ابان بن تغلب: تفاوت میان نسخهها
imported>A.atashinsadaf جزبدون خلاصۀ ویرایش |
imported>A.atashinsadaf جز ←کنیه و نسب |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''ابوسعیدبن رُباح بَکری جُرَیری کِنْدی رَبَعی کوفی'''(درگذشت141ق/758م)، معروف به اَبانِبْنِ تَغْلِب، ادیب، قاری، [[فقیه]]، [[مفسر|مفسّر]] و از محدّثان بنام [[امامیه|امامیّه]] است. ابان بیشتر عمر خویش را نزد [[تابعین]] گذرانده و از محضر درس آنان سود جست. وی محضر [[امام سجاد(ع)]]، [[امام محمد باقر (ع)]] و [[امام جعفر صادق (ع)]] را درک کرد و نزد آنان دانشهای متداول روزگار چون [[حدیث]] را آموخت. گفتهاند که 000‘30 حدیث از امام صادق(ع) روایت کرده است. | '''ابوسعیدبن رُباح بَکری جُرَیری کِنْدی رَبَعی کوفی'''(درگذشت141ق/758م)، معروف به اَبانِبْنِ تَغْلِب، ادیب، قاری، [[فقیه]]، [[مفسر|مفسّر]] و از محدّثان بنام [[امامیه|امامیّه]] است. ابان بیشتر عمر خویش را نزد [[تابعین]] گذرانده و از محضر درس آنان سود جست. وی محضر [[امام سجاد(ع)]]، [[امام محمد باقر (ع)]] و [[امام جعفر صادق (ع)]] را درک کرد و نزد آنان دانشهای متداول روزگار چون [[حدیث]] را آموخت. گفتهاند که 000‘30 حدیث از امام صادق(ع) روایت کرده است. | ||
==کنیه و نسب== | ==کنیه و نسب== | ||
بیشتر مآخذ کنیه او را ابوسعید و برخی ابوسعد<ref>حافظ مزّی، | بیشتر مآخذ کنیه او را ابوسعید و برخی ابوسعد<ref>حافظ مزّی، ج2، ص6؛ صفدی، ج5، ص300</ref> یا ابن سعید<ref>حلّی، ص12</ref> آوردهاند و برخی دیگر ابواُمیمه را نیز ذکر کردهاند.<ref>سیوطی، ج1، ص404 به نقل از الدّانی؛ ابن جزری، ج1، ص4</ref> نسبت «جریری» به سبب آن است که وی مولای [[بنی جریر بن عباده|بنی جریر بن عُباده]] بوده است. نسبت دیگر وی، بکری، اشاره به [[بکر بن وائل]] نیای بزرگ این خاندان دارد.<ref>نجاشی، ص7-8</ref> | ||
==ولادت== | ==ولادت== | ||
از زادگاه و تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست، اما از آنجا که به کوفی ملقب شده است، میتوان احتمال داد که وی بیشتر سالهای زندگی خود را در [[کوفه]] سپری کرده و احتمالاً همانجا نیز زاده شده باشد. | از زادگاه و تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست، اما از آنجا که به کوفی ملقب شده است، میتوان احتمال داد که وی بیشتر سالهای زندگی خود را در [[کوفه]] سپری کرده و احتمالاً همانجا نیز زاده شده باشد. | ||
نسخهٔ ۲۹ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۹
ابوسعیدبن رُباح بَکری جُرَیری کِنْدی رَبَعی کوفی(درگذشت141ق/758م)، معروف به اَبانِبْنِ تَغْلِب، ادیب، قاری، فقیه، مفسّر و از محدّثان بنام امامیّه است. ابان بیشتر عمر خویش را نزد تابعین گذرانده و از محضر درس آنان سود جست. وی محضر امام سجاد(ع)، امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) را درک کرد و نزد آنان دانشهای متداول روزگار چون حدیث را آموخت. گفتهاند که 000‘30 حدیث از امام صادق(ع) روایت کرده است.
کنیه و نسب
بیشتر مآخذ کنیه او را ابوسعید و برخی ابوسعد[۱] یا ابن سعید[۲] آوردهاند و برخی دیگر ابواُمیمه را نیز ذکر کردهاند.[۳] نسبت «جریری» به سبب آن است که وی مولای بنی جریر بن عُباده بوده است. نسبت دیگر وی، بکری، اشاره به بکر بن وائل نیای بزرگ این خاندان دارد.[۴]
ولادت
از زادگاه و تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست، اما از آنجا که به کوفی ملقب شده است، میتوان احتمال داد که وی بیشتر سالهای زندگی خود را در کوفه سپری کرده و احتمالاً همانجا نیز زاده شده باشد.
در نزد تابعین و ائمه(ع)
- ابان بیشتر عمر خویش را نزد تابعین گذرانده و از محضر درس آنان سود جسته است، به همین سبب ابن حبان[۵] وی را از مشاهیر اتباع تابعین در کوفه دانسته است، گرچه نجاشی به نقل از ابوزرعه گفته که ابان از انس بن مالک صحابی (د 93ق/712م) نیز روایت کرده است.[۶]
- او محضر امام علیبن حسین(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) را درک کرد و نزد آنان دانشهای متداول روزگار چون حدیث را آموخت و در حوزۀ درس و مکتب امام صادق(ع) به مقامی والا دست یافت.[۷]
کثرت روایت از امام صادق(ع)
ابان به کثرت روایت از امام صادق(ع) معروف بود و گفتهاند که 000‘30 حدیث از آن حضرت روایت کرده است.[۸]
ابان و علوم قرآن
اساتید
وی علم قرائت قرآن را از عاصم بن ابی النّجود، طلحه بن مُصَرّف و سلیمان اعمش فرا گرفت و یکی از سه نفری بود که توانست تمام قرآن را نزد اعمش بیاموزد.[۹] او از بزرگان قاریان بود و خود نیز به روشی خاص قرآن را قرائت میکرد که نزد قاریان معروف بود.[۱۰]
برجسته ترین فرد روزگار
شیخ طوسی[۱۱] به نقل از محمدبن موسی بن ابی مریم صاحب اللّؤلؤ گفته است که وی در این فن برجستهترین فرد روزگار خویش بوده است.
صاحب نظر در علوم دیگر
ابان علاوه بر قرآن و حدیث در هریک از علوم فقه، ادب، لغت و نحو صاحب نظر شمرده میشد.[۱۲] به گفته طوسی امام صادق(ع) یکبار او را برای مناظرۀ ادبی با مدعی تعیین کرد.[۱۳]
دفاع از تشیع
- در روزگار ابان که بر اثر آشنایی مسلمانان با فرهنگ و معارف اقوام دیگر جدالهای فکری و اعتقادی بسیار در موضوعات دینی پدید آمده بود و فرقههای گوناگون با تکیه بر مبانی فکری خود به دفاع از آرای فقهی و کلامی خویش برخاسته بودند، ابان از شمار کسانی بود که با الهام از آموزشهای اهل بیت(ع) به دفاع از تشیع و تبلیغ این مذهب اهتمام میورزیدند. به همین سبب وی نزد امامان شیعه(ع) از منزلت والایی برخوردار بود و معاصرانش برای استماع حدیث و استفاده در باب مسائل به او روی میآوردند.
- امام صادق(ع) به ابان گفته بود: در مسجد مدینه بنشین و در مسائل دینی مردم فتوا بده. من دوست دارم که افرادی مانند تو در میان شیعه من دیده شوند.[۱۴]
از دیدگاه علمای رجال
علمای شیعه
دانشمندان رجال شیعی وی را ثقه دانسته اند.[۱۵]
علمای اهل سنت
- محققان رجالی اهل سنت مانند احمدبن حنبل، یحیی بن معین، ابوحاتم و نسایی وثاقت او را تأیید کردهاند،[۱۶]
- سعدی جوزجانی، وی را زائغ (منحرف از حق)، مذموم المذهب و مجاهر دانسته است.[۱۷]
- ذهبی از رجالشناسان اهل سنت به دفاع از ابان برخاسته و نسبتهای ناروا را به تفصیل پاسخ گفته است.[۱۸]
- ابن عدی[۱۹] گفته است که وی در مذهب تشیع غلوّ میکرده است، بنابراین میتوان به روایات وی استناد کرد. به این نکته باید توجه کرد که در قرن دوم هجری به کسی شیعه غالی گفته میشده است که به مخالفان و دشمنان علیبن ابیطالب(ع) متعرض شود،[۲۰] بنابراین باید میان این افراد و کسانی که نسبت به امامان شیعه غلو میکردند، فرق گذاشت.
مشایخ
مشایخ حدیث ابان بجز 3 امام یاد شده و انس بن مالک بدین قرارند:
- سلیمان اعمش
- محمدبن منکدر
- سماک بن حرب
- ابراهیم نخعی
- ابو بصیر
- عاصم
- ابوعمرو شیبانی
- منهال بن عمرو اسدی
- حکم بن عتیبه
- ابواسحاق عمروبن عبداللـه سبیعی
- فُضیلبن عمرو فُقَیمی
- جهمبن عثمان مدنی
- عدی بن ثابت
- طلحهبن مصرّف
- عطیه بن سعد عوفی
- عکرمه مولی ابن عباس
- عمربن ذرّ همدانی.[۲۱]
راویان روایات ابان
راویان بنام سده 2ق/8م از ابان روایت شنیده و نقل کردهاند. مامقانی[۲۲] تعداد آنان را نزدیک به 50 تن دانسته است. برخی از اینان عبارتند از:
- ابانبن عبداللـه بَجَلی
- ابان بن عثمان احمر
- ادریس ابن یزید اودّی
- حسان بن ابراهیم کرمانی
- حمّادبن زید
- داوودبن عیسی نَخَعی
- ابوخمیثه زهیربن معاویه جُعْفی
- زیادبن حسنبن فرات قزّاز
- سعید بن بشیر
- سفیان بن عُیَیْنه
- سلام بن ابی خُبْزه
- سیف بن عمیره نخعی
- شعبه بن حجاج
- عبادبن عوام
- عبدالله بن ادریس بن یزید اودی
- عبداللـه بن مبارک
- علی بن عابِس
- قاسم بن معن مسعودی
- محمدبن ابان بن تغلب
- ابومعاویه محمدبن خازم ضریر
- ابوخداش مَخْلدبن خِداش
- مفضل بن عبداللـه حَبَطی
- موسی بن عُقبه
- هارون بن موسی نحوی
- سعیدبن ابی جهم
- محمدبن موسی بن ابی مریم
- ابوبُرده میمون مولی بنی فزاره
- محمدبن ابی عُمَیر
- ابن مسکان.[۲۳]
تالیفات
تألیف کتابهایی به ابان نسبت داده شده که موجود نیست و در فهارس ذکر نشده است. نام برخی از آنها بدین قرار است:
نجاشی نام کتاب سوم را تفسیر غریب القرآن آورده است.
کتاب الغریب
الغریب نخستین اثر در نوع و موضوع خود بوده و در لغت و تفسیر از اهمیت بسزایی برخوردار بوده است. مؤلف در بیان و شرح الفاظ غریب قرآن به شواهدی استناد جسته که خود از عرب شنیده بوده است.[۲۷]
لغویان و مفسّران قرن 2ق/8م به این کتاب استناد میکردند و عبدالرحمن بن محمد ازدی کوفی با استفاده از کتابهای دیگر در این زمینه کتابی فراهم آورد که مشتمل بر موارد اختلاف و وجوه اشتراک بود.[۲۸] همچنین ابان نخستین کسی است که در علم غریب القرآن دست به تألیف زده است.[۲۹]
پانویس
- ↑ حافظ مزّی، ج2، ص6؛ صفدی، ج5، ص300
- ↑ حلّی، ص12
- ↑ سیوطی، ج1، ص404 به نقل از الدّانی؛ ابن جزری، ج1، ص4
- ↑ نجاشی، ص7-8
- ↑ مشاهیر، 163-164
- ↑ نجاشی،ص 7؛ قس، خویی، 1/144
- ↑ نجاشی، ص 7
- ↑ حلّی، 9-10
- ↑ ابن جزری، 1/4؛ سیوطی، 1/404
- ↑ نجاشی، 7، 8
- ↑ طوسی، فهرست، 7
- ↑ نجاشی، 7-8؛ یاقوت، 1/107- 108
- ↑ طوسی،اختیار، 4
- ↑ نجاشی، 7-8
- ↑ طوسی، فهرست، 5؛ حلّی، 9-10
- ↑ ابن ابی حاتم، 1(1)/297؛ حافظ مزی، 2/7؛ ابن سعد، 6/250؛ ابن حبان، الثقات، 6/67؛ ذهبی، مغنی، 6؛ صفدی، 5/300 و دیگران
- ↑ ابن جوزی، 1/15
- ↑ ذهبی، میزان، 1/5-6
- ↑ ابن عدی،1/380
- ↑ ذهبی، میزان، 1/5-6
- ↑ نجاشی، 7؛ طوسی، اختیار، 4، بخاری 1(1)/453؛ حافظ مزّی، 2/6؛ ابن جزری، 1/4
- ↑ مامقانی، 1/4-5
- ↑ حافظ مزّی، 2/6-7؛ نجاشی، 8؛ طوسی، فهرست، 6؛ طوسی، اختیار، 330
- ↑ ابن ندیم، 308
- ↑ طوسی، فهرست، 6-7
- ↑ نجاشی، 8
- ↑ طوسی، فهرست، 5-6؛ GAS, I/24؛ در خصوص استناد به شواهد عربی، نک: نجاشی، 7
- ↑ یاقوت، 1/108
- ↑ امین، 2/98؛ حیدر، 3/57
منابع
- ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، 1371ق/1952م.
- ابن جزری، محمدبن محمد، غایه النهایه، به کوشش برگشتراسر، قاهره، 1351ق/1932م.
- ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، کتاب الضعفاء و المتروکین، به کوشش ابوالفداء عبداللـه القاضی، بیروت، 1406ق/1986م.
- ابن حبان، محمد، مشاهیر علماء الامصار، به کوش م. فلایشهمر، قاهره، 1379ق/1959م.
- ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، 1400ق/1980م.
- ابن سعد، محمد، الطبقات الکبیر، به کوشش سترستین، لیدن، 1325ق/1907م.
- ابن عدی، عبداللـه، الکامل فی ضعفاء الرجال، بیروت، 1405ق/1985م.
- ابن ندیم، الفهرست؛ امین، محسن، اعیان الشیعه، به کوشش حسن امین، بیروت، 1403ق/1983م.
- بخاری، محمدبن اسماعیل، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، 1362ق/1943م.
- حافظ مزّی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، 1404ق/1984م.
- حلی، حسن بن علی، الرّجال، تهران، 1342ش.
- حیدر، اسد، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، بیروت، 1971م.
- خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیروت، 1403ق/1983م.
- ذهبی، محمدبن احمد، المغنی فی الضعفاء، به کوشش نورالدین عتر، حلب، 1391ق/1971م.
- ذهبی، محمدبن احمد، میزان الاعتدال، به کوش علی محمد بجاوی، قاهره، 1382ق/1963م.
- سیوطی، عبدالرحمن ابن ابیبکر، بغیه الوعاه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، 1384ق/1964م.
- صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به کوشش س. دیدرینگ، بیروت، 1970م.
- طوسی، محمدبن حسن، اختیار معرفه الرجال، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، 1348ش.
- طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، به کوشش محمود رامیار، مشهد، 1351ش.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، خلاصه الاقوال، تهران، 1310ق.
- مامقانی، عبداللـه بن محمد حسن، تنقیح المقال، نجف، 1350ق/1931م.
- نجاشی، احمدبن علی، رجال، بمبئی، 1317ق.
- یاقوت، ادبا.
منبع انگلیسی
- GAS
پیوند به بیرون
این مقاله با تلخیص از دائره المعارف بزرگ اسلامی اخذ شده است.