سنت نه بهتر از قرآن است و نه مثل آن.[۲۶] ابن تیمیه معتقد است شیوه سلف با عدم نسخ قرآن به سنت و نسخ سنت به قرآن سازگار است.[۲۷]

انواع نسخ از حیث حکم و تلاوت

دانشمندان علوم قرآن سه نوع نسخ را برای قرآن تصور کرده‌اند: نسخ تلاوت آیات؛ نسخ حکم و تلاوت آیات؛ و نسخ حکم آیات.[۲۸] به گفتۀ آیت‌الله خویی، دو قسم «نسخ لفظ بدون حکم» و «نسخ لفظ و حکم با یکدیگر» به دلیل منافات با تحریف‌ناپذیری قرآن و مبتنی بودن بر اخبار آحاد، مردود است و تنها قسم «نسخ حکم بدون تلاوت» پذیرفتنی است.[۲۹] طبق گزارش برخی پژوهشگران شیخ طوسی هر سه قسم نسخ (نسخ حکم بدون لفظ، نسخ لفظ بدون حکم، و نسخ لفظ و حکم با یکدیگر) را ممکن و واقع‌شده می‌داند.[۳۰]

نسخ حکم

بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی یعنی زمان اعتبار حکم (شرعی، اخلاقی و...) آن آیه به دلیل محدود و موقت بودن مصلحت و هدف وضع حکم آن آیه به پایان رسیده است و به آن عمل نمی‌شود.[۳۱] گفته شده وقتی که مفسران و محدثان شیعه از نسخ سخن می‌گویند بیشتر به نسخ حکم نظر دارند.[۳۲] به باور علامه طباطبایی آیه منسوخ همواره بیانگر حقیقت است؛ اما برای گروهی خاص و در زمان مشخصی بوده که آن‌ها موظف به ایمان و عمل به آن بوده‌اند، در حالی که دیگران تنها باید به حقانیت آن ایمان داشته باشند و به آن عمل نکنند.[۳۳]

نسخ تلاوت

نسخ تلاوت يعنى آيات و عباراتى را جزو وحى اوليه مى‌دانند كه سپس تلاوت آنها منسوخ شده و حكمش يا منتفى شده يا برقرار مانده است.[۳۴] نسخ تلاوت بدون نسخ حکم بدین معناست که آیه مشتمل بر حکم فقهی از صفحه وجود محو شود، لیکن عمل بدان باقی بماند.[۳۵] مشهور دانشمندان شیعه اعم از فقها، متکلمان و مفسران منکر وقوع تحریف در قرآن هستند.[۳۶] پذیرش نسخ تلاوت مستلزم تحریف به نقیصه در قرآن است.[۳۷] نسخ تلاوت مستلزم قول به نقصان قرآن و تحريف آن است.[۳۸] در میان اهل سنت مشهور است که نسخ تلاوت هم ممکن و هم واقع شده است.[۳۹] اهل سنت براى آنكه نه قائل به تحريف (تنقيص) قرآن و نه بى‌اعتبارى كتب معتبر حديثشان از جمله صحيحين شوند قائل به پديده‌اى به نام نسخ التلاوه يا منسوخ التلاوه شده‌اند.[۴۰]

بسیاری از دانشمندان شیعه معتقدند نسخ تلاوت روا نمی‌باشد و منتهای آن به تحریف قرآن می‌انجامد.[۴۱] شیخ صدوق و طوسی تصریح به عدم تحریف قرآن دارند اما شیخ طوسی امکان نسخ تلاوت را می‌پذیرد.[۴۲] علامه طباطبایی روایات نسخ تلاوت را مخالف قطعی با قرآن می‌داند.[۴۳] سیدمرتضی و شیخ طوسی امکان نسخ تلاوت را پذیرفته‌اند.[۴۴] شیخ طوسی آیه رجم را یکی از مصادیق نسخ تلاوت می‌داند که با وجود برداشته شدن الفاظ آن، حکم رجم همچنان باقی مانده است.[۴۵] محقق حلی امکان نسخ تلاوت را پذیرفته اما در وقوع آن تردید کرده است.[۴۶] آیت‌الله خویی معتقد است نسخ تلاوت روا نیست؛ زیرا دلیل قطعی بر آن وجود ندارد و لوازم آن با مصلحت نزول منافات دارد.[۴۷]

در روایتی در کافی از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: «الرَّجْمُ فِي الْقُرْآنِ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: إِذَا زَنَى الشَّيْخُ وَالشَّيْخَةُ فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّةَ...».[۴۸] شیخ صدوق و طوسی نیز این روایت را با تعبیر «كَانَتْ آيَةُ الرَّجْمِ...» نقل کرده‌اند.[۴۹] صرف وجود احکام در شریعت بدون استناد به آیات قرآن، نمی‌تواند دلیلی بر پیشینه قرآنی محوشده آن باشد. روایت مربوط به نسخ تلاوت «الشیخ و الشیخه» با وجود صحت سند، از قسم آحاد است و نمی‌تواند مثبت نسخ تلاوت باشد.[۵۰] نسخ تلاوت و محو الفاظ از طریق خبر واحد غیرممکن است و شیخ طوسی نیز به این حقیقت تصریح دارد.[۵۱] نقل یک روایت در کافی توسط کلینی لزوماً به‌معنای پذیرش متن و محتوای آن نیست.[۵۲]

مفاد روایت «الشیخ والشیخه» موافق روایات اهل سنت است که از عمر نقل شده است مبنی بر اینکه وی این عبارت را آورد ولی مسلمین نپذیرفتند.[۵۳] نسخ تلاوت فقره «الشیخ والشیخه» فرع بر قرآنیت آن است و قرآنیت آن نیز با خبر واحد ثابت نمی‌شود.[۵۴] چه‌بسا گرایش امثال شیخ طوسی به سمت نسخ تلاوت برای فرار از معضل تحریف باشد.[۵۵]

نسخ حکم و تلاوت با هم

نسخ حکم و تلاوت با هم (مانند روایت عشر رضعات) از دیدگاه شیخ طوسی جایز است.[۵۶] برخی از محققان مانند خویی و معرفت، نسخ حکم و تلاوت با هم را روا نمی‌دانند.[۵۷] نسخ حکم و تلاوت با هم، مخالف صریح قرآن است که می‌فرماید: «لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ...» (فصلت/۴۲).[۵۸]

نسخ مشروط (موقت) و تمهیدی (تدریجی)

نسخ مشروط (یا نسخ موقت) به این معناست که اگر حکمی در قرآن به‌واسطه تغییر شرایط نسخ شد، در صورت تحقق شرایط قبل از نسخ، حکم منسوخ قابل بازگشت است.[۵۹] نمونه نسخ مشروط، تشریع انفاق قبل از تشریع زکات، خمس و خراج است.[۶۰]

نسخ تمهیدی (یا نسخ تدریجی) به معنای همراهی قرآن با برخی از عادات جاهلی و تصحیح تدریجی آن است.[۶۱] نمونه نسخ تمهیدی را می‌توان در آیه ۳۴ سوره نساء («الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ...») یافت که به تدریج عادت غلط زدن زن را نسخ کرد.[۶۲]

مستندات قرآنی نسخ

مفسرانی همچون مکارم شیرازی، آیه ۱۰۶ سوره بقره را دلیلی بر حاکمیت خداوند در تشریع احکام و همچنین وقوع نسخ آیات قرآن دانسته‌اند.[۶۳] همچنین آیه ۱۰۱ سوره نحل نیز از سوی برخی مفسران شیعه دلیلی که نسخ در آیات قرآن نه تنها ممکن است بلکه مواردی نیز در قرآن واقع شده است.[۶۴] با این حال از نظر برخی پژوهشگران این آیات هیچ دلالتی بر نسخ حکم آیات قرآن ندارند.[۶۵] طبق یک نظر، آیۀ ۱۰۶ بقره که بر قدرت مطلق الهی تأکید دارد بابحث احکام شرعی تناسب ندارد و این خود قرینه‌ای بر عدم دلالت آیه بر نسخ حکم است.[۶۶] بر اساس این دیدگاه، مدلول این دو آیه تغییر و تبدیل معجزاتی است که به هر یک از انبیای الهی داده شده بود، نه نسخ آیات قرآن.[۶۷] همچنین استدلال شده که سوره نحل از سوره‌های مکی است و پیش از آن احکام تشریعی نازل نشده بود تا در آیه ۱۰۱ این سوره نسخ شوند.[۶۸]

در مقابل این گروه، از نظر بعضی نویسندگان،‌ برخی آیات قرآن مانند آیه ۱ سوره هود و آیه ۸۲ سوره نساء به صراحت بر نفی اختلاف و نسخ در آیات دلالت دارند.[۶۹] آیه ۲۷ سوره کهف نیز از آیاتی دانسته شده که تصریح می‌کند که هیچ تبدیلی در کلمات وحی راه ندارد.[۷۰]

ادلۀ روایی و عقلی قائلان به نسخ و نقد آنها

به گفتۀ اخوان مقدم و طهماسبی بلداجی، روایاتی که بر وقوع نسخ در قرآن استناد می‌شوند، عمدتاً خبر واحد بوده و نمی‌توانند قرآن قطعی‌الصدور را نسخ کنند.[۷۱] همچنین بخشی از روایات نسخ از صحابه و تابعین نقل شده که حجیت آرای آنان در این زمینه محل تأمل است.[۷۲] به گفتۀ اخوان مقدم و طهماسبی بلداجی، پذیرش روایات نسخ با محتوای قرآن که آن را کتابی جاودان و جهانی معرفی می‌کند، در تعارض است.[۷۳]به نقل از مجلسی، روایتی از معصوم (ع) بر جریان داشتن آیات قرآن در میان مردمان تا قیامت و عدم محدودیت زمانی آنها تأکید دارد.[۷۴]

شبهه‌های مربوط به نسخ

مستشرقان دیدگاه‌های نادرستی در مورد ماهیت نسخ در قرآن ارائه کرده‌اند که نیازمند نقد و بررسی است.[۷۵]

شبهه تناقض در قرآن و نسخ به عنوان راه‌حل تعارض

یکی از دیدگاه‌های نادرست مستشرقان، معرفی نسخ به عنوان راه‌حل تعارضات و تناقضات درونی قرآن است.[۷۶] شبهه تناقض در قرآن سبب تألیف کتب متعددی توسط دانشمندان اسلامی در طول تاریخ شده است، از جمله «تأویل مشکل القرآن» ابن‌قتیبه دینوری و «تنزیه القرآن عن المطاعن» قاضی عبدالجبار معتزلی.[۷۷] آنچه باعث تلقی تناقض در آیات قرآنی از سوی شرق‌شناسان شده، تفسیر سطحی و ناقص آیات بدون توجه به شرایط نزول، سیاق، و عدم آگاهی از قواعدی مانند ناسخ و منسوخ است.[۷۸] اظهار نظر مستشرقانی مانند برتون و جان ونزبرو مبنی بر مخالفت فقه و قرآن یا تأثیرپذیری اندیشه نسخ از اختلاف فتاوا، نادرست است؛ زیرا منبع اصلی فقه اسلامی قرآن است و اختلاف فتاوا نیز با رجوع به قرآن و سنت حل می‌شود.[۷۹]

شبهه تحریف قرآن

مصونیت قرآن از تحریف مورد تأیید عالمان شیعه و سنی است و دالیل نقلی، عقلی و تاریخی بر آن گواهی می‌دهد.[۸۰] خاورشناسانی مانند نولدکه و وایل با انگیزه‌های خاص، نظریه تحریف قرآن را پذیرفته و مدعی حذف یا تغییر در آیات شده‌اند که ناشی از اطالع اندک آن‌ها از جریان جمع‌آوری قرآن و اسلوب قرآن کریم است.[۸۱] مخالفت حکم رجم با آیه ۲ سوره نور به خاطر این است که موضوع دو حکم متفاوت است و حکم رجم از سنت استنباط شده و مخصوص زناکار محصن است، در حالی که آیه نور در مورد زناکار غیرمحصن است.[۸۲]

شبهه اصلاح اشتباهات پیامبر (ص)

مستشرقان نسخ را به عنوان راهی برای اصلاح و تعدیل اشتباهات قرآن معرفی کرده‌اند، در حالی که نسخ در واقع به معنای پایان یافتن زمان یک حکم از سوی خداوند عالم است.[۸۳]

شبهه فراموشی وحی توسط پیامبر (ص)

برخی مستشرقان مدعی شده‌اند که پیامبر (ص) دچار فراموشی وحی می‌شد و برای توجیه آن، آیات ناسخ و منسوخ وضع گردید.[۸۴] در نقد این دیدگاه، آیه «سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰ» (اعلی/۶) به صراحت فراموشی وحی توسط پیامبر (ص) را نفی می‌کند.[۸۵] استثناء در آیه «إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ...» (اعلی/۷) به معنای فراموشی نیست، بلکه اشاره به اراده الهی در نسخ برخی آیات و جایگزینی آن‌ها با آیات بهتر است.[۸۶]

شبهه بی‌انضباطی در جمع‌آوری قرآن

برخی مستشرقان مانند برتون مدعی بی‌انضباطی در جمع‌آوری قرآن و توجیه آن با مسئله نسخ هستند.[۸۷] در پاسخ باید گفت که عده‌ای از محققان مسلمان به تدوین قرآن در حیات پیامبر (ص) قائل‌اند و برای آن شواهد و دالیل عقلی، تاریخی و قرآنی ارائه کرده‌اند.[۸۸] برخی دیگر معتقدند نظم آیات در سوره‌ها در زمان حیات پیامبر (ص) انجام شده ولی ترتیب بین سوره‌ها پس از پایان نزول وحی صورت گرفته است.[۸۹] آنچه مسلم و مورد اتفاق عالمان اسلامی است، این است که قرآن فعلی عین همان آیاتی است که پیامبر اکرم (ص) به‌عنوان وحی بر مسلمانان قرائت می‌فرمود.[۹۰] دالیل متعددی مانند قرائت مکرر پیامبر (ص)، کتابت وحی توسط کاتبان وحی، اهتمام مسلمانان به حفظ و تلاوت قرآن، و شهادت صدها حافظ قرآن در جنگ‌ها، همگی بر مصونیت قرآن از تحریف و جمع‌آوری دقیق آن دلالت دارد.[۹۱]

شبهه تبدیل بی‌ضابطه احکام

مستشرقان نسخ را نوعی تبدیل بی‌ضابطه و دلخواه احکام دانسته‌اند، در حالی که نسخ در اسلام یک فرآیند کاملاً ضابطه‌مند و مبتنی بر وحی الهی است.[۹۲]

پانویس

  1. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۴ق، ص۲۹۶.
  2. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۶۷.
  3. آخوند خراسانی، کفایه الاصول، ۱۴۰۹ق، ص۲۳۹.
  4. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  5. کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۶۲.
  6. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۳۰.
  7. حر عاملی، وسائل الشیعه، بی‌تا، ج۲۷، ص۱۹۱.
  8. حر عاملی، وسائل الشیعه، بی‌تا، ج۲۷، ص۱۸۳.
  9. شرقاوی، اختلاف المفسرین، ۱۴۲۵ق، ج۱۷، ص۲۲؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، بی‌تا، ج۱، ص۲۳.
  10. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۱۳۹۰.
  11. زید، النسخ فی القرآن الکریم، ۱۹۷۱م، ج۱، ص۷۲؛ معرفت، علوم قرآنی، ۱۳۸۵ش، ص۱۸۱.
  12. انفال، ۶۵.
  13. انفال، ۶۶.
  14. بقره، ۱۴۴
  15. حکم آن در آیه ۱۲ سوره مجادله و نسخ آن در آیه بعد.
  16. قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه نامه: بهاءالدین خرمشاهی، ص۱۷.
  17. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۰۴؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بی‌تا، ج۱، ص۵۳.
  18. طوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۳۲۲-۳۲۳.
  19. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۳۰ق، ص۲۸۵-۲۸۶.
  20. مفید، اوائل المقالات، بی‌تا، ص۱۳۳.
  21. طوسی، عده الاصول، بی‌تا، ج۲، ص۱۰۸.
  22. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  23. طوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۴۳-۵۴۴؛ خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۳۰ق، ص۲۸۵.
  24. هانی طاهر، تنزیه آی القرآن عن النسخ و النقصان، ۱۴۲۱ق، ص۴۴.
  25. جصاص، احکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۳۴۷.
  26. سبکی، الابهاج فی شرح المنهاج، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۵۰.
  27. جیزانی، فتح الرحمن بکشف ما یلتبس فی القرآن، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۰.
  28. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۲۱؛ رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  29. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۳۰ق، ص۲۸۴-۲۸۵.
  30. آخوندی؛ انطیقه‌چی؛ نصیری، «بررسی تطبیقی نسخ در قرآن کریم از دیدگاه شیخ طوسی و آیت الله خویی»، ص۱۱۸-۱۱۹.
  31. طباطبایی، المیزان،منشورات اسماعيليان، ج۱۸، ص۳۰.
  32. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  33. طباطبایی، المیزان،منشورات اسماعيليان، ج۱۸، ص۳۰.
  34. حریری،‌ فرهنگ اصطلاحات قرآنی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۶۸.
  35. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  36. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۰۰؛ معرفت، صیانه القرآن من التحریف، ۱۴۱۳ق، ص۷۸.
  37. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۰۱.
  38. حریری،‌ فرهنگ اصطلاحات قرآنی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۶۸.
  39. جصاص، احکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۷۳؛ سبکی، الابهاج فی شرح المنهاج، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۴۱.
  40. حریری،‌ فرهنگ اصطلاحات قرآنی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۶۸.
  41. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۵.
  42. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بی‌تا، ج۱، ص۳۹۵.
  43. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۱۸.
  44. موسوی، الذریعه الی اصول الشریعه، بی‌تا، ج۱، ص۴۲۸؛ طوسی، عده الاصول، بی‌تا، ج۱، ص۳۹۵.
  45. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بی‌تا، ج۱، ص۳۹۴-۳۹۵.
  46. حلی، معارج الاصول، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۳۰.
  47. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۴ق، ص۳۰۴ و ۲۲۴.
  48. کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۷، ص۱۷۷.
  49. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۲۶؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۶۵ش، ج۸، ص۱۹۵.
  50. مجلسی، مرآة العقول، ۱۳۸۰ش، ج۲۳، ص۲۶۷.
  51. طوسی، عده الاصول، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۵۴۴.
  52. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  53. بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۵۰۳.
  54. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  55. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  56. طوسی، عده الاصول، بی‌تا، ج۱، ص۳۹۵.
  57. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۴ق، ص۳۰۲؛ معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۵.
  58. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  59. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۸۵.
  60. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  61. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۸۶.
  62. معرفت، شبهات و ردود حول القرآن الکریم، ۱۴۱۷ق، ج۷۱، ص۴۴.
  63. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۳۸۹.
  64. طبرسی، جوامع الجامع، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۳۰۷؛ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، ۱۳۹۴ش، ص۱۰۰۹.
  65. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱، ۲۱.
  66. اسماعیلی‌زاده، «بحثی دربارۀ مستندات قرآنی وقوع نسخ در قرآن و مدلول آنها»، ص۱۸-۱۹.
  67. اسماعیلی‌زاده، «بحثی دربارۀ مستندات قرآنی وقوع نسخ در قرآن و مدلول آنها»، ص۹.
  68. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱۳.
  69. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱۴.
  70. هانی طاهر، تنزیه آی القرآن عن النسخ و النقصان، ۱۴۲۱ق، ص۵۳.
  71. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱۶.
  72. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱۶.
  73. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱۸.
  74. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۴۰۳.
  75. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  76. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  77. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  78. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  79. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  80. معرفت، صیانه القرآن من التحریف، ۱۳79ش، ص۳۵-۶۰.
  81. نولدکه، تاریخ القرآن، ۲۰۰۰م، ج۲، ص۳۱۷-۳۱۹.
  82. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  83. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  84. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  85. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  86. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۷۵.
  87. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  88. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۳۰ق، ص۲۶۹-۲۷۱.
  89. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۲۸۰.
  90. رضایی اصفهانی، «صحیفه مبین»، ج۴، ص۵۴-۶۰.
  91. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  92. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.

منابع

  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۱ش.
  • آخوند خراسانی، محمدکاظم،‌ کفایه الاصول، قم،‌ مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۹ق.
  • آمدی، علی بن محمد،‌ الاحکام فی اصول الاحکام، بیروت،‌ دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۳ق.
  • ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه الله،‌ شرح نهج البلاغه، بی‌جا،‌ بی‌نا، بی‌تا.
  • ابن‌فارس، احمد،‌ معجم مقاییس اللغه، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل،‌ صحیح البخاری، بیروت،‌ دار ابن کثیر، ۱۴۰۷ق.
  • پاورز، دیوید،‌ «مطالعات قرآنی»، ترجمه محمدعلی رضایی اصفهانی، مطالعات قرآنی، بی‌شماره، بی‌سال، صص ۱۹-۲۰.
  • جصاص، احمد بن علی،‌ احکام القرآن، بیروت،‌ دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۵ق.
  • جیزانی، محمد بن حسین،‌ فتح الرحمن بکشف ما یلتبس فی القرآن، مدینه،‌ دار ابن الجوزی، ۱۴۲۷ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن،‌ وسائل الشیعه، قم،‌ مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، بی‌تا.
  • حلی، جعفر بن حسن،‌ معارج الاصول، قم،‌ مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۳ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم،‌ البیان فی تفسیر القرآن، قم،‌ مؤسسه احیاء آثار الامام الخویی، ۱۳۹۴ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم،‌ البیان فی تفسیر القرآن، قم،‌ مؤسسه احیاء آثار الامام الخویی، ۱۳۹۵ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم،‌ البیان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار الزهراء، ۱۴۳۰ق.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی،‌ «صحیفه مبین»، صحیفه مبین، دوره ۱، شماره ۴، ۱۳۷۴ش، صص ۵۴-۶۰.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی و شاه‌بیکی، حامد،‌ «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، قرآن پژوهی خاورشناسان، سال سیزدهم، شماره ۲۵، ۱۳۹۷ش، صص ۶۳-۸۸.
  • سبکی، علی بن عبدالکافی،‌ الابهاج فی شرح المنهاج، بیروت،‌ دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۴ق.
  • شرقاوی، محمد احمد،‌ اختلاف المفسرین اسبابه و ضوابطه، قاهره،‌ کلیه اصول الدین، ۱۴۲۵ق.
  • صدوق، محمد بن علی،‌ من لا یحضره الفقیه، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین،‌ المیزان فی تفسیر القرآن، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن،‌ التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طوسی، محمد بن حسن،‌ تهذیب الاحکام، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • طوسی، محمد بن حسن،‌ عده الاصول، قم،‌ مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن،‌ عده الاصول، قم،‌ چاپخانه ستاره، بی‌تا.
  • عک، خالد عبدالرحمن،‌ اصول التفسیر و قواعده، بیروت،‌ دار النفائس، ۱۴۱۴ق.
  • قرطبی، محمد بن احمد،‌ الجامع لاحکام القرآن، بی‌جا،‌ بی‌نا، بی‌تا.
  • قاسم خضر، عبدالمنعم،‌ النسخ فی القرآن الکریم، بیروت،‌ دار المحجه البیضاء، ۱۴۲۳ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب،‌ الکافی، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • مازندرانی، مولی محمدصالح،‌ شرح اصول الکافی، بی‌جا،‌ بی‌نا، بی‌تا.
  • مامقانی، عبدالله،‌ تلخیص مقیاس الهدایه، تلخیص علی‌اکبر غفاری، تهران،‌ جامعه الامام الصادق (ع)، بی‌تا.
  • مجلسی، محمدباقر،‌ بحار الانوار، بیروت،‌ مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • مجلسی، محمدباقر،‌ مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۰ش.
  • مصطفوی، حسن،‌ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران،‌ بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
  • معرفت، محمدهادی،‌ التمهید فی علوم القرآن، قم،‌ مؤسسه التمهید، ۱۳۸۶ش.
  • معرفت، محمدهادی،‌ التمهید فی علوم القرآن، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۰۱ق.
  • معرفت، محمدهادی،‌ شبهات و ردود حول القرآن الکریم، قم،‌ مؤسسه التمهید، ۱۴۱۷ق.
  • معرفت، محمدهادی،‌ صیانه القرآن من التحریف، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۳۷۹ش.
  • معرفت، محمدهادی،‌ صیانه القرآن من التحریف، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن محمد،‌ اوائل المقالات، قم،‌ کنگره شیخ مفید، بی‌تا.
  • مکارم شیرازی، ناصر،‌ تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
  • موسوی، سید مرتضی،‌ الذریعه الی اصول الشریعه، تهران،‌ دانشگاه تهران، بی‌تا.
  • نولدکه، تئودور،‌ تاریخ القرآن، ترجمه جورج تامر، بیروت،‌ بی‌نا، ۲۰۰۰م.
  • آخوندی، علی‌اصغر؛ انطیقه‌چی، ناصر؛ نصیری، علی‌اصغر، «بررسی تطبیقی نسخ در قرآن کریم از دیدگاه شیخ طوسی و آیت الله خویی»، پژوهشنامه قرآن و حدیث، دوره ۳۰، شماره ۱۱۵ (۱۴۰۳ش)، صص ۱۰۹-۱۳۲.
  • اخوان مقدم، زهره؛ طهماسبی بلداجی، اصغر، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، سال ۱۲، شماره ۴ (۱۳۹۴ش)، صص ۱-۲۵.
  • اسماعیلی‌زاده، عباس، «بحثی دربارۀ مستندات قرآنی وقوع نسخ در قرآن و مدلول آنها»، مطالعات اسلامی: علوم قرآن و حدیث، سال ۴۳، شماره پیاپی ۳/۸۷ (۱۳۹۰ش)، صص ۹-۳۴.
  • الزلمی، مصطفی ابراهیم، التبیان لرفع غموض النسخ فی القرآن، اربیل: مکتب التفسیر للطباعة و النشر، ۲۰۰۰م.
  • خویی، سیدابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۳۰ق.
  • زید، مصطفی، النسخ فی القرآن الکریم، بیروت: دار الفکر، ۱۹۷۱م.
  • طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، [بی‌جا]: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۹ق.
  • طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، العدة فی اصول الفقه، قم: مؤسسه بعثت، ۱۳۷۶ش.
  • عسکری، سید مرتضی، القرآن الکریم و روایات المدرستین، قم: انتشارات دانشکده اصول الدین، ۱۴۲۴ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، تهران: انتشارات سمت، ۱۳۸۵ش.
  • هانی طاهر، تنزیه آی القرآن عن النسخ و النقصان، فلسطین: الجماعة الاسلامیة الاحمدیة فی الدیار المقدسة، ۱۴۲۱ق.
  • حریری، محمد یوسف، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، قم، هجرت، ۱۳۸۴ش.