پرش به محتوا

کاربر:Sultanmoradi/هشتم صفحه تمرین

از ویکی شیعه

خط نسخ به عنوات یکی از اقلام شش‌گانه در خوشنویسی اسلامی و کاربرد اصلی آن در کتابت قرآن، حروف‌چینی و ماشین‌نویسی است. اقبال مسلمانان به این خط، به‌دلیل ترکیب زیبایی و سادگی و کاهش احتمال اشتباه در تلاوت بوده است. به گفته پژوهشگران ریشه‌های اولیه نسخ به «نسخ حجازی» در قرن ۱ق بازمی‌گردد که در کنار خط کوفی برای امور روزمره به‌کار می‌رفت. نقطه عطف تحول این خط در قرن ۴ق با تلاش‌های ابن‌مقله، خطاط ایرانی، رقم خورد و شاگردش ابن‌بواب کهن‌ترین قرآن به خط نسخ را کتابت کرد. شواهد تاریخی حاکی از رواج نسخ ایرانی در میان ایرانیان در آن دوره است. در دوره ایلخانان، نسخ به‌عنوان قلم اصلی کتابت تثبیت شد و در دسته‌بندی اقلام ستّه، در کنار خط ثلث قرار گرفت. شیراز عصر تیموری نیز به یکی از مراکز اصلی نسخ‌نویسی بدل گردید. در اواخر عصر صفوی، با حمایت شاه‌سلیمان و شاه‌سلطان‌حسین، سنت قرآن‌نویسی با شیوه‌ای واضح‌تر از «نسخ ایرانی» احیا شد که شاخص‌ترین کاتب آن احمد نیریزی بود. این شیوه در دوره‌های زندیه و قاجاریه نیز تداوم یافت. پس از انحطاط هنر خط در اوایل قرن دوازدهم، از قرن سیزدهم اقبال به نسخ احیا شد.

در حوزه خوشنویسان، ابن‌مقله در دستگاه عباسی خدمت می‌کرد و ابن‌بواب از اهل سنت بود، اما فهرست بلندی از هنرمندان برجسته شیعه مانند احمد نیریزی، میرعماد الحسنی، میرعلی تبریزی و علیرضا عباسی نقش محوری در تکامل خط نسخ و ادغام آن در سنت‌های شیعی، نظیر کتابت ادعیه و کتیبه‌های مساجد، ایفا کرده‌اند. در سنت عثمانی نیز استادانی چون شیخ حمدالله، حافظ عثمان و حسن چلبی به بازنگری و اعتلای این خط پرداختند و این میراث توسط شاگردانی چون محمد زکریا تا دوران معاصر تداوم یافت.

اهمیت خط نسخ

خط نسخ یکی از اقلام سته (شش خط اصلی در خوشنویسی اسلامی) است.[۱] به آن «خط قرآنی» نیز می‌گویند؛ چرا که قرآن را به این خط می‌نویسند.[۲] همچنین از خطوط معروف در کشورهای اسلامی است که بیشتر در حروف چینی، ماشین‌نویسی و تحریر قرآن کریم به کار می‌رود.[۳] به گفتۀ یاسر ایازی، قرآن‌پژوه معاصر، علت اقبال مسلمانان به خط نسخ را باید در ترکیب زیبایی با سادگى، راحت‌خوانی و عدم ترکیب حروف مختلف با یکدیگر دانست، به‌گونه‌اى که احتمال اشتباه را در تلاوت قرآن براى قارى به میزان زیادى پائین آورد.[۴] پس از این خط کوفى بعدها براى نوشتن روى محراب و بالاى درب مساجد و پیرامون ابنیه‌هاى مهم و کتیبه‌هاى قرآن و عناوین سوره در مصحف‌هاى بزرگ و کوچک استفاده مى‌شد. خط نسخ با اصلاحاتى که توسط ابن‌نواب (متوفى ۴۲۳ق) در آن ایجاد شد، به عنوان خط مناسب کلام اللّه معرفى شده است. [۵]

تاریخچه

گفته شده است که قدیمی‌ترین نوع نسخ (با نام «مقوّر» یا «نَسْخ حجازی»)[۶] در قرن ۱ق، در کنار خط کوفی مبسوط برای امور غیردینی[۷] یا نامه‌نگاری و امور روزمره به کار می‌رفته. [۸]در اوایل قرن ۴ق خط نسخ جای خط کوفى را گرفت و قرآن نخستین بار به دست محمد بن حسین بن مقلّه(۲۷۶-۳۲۸ق) خطاط ایرانى، با خط نسخ نوشته شد و وى دو بار قرآن را با خط نسخ نگاشت.[۹] با این حال به گفتۀ یکی از پژوهشگران خوشنویسی اسلامی، کهن‌ترین قرآن به خط نسخ، به دست شاگرد او ابن‌بوّاب در سال ۳۹۱ق در بغداد کتابت شده است.[۱۰]

دوره‌ میانی

بر اساس پژوهش شیلا بلر، محقق هنر اسلامی، در عهد ایلخانان (قرن۷ و ۸ق) و با گسترش کاربرد اقلام شش‌گانه، جایگاه خط نسخ به عنوان قلم اصلی کتابت و نسخه‌نویسی تثبیت شد. [۱۱] به گفتۀ محققان، در این دوران، خطاطان ایران اقلام ستّه را به صورت جفت‌های هم‌خانواده در اندازه‌های بزرگ و کوچک دسته‌بندی می‌کردند که یکی از این جفت‌ها ثلث (بزرگ‌تر) و نسخ (کوچک‌تر) بودند در یک خانواده طبقه‌بندی می‌شدند.[۱۲] از دیدگاه بلر، در دوره تیموریان، شیراز یکی از مراکز اصلی نسخه‌پردازی بود و نسخه‌های بسیاری در آنجا به شیوه‌ای خاص از قلم نسخ کتابت می‌شد. [۱۳] به گفتۀ جیمز، پژوهشگر بریتانیایی، در سده‌های نهم و دهم هجری در ایران، استفاده از نسخ به عنوان اصلی‌ترین خط مصحف‌نویسی گسترش یافت و صفحه‌آرایی قرآن با ترکیب دو خط (مانند محقَّق و نسخ یا ثلث و نسخ) رایج شد. [۱۴]

اواخر صفویه تا قرن۱۴ق

به گفتۀ محققان، در اواخر عصر صفوی و با حمایت شاه‌سلیمان و شاه‌سلطان‌حسین، سنت قرآن‌نویسی احیا شد و کاتبان شیوه‌ای از نسخ ایرانی را به کار گرفتند که بسیار واضح‌تر و خواناتر از نسخ پیشینیان بود. در این شیوه، ترجمه فارسی آیات را با مرکب سرخ و به خط نستعلیق در لابه‌لای سطور نسخ می‌نوشتند. [۱۵] شاخص‌ترین خوشنویس این شیوه جدید، احمد نیریزی، کاتب دربار شاه‌سلطان‌حسین صفوی دانسته‌اند. [۱۶] در این زمان خطاطان ایرانی به هند رفتند و در بسیاری از آثار معماری و کتابها از خط نسخ استفاده کمدند. [۱۷] آثار به جا مانده نشان می‌دهد که در دوره‌های زندیه و قاجاریه نیز خط نسخ به عنوان خط مخصوص کتابت قرآن تداوم یافت[۱۸] و اکثر خوشنویسان از شیوه احمد نیریزی در نسخ‌نویسی پیروی کردند. [۱۹]

به گفتۀ حسن امین، نویسنده و محقق لبنانى، پس از انقراض دولت صفویه در سال ۱۱۳۵ق و حوادث متوالى و جنگ‌ها و فتنه‌هایى که در اطراف ایران پراکنده شد، مردم به خود مشغول شدند و این سبب انحطاط هنر از جمله هنر خط گردید. از آغاز قرن سیزدهم، هنر خط به تدریج جایگاه خود را بازیافت و توجه به اقلام سته به ویژه خط نسخ افزایش یافت و شمار خطاطان به طور چشم‌گیری زیاد شد و آثار نفیسى از قرآن، ادعیه، کتاب‌ها، مُرَقَّعات، قطعات و کتیبه‌ها پدید آمد. [۲۰]

مهمترین چهره‌های خط نسخ

ه گفتۀ شمس‌الدین ذهبی، مورخ و حافظ بزرگ اهل سنت در قرن هشتم هجری، ابن بواب «از اهل سنت بود».[۲۱] همچنین ابن بواب در جوار قبر احمد بن حنبل، فقیه برجسته اهل سنت، دفن شده است.[۲۲] به گفتۀ حاجی خلیفه، مورخ و کتاب‌شناس عثمانی قرن یازدهم هجری، ابن مقله وزیر خلفای عباسیان بود و در دستگاه حکومتی آنان خدمت می‌کرد.[۲۳]از دیدگاه حسن امین، نسب‌شناس و محقق شیعه قرن پانزدهم هجری، مهمترین خطاطان شیعه عبارتند از:

  • محمد هاشم بن محمد صالح اللؤلؤی الاصفهانی (معروف به بزرگر): از اساتید خط نسخ در قرون دوازدهم و سیزدهم هجری که در خط نسخ مضارع عبدالمجید درویش بود.[۲۴]
  • محمد ابراهیم بن محمد نصیر القمی: از مشاهیر خط نسخ در عهد شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی که سالی سه نسخه قرآن می‌نوشت.[۲۵]
  • شمس‌الدین علی الشیرازی: نسخه‌ای قرآنی به خط او در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[۲۶]
  • ابن مقله در آغاز فعالیت سیاسی و اداری خود تحت حمایت خاندان شیعه بنی‌فرات قرار داشت.
    • شیخ حمدالله (وفات ۱۵۲۰ میلادی): او بنیان‌گذار خوشنویسی مدرن عثمانی است که با بازنگری و اصلاح خط نسخ، ۴۷ نسخه از قرآن کریم را به این سبک کتابت کرد.
    • حافظ عثمان (وفات ۱۶۹۸ میلادی): وی به عنوان بزرگ‌ترین خوشنویس سبک عثمانی در قرن ۱۷ میلادی شناخته می‌شود که به دلیل مهارت استثنایی در خط نسخ، ۲۵ نسخه از قرآن را به رشته تحریر درآورد.
    • حسن چلبی (وفات ۲۰۲۵ میلادی): این هنرمند برجسته سنت عثمانی که تا سال ۱۹۸۷ در کسوت امام فعالیت می‌کرد، قوانین خطوط شش‌گانه ابن‌مقله را اصلاح نمود و به بیش از ۳۰ شاگرد اجازه رسمی تدریس اعطا کرد.
    • محمد زکریا (در قید حیات): او شاگرد برجسته اساتید ترکی از جمله حسن چلبی است که موفق به دریافت اجازه‌نامه رسمی در خطوط نسخ، ثلث و تعلیق شده است.
  • ابن بواب کاتب دربار آل بویه (شیعه) و فعال در حوزه هنری شیراز بود.[۲۷]
  • میرعلی تبریزی شیعه و واضع خط نستعلیق (ترکیب نسخ و تعلیق) بود و معتقد بود این خط را در رؤیایی از حضرت علی (ع) دریافت کرده است.[۲۸]
  • میرعماد الحسنی از سادات شیعه قزوین و بزرگترین استاد نستعلیق در عصر صفوی بود.[۲۹]
  • احمد نیریزی کاتب برجسته عصر صفوی بود که سبک «نسخ ایرانی» را برای کتابت قرآن و ادعیه شیعی ابداع کرد.[۳۰]
  • علیرضا عباسی کاتب دربار شاه عباس اول و استاد کتیبه‌نگاری مساجد شیعی بود.[۳۱]
  • میرزا غلامرضا اصفهانی استاد برجسته دوران قاجار با آثار متعدد در ستایش ائمه اطهار بود.[۳۲]

پانویس

  1. خالدیان و دیگران،‌ «نگاهی به خط نسخ شیوه ایرانی در دوره صفوی»، ص۳۵.
  2. خالدیان و دیگران،‌ «نگاهی به خط نسخ شیوه ایرانی در دوره صفوی»، ص۳۵.
  3. خالدیان و دیگران،‌ «نگاهی به خط نسخ شیوه ایرانی در دوره صفوی»، ص۳۵.
  4. ایازی، اهتمام ایرانیان به قرآن، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۵.
  5. حریری، فرهنگ اصطلاحات قرآنى، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۱۳۹.
  6. عفیفی، نشأة و تطور الکتابة الخطیة العربیة، ۱۴۰۰ق، ص ۱۱۵–۱۱۷.
  7. زین‌الدین، مصور الخط العربی، ۱۳۹۴ق، ص ۲۰–۲۱، ۳۰–۳۳.
  8. فضائلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص ۱۰۶–۱۰۷، ۱۱۳.
  9. محمدی‌فرد، آشنایی با قرآن، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۹۵؛ برهانیان، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۱۰۷؛ فضائلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص ۲۸۶–۲۸۷.
  10. James, The Master Scribes: Qur'ans of the 10th to 14th Centuries AD, 1992, pp. 15-16.
  11. Blair, Islamic Calligraphy, 2007, pp. 255, 296-297.
  12. Wright, Islam, Faith, Art, Culture, 2009, p. 107.
  13. Blair, Islamic Calligraphy, 2007, p. 263.
  14. James, After Timur: Qur'ans of the 15th and 16th Centuries, 1992, p. 12.
  15. Raby, "The Nayrizi tradition", 1996, pp. 212-213.
  16. Bayani and Stanley, "Iran: the late Safavid renewal", 1999, pp. 125-131.
  17. Haft Qalamī Dihlavī, Tadhkirah-yi Khushnawīsān, 1328/1910, p. 125; Blair, Islamic Calligraphy, 2007, p. 547, fig. 4/12.
  18. مهدی بیانی، احوال و آثار خوشنویسان، ج ۴، ص ۷۵۴، ۱۱۲۱، ۱۲۱۵؛ فضائلی، اطلس خط، ۱۳۵۰ش، ص ۳۵۶–۳۶۳؛ طاووسی، گنجینه هنر، خط و تذهیب، ۱۳۶۶ش، ص ۳۸–۵۲.
  19. Raby, "The Nayrizi tradition", 1996, p. 218.
  20. امین، مستدرکات أعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۳۹.
  21. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۰ق، ج۲۸، ص۳۲۶.
  22. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۰ق، ج۲۸، ص۳۲۸.
  23. حاجی‌خلیفه، تقویم التواریخ، بیتا، ج۱، ص۲۸۷
  24. امین، مستدرک اعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۳۹.
  25. امین، مستدرک اعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۳۸.
  26. امین، مستدرک اعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۳۸.
  27. Encyclopaedia Iranica, "Art in Iran VII: Islamic Pre-Safavid", 2018; Rice, The Unique Ibn al-Bawwab Manuscript, 1955.
  28. Islam, "Ibn Muqla: The Prophet of Islamic Calligraphy", 2018; Schimmel, Calligraphy and Islamic Culture, 1984.
  29. Calligraphy Qalam, "Key Master Calligraphers", n.d.; Encyclopaedia Iranica, "List of Persian Calligraphers", n.d.
  30. Reed College, "Anthology of Iranian Masters: Ahmad Neyrizi", 2014; Samadi, "Hypertextual Analysis of Ahmad Neyrizi's Naskh Calligraphy", 2023.
  31. Calligraphy Qalam, "Key Master Calligraphers", n.d.; Encyclopaedia Iranica, "Art in Iran VII: Islamic Pre-Safavid", 2018.
  32. مقاله، بدون صفحه.
    1. منابع
  • احسانی، محمدتقی، هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
  • ایمانی، علی، سیر خط کوفی در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
  • بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران: ۱۳۶۳ش.
  • جواهرپور، ناصر، «انجمن خوشنویسان ایران، فعال‌تر از همیشه»، کیهان فرهنگی، ش ۴ (تیر ۱۳۶۳).
  • «در اسباب و اقسام و آداب خط، برگرفته از کتاب منشآت سلیمانی»، به‌کوشش رسول جعفریان، نامه بهارستان، سال ۱۱، دفتر ۱۶ (مرداد ۱۳۸۹).
  • روح‌فر، زهره، نگاهی بر پارچه‌بافی دوران اسلامی، تهران ۱۳۸۰ش.
  • زین‌الدین، ناجی، مصور الخط العربی، بیروت: ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
  • شریفی، محمد، اللوحات الخطیة فی الفن الإسلامی: المرکبة بخط الثلث الجلی، دراسة فنیة فی تاریخ الخط العربی، دمشق: ۱۴۱۹ق/۱۹۹۸م.
  • طاووسی، محمود، گنجینه هنر، خط و تذهیب: گزیده از آثار خوشنویسان و تذهیب‌کاران پیشین ایران، شیراز: ۱۳۶۶ش.
  • عفیفی، فوزی سالم، نشأة و تطور الکتابة الخطیة العربیة و دورها الثقافی والاجتماعی، کویت: ۱۴۰۰ق/۱۹۸۱م.
  • علیمحمدی اردکانی، جواد، پژوهشی در زیلوی یزد، تهران ۱۳۸۶ش.
  • فضائلی، حبیب‌الله، اطلس خط، اصفهان: ۱۳۵۰ش.
  • قلقشندی، احمد بن علی، صبح الأعشی فی صناعة الإنشا، قاهره، بی‌تا.
  • مایل هروی، نجیب (گردآورنده)، کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی، مشهد: ۱۳۷۲ش.
  • معمارزاده، محمد، تصویر و تجسم عرفان در هنرهای اسلامی، تهران ۱۳۸۶ش.
  • هروی، دوست‌محمد، «دیباچهٔ دوست‌محمد گواشانی هروی»، در کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی، به‌کوشش نجیب مایل هروی، مشهد: ۱۳۷۲ش.
  • مجنون رفیقی هروی، «سوادالخط»، در کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی، به‌کوشش نجیب مایل هروی، مشهد: ۱۳۷۲ش.
  • ایازی، یاسر، اهتمام ایرانیان به قرآن: کتابشناسى توصیفى ترجمه و چاپ قرآن کریم، رشت: کتاب مبین، ۱۳۸۰ش.

امین، حسن، مستدرکات أعیان الشیعة، بیروت: دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۸ق. برهانیان، عبدالحسین، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران، قم: سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، نمایندگى ولی فقیه، پژوهشکده تحقیقات اسلامى، ۱۳۸۶ش. حریری، محمدیوسف، فرهنگ اصطلاحات قرآنى، قم: هجرت، ۱۳۸۴ش. کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی، دبیرخانه، منشور علمى کنگرۀ بین‌المللى نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی (اهداف، قلمرو، ساختار و موضوعات)، با اشراف ناصر مکارم شیرازى، قم: انتشارات امام على بن ابى طالب(ع)، ۱۳۹۶ش. محمدی‌فرد، علیرضا، آشنایی با قرآن، قم: مؤسسه تمهید، ۱۳۹۴ش. معرفت، محمدهادى، علوم قرآنی (تلخیص التمهید فی علوم القرآن)، قم: مؤسسه فرهنگى انتشاراتى التمهید، ۱۳۸۱ش. امین، حسن، مستدرک اعیان الشیعة، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۷م. حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، ترجمه تقویم التواریخ (سالشمار وقایع مهم جهان از آغاز آفرینش تا سال ۱۰۸۵ هـ.ق)، ترجمۀ ناشناس، به کوشش میر هاشم محدث، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب، بیتا. ذهبی، شمس‌الدین محمد بن احمد، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.

خالدیان، ستار؛ افضلی، زینب؛ رمضان‌زاده، علی‌اصغر، «نگاهی به خط نسخ شیوه ایرانی در دوره صفوی»، پژوهش در تاریخ، شماره۶،‌ بهار ۱۳۹۱ش.

Kennedy, Hugh. The Prophet and the Age of the Caliphates. Pearson Longman, 2004.

Hayes, Edmund. Agents of the Hidden Imam: Forging Twelver Shi'ism, 850-950 CE. Cambridge University Press, 2022.

Encyclopaedia Iranica. "Art in Iran VII: Islamic Pre-Safavid". 2018. [۱]

Rice, D. S. The Unique Ibn al-Bawwab Manuscript in the Chester Beatty Library. Emery Walker, 1955.

Islam, M. M. "Ibn Muqla: The Prophet of Islamic Calligraphy". ResearchGate, 2018.

Schimmel, Annemarie. Calligraphy and Islamic Culture. New York University Press, 1984.

Calligraphy Qalam. "Key Master Calligraphers". n.d. [۲]

Encyclopaedia Iranica. "List of Persian Calligraphers". n.d. [۳]

Reed College. "Anthology of Iranian Masters: Ahmad Neyrizi". 2014. [۴]

Samadi, A. S. "Hypertextual Analysis of Ahmad Neyrizi's Naskh Calligraphy". Journal of Theoretical and Practical Visual Arts, 2023.

  • ʿAllāmī, Abū al-Faḍl ibn Mubārak, Āʾīn-i Akbarī, lithograph edition, Delhi 1273/1856; ed. Sayyid Aḥmad, Aligarh 2005.
  • Baker, Patricia L., Islamic textiles, London 1995.
  • Bayani, Manijeh, "Amanat Khan: Master Calligrapher of the Taj Mahal", in The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol. 4, part 1: The Decorated Word: Qur'ans of the 17th to 19th Centuries, ed. Julian Raby, London: The Nour Foundation, 1999.
  • Bayani, Manijeh and Tim Stanley, "Iran: the late Safavid renewal and Ahmad Nayrizi", in The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol. 4, part 1: The Decorated Word: Qur'ans of the 17th to 19th Centuries, edited by Julian Raby, London: The Nour Foundation, 1999.
  • Bayani, Manijeh, and Tim Stanley, "The Kashmiri Style", in The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol. 4, part 1: The Decorated Word: Qur'ans of the 17th to 19th Centuries, ed. Julian Raby, London: The Nour Foundation, 1999.
  • Blair, Sheila S., Islamic Calligraphy, Edinburgh: Edinburgh University Press, 2006.
  • Blair, Sheila S., Islamic Calligraphy, Edinburgh: Edinburgh University Press, 2007.
  • Blair, Sheila S., and Jonathan M. Bloom, The Art and Architecture of Islam: 1250–1800, Middlesex, Engl.: Yale University Press, 1995.
  • Carswell, John, Iznik pottery, London 2006.
  • Derman, M. Uğur. Letters in Gold: Ottoman Calligraphy from the Sakıp Sabancı Collection, Istanbul. New York: Metropolitan Museum of Art, 1998.
  • Gaur, Albertine. A history of writing. London: The British Library, 1992.
  • Haft Qalamī Dihlavī, Ghulām Muḥammad, Tadhkirah-yi Khushnawīsān, ed. Muḥammad Hidāyat Ḥusayn, Calcutta 1328/1910.
  • James, David, The Master Scribes: Qur'ans of the 10th to 14th Centuries AD, in The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol. 2, London: The Nour Foundation, 1992.
  • James, David, After Timur: Qur'ans of the 15th and 16th Centuries, in The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol. 3, London: The Nour Foundation, 1992.
  • Lings, Martin, The Quranic Art of Calligraphy and Illumination, London: 1976.
  • Lings, Martin, and Yasin Hamid Safadi. The Qur'an. London: World of Islam Festival Publishing Company, 1976.
  • Mitchell-Brown, H., "Coins", in The Arts of Persia, ed. R. W. Ferrier, New Haven: Yale University Press, 1989.
  • Piotrovsky, Mikhail Borisovich, Earthly beauty, heavenly art: art of Islam, ed. John Vrieze, Amsterdam 2000.
  • Raby, Julian, "The Nayrizi tradition: naskh in Safavid and Qajar Iran", in Nabil F. Safwat, The Art of the Pen: Calligraphy of the 14th to 20th Centuries (The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol.5), ed. Julian Raby, London: The Nour Foundation, 1996.
  • Rado, Şevket, Türk Hattatları: XV. yüzyıldan günümüze kadar gelmiş ünlü hattatların hayatları ve yazılarından örnekler, Istanbul: Yayın Matbaacılık Ticaret, n.d.
  • Schimmel, Annemarie, Calligraphy and Islamic Culture, New York: 1984.
  • Stanley, Tim. "Istanbul and its scribal diaspora: the calligraphers of Mustakim-zade." In The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol. 4, part 1: The Decorated Word: Qur'ans of the 17th to 19th Centuries, edited by Julian Raby, 86-90. London: The Nour Foundation, 1999.
  • Wright, Elaine, Islam, Faith, Art, Culture: Manuscripts of the Chester Beatty Library, London: 2009.