مقدمه ابنخلدون (کتاب)
مقالات ویکیشیعه با رویکرد «ارتباط با مکتب اهلبیت» نوشته میشوند. برای آگاهی از دیگر ابعاد موضوع، منابع دیگر را جویا شوید. |
| اطلاعات کتاب | |
|---|---|
| نویسنده | ابنخلدون |
| تاریخ نگارش | قرن هشتم هجری |
| زبان | عربی |
مُقدمه ابنخَلدون بخش مقدمه و قسمت اول کتاب تاریخی ابنخلدون است که شهرت و اهمیت بیشتری نسبت به اصل کتاب دارد. کتاب مقدمه بارها به صورت مستقل چاپ شده است. این کتاب را در بردارنده علم جامعهشناسی، تاریخ و فلسفه علوم اجتماعی برشمردهاند. علت اصلی شهرت ابنخلدون که از قرن بیستم میلادی در سطح جهانی به دست آمده را کتاب مقدمه وی دانستهاند. مقدمه ابنخلدون بر اساس دو سوال اصلی طراحی شده است: چگونه جامعه ساخته میشود و اینکه تحول جامعه از چه عوامل و شرایطی نشأت میگیرد.
ابنخلدون (۷۳۲ق- ۸۰۸ق) با عقیده شیعه که تعیین امام و جانشین پیامبر را غیر مرتبط با آرای امت میدانند، موافق نیست. از نگاه او خلافت باید به قوم و قبیله اتکاء داشته باشد و خلیفه باید طرفداران نیرومندی داشته باشد تا امور حکومت را پیش ببرد.
ابنخلدون در مقدمه بیان میدارد که فاسقبودن یزید برای همه مردم آشکار بود. از نگاه وی، امام حسین(ع) قیام بر ضد یزید را واجب میدانست؛ زیرا یزید متجاهر به فسق بود. ابنخلدون با وجود اهمیتی که به اجتهاد در ماجرای قیام امام حسین(ع) میدهد، اما اعتقاد داشت که نمیتوان کشتن حسین(ع) را به جهت اینکه طرف مقابل اجتهاد کرده، امر درستی دانست.
ابنخلدون در موضوع مهدویت، چهل حدیث از اهلسنت ذکر میکند و به زعم خویش، بر درستی سند آنها اشکال میگیرد تا نادرستی اعتقاد به مهدویت را ثابت نماید. ذهنیت ابنخلدون اثبات ضعف و مردود شمردن احادیث مهدویت است. بر افکار و اندیشههای ابنخلدون پیرامون مهدویت نقدهای مفصلی نوشته شده است.
معرفی و جایگاه
مقدمه ابنخلدون عنوان کتابی است که در واقع بخش مقدمه کتاب «تاریخ ابنخلدون» است[۱] که به صورت مستقل بارها به چاپ رسیده است.[۲] عنوان کامل این کتاب تاریخی «العِبَر، دیوان المبتدأ و الخبر فی أیام العرب و العجم و البربر، و من عاصرهم من ذوی السلطان الأکبر»[۳] و به زبان عربی است.[۴] این مقدمه بر اساس دو سوال اصلی طراحی شده است: اول اینکه چگونه جامعه ساخته میشود و دوم اینکه تحول جامعه ناشی از چه عوامل و شرایطی است.[۵]
نویسنده کتاب عبدالرحمن بن محمد ابن خلدون(۷۳۲-۸۰۸ق)[۶] مورخ،[۷] جامعهشناس و فیلسوف تاریخ[۸] اهل تونس[۹] است. وی از اهلسنت و پیرو مذهب مالکی بود،[۱۰] که در تونس، اندلس، مصر و برخی مناطق دیگر زندگی کرد.[۱۱] ابنخلدون در دربار حاکمان مختلف، مسئولیتهای متفاوتی[۱۲] مثل کتابت داشت[۱۳] و در چندین دوره مقام قضاوت را نیز عهدهدار شد.[۱۴] ابنخلدون نسخۀ پیشنویس مقدمه را در پنج ماه نوشت[۱۵] و پس از اصلاح و ویرایش آن را در سال ۷۷۹ق را به پایان رساند.[۱۶]
جایگاه

کتاب مقدمه را علت اصلی شهرت ابنخلدون که از قرن بیستم میلادی در سطح جهانی به دست آمده دانستهاند.[۱۷] شهرت این کتاب را به اندازهای دانستهاند که در میان تمام آثار اسلامی در تمامی دورانها، جز برای شمار اندکی، چنین شهرتی حاصل نشده است.[۱۸] اهمیت و شهرت مقدمه ابنخلدون را بیشتر از کتاب تاریخ ابنخلدون، که مقدمه در اصل بخشی از آن بوده است، دانستهاند.[۱۹] کتاب تاریخ ابنخلدون از تألیفات مشهور اسلامی مانند طبری استفاده کرده[۲۰] و این کتاب، بدون در نظر گرفتن مقدمه، کتابی متوسط دانسته شده است.[۲۱]
متفکران بسیاری در اهمیت و جایگاه مقدمه ابنخلدون سخن گفتهاند.[۲۲] مقدمه در واقع نخستین اقدام بزرگی است که برای تجزیه و تحلیل روابط گروهی حاکم بر سازمانهای سیاسی و اجتماعی بشری، بر پایۀ عوامل محیطی و روانی، انجام گرفته است.[۲۳] ابنخلدون خود به اهمیت این کتاب اعتقاد داشت.[۲۴] و این مقدمه در زمان وی نیز مشهور شده بود.[۲۵] این کتاب به زبانهای مختلفی ترجمه شده است؛[۲۶] از جمله آنها ترجمه به زبان فارسی در دو جلد توسط محمد پروین گنابادی است.[۲۷]
محتوا
عدهای کتاب مقدمه ابنخلدون را دربردارندهٔ علم جامعه، علم فرهنگ، علم تاریخ، فلسفه تاریخ، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه جامعهشناسی برشمردهاند.[۲۸] ابنخلدون در مقدمه بیان میدارد که برای استفاده درست از تجربههای گذشتگان، که به صورت اخبار و روایات به ما رسیده، نیاز به منابع متعدد و دانشهای گوناگونی داریم.[۲۹] او جامعۀ بشری را تابع یک جریان رشد و انحطاط توصیف میکند که دائم تکرار میشود.[۳۰]
کتاب مقدمه ابنخلدون، بیانکننده علم جدیدی به نام «علم عمـران» است.[۳۱] این دستاورد پژوهشی او را محصول سالها تأمل در رخدادهای اجتماعی و تحلیل حوادث و رویدادهای عبرتانگیز تاریخ اسلام دانستهاند.[۳۲] مهمترین رسالت علم عمران را بهدست دادن معیار و ضابطی برای ارزیابی و سنجش اخبار تاریخی دانستهاند.[۳۳] ابنخلدون در کتاب مقدمه پس از بررسی موضوع عمران به بحث از عوارض ذاتی آن پرداخته و سپس در ذیل آن، فلسفه و نظریات اجتماعی خود را بیان داشته است.[۳۴] ابنخلدون را از معـدود عالمانی دانستهاند کـه مجموعه جدیدی از دانش بشری را تأسیس کرد[۳۵] و آن را «علم عمـران» نام نهاد.[۳۶]
خلافت و امامت
ابن خلدون با عقیدۀ شیعه که خلافت را از ارکان دین میدانند و تعیین امام را بیتوجه به آرای امت، واجب میشمرند، موافق نیست.[۳۷] از نگاه او خلافت باید به قوم و قبیله اتکاء داشته باشد و خلیفه باید طرفداران نیرومندی داشته باشد تا امور حکومت را پیش ببرد.[۳۸] ابنخلدون اعتقاد داشت که مسلمانان خلافت را به قریش اختصاص دادند؛ زیرا تنها قریش میتوانست مردم را اداره کند و اقوام دیگر توانایی این کار را نداشتند.[۳۹] ابنخلدون در مقدمه خود به صورت کلی روایات شیعیان بر جانشینی امام علی(ع) را نقد میکند؛ برخی از آنها را به جهت سندی و برخی دیگر را به جهت تأویل، غیر قابل استناد برای جانشینی امام علی(ع) میداند.[۴۰]
امام حسین(ع) و فاسق بودن یزید
ابنخلدون در مقدمه خود متذکر میشود که فاسقبودن یزید برای همه مردم آشکار بوده و به همین جهت اهالی کوفه، امام حسین(ع) را دعوت کردند.[۴۱] از نگاه وی، حسین(ع) قیام بر ضد یزید را واجب میدانست؛ زیرا یزید متجاهر به فسق بود.[۴۲] ابنخلدون بیان میدارد که صحابه و تابعین که با یزید همراه بودند، در عین حال که به فسق وی اعتقاد داشتند، قیام بر ضد وی را روا نمیدانستند؛ زیرا در نتیجه چنین قیامی هرج و مرج و خونریزی پدید میآمد.[۴۳] به اعتقاد ابنخلدون، صحابه به همین جهت از همراهی امام حسین(ع) خودداری کردند و در عین حال به عیبجویی وی نیز نپرداختند. زیرا حسین(ع) «مجتهد و بلکه پیشوای مجتهدان» بود.[۴۴]
ابنخلدون در ماجرای قیام امام حسین(ع) به اجتهاد هر دو طرف در این واقعه، وزن و اهمیت میدهد،[۴۵] با این حال معتقد است که نمیتوان کشتن حسین را به جهت اینکه طرف مقابل اجتهاد کرده است، امر درستی دانست.[۴۶] او معتقد است کشتن امام حسین توسط یزید یکی از اعمالی است که فسق او را نشان میدهد و حسین در این واقعه شهید و در نزد خداوند مأجور است و عمل او بر حق و از روی اجتهاد بوده است.[۴۷] مجموع دیدگاه ابنخلدون پیرامون واقعه عاشورا، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.[۴۸]
مهدویت
برخی پزوهشگران با بررسی مقدمه ابنخلدون چنین آوردهاند که در این کتاب بیش از سی بار نام «مهدی منتظر» و «فاطمی منتظر» به کار رفته است. [۴۹] و وی چهل حدیث که در منابع روایی اهلسنت آمده است، را بیان داشته است.[۵۰] او با بررسی این روایات، به زعم خویش، بر درستی سند آنها اشکال میگیرد تا نادرستی اعتقاد مهدویت را ثابت نماید.[۵۱] ذهنیت ابنخلدون را اثبات ضعف و مردود شمردن احادیث مهدویت دانستهاند.[۵۲] محققان معتقدند وی پس از بیان روایات مهدویت، خواسته ذهنی[۵۳] خود را چنین مطرح نموده که جز مقداری اندک یا اندکتر، هیچیک از روایات مهدویت خالی از نقد باقی نمیماند.[۵۴] ابنخلدون به انتظار برخی شیعیان در کنار سردابی در شهر حله نیز اشاره دارد و میگوید که شیعیان هر شب به آنجا رفته، مرکبی آورده و امام خود را به ظهور و خروج از سرداب دعوت میکنند.[۵۵]
مخالفت ابنخلدون با مهدویت نه تنها در روزگار خود او، بلکه تا قرنها بعد، موجی علمی در جامعه اسلامی نیافرید.[۵۶] اما پس از شهرت او و کتاب مقدمهاش، ایرادات او بر مهدویت نیز مشهور شد.[۵۷] افکار او در این موضوع در میان بسیاری از متفکران مسلمان و اسلامشناسان غربی بازتاب داشته است.[۵۸] ابنخلدون را از آغازگران این تفکر در جهان اسلام دانستهاند که اعتقاد به مهدویت، پایه و مایه اصیل اسلامی ندارد.[۵۹] بر افکار و اندیشههای ابنخلدون پیرامون مهدویت نقدهای مفصلی نوشته شده[۶۰] و حتی برخی در رد این ادعاها، کتابهایی را تألیف کردهاند.[۶۱]
پانویس
- ↑ عبدالوهاب، العمر فی المصنفات و المؤلفین التونسیین، ۱۹۹۰ق، ج۲، ص۴۸۲.
- ↑ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۲۳۵.
- ↑ عواد، الذخائر الشرقیة، ۱۹۹۹م. ج۲، ص۹۷.
- ↑ عبدالوهاب، العمر فی المصنفات و المؤلفین التونسیین، ۱۹۹۰ق، ج۲، ص۴۸۲.
- ↑ فروزش، «مقدمه ابن خلدون»، ص۵۰.
- ↑ بغدادی، هدیة العارفین، اسماء المؤلفین و آثار المصنفین، ۱۹۵۱م، ج۱، ص۵۲۹.
- ↑ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۶۸.
- ↑ ابنعماد، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۷۱.
- ↑ ابنعماد، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۷۱.
- ↑ برای نمونه ر.ک: حضرتی، «نقد تاریخی گزارش ابن خلدون از سانحه عاشورا»، ص۹۹.
- ↑ عبدالوهاب، العمر فی المصنفات و المؤلفین التونسیین، ۱۹۹۰ق، ج۲، ص۴۸۰ - ۴۸۱.
- ↑ عبدالوهاب، العمر فی المصنفات و المؤلفین التونسیین، ۱۹۹۰ق، ج۲، ص۴۸۰.
- ↑ عبدالوهاب، العمر فی المصنفات و المؤلفین التونسیین، ۱۹۹۰ق، ج۲، ص۴۸۰.
- ↑ مقریزی، السلوک لمعرفة دول الملوک، ۲۰۰۷م، ج۴، ص۲۴.
- ↑ رحیملو، «ابن خلدون، ابوزید»، ج۳، ص۴۵۳.
- ↑ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۲۳۵.
- ↑ رحیملو، «ابن خلدون، ابوزید»، ج۳، ص۴۵۳.
- ↑ ابنعماد، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۷۱.
- ↑ فرامرزی، «مقدمه ابنخلدون»، ص۴۴۲.
- ↑ رضازاده شفق، «مقدمه ابن خلدون»، ص۲۴۴.
- ↑ رضازاده شفق، «مقدمه ابن خلدون»، ص۲۴۵.
- ↑ برای اطلاعات بیشتر ر.ک: شرفالدین، «روش شناسی ابن خلدون»، ص۶۱.
- ↑ گیلیپسی، زندگینامه علمی دانشوران، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۳۷۵.
- ↑ گیلیپسی، زندگینامه علمی دانشوران، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۳۷۵.
- ↑ ابنعماد، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۷۱.
- ↑ فرامرزی، «مقدمه ابنخلدون»، ص۴۴۳.
- ↑ فروزش، «مقدمه ابن خلدون»، ص۴۷.
- ↑ فروزش، «مقدمه ابن خلدون»، ص۴۷.
- ↑ رحیملو، «ابنخلدون، ابوزید»، ج۳، ص۴۵۳.
- ↑ گیلیپسی، زندگینامه علمی دانشوران، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۳۷۵.
- ↑ رحیملو، «ابن خلدون، ابوزید»، ج۳، ص۴۵۳.
- ↑ شرفالدین، «روش شناسی ابن خلدون»، ص۶۲.
- ↑ شرفالدین، «روش شناسی ابن خلدون»، ص۶۲.
- ↑ عبدالوهاب، العمر فی المصنفات و المؤلفین التونسیین، ۱۹۹۰ق، ج۲، ص۴۸۲.
- ↑ شرفالدین، «روش شناسی ابن خلدون»، ص۶۰.
- ↑ شرفالدین، «روش شناسی ابن خلدون»، ص۶۰.
- ↑ ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۴۴۶.
- ↑ ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۴۴۶.
- ↑ ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۴۴۶.
- ↑ ابنخلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۹۷۱م، ج۱، ص۱۹۷.
- ↑ ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۴۱۵.
- ↑ ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۴۱۵.
- ↑ ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۴۱۶.
- ↑ ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۴۱۶.
- ↑ ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۴۱۷.
- ↑ ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۴۱۷.
- ↑ ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۴۱۷.
- ↑ برای نمونه ر.ک: حضرتی، «نقد تاریخی گزارش ابن خلدون از سانحه عاشورا».
- ↑ شهیدی پاک، «ابن خلدون و مهدویت»، ص۳.
- ↑ شهیدی پاک، «ابن خلدون و مهدویت»، ص۳.
- ↑ تاجرینسب، «ابن خلدون و احادیث مهدی»، ص۵۷.
- ↑ شهیدی پاک، «ابن خلدون و مهدویت»، ص۳.
- ↑ شهیدی پاک، «ابن خلدون و مهدویت»، ص۳.
- ↑ ابنخلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۹۷۱م، ج۱، ص۳۲۲.
- ↑ ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۳۸۱.
- ↑ تاجرینسب، «ابن خلدون و احادیث مهدی»، ص۵۷.
- ↑ تاجرینسب، «ابن خلدون و احادیث مهدی»، ص۵۷.
- ↑ برای اطلاعات بیشتر ر.ک: تاجرینسب، «ابن خلدون و احادیث مهدی»، ص۵۸- ۶۲.
- ↑ تاجرینسب، «ابن خلدون و احادیث مهدی»، ص۵۶.
- ↑ برای نمونه ر.ک: تاجرینسب، «ابن خلدون و احادیث مهدی».
- ↑ «ابن خلدون و احادیث مهدویت»، پایگاه اطلاعرسانی استاد حسین انصاریان.
منابع
- ابراهیم حسن، حسن، تاریخ سیاسی اسلام، مترجم: ابوالقاسم پاینده، تهران، ۱۳۷۶ش.
- ابنخلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، بیروت، منشورات مؤسسة الأعلمی، ۱۹۷۱م.
- ابنخلدون، عبدالرحمن بن محمد، مقدمه ابنخلدون، ترجمه: محمد پروین گنابادی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۹ش.
- ابنعماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، محقق: محمود ارناووط، اشراف: عبدالقادر ارناووط، بیروت، دار ابن کثیر، ۱۴۰۶ق.
- «ابن خلدون و احادیث مهدویت»، پایگاه اطلاعرسانی استاد حسین انصاریان، تاریخ بازدید: ۱۳ تیر ۱۴۰۵ش.
- بغدادی، اسماعیل پاشا، هدیة العارفین، اسماء المؤلفین و آثار المصنفین، مصحح: سید محمدمهدی خرسان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۹۵۱م.
- تاجرینسب، محمدرضا، «ابن خلدون و احادیث مهدی»، دستاوردهای نوین در مطالعات علوم انسانی، سال اول، شماره۹، بهمن ۱۳۹۷ش.
- حضرتی، حسن، «نقد تاریخی گزارش ابن خلدون از سانحه عاشورا»، پژوهشنامه متین، شماره۱۳، زمستان ۱۳۸۰ش.
- رحیملو، یوسف، «ابن خلدون، ابوزید»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، زیرنظر: کاظم موسوی بجنوردی، تهران، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۹ش.
- رضازاده شفق، صادق، «مقدمه ابن خلدون»، ارمغان، دوره۲۶، شماره ۶ و ۷، شهریور و مهر ۱۳۳۶ش.
- شرفالدین، سید حسین، «روش شناسی ابن خلدون»، پژوهش، سال اول، شماره ۱، بهار و تابستان ١٣٨٨ش.
- شهیدی پاک، محمدرضا، «ابن خلدون و مهدویت»، دستاوردهای نوین در مطالعات علوم انسانی، سال اول، شماره ۹، بهمن ۱۳۹۷ش.
- عبدالوهاب، العمر فی المصنفات و المؤلفین التونسیین، مراجعه: محمد عروسی مطوی، بشیر بکوش، بیروت، دار الغرب الإسلامی، ۱۹۹۰م.
- عواد، کورکیس، الذخائر الشرقیة، تعلیقه: جلیل عطیه، بیروت، دار الغرب الإسلامی، ۱۹۹۹م.
- فرامرزی، عبدالرحمان، «مقدمه ابنخلدون»، ارمغان، دوره۷، شماره ۶ و ۷، شهریور و مهر ۱۳۰۵.
- فروزش، سینا، «مقدمه ابن خلدون»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۱۰۹، خرداد ۱۳۸۶ش.
- قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، تهران، آرون، ۱۳۸۷ش.
- گیلیپسی، چارلز کولستون، زندگینامه علمی دانشوران، ترجمه: احمد آرام، زیرنظر احمد بیرشک، شرکت انتشارات علمی و فرهنگ، ۱۳۶۷ش.
- مقریزی، احمد بن علی، السلوک لمعرفة دول الملوک، محقق: محمد مصطفی زیاده، سعید عبدالفتاح عاشور، مصر، دار الکتب و الوثائق القومیة، ۲۰۰۷م.