علمآموزی
علمآموزی یا طلب علم کوشش و جستجوی فعالانه برای دستیابی به علم و دانش است که در اسلام از جایگاهی بنیادین برخوردار است و قرآن کریم، روایات پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) و آثار عالمان مسلمان بر اهمیت و ضرورت آن تأکید کردهاند.
در منابع اسلامی، علمآموزی صرفاً به دانشهای دینی محدود نیست، بلکه دانشهای عقلی، طبیعی و تجربی را نیز، متناسب با غایت و کارکردشان در زندگی فردی و اجتماعی، دربرمیگیرد. بااینحال، فراگیری همه علوم از حیث وجوب یکسان نیست؛ برخی علوم واجب عینی و برخی دیگر واجب کفاییاند. علوم واجب عینی، دانشهایی هستند که هر فرد برای شناخت اعتقادات، انجام تکالیف دینی و تشخیص واجبات، محرمات و ارزشهای اخلاقی به آنها نیاز دارد و فراگیری آنها از عهده دیگران ساقط نمیشود. در مقابل، علومی که واجب کفاییاند دانشهاییاند که تأمین نیازهای اساسی جامعه به آنها وابسته است؛ مانند پزشکی، مهندسی و دیگر تخصصهای ضروری. اگر شمار کافی از افراد این علوم را فرا گیرند، تکلیف از دیگران برداشته میشود.
تعیین مصادیق علوم واجب نیز تابع نیازهای فرد و جامعه و شرایط زمان است؛ ازاینرو، با افزایش وابستگی زندگی اجتماعی به دانش، دامنه مسئولیت جامعه در فراگیری علوم ضروری گسترش مییابد. در عین حال، فراگیری دانشهای فسادآفرین و زیانبار، جز در موارد مجاز و ضروری، از نظر اسلام پذیرفته نیست.
اهمیت و جایگاه
درباره اهمیت علمآموزی در اسلام گفتهاند از نخستین آیهای که بر پیامبر(ص) نازل شد؛ یعنی آیه ۱ سوره علق که در آن از علم و دانش صحبت شده است، میتوان به فضلیت و اهمیت علمآموزی نزد قرآن کریم و دین اسلام پی برد.[۱] مرتضی مطهری درباره اهمیت علمآموزی در اسلام و فرهنگ شیعه گفته است در منابع حدیثی همواره یک باب مخصوصی تحت عنوان «باب وجوب طلب العلم» تدوین شده است که اهمیت مسئله علمآموزی در اسلام و فرهنگ شیعه را میرساند.[۲]
کلینی در کتاب الکافی یک کتاب مستقل با عنوان «کتاب فضل العلم» اختصاص داده که مشتمل بر ۲۲ باب است و در آن روایات مربوط به فضیلت علمآموزی و مسائل مرتبط با آن را گردآوری کرده است.[۳] شهید ثانی نیز چند فصل ابتدایی کتاب منیة المرید فی ادب المفید و المستفید را درباره اهمیت علمآموزی از نظر روایات و دلیل عقلی بحث کرده است.[۴] او گفته است روایات در این زمینه بسیار است، بهگونهای که شمارش و احصای آنها ممکن نیست.[۵]
برای نمونه در روایتی طالب علم، به مثابه کسی معرفی شده است که روز را روزه گرفته و شب را به عبادت قیام کرده است.[۶] در برخی روایات نیز عالم بر عابد برتر دانسته شده است.[۷] در روایت دیگر چنین آمده است که هر کس در راه علمآموزی گام بنهد، خداوند به سبب آن، راهی به سوی بهشت برای او هموار میکند.[۸]
مفهومشناسی
علمآموزی، کوشش و جستجوی فعالانه برای دستیابی به علم و دانش است که در منابع اسلامی با تعابیر مختلفی مانند «طلب العلم»،[۹] «تفقه»[۱۰] و «تعلّم»،[۱۱] به کار رفته است.
«علم» در منابع اسلامی الزاماً به علوم دینی محدود نیست. هرچند شناخت خدا، دین و معارف وحیانی جایگاهی ویژه دارد، تأکید بر تعقل، تفکر، مشاهده و شناخت جهان در قرآن و سنت، زمینهای برای توجه به دانشهای عقلی، طبیعی و تجربی نیز فراهم کرده است. بر این اساس، علمآموزی در معنای عام را میتوان فرایند جستوجوی آگاهانه حقیقت و کسب معرفت دانست؛ فرایندی که در منظومه اسلامی، ارزش آن افزون بر خودِ شناخت، به غایت و کارکرد آن در رشد عقلانی، اخلاقی و عملی انسان نیز وابسته است.
ضرورت علمآموزی
به عقیده عالمان مسلمان، در روایات زیادی بر ضرورت فراگیری دانش و علمآموزی تأکید بسیاری شده است.[۱۲] آنان بر این باورند که این ضرورت نیز به نحو مطلق است و مقید به زمان، مکان و افراد خاصی نیست.[۱۳]
در یک روایتی از پیامبر(ص) چنین نقل شده است که طلب علم بر هر مسلمانی واجب است.[۱۴] بهگفته مرتضی مطهری این حدیث میفهماند که علمآموزی فریضهای عمومی است و به طبقه، صنف یا جنسیت خاصی اختصاص ندارد.[۱۵] در حدیث دیگری توصیه شده از گهواره تا گور در جستجو و طلب علم باشید[۱۶] و این حدیث محدودیت زمانی را از میان بر میدارد.[۱۷]
همچنین در یک حدیثی آمده است که علم را بیاموزید، حتی اگر در چین باشد.[۱۸] از این حدیث چنین برداشت کردهاند: علت این که اسم چین آمده ظاهراً این است که در آن زمان چین دورترین نقاط جهان بوده است و این حدیث توصیه میکند که برای علمآموزی هیچ محدودیت مکانی وجود ندارد.[۱۹]
از چه کسی علم بیاموزیم؟
در حدیثی از پیامبر(ص) حکمت گمشده مؤمن معرفی شده است که در هر مکانی که آن را مییابد باید به دنبال آن باشد.[۲۰] همچنین در حدیثی به نقل از امام علی(ع) نیز حکمت گمشده مؤمن معرفی شده است که برای دست یافتن به آن باید جستجو کند، حتی اگر نزد مشرک باشد.[۲۱] برخی عالمان شیعه با استناد به این روایات چنین نتیجه گرفتهاند که برای علمآموزی از حیث معلم، محدودیتی نیست و میتوان علم را از هر کسی فرا گرفت.[۲۲]
با این حال، مطهری معتقد است منظور از فراگیری علم در این روایات، آن علمی است که درست و مطابق با واقع و حقیقت باشد و اگر کسی در درست بودن مطلب تردید کند نباید به سخن هر کسی گوش کند و از او علم فرا بگیرد و باید دقت کند که از چه کسی آن علم را فرا میگیرد.[۲۳]
در روایتی که کلینی از امام باقر(ع) ذیل آیه «فَلْیَنْظُرِ الاِْنْسانُ إِلى طَعامِهِ»،[۲۴] نقل کرده، منظور از «طعام» در آیه، علمی دانسته شده است که انسان میآموزد و باید دقت داشته باشد که آن را از چه کسی فرا میگیرد.[۲۵] برخی با استناد به این روایت نتیجه گرفتهاند که انسان در گزینش معلم و کسی که از او علم فرا میگیرد بایستی دقت داشته باشد.[۲۶]
علومی که باید آموخت
فراگیری برخی علوم بر افراد واجب عینی و برخی دیگر واجب کفایی است.[۲۷]
علومی که فراگیری آنها واجب عینی است
از نظر عالمان مسلمان، علومی که مقدمه سازندگی فردی است و افراد جامعه بدون آن قادر به انجام تکالیف اعتقادی و عملی خود نیستند، تحصیل آن از نظر اسلام بر فرد فرد جامعه واجب است؛ مانند شناخت اصول عقاید و شناخت و اجبات و محرمات و یا ارزشها و ضد ارزشها در اسلام که بر همه مردم واجب است و یادگیری هر شخص موجب سقوط تکلیف از دیگری نمیشود.[۲۸]
علومی که فراگیری آنها واجب کفایی است
فراگیری علومی نیز که آموختن آنها مقدمهای برای تأمین نیازهای اجتماعی است و جامعه بدون آن، قادر به ادامه حیات نیست و یا با مشکل جدی روبرو میشود و یا نمیتواند در مقابل تهدید و تهاجم احتمالی دشمن از خود دفاع کند، فراگیری آنها بر افرادی از جامعه که توان و استعداد آن را دارند، مانند طبابت و مهندسی و غیره واجب کفایی است؛ یعنی اگر گروهی به فراگیری آنها همت بگمارند، وجوب آن از عهده دیگران ساقط میگردد.[۲۹]
مرتضی مطهری معتقد است این که فراگیری کدام علوم واجب است تابع میزان احتیاج جامعه است.[۳۰] اگر شئون حیاتی مسلمانان شکلی به خود بگیرد که وابستگی بیشتری به علم پیدا کند، فریضه علم هم اهمیت و لزوم و توسعه و عموم بیشتری نیز پیدا میکند.[۳۱]
علومی که نباید آموخت
از نظر عالمان، هر دانشی که فساد بیافریند و برای فرد و یا جامعه زیانبار باشد، فراگیری آن از نظر اسلام حرام است.[۳۲] همچنین علومی که در جهت تهاجم فرهنگی و ترویج فساد باشد و یا موجب ساخت سلاحهای کشتار جمعی گردد، جز آن که برای دفاع و مقاصد صلح آمیز باشد، جزو علومی به شمار میرود که فراگیری آن از نظر عالمان مسلمان، ممنوع است.[۳۳]
آداب و اخلاق علمآموزی
عالمان با رجوع به برخی روایات پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) برای علمآموزی آدابی ذکر کردهاند که برخی از این آداب به بیان زیر است:
پانویس
- ↑ رحیمیراغب، قیم، «جایگاه علم و علمآموزی در اسلام»، ص۴۱.
- ↑ مطهری، ده گفتار، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۶.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۰-۶۹.
- ↑ شهید ثانی، منیة المرید، ۱۴۰۹ق، ص۹۹-۱۲۶.
- ↑ شهید ثانی، منیة المرید، ۱۴۰۹ق، ص۹۹.
- ↑ شهید ثانی، منیة المرید، ۱۴۰۹ق، ص۹۹.
- ↑ شهید ثانی، منیة المرید، ۱۴۰۹ق، ص۱۰۰.
- ↑ مسلم، صحیح مسلم، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۱۶۴۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۰.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۲۱۵-۲۱۶.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۶۶ش، ص۴۴.
- ↑ مطهری، دهگفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۹-۱۴۱؛ شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، ۱۴۰۳ش، ص۳۶.
- ↑ مطهری، دهگفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۹-۱۴۱؛ شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، ۱۴۰۳ش، ص۳۶.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۰.
- ↑ مطهری، دهگفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۸.
- ↑ مطهری، دهگفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۸؛ شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، ۱۴۰۳ش، ص۳۶.
- ↑ مطهری، دهگفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۸؛ شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، ۱۴۰۳ش، ص۳۶.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۱۷۷.
- ↑ مطهری، دهگفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۹؛ شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، ۱۴۰۳ش، ص۳۶.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۹۹.
- ↑ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۹۹.
- ↑ شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، ۱۴۰۳ش، ص۳۶.
- ↑ مطهری، ده گفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۴۱.
- ↑ سوره عبس، آیه ۲۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، دانشنامه امام باقر(ع)، ص۴۵۵.
- ↑ مطهری، ده گفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۴۵.
- ↑ مطهری، ده گفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۴۵؛ محمدی ریشهری، سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۱.
- ↑ مطهری، ده گفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۴۵؛ محمدی ریشهری، سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۲.
- ↑ مطهری، ده گفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۴۶.
- ↑ مطهری، ده گفتار، ۱۳۹۷ش، ص۱۴۷.
- ↑ محمدی ریشهری، علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۳.
- ↑ محمدی ریشهری، علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۳.
- ↑ محمدی ریشهری، سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۲۳.
- ↑ محمدی ریشهری، سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۳۳؛ شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، ۱۴۰۳ش، ص۵۵؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۶.
- ↑ شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، ۱۴۰۳ش، ص۴۸.
- ↑ محمدی ریشهری، سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۲۶؛ شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، ۱۴۰۳ش، ص۵۱؛ برقی، المحاسن، ج۱، ص۳۶۴.
- ↑ محمدی ریشهری، سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۲۷؛ شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، ۱۴۰۳ش، ص۵۲؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۰.
- ↑ محمدی ریشهری، سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۲۶-۱۲۷؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۲.
- ↑ محمدی ریشهری، سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۲۸؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۶.
- ↑ محمدی ریشهری، سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، ۱۳۸۰ش، ص۱۳۱-۱۳۲.
منابع
- برقی، احمد بن محمد، المحاسن، قم، دار الکتب الاسلامیة، بیتا.
- تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۶۶ش.
- جمعی از نویسندگان، دانشنامه امام باقر(ع)، قم، پایگاه تخصصی عاشورا، بیتا.
- رحیمیراغب، مهین و بهادر قیم، «جایگاه علم و علمآموزی در اسلام»، جندی شاپور، شماره ۳، پاییز ۱۳۹۴ش.
- علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۵ق.
- شریفی، احمدحسین، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، تهران، نشر معارف، ۱۴۰۳ش.
- شهید ثانی، زین الدین بن علی، منیة المرید، قم، مكتب الإعلام الإسلامی، ۱۴۰۹ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۷ق.
- مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دار ابن حزم، ۱۴۱۹ق.
- محمدی ریشهری، محمد، سیمای علم و حکمت در قرآن و حدیث، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ۱۳۸۰ش.
- مطهری، مرتضی، ده گفتار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۰ش.