پرش به محتوا

بیداری اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Fallah (بحث | مشارکت‌ها)
Fallah (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۲۳: خط ۱۲۳:


===بیداری اسلامی در مصر===
===بیداری اسلامی در مصر===
مصر در شمال قارهٔ آفریقا و در کنار دریای مدیترانه و دریای سرخ قرار دارد. موقعیت جغرافیایی و سوق‌الجیشی این کشور به ویژه کانال سوئز در آن و هم‌چنین همجواری با فلسطین اشغالی و کشورهای لیبی و سودان باعث شده است که مصر در جغرافیای سیاسی منطقه نقش حساس و مؤثری را ایفا کند.  
مصر در شمال قارهٔ آفریقا و در کنار دریای مدیترانه و دریای سرخ قرار دارد. موقعیت جغرافیایی و سوق‌الجیشی این کشور به ویژه کانال سوئز در آن و هم‌چنین همجواری با فلسطین اشغالی و کشورهای لیبی و سودان باعث شده است که مصر در جغرافیای سیاسی منطقه نقش حساس و مؤثری را ایفا کند.
 
در سال ۱۲۶۰ ش/۱۸۸۱م انگلیسی‌ها مصر را اشغال کردند. از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۱/۱۹۱۸-۱۹۲۲م تحت تأثیر تحولات ناشی از جنگ جهانی اول، کوشش مصری‌ها برای رهایی از سلطهٔ استعماری انگلستان بیشتر شد و در اسفند ۱۳۲۰ش/فوریه۱۹۲۲م، انگلیس به وضعیت تحت الحمایگی این کشور پایان دادو در این کشور نظام سلطنتی مشروطه اعلام کرد. سرهنگ جمال عبدالناصر در ۳۱ تیر ۱۳۳۱/۲۳ جولای ۱۹۵۲ به کمک ژنرال نجیب و همکاری اخوان المسلمین قدرت را به دست گرفت و نظام مصر را جمهوری اعلام کرد و ناسیونالیسم عربی را ایدئولوژی  حکومتی خود قرار داد. بعد از او انور سادات و به میزانی بسیار کمتر حسنی مبارک برای کنار زدن ناسیونالیسم عربی یا پان‌عربیسم و جایگزینی آن با میهن‌پرستی مصری، تلاش کردند. در زمان سادات، مصر به کشوری تبدیل شد که در عین ارائه تصویری از یک دموکراسی چندحزبی در خارج، دارای ریاست جمهوری مادام‌العمر شبیه پادشاه بود. پس از آن، نظامی تقریباً سکولار بر مصر حاکم شد که در طول چندین دهه تلاش کرد جنبش‌ها و نیروهای اسلام‌گرا را دور از قدرت نگه دارد.
در سال ۱۲۶۰ ش/۱۸۸۱م انگلیسی‌ها مصر را اشغال کردند. از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۱/۱۹۱۸-۱۹۲۲م تحت تأثیر تحولات ناشی از جنگ جهانی اول، کوشش مصری‌ها برای رهایی از سلطهٔ استعماری انگلستان بیشتر شد و در اسفند ۱۳۲۰ش/فوریه۱۹۲۲م، انگلیس به وضعیت تحت الحمایگی این کشور پایان دادو در این کشور نظام سلطنتی مشروطه اعلام کرد. سرهنگ جمال عبدالناصر در ۳۱ تیر ۱۳۳۱/۲۳ جولای ۱۹۵۲ به کمک ژنرال نجیب و همکاری اخوان المسلمین قدرت را به دست گرفت و نظام مصر را جمهوری اعلام کرد و ناسیونالیسم عربی را ایدئولوژی  حکومتی خود قرار داد. بعد از او انور سادات و به میزانی بسیار کمتر حسنی مبارک برای کنار زدن ناسیونالیسم عربی یا پان‌عربیسم و جایگزینی آن با میهن‌پرستی مصری، تلاش کردند. در زمان سادات، مصر به کشوری تبدیل شد که در عین ارائه تصویری از یک دموکراسی چندحزبی در خارج، دارای ریاست جمهوری مادام‌العمر شبیه پادشاه بود. پس از آن، نظامی تقریباً سکولار بر مصر حاکم شد که در طول چندین دهه تلاش کرد جنبش‌ها و نیروهای اسلام‌گرا را دور از قدرت نگه دارد.
علیرغم این تلاش طولانی مدت، بیداری اسلامی در مصر ریشه‌دار بود و به همین دلیل شعله‌های انقلاب مردم مصر با یک تظاهرات زبانه کشید و به‌سرعت به مناطق دیگر هم سرایت کرد و در نهایت به سرنگونی مبارک منجر شد.
علیرغم این تلاش طولانی مدت، بیداری اسلامی در مصر ریشه‌دار بود و به همین دلیل شعله‌های انقلاب مردم مصر با یک تظاهرات زبانه کشید و به‌سرعت به مناطق دیگر هم سرایت کرد و در نهایت به سرنگونی مبارک منجر شد.



نسخهٔ ‏۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۳۲

پیشینه بیداری اسلامی

خاستگاه بیداری اسلامی

بیداری اسلامی متعلق به منطقهٔ خاصی نیست و به کل جهان اسلام تعلق دارد با این حال خاستگاه اولیهٔ آن چهار کشور مهم ایران، مصر، عثمانی و هند بوده است. در هر کدام از این کشورها، رخدادهای مهمی به وقوع پیوست که باعث جهش فکری اندیشمندان و سپس توده مردم شد.

عثمانی

ناکامی امپراتوری عثمانی در فتح وین (۱۰۹۴ق/۱۶۸۳م)، شکست از روسیه (۱۱۰۸ق/۱۶۹۶م)، انعقاد قرارداد کارلوویتس (۱۱۱۱ق/۱۶۹۹م) میان روسیه و عثمانی که عثمانی برای نخستین بار به‌عنوان دولتی شکست‌خورده قراردادی را امضا کرد و سرانجام از دست دادن شبه جزیرهٔ مسلمان‌نشین کریمه (۱۲۳۵ق/۱۸۵۶م)از جمله عواملی بود که متفکران این منطقه را به بازنگری در افکارشان وا داشت.

ایران

شکست نظامی ایران در برابر روسیه در دورهٔ فتحعلی‌شاه قاجار و از دست دادن ایالات و ولایات مهمی در قلمرو شمالی و امضای دو عهدنامهٔ تحمیلی گلستان (۱۱۹۱ش/۱۸۱۳م)و ترکمنچای (۱۲۰۶ش/۱۸۲۸م) و تحمیل رژیم کاپیتولاسیون بر ایران سرآغاز بیداری ایرانیان بود.

مصر

حمله ناپلئون به مصر (۱۱۷۷ش/۱۷۹۸م)و سپس سلطهٔ استعماری انگلیس بر این کشور، نقطه عطفی در تاریخ این کشور محسوب می‌شود و باعث شد اندیشمندان مصری را به تفکر وادارد.

هند

تسلط استعمار انگلیس بر شبه قارهٔ هند و شکست مقاومت مسلحانه مسلمانان هند در برابر انگلیسی‌ها در نبرد پلاسی (۱۱۳۶ش/۱۷۵۷م) سرآغاز بیداری دانشمندان مسلمان این منطقه بود.

عوامل زمینه‌ساز شکل‌گیری بیداری اسلامی

  1. آگاهی نسبت به عقب‌افتادگی‌های علمی، اقتصادی و اجتماعی جوامع اسلامی
  2. آگاهی از پیشرفت‌های مادی و علمی جهان غرب و مقایسهٔ آن با جوامع اسلامی
  3. توجه به گذشتهٔ پرافتخار جهان اسلام و موفقیت آن در ایجاد تمدن اسلامی
  4. توجه به میراث علمی و غنی اسلام در عرصه‌های مختلف علوم و معارف بشری و نقش دانشمندان اسلامی در هدایت قافلهٔ بشری
  5. توجه به خرافات، بدعت‌ها و کاستی‌های موجود در عرصهٔ اندیشهٔ دینی در جهان اسلام
  6. توجه به تشتت، تفرقه و درگیری‌های فرقه‌ای در جوامع اسلامی
  7. استبداد، ظلم، چپاول اموال و بی‌عدالتی حاکمان کشورهای اسلامی
  8. وابستگی برخی از سردمداران جوامع اسلامی به کشورهای استعمارگر
  9. استعمار کشورهای اسلامی و آگاهی به ابعاد و پیامدهای آن
  10. آشنایی با مفاهیم جدید فکری، سیاسی و اجتماعی موجود در غرب از قبیل آزادی، برابری، استقلال و...

پیشگامان بیداری اسلامی

بیداری اسلامی در جهان عرب

اتفاقات پدیدآمده در مصر و جهان عرب سبب شد که چهار گروه فکری متفاوت با هدف بازگرداندن هویت به مردم ایجاد شوند. این چهار گروه عبارتند از:

  • تمدن گرایان عرب‌گرا: اندیشمندان متعلق به این گرایش، از جمله طهطاوی و خیرالدین تونسی، تمدن اروپایی را زاییدهٔ تمدن اسلامی می‌دانستند و اخذ تمدن غرب را راه احیای اندیشهٔ اسلامی و پیشرفت مسلمانان می‌دانستند.
  • تمدن گرایان اسلام‌گرا: مشهورترین اندیشمندان و متفکران این گرایش محمد عبده و عبدالرحمان کواکبی بودند. اینان تحت تأثیر سید جمال الدین اسدآبادی بر اصالت عقل و علم و توانایی اسلام در تمدن‌سازی، اتحاد مسلمانان و مبارزه با سلطهٔ غرب تأکید داشتند.
  • اسلام گرایان سنتی: این گرایش که اندیشمند بارز آن، رشید رضا بود به لحاظ فکری با دو گرایش قبلی فاصله گرفت و به جنبش سلفیه روی آورد. سلفیه احیای اسلام را در بازگشت به سلف صالح(بزرگان صدر اسلام)می‌داند.
  • اصول‌گرایان اسلامی: متفکران برجستهٔ این گرایش فکری حسن البناء و سید قطب بودند. این جریان فکری مخالف تفکر غرب‌مداری در اندیشهٔ معاصر عرب بود.

بیداری اسلامی در شبه قارهٔ هند

بیداری اسلامی در شبه قاره هندارتباط مستقیمی با ورود استعمارگران به هند و سلطۀ آنان بر این سرزمین دارد. در یک تقسیم‌بندی کلی، جریان بیداری اسلامی و جنبش‌های مسلمانان هند را می‌توان در سه دوره به شرح زیر بررسی کرد:

الف) جنبش‌های مسلمانان پیش از ۱۲۳۶ ش/۱۸۵۷م. در این دوره دو حرکت اسلامی وجود داشت:

  1. جنبش‌های حاکمان و امیران مسلمان مانند سراج الدوله، حیدر علی و تیپو سلطان. این جنبش‌ها غالباً از طریق مبارزهٔ سیاسی و نظامی اهداف خود را دنبال می‌کردند.
  2. جرکت‌های متأثر از اندیشه‌های شاه ولی الله دهلوی. آن‌ها مبارزه را از راه دگرگونی فکری مسلمانان می‌دانستند و در برخی موارد به مبارزهٔ مسلحانه، برای احیای شکوه از دست رفتهٔ مسلمانان هند معتقد بودند.

ب)جنبش‌های مسلمانان از سال ۱۲۳۶-۱۳۲۶ش/۱۸۵۷-۱۹۴۷م. اقدامات استعماری انگلیسی‌ها به قیام مردم در سال ۱۸۵۷ منتهی شد که به شدت سرکوب شد. در سال‌های بعد، در واکنش به سرکوب مسلمانان، جنبش‌های بیدارگرانهٔ زیر شکل گرفت:

  1. جنبش علیگر: این جنبش بر پایهٔ اندیشه‌های سر سیداحمد خان(۱۱۹۶-۱۲۷۷ش/۱۸۱۷-۱۸۹۸م) استوار بود که تأکید داشت مسلمانان هند برای رهایی از استعمار، باید علوم جدید را فراگیرند و به جای درگیری با انگلیسی‌ها، شیوهٔ همزیستی با آن‌ها را در پیش گیرند.
  2. جنبش دیوبند: رهبران این جنبش از پیروان شاه ولی الله دهلوی بودند که درصدد حفظ هویت مسلمانان هند از طریق آموزش و پرورش بودند
  3. جنبش ندوة العلماء: ندوة العلماءیکی از مدارس مهم مذهبی در لکنهو بود که توسط علمای میانه‌رو اداره می‌شد. این جنبش نشست‌های مهمی برگزار کرد که هدف آن دفاع از اسلام از طریق ترویج و بهبود مطالعات اسلامی و اصلاحات اجتماعی بود.
  4. حرکت‌های پراکنده: از قبیل جنبش احمدرضاخان بریلوی و انجمن جمایت از اسلام.

در طول این سال‌ها مسلمانان فعالیت سیاسی نیز داشتند. مشارکت در تأسیس حزب کنگره و اقدام به تأسیس حزب مسلم لیگ از آن جمله است.

پ)جنبش‌های مسلمانان پس از سال ۱۳۲۶ش/۱۹۴۷م: در این سال کشور مستقل پاکستان شکل گرفت. شیعیان نقش مؤثری در استقلال پاکستان داشتند. پس از آن جریان‌های اسلامی بیدارگرانه در این کشور، در قالب شش دستهٔ زیر ادامه پیدا کرد:

  1. دیوبندی: این جریان در قالب تشکل جمعیت علمای اسلام تداوم یافت
  2. بریلوی: نمایندهٔ این جریان جمعیت علمای پاکستان است.
  3. اهل حدیث: نمایندهٔ این جریان جمعیت اهل حدیث پاکستان است که با وهابیان عربستان سعودی روابط نزدیکی دارند.
  4. شیعیان: این جریان سال‌ها حزبی تشکیل نداده بود ولی در نهایت نهضت فقه جعفریه را به رهبری مفتی جعفر حسین تأسیس کرد.
  5. جماعت اسلامی: این جریان توسط ابو الاعلی مودودی پایه‌گذاری شد.
  6. تبلیغی جماعت:‌تفکر فکری این جماعت نشئت گرفته از تفکرات شاه‌ولی الله دهلوی بوده است.

بیداری اسلامی در عثمانی و ترکیه

بخش مهمی از جریان بیداری اسلامی در عثمانی در واکنش به ورود امواج غرب‌گرایی به ان امپراتوری شکل گرفت که در قالب اصلاحات به مرحله اجرا در آمد. بخش دیگری از بیداری اسلامی نیز به دلیل محدودیت‌های ایجاد شده در حوزهٔ نفوذ علما و نیروهای مذهبی پدید آمد. واکنش‌هایی که از سوی علمای مذهبی علیه غرب‌گرایی و محدود ساختن نهادهای دبنی شکل گرفت عبارتند از:

  1. واکنش جمعیت فدائیان: اساس فکر رهبران این جمعیت، قتل سلطان عبدالحمید و مقامات بلندپایهٔ کشور بود که قبل از اجرا کشف و اعضا و رهبران آن به شدت سرکوب شدند.
  2. واکنش جمعیت نوعثمانیان: اعضای این جمعیت با اصلاحاتی موافق بودند که با سنت عثمانی سازگار باشد.
  3. شورش صوفته‌ها(طلاب علوم دینی): این شورش در سال ۱۲۵۵ ش/۱۸۷۶م. شروع شد و به اعلان مشروطیت اول عثمانی منجر شد. از مهم‌ترین رویدادهای این دوره، سفرهای متعدد سید جمال‌الدین اسدآبادی به استانبول و اثرگذاری بر جریان بیداری اسلامی در عثمانی از طریق تبیین و ترویج اندیشهٔ اتحاد اسلام بود.

از جریان‌های اثرگذار اسلام‌گرا در سال‌های منتهی به تأسیس جمهوری ترکیه، می‌توان به کمیتهٔ اتحاد و ترقی به عنوان جریان میانه‌رو و جمعیت اتحاد محمدی به عنوان جریان تندرو و افراطی اشاره کرد.

پس از فروپاشی عثمانی و بر سر کار آمدن جمهوری ترکیه و به قدرت رسیدن آتاتورک، عرصه بر جریان‌های اسلامی به شدت تنگ شد و از سوی دولت سرکوب می‌شدند. یکی از آن‌ها قیام شیخ سعید پیران بود که توسط دولت سرکوب شد.

در دوره جمهوری، میان تشکل‌های اسلام‌گرا اختلاف افتاد و این جریان به دو شاخهٔ سنت‌گرا و متجدد تقسیم شد. سنت‌گرایان به طور کلی مخالف غرب بودند ولی متجددان در مقابل غرب استقامت نمی‌کردند و در پی یافتن راهی برای ایجاد سازش بین اصول مذهبی و دستاوردهای دانش‌های نوین بودند.

پس از مرگ آتاتورک، اسلام گرایان فرصت پیدا کردند و فعالیت‌های مذهبی مجدداً رونق گرفت و حتی حزب اسلامی عدالت توسط عدنان مندرس تأسیس شد و اذان عربی پخش شد اما سرانجام ارتش علیه او برخورد کرد و وی را اعدام کرد و مدتی حکومت نظامی حاکم بود. از آن پس به تناوب دولت‌های اسلام‌گرا روی کار آمدند و ارتش کودتا کرد.

نقطهٔ عطف بیداری اسلامی در ترکیه، تأسیس حزب نظام ملی با هدف ایجاد ترکیه مسلمان در سال ۱۹۷۰م/۱۳۴۹ ش بود. آن حزب سرسلسلهٔ احزاب بعدی اسلامی بعدی از قبیل سلامت ملی، رفاه، فضیلت و سعادت بود. سرانجام با جدا شدن شاخه‌ای غرب‌گرا از اسلام‌گرایان پیرو نجم‌الدین اربکان، حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان شکل گرفت که روش آن‌ها هیچ‌گاه مورد تأیید اربکان قرار نگرفت.

بیداری اسلامی در ایران

در دورهٔ ناصری

همزمان با دهه‌های آغازین حکومت قاجاریه در ایران، تحولاتی رخ داد که موجب شکل‌گیری بیداری اسلامی در ایران شد. در نتیجهٔ جنگ‌های ایران و روسیه بخش‌های وسیعی از قلمرو ایران به تصرف روس‌ها درآمد و دو عهدنامهٔ گلستان(۱۱۹۱ش/۱۸۱۳م) و ترکمنچای(۱۲۰۶ش/۱۸۲۸م) بر دولت و مردم ایران تحمیل شد.

نیروهای مذهبی برای مقابله با روند تحمیل قراردادهای استعماری وارد عمل شدند. در رأس مخالفان واگذاری امتیازات به بیگانگان در عصر ناصر الدین الشاه و در مقطع قبل از نهضت تحریم تنباکو، حاج ملا علی کنی قرار داشت. مخالفت‌های وی نتوانست روند واگذاری امتیازها را متوقف کند تا این‌که موضوع اقرارداد رژی پیش آمد. در آن هنگام بود کهمیرزای شیرازی وارد عمل شد و نهضت تحریم تنباکو شکل گرفت که البته در این میان نباید نقش سید جمال الدین اسدآبادی را نادیده گرفت. وی با میرزای شیرازی از طریق مکاتبه در ارتباط بود. هم‌چنین در برانگیختن روح اعتراض در سال‌های منتهی به نهضت مشروطیت نقش مؤثری داشت.

به طور کلی، سید جمال را باید یکی از بیدارگران عمده در سطح جهان اسلام دانست. نقطهٔ کانونی اندیشه وی اتحاد اسلام بود. او هم به اتحاد ملل اسلامی و هم به اتحاد دولت‌های اسلامی تأکید داشت. شعار وی بازگشت به اسلام و بازگشت به قران یا احیای سنت سلف صالح با هدف بازسازی هویت اسلامی مسلمانان بود. وی علت عقب‌ماندگی مسلمانان را تفرقه و تعصب و دور شدن از اسلام اصیل می‌دانست.

در عصر مشروطه

عالمان دینی در عصر مشروطه از یک‌سو با نگارش رساله‌های متعدد کوشیدند به تبیین ماهیت و مبانی آن از دیدگاه اسلام بپردازند و از سوی دیگر با تلاش فراوان توانستند اصل تراز اول را به تصویب برسانند که بر مبنای آن می‌بایستی پنج نفر از مجتهدین بر مصوبات مجلس برای جلوگیری از مغایرت آن‌ها با احکام اسلامی نظارت کنند. از عالمان مطرح در این دوره می‌توان به آیت الله سید عبدالحسین لاری اشاره کرد. وی در استان‌های فارس، کرمان و هرمزگان حکومت اسلامی برپا کرد.

در دوران پهلوی اول

در دورهٔ پهلوی اول حرکت‌های علما با واکنش به طرح جمهوری‌خواهی رضاخان آغاز شد. در رأس مخالفان، شهید سید حسن مدرس و آیت الله شیخ محمد خالصی‌زاده بودند. در دوران رضا خان، خفقان شدیدی حاکم بود و به همین دلیل جریان بیدارگری اسلامی مسیر خود را طور دیگری پیمود. تأسیس حوزهٔ علمیهٔ قم به‌وسیلهٔ آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران است زیرا با این اقدام مقدمات انتقال مرکزیت مرجعیت شیعه از حوزهٔ علمیهٔ نجف اشرف به حوزهٔ علمیهٔ قم فراهم شد. هم‌چنین آیت الله حائری با اجتناب از هرگونه مداخله در سیاست و پرهیز از درگیری با حکومت، پایه‌های حوزهٔ علمیهٔ قم را استوار کرد. این حوزه در دهه‌های بعد توانست نقش مهمی را در سرنگونی حکومت پهلوی و ایجاد جمهوری اسلامی ایفا کند. در دوره پهلوی اول، گاهی از سوی نیروهای مذهبی اقداماتی انجام می‌شد که توسط حکومت به‌شدت سرکوب شد. قیام مسجد گوهرشاد و سخنرانی شیخمحمدتقی بهلول و سرکوب آن اوج برخورد دولت با تحرکات نیروهای مذهبی بود. بخش دیگری از فعالیت‌های بیدارگرانهٔ علمای عصر رضاشاه، آگاهی‌بخشی و مبارزه با گسترش کمونیسم در جامعه بود.

در دوران پهلوی دوم

در سال‌های ۱۳۲۰ به بعد دو رکن دیگر به ارکان فعالیت جنبش بیداری اسلامی افزوده شد که یکی از آن‌ها مطبوعات دینی و دیگری شاخهٔ اسلامی جنبش دانشجویی بود. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۰ ش تأسیس شد. عمده‌ترین هدف مطبوعات دینی و فعالیت‌های جنبش اسلامی دانشجویی و روشنفکری در این سال‌ها مقابله با افکار و جریان‌های غیراسلامی، به‌ویژه کمونیسم بود. این مبارزه تا چهار دههٔ بعد نیز ادامه یافت. ورود آیت الله بروجردی به عرصهٔ مرجعیت از سال ۱۳۲۳ش. سرآغاز تحولی عظیم در مرجعیت شیعه شد. پیش از این پیشوای حوزهٔ نجف، مرجع اعلای شیعه به شمار می‌رفت ولی آیت الله بروجردی در پی زمینه‌سازی مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی این پیشوایی را به صورت قطعی به حوزهٔ علمیهٔ قم منتقل کرد. در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۲۰ تا اوایل دههٔ ۱۳۴۰ تحولاتی در اندیشهٔ بیداری اسلامی رخ داد که زمینه را برای نهضت امام خمینی فراهم ساخت. مهم‌ترین این موارد عبارتند از:

  • توسعهٔ ادبیات دینی
  • ارتقا و تثبیت بیش از پیش جایگاه حوزهد علمیه قم
  • عدم مداخلهٔ آگاهانه و عالمانهٔ آیت الله بروجردی در روزمرگی سیاسی
  • ظهور مراجع تقلید و شخصیت‌های مذهبی عمل‌گرا مثل آیت الله کاشانی و سید مجنبی نواب صفوی به‌عنوان پرچمداران مبارزه با دیکتاتوری و استعمار
  • پیوند دانشگاه و حوزه‌های علمیه از طریق جلسات تفسیر قران و سخنرانی از سوی علما و دانشگاهیان اسلام‌گرا مثل آیت الله طالقانی و مهندس مهدی بازرگان
  • تحول در روابط تشیع و تسنن از طریق تقریب مذاهب اسلامی و گشودن باب مراودات بین حوزهٔ علمیهٔ قم با دانشگاه الازهر با حمایت و هدایت آیت الله بروجردی و به رسمیت شناختن فقه جعفری از سوی علمای الازهر
  • تلاش برای ترویج تفکر دینی و هویت اسلامی از طریق پیراستن دین اسلام از باورهای غلط و معرفی اسلام به عنوان دینی سازگار با علم، عدالت اجتماعی، برابری، آزادی و...

در دوران پس از رحلت آیت الله بروجردی و آغاز نهضت امام خمینی، بیداری اسلامی در ایران روند متفاوتی نسبت به گذشته پیمود که ویژگی آن به شرح زیر است:

  • ورود جدی اسلام سیاسی به روند بیداری و عرصهٔ مبارزه با دیکتاتوری و استعمار خارجی با رهبری امام خمینی
  • توسعهٔ دامنهٔ مبارزهٔ فکری با سیاست‌های فرهنگی رژیم پهلوی
  • پیوند بیش از پیش حوزویان و دانشگاهیان
  • مخالفت صریح و عملی با اقدامات دین‌ستیزانه حکومت پهلوی
  • شکل‌گیری جریانات معتقد به مبارزهٔ مسلحانه با رژیم پهلوی
  • جهانی شدن ابعاد مبارزه و بیدارگری پس از تبعید امام خمینی به عراق
  • طرح اندیشهٔ حکومت اسلامی بر پایهٔ نظریهٔ ولایت فقیه
  • ورود جدی و عملی شاگردان امام خمینی به عرصهٔ مبارزهٔ فکری و سیاسی با رژیم پهلوی
  • بازسازی کارکرد مسجد و منبر و تبدیل آن‌ها به کانون‌های بیداری اسلامی
  • تحول در نقش مرجعیت و ورود آشکار و مبارزه‌جویانهٔ مرجعیت شیعه به متن سیاست‌های جاری کشور
  • تبدیل اندیشهٔ بیداری و اصلاح‌گری به اندیشهٔ انقلابی در ایران و متأثر از آن در جهان اسلام

سرانجام مجاهدت امام و یارانش به ثمر نشست و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.

بیداری اسلامی در دوران معاصر

در سال‌های اخیر سلسله قیام‌هایی در کشورهای عربی رخ داد کهمقام معظم رهبری با تحلیل ماهیت این قیام‌ها آن را بیداری اسلامی نامیدند.

بیداری اسلامی در تونس

تونس کشوری اسلامی در شمال آفریقاست که در کنار دریای مدیترانه واقع شده است و به‌ دلیل موقعیت جغرافیایی، سیاسی، تجاری و سوق‌الجیشی، نقش مهی را در سیاست کلی آفریقا و کشورهای عربی برعهده دارد. تونس سال‌ها در استعمار فرانسه بود تا اینکه سرانجام مردم این کشور توانستند در سال ۱۳۳۳ش/۱۹۵۴م از فرانسه مستقل شودند. با این حال مردم تونس، حتی پس از استقلال هم نتوانستند حکومتی دلخواه روی کار بیاورند و به جای حکومت مردمی، نظامی دیکتاتوری در پوشش حکومت جمهوری بر آن کشور حاکم شد. در طول این سال‌ها تنها دو رئیس جمهور زمام امور را در یمن به دست گرفتند. اولی حبیب بورقیبه ودومی زین‌العابدین بن‌علی بود. بن‌علی در سال ۱۳۶۶ش/۱۹۸۷م از طریق کودتای نظامی به قدرت رسید و در سال ۱۳۷۳ش/۱۹۹۴م تنها کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بود و با ۹۹/۹۱ درصد آرا انتخاب شد و به مدت ۲۳ سال بر تونس حکومت کرد.

نیروهای اسلام‌گرای تونس نیز به رهبری شیخ راشد الغنوشی تشکل و انسجام یافتند. وی با انتشار ماهنامهٔ المعرفة نخستین هسته‌های حرکت اسلامی تونس را به‌وجود آورد که به تشکیل حرکت اتجاه اسلامی تونس(حزب النهضه کنونی) منجر شد. با بسترهای مناسبی که حزب النهضة ایجاد کرده بود، خودسوزی محمد بوعزیزی در اعتراض به حکومت بن‌علی، قیامی را در تونس به راه انداخت که به سقوط بن‌علی و فرار او به عربستان سعودی انجامید.

بیداری اسلامی در مصر

مصر در شمال قارهٔ آفریقا و در کنار دریای مدیترانه و دریای سرخ قرار دارد. موقعیت جغرافیایی و سوق‌الجیشی این کشور به ویژه کانال سوئز در آن و هم‌چنین همجواری با فلسطین اشغالی و کشورهای لیبی و سودان باعث شده است که مصر در جغرافیای سیاسی منطقه نقش حساس و مؤثری را ایفا کند.

در سال ۱۲۶۰ ش/۱۸۸۱م انگلیسی‌ها مصر را اشغال کردند. از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۱/۱۹۱۸-۱۹۲۲م تحت تأثیر تحولات ناشی از جنگ جهانی اول، کوشش مصری‌ها برای رهایی از سلطهٔ استعماری انگلستان بیشتر شد و در اسفند ۱۳۲۰ش/فوریه۱۹۲۲م، انگلیس به وضعیت تحت الحمایگی این کشور پایان دادو در این کشور نظام سلطنتی مشروطه اعلام کرد. سرهنگ جمال عبدالناصر در ۳۱ تیر ۱۳۳۱/۲۳ جولای ۱۹۵۲ به کمک ژنرال نجیب و همکاری اخوان المسلمین قدرت را به دست گرفت و نظام مصر را جمهوری اعلام کرد و ناسیونالیسم عربی را ایدئولوژی حکومتی خود قرار داد. بعد از او انور سادات و به میزانی بسیار کمتر حسنی مبارک برای کنار زدن ناسیونالیسم عربی یا پان‌عربیسم و جایگزینی آن با میهن‌پرستی مصری، تلاش کردند. در زمان سادات، مصر به کشوری تبدیل شد که در عین ارائه تصویری از یک دموکراسی چندحزبی در خارج، دارای ریاست جمهوری مادام‌العمر شبیه پادشاه بود. پس از آن، نظامی تقریباً سکولار بر مصر حاکم شد که در طول چندین دهه تلاش کرد جنبش‌ها و نیروهای اسلام‌گرا را دور از قدرت نگه دارد.

علیرغم این تلاش طولانی مدت، بیداری اسلامی در مصر ریشه‌دار بود و به همین دلیل شعله‌های انقلاب مردم مصر با یک تظاهرات زبانه کشید و به‌سرعت به مناطق دیگر هم سرایت کرد و در نهایت به سرنگونی مبارک منجر شد.

بیداری اسلامی در لیبی

پانویس