ابنابیسمال
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| وجه نامگذاری | انتساب به جدشان سمعان که به ابوسمّال معروف بود |
| نسب | قبیله بنی اسد |
| عصر | قرن دوم هجری قمری |
| شخصیتها | |
| راویان | ابراهیم بن ابوبکر محمد بن ربیع، اسماعیل بن ابوبکر محمد بن ربیع |
اِبْنِاَبیسَمّال عنوان دو تن از محدثان شیعی، به نامهای ابراهیم و اسماعیل، فرزندان ابوبکر محمد بن ربیع بن سِمْعان بن هُبَیره بن مُساحقِ اَزْدیِ اسدی است که در قرن دوم هجری قمری میزیستهاند.
اصل و نسب خاندان
سلسله نسب این دو و خاندان آنها، به قبیله بنیاسد میرسد.[۱] این خاندان در کوفه از کهنترین خاندانهای شیعی بوده و در قرنهای نخستین اسلامی راویان و مؤلفان چندی از آن برخاستهاند.[۲]
وجه تسمیه به سمال
سمعان، نیای ابراهیم و اسماعیل به ابوسمّال معروف بود و به نظر میرسد که به همین دلیل، آن دو به ابن ابی سّمال شهرت یافتهاند. یعقوبی، تاریخنگار، نام ابوسمّال را، شِمعان آورده است.[۳] بعضی از منابع کهن ابوسمّال را ابوسمّاک نوشتهاند که احتمالاً درست نیست.[۴]
زندگی نامه ابوسمّال
ابوسمّال در روزگار امام علی(ع) در کوفه میزیست و احتمالاً از یاران و شیعیان آن حضرت بوده است. از برخی روایات تاریخی، چنین برمیآید که او چندان پای بندِ مسائل دینی نبوده است. گفته شده است که سمعان یک بار در ماه رمضان به روزهخواری و بادهگساری مشغول بود و هنگامی که علی(ع) وی را فراخواند، گریخت.[۵]
ابوسمّال، ادیب و شاعر بود.[۶] و تا آنجا در این فن، شهرت یافت که یعقوبی او را از شاعران به شمار آورده است.[۷]
ابراهیم و اسماعیل
ابراهیم و اسماعیل نوادگان ابوسمّال در روزگار امام کاظم(ع) میزیسته و از وی احادیثی نقل کردهاند.
از دیدگاه عالمان رجال
ابراهیم، به وسیله رجال شناسان شیعی توثیق شده است،[۸] اما رجال شناسان شیعی در وثاقت اسماعیل تردید کردهاند.[۹] منابع رجالی قدیم، غالباً آن دو را واقفی دانستهاند،[۱۰] ولی چنین نسبتی، قطعی به نظر نمیرسد.[۱۱]
راویان روایات ابراهیم
افرادی که از ابراهیم حدیث نقل کردهاند، عبارتند از:
- عُثیم[۱۲]
- علی بن فضّال
- محمد بن حَسّان[۱۳]
- ابوالقاسم معاویه
- موسی بن قاسم
- معاویة بن عمار
- عبدالله بن حماد
- علی بن مُعَلّی[۱۴]
آثار ابراهیم
گفتهاند که ابراهیم دارای کتابی نیز بوده است، که نام و موضوع آن دقیقاً روشن نیست. ولی ابن بابویه و نجاشی عنوان آن را «نوادر» ذکر کردهاند.[۱۵]
پانویس
- ↑ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ۱۹۴۸م، ص۱۹۵- ۱۹۴.
- ↑ بحرالعلوم، رجال السید بحر العلوم، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۳۲.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۳۷۹ق، ج۱، ص۲۶۸.
- ↑ علاّمه حِلّی، ایضاح الاشتباه فی اسماء الرواة، ۱۴۱۱ق، ص۲.
- ↑ ابنقتیبه، الشعر والشعرا، ۱۹۶۴م، ج۱، ص۲۴۷-۲۴۶.
- ↑ ابنماکولا، الإكمال في رفع الإرتياب، دار إحياء التراث العربي، ج۴، ص۳۵۴.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۳۷۹ق، ج۱، ص۲۶۸.
- ↑ نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۱۸ق، ص۲۱.
- ↑ مامقانی، تتقیح المقال، ۱۳۵۲ق، ج۱، ص۱۲۹.
- ↑ نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۱۸ق، ص۲۱.
- ↑ مامقانی، تتقیح المقال، ۱۳۵۲ق، ج۱، ص۱۰.
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۶۴.
- ↑ مقدس کاظمی، هدایة المَحدثّین، ۱۴۰۵ق، ص۹.
- ↑ اردبیلی، جامع الرواة، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۷۱.
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۶، ص۴۶.
منابع
- ابنحزم، علی ین احمد، جمهرة انساب العرب، قاهره، ۱۹۴۸م.
- ابنقتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر و الشعراء، به کوشش احمد محمد شاکر، بیروت، بینا، ۱۹۶۴م.
- ابنقتیبه، عبدالله،، عیون الاخبار، به کوشش یوسف علی طویل، بیروت، ۱۹۸۶م.
- ابنماکولا، علی بن هبةالله، الإكمال في رفع الإرتياب عن المؤتلف و المختلف في الأسماء و الكنی و الأنساب، تصحیح: عبدالرحمن بن یحیی معلمی، بیروت، دار إحياء التراث العربي، بیتا.
- اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواة و إزاحة الاشتباهات عن الطرق و الأسناد، بیروت، دار الأضواء، ۱۴۰۳ق.
- بحرالعلوم، محمد مهدی بن مرتضی، رجال السید بحر العلوم «المعروف بالفوائد الرجالیة»، به کوشش صادق و حسین بحرالعلوم، نجف، ۱۳۶۳ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، مَن لا یَحضَرُهُ الفقیه، تحقیق و تصحیح علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزهٔ علمیه قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- علامه حِلی، حسن بن یوسف، ایضاح الاشتباه فی اسماء الرواة، تهران، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۱ق.
- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال(رحلی)، نجف، بینا، ۱۳۵۲ق.
- مقدس کاظمی، محمدامین، هداية المحدثين إلی طريقة المحمدين المعروف ب مشتركات الكاظمي، تحقیق، مهدی رجایی، قم، کتابخانه عمومی آیتاللهمرعشی نجفی(ره)، ۱۴۰۵ق.
- نجاشی، احمد بن علی، فهرست اسماء مصنفی الشیعه المشتهر بـ رجال النجاشی، تخقیق: موسی شبیری زنجانی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۸ق.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، ۱۳۷۹ق.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دائرة المعارف بزرگ اسلامی