پرش به محتوا

کاربر:H.shamloo/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
H.shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
H.shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۴: خط ۱۴:


==احمد بن حنبل و تثبیت نظریه تربیع==
==احمد بن حنبل و تثبیت نظریه تربیع==
[[رسول جعفریان]] معتقد است که تثبیت نظریه تربیع توسط احمد بن حنبل ناشی از نقش مهم او در شکل‌دهی مذهب تسنن و نفوذ قابل توجه او در اهل حدیث بوده است.<ref>جعفریان، درس‌هایی درباره فرق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۲۵۰.</ref> عبدالله فرزند احمد بن‌ حنبل از پدرش نقل کرده که امام علی(ع) را در شمار خلفای پیامبر(ص) و به‌عنوان خلیفه چهارم آورده است.<ref>عبدالله بن احمد، السنه، ۱۴۰۶ق، ص۵۷۳.</ref>       
[[رسول جعفریان]] معتقد است که تثبیت نظریه تربیع توسط احمد بن حنبل ناشی از نقش مهم او در شکل‌دهی مذهب تسنن و نفوذ قابل توجه او در اهل حدیث بوده است.<ref>جعفریان، درس‌هایی درباره فرق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۲۵۰.</ref> عبدالله فرزند احمد بن‌ حنبل از پدرش نقل کرده که امام علی(ع) را در شمار خلفای پیامبر(ص) و به‌عنوان خلیفه چهارم آورده است.<ref>عبدالله بن احمد، السنه، ۱۴۰۶ق، ص۵۷۳.</ref> گفته        


احمد بن حنبل دلایل عقیده تربیع را این دانسته که امام علی(ع) در دوران خلافتش عهده‌دار وظایف دینی خلیفه، چون اجرای حدود و اخذ صدقات، بوده است.<ref>ابن‌جوزی، مناقب الامام احمد بن حنبل، ۱۴۰۹ق، ص۲۲۰.</ref>
احمد بن حنبل دلایل عقیده تربیع را این دانسته که امام علی(ع) در دوران خلافتش عهده‌دار وظایف دینی خلیفه، چون اجرای حدود و اخذ صدقات، بوده است.<ref>ابن‌جوزی، مناقب الامام احمد بن حنبل، ۱۴۰۹ق، ص۲۲۰.</ref>

نسخهٔ ‏۲۲ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۵:۱۷

تربیع

مفهوم و جایگاه

تربیع نظریه‌ای است که در آن امام علی(ع) در خلافت و فضیلت چهارمین فرد، پس از خلفای سه‌گانه، دانسته شده است.[۱] احمد بن حنبل (۱۶۴-۲۴۱ق) پیشوای حنبلیان، را تثبیت‌کننده این نظریه در میان اهل‌سنت دانسته‌اند.[۲] ویلفرد مادلونگ معتقد است که پس از احمد بن حنبل، نظریه تربیع، پس از چندی مخالفت، به‌عنوان عقیده جزمی اهل‌سنت و جماعت مورد قبول واقع شده است.[۳]

تربیع را عامل از میان‌رفتن نظریه سه‌خلیفه‌ای عثمانیه[۴]، بازتعریف مفهوم اهل‌سنت و جماعت[۵] و تعدیل دیدگاه اهل حدیث درباره جایگاه امام علی(ع)[۶] دانسته‌اند؛ گزارش شده که اهل حدیث، مانند عثمانیه، به‌شدت با امام علی(ع) دشمنی داشتند و او را خلیفه نمی‌دانستند و هیچ مزیتی برایش نسبت به سایر صحابه پیامبر(ع) قائل نبودند.[۷] از نظر برخی، تربیع گامی اساسی در ایجاد وحدت اسلامی بود.[۸] از نظر آنان، ابن‌حنبل این نظریه را، با در نظر داشتن گسترش محبت اهل بیت(ع) در قرن سوم قمری، برای پایان‌دادن به تنش‌های کلامی بسط داده است.[۹]

رواج عقیده تربیع را یکی از دلایل آغاز دوباره نقل فضایل امام علی(ع) در میان اهل‌سنت دانسته شده است؛[۱۰] امری که با تسلط عثمانیه در دوره امویان ممنوع شده بود.[۱۱] از نظر برخی[۱۲] دلیل اصلی این عقیده در نگاه ابن‌حنبل، پذیرش امام علی(ع) از سوی صحابه به‌عنوان خلیفه بوده است؛ به طوری که صحابه او را امیر مؤمنان می‌خوانده‌اند، پشت سر او نماز می‌گزاردند، در رکاب او جهاد می‌کردند و با او حج می‌گزاردند و این امور را با رضایت انجام می‌داده‌اند.[۱۳] احمد بن حنبل فضایل نقل‌شده فراوان در روایات برای امام علی(ع) را از دیگر دلایل گرایشش به نظریه تربیع قلمداد کرده است.[۱۴]

بستر پیدایش

بستر پیدایش تربیع را سلطه سیاسی و مذهبی عثمانیه در دو قرن اول قمری دانسته‌اند.[۱۵] عثمانیه فرقه‌ای خوانده شده که پس از کشته‌شدن عثمان از بیعت با امام علی(ع) امتناع کرد[۱۶] یا بیعت خود را با او شکستند.[۱۷] مهم‌ترین ویژگی جریان غالب عثمانیه را تقابل با امام علی(ع) دانسته‌اند.[۱۸] دوران خلافت بنی‌امیه را دوران اوج نظریه سه‌خلیفه‌ای مورد نظر عثمانیه در تاریخ سیاسی و دینی اسلامی دانسته‌اند.[۱۹]

به نقل از منابع، با برآمدن عباسیان برای مدتی از سیطره عثمانیه کاسته شد، ولی در دوران خلافت هارون عباسی (۱۷۰-۱۹۳ق) گروهی از عثمانیه افراطی[۲۰] برای اثرگذاری سیاسی و دینی مجدد تلاش کردند.[۲۱] این گروه از عثمانیه را به دلیل‌‌‌‌‌‌‌‌ بی‌ریشگی[۲۲] یا سرعت گسترش جنبششان[۲۳] به نابته (نوخاستگان) نامیده‌اند.[۲۴] گفته شده که نابته در پی قطع روابط عباسیان با تشیع بودند و تلاش می‌کردند تا مفهوم اهل‌سنت و جماعت را در قالب نظریه «خلافای ثلاثه» (جانشینان سه‌گانه) تثبیت کنند.[۲۵] به نقل از منابع، نابته دوران خلافت متوکل عباسی (۲۳۲-۲۴۷ق) را بهترین دوره برای تثبیت نظر خود می‌دانستند؛ امری که با مخالفت احمد بن حنبل از طریق اثرگذاری بر خلیفه و تثبیت نظریه تربیع با شکست مواجه شد.[۲۶]

احمد بن حنبل و تثبیت نظریه تربیع

رسول جعفریان معتقد است که تثبیت نظریه تربیع توسط احمد بن حنبل ناشی از نقش مهم او در شکل‌دهی مذهب تسنن و نفوذ قابل توجه او در اهل حدیث بوده است.[۲۷] عبدالله فرزند احمد بن‌ حنبل از پدرش نقل کرده که امام علی(ع) را در شمار خلفای پیامبر(ص) و به‌عنوان خلیفه چهارم آورده است.[۲۸] گفته

احمد بن حنبل دلایل عقیده تربیع را این دانسته که امام علی(ع) در دوران خلافتش عهده‌دار وظایف دینی خلیفه، چون اجرای حدود و اخذ صدقات، بوده است.[۲۹]

زمینه های تربیع در اندیشه ابن حنبل

تعدیل نگاه شیعه به اهل سنت جعفریان ص۲۵۲.

پانویس

  1. ابن ابی‌یعلی، طبقات الحنابله، بیروت، ج۲، ص۳۰۴.
  2. خلّال بغدادی، السنه، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۰۹.
  3. مادلونگ، امام قاسم بن ابراهیم و اصول اعتقادی زیدیه، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۰.
  4. کرون، «عثمانیه»، ص۲۳۱.
  5. جعفریان، درس‌هایی درباره فرق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۲۴۴.
  6. جعفریان، درس‌هایی درباره فرق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۲۵۱.
  7. جعفریان، درس‌هایی درباره فرق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۲۵۱.
  8. بهرامیان و دیگران، «تفکر عثمانیه و انگیزه‌های احمد بن حنبل در ارائه گفتمان تربیع»، ص۷۶.
  9. بهرامیان و دیگران، «تفکر عثمانیه و انگیزه‌های احمد بن حنبل در ارائه گفتمان تربیع»، ص۷۶.
  10. مادلونگ، امام قاسم بن ابراهیم و اصول اعتقادی زیدیه، ۱۴۰۰ش، ص۳۱۸؛ جعفریان، درس‌هایی درباره فرق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۲۲۲.
  11. مروجی طبسی، «تأثیر تفکر عثمانیه بر ابن‌تیمیه در تقابل با روایان فضایل اهل‌بیت(ع)»، ص۱۳۴-۱۳۵.
  12. جعفریان، درس‌هایی درباره فرق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۲۵۵.
  13. ابن‌جوزی، مناقب الامام احمد بن حنبل، ۱۴۰۹ق، ص۲۲۰.
  14. ج۳، ص۱۱۶.
  15. جعفریان، درس‌هایی درباره فرق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۲۵۱.
  16. طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۴، ص۴۲۹-۴۳۰.
  17. ناشئ الاکبر، مسائل الامامة، ۱۹۷۱ق، ص۱۵-۱۶.
  18. مادلونگ، فرقه‌های اسلامی، ۱۳۸۱ش، ص۳۷.
  19. بهرامیان و دیگران، «تفکر عثمانیه و انگیزه‌های احمد بن حنبل در ارائه گفتمان تربیع»، ص۸۲.
  20. جعفریان، «نقش احمد بن حنبل در تعدیل مذهب اهل‌سنت»، ص۱۴۸.
  21. مادلونگ، امام قاسم بن ابراهیم و اصول اعتقادی زیدیه، ۱۴۰۰ش، ص۳۱۴؛ فان‌اس، کلام و جامعه، ۱۴۰۱ش، ج۱، ص۶۱۹-۶۲۰.
  22. زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۶۱۸.
  23. مادلونگ، امام قاسم بن ابراهیم و اصول اعتقادی زیدیه، ۱۴۰۰ش، ص۳۱۵.
  24. مادلونگ، امام قاسم بن ابراهیم و اصول اعتقادی زیدیه، ۱۴۰۰ش، ص۳۱۵.
  25. مادلونگ، امام قاسم بن ابراهیم و اصول اعتقادی زیدیه، ۱۴۰۰ش، ص۳۱۵.
  26. ابوزهره، ابن‌حنبل، دار الفکر العربی، ص۱۸۴؛ بهرامیان و دیگران، «تفکر عثمانیه و انگیزه‌های احمد بن حنبل در ارائه گفتمان تربیع»، ص۸۳.
  27. جعفریان، درس‌هایی درباره فرق اسلامی، ۱۴۰۱ش، ص۲۵۰.
  28. عبدالله بن احمد، السنه، ۱۴۰۶ق، ص۵۷۳.
  29. ابن‌جوزی، مناقب الامام احمد بن حنبل، ۱۴۰۹ق، ص۲۲۰.

منابع

  • ابن ابی‌یعلی، محمد بن ابی‌یعلی، طبقات الحنابله، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
  • ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی، مناقب الامام احمد بن حنبل، تحقیق عبدالله بن عبدالمحسن ترکی، جیزه (مصر)، هجر، ۱۴۰۹ق.
  • ابوزهره، محمد، ابن‌حنبل حیاته و عصره- آراؤه و فقهه، بی‌جا، دار الفکر العربی، بی‌تا.
  • بهرامیان، مسعود و دیگران، «تفکر عثمانیه و انگیزه‌های احمد بن حنبل در ارائه گفتمان تربیع»، در پژوهش‌های تاریخی ایران و اسلام، شماره ۳۱، پاییز و زمستان ۱۴۰۱ش.
  • جعفریان، رسول، درس‌هایی درباره فرق اسلامی، تهران، نشر علم، ۱۴۰۱ش.
  • جعفریان، رسول، «نقش احمد بن حنبل در تعدیل مذهب اهل‌سنت»، در هفت‌آسمان، شماره ۵، بهار ۱۳۷۹ش.
  • خلّال بغدادی، احمد بن محمد، السنة، تحقیق عطية الزهرانی، ریاض، دار الراية، ۱۴۱۰ق/۱۹۸۹م.
  • زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل، تحقیق احمد محمد ابن‌منیر، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری (تاریخ الامم و الملوک)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، بی‌نا، بی‌تا.
  • عبدالله بن احمد بن حنبل، السنة، تحقیق محمد قحطانی، دمام (عربستان)، دار ابن‌القيم، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
  • فان‌اس، یوزف، کلام و جامعه در سده‌های دوم و سوم هجری (تاریخ اندیشه دینی در صدر اسلام)، ترجمه فرانک هاشمی، ویراستار علمی سید محمدرضا بهشتی، قم، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، ۱۴۰۱ش.
  • کرون، پاتریشیا، «عثمانیه» (مدخل دایرة المعارف اسلام انگلیسی)، ترجمه مهدی فرمانیان، در پژوهشنامه حکمت و فلسفه اسلامی، شماره ۱۳ و ۱۴، بهار و تابستان ۱۳۸۴ش.
  • مادلونگ، ویلفرد، امام قاسم بن ابراهیم و اصول اعتقادی زیدیه، ترجمه شیرین شادفر، تهران، نشر نامک، ۱۴۰۰ش.
  • مادلونگ، ویلفرد فردیناند، فرقه‌های اسلامی، ترجمه ابوالقاسم سرّی، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۸۱ش.
  • مروجی طبسی، محمدمحسن، «تأثیر تفکر عثمانیه بر ابن‌تیمیه در تقابل با روایان فضایل اهل‌بیت(ع)»، در فرهنگ زیارت، شماره ۴۶، بهار ۱۴۰۰ش.
  • ناشئ الاکبر، عبدالله بن محمد، مسائل الامامة، تحقیق یوزف فان اس، بیروت، بی‌نا، ۱۹۷۱ق.