پرش به محتوا

کاربر:Sultanmoradi/نهم صفحه تمرین

از ویکی شیعه

نسخ آیات قرآن پایان مدت یا محدوده اعتبار آنهاست. نسخ به دو دسته تقسیم می‌شود: آیاتی که احکام جایگزین‌شده‌ای دارند و آیاتی که حکمشان پایان می‌یابد. «نسخ» به معنای خاتمه اعتبار و اثرگذاری یک آیه است. علم اصول فقه و تفسیر، هر یک با روش‌شناسی خود، این پدیده را بررسی کرده‌اند. مطابق دیدگاه قرآن‌پژوهان، نسخ در قرآن و سنت پیامبر(ص) جایز و سابقه دارد. این شامل جایگزینی قرآن با قرآن، قرآن با سنت، سنت با سنت و سنت با قرآن می‌شود.

معنای نسخ آیات

نسخ در اصطلاح قرآنی به معنای «پایان‌بخشیِ اعتبار عملی یک آیه از سوی خداوند» است. در این فرایند، اصلِ آیه به عنوان یک متن وحیانی در قرآن کریم محفوظ می‌ماند و تلاوت آن ادامه می‌یابد، اما اثر تشریعی و الزام‌آوریِ آن (همچون یک حکم فقهی) خاتمه می‌پذیرد.[نیازمند منبع] نسخ برداشتن حکم پیشین است.[۱] یا جانشین کردن حکمی دیگر به‌جای آن.[۲] ناسخ از حکم منسوخ جلوگیری می‌کند.[۳] برخی موارد نسخ: جهاد ابتدا یک در برابر ده،[۴] سپس یک در برابر دو تخفیف یافت.[۵] تغییر قبله[۶] و پرداخت صدقه پیش از نجوا با پیامبر(ص) در آیه نجوا[۷] نمونه‌های دیگرند.[۸]

بر اساس روایات، شناخت ناسخ و منسوخ برای تفسیر قرآن ضروری است.[۹] امام علی(ع) تعلیم ناسخ و منسوخ را از افتخارات خود دانسته است.[۱۰] و گفته که هیچ‌کس غیر از ایشان به ناسخ و منسوخ قرآن آگاهی ندارد.[۱۱]

آیات قرآن

در تعداد آیات منسوخه اختلاف است و تا پانصد آیه یا ۱۰۸ مورد گفته شده است.[۱۲] معرفت ۲۲۸ مورد نسخ را ذکر می‌کند.[۱۳] متقدمان هر نوع تخصیص و تقیید را نسخ می‌شمردند و این اختلاف اصطلاحی شمارگان را بالا برده است.[۱۴]

مفسرانی مانند مکارم شیرازی آیه ۱۰۶ بقره را دلیل بر حاکمیت خداوند در تشریع و وقوع نسخ می‌دانند.[۱۵] برخی مفسران آیه ۱۰۱ نحل را نیز دلیل امکان و وقوع نسخ شمرده‌اند.[۱۶] اما برخی پژوهشگران این آیات را دال بر نسخ حکم نمی‌دانند.[۱۷] بنابر یک نظر، آیه ۱۰۶ بقره بر قدرت مطلق الهی تأکید دارد و با احکام شرعی تناسبی ندارد و دلالت بر نسخ حکم نمی‌کند.[۱۸] بر اساس این دیدگاه، مدلول این دو آیه تغییر معجزات انبیا است، نه نسخ آیات قرآن.[۱۹] همچنین سوره نحل مکی است و پیش از آن احکام تشریعی نازل نشده بود تا نسخ شوند.[۲۰]

در مقابل، برخی آیات مانند آیه ۱ سوره هود و آیه ۸۲ سوره نساء بر نفی اختلاف و نسخ دلالت دارند.[۲۱] آیه ۲۷ سوره کهف نیز تصریح می‌کند که هیچ تبدیلی در کلمات وحی نیست.[۲۲]

ادلۀ روایی و عقلی قائلان به نسخ و نقد آنها

روایات مربوط به نسخ عمدتاً خبر واحد بوده و نمی‌توانند قرآن قطعی را نسخ کنند.[۲۳] بخشی از این روایات از صحابه و تابعین نقل شده که حجیت آرای آنان محل تأمل است.[۲۴] پذیرش این روایات با جاودانگی و جهانی بودن قرآن تعارض دارد.[۲۵] روایتی از معصوم(ع) بر جریان داشتن آیات قرآن تا قیامت و عدم محدودیت زمانی آنها تأکید دارد.[۲۶]

شرایط نسخ آیات

ناسخ باید متأخر از منسوخ باشد؛ سوره مائده که پس از بقره نازل شده نمی‌تواند ناسخ آن باشد.[۲۷] شیخ طوسی شناسایی ناسخ و منسوخ را از راه لفظ (تصریح به رفع حکم) و معنا (تنافی غیرقابل‌جمع) می‌داند.[۲۸] آیت‌الله خویی راهکار دوم (نسخ بر اساس صرف تنافی) را با آیه ۸۲ نساء که اختلاف را نفی می‌کند، ناسازگار می‌داند.[۲۹]

نسخ قرآن به سنت و بالعکس

شیخ مفید با استناد به آیه ۱۰۶ بقره، نسخ قرآن را فقط با قرآن می‌پذیرد، نه با سنت.[۳۰] سیدمرتضی و طوسی نسخ با خبر واحد را به دلیل ظنی بودن آن و قطعی بودن قرآن، محال می‌دانند.[۳۱] برخی نسخ قرآن با سنت متواتر را ممکن اما واقع‌نشده می‌دانند. سنت پیامبر(ص) منشأ وحیانی دارد و می‌تواند ناسخ باشد.[۳۲]

شیخ طوسی نسخ قرآن با سنت قطعی و متواتر را جایز، و با خبر واحد را به دلیل اجماع و عقل جایز نمی‌داند.[۳۳]

هانی طاهر می‌گوید عقل اقتضا می‌کند که حکیم مطلق حکمی جاودانه را نسخ نکند مگر با نص معتبر.[۳۴]

مشهور اهل سنت نسخ قرآن به سنت را جایز و واقع‌شده می‌دانند.[۳۵] اما شافعی و پیروانش آن را روا نمی‌دانند زیرا سنت بهتر یا مثل قرآن نیست.[۳۶] ابن تیمیه روش سلف را عدم نسخ قرآن به سنت و نسخ سنت به قرآن می‌داند.[۳۷]

انواع نسخ از حیث حکم و تلاوت

سه نوع نسخ تصور شده: نسخ تلاوت، نسخ حکم و تلاوت با هم، و نسخ حکم.[۳۸] آیت‌الله خویی دو قسم نسخ لفظ بدون حکم و نسخ لفظ و حکم با هم را به دلیل منافات با تحریف‌ناپذیری قرآن و مبتنی بودن بر اخبار آحاد مردود می‌داند، و فقط نسخ حکم بدون تلاوت را می‌پذیرد.[۳۹] برخی پژوهشگران می‌گویند شیخ طوسی هر سه قسم را ممکن و واقع‌شده می‌داند.[۴۰]

نسخ حکم

از دیدگاه علامه طباطبایی، نسخ حکم یعنی زمان اعتبار حکم آیه به دلیل موقتی بودن مصلحت آن به پایان رسیده و به آن عمل نمی‌شود.[۴۱] گفته شده که مراد مفسران و محدثان شیعه از نسخ غالباً نسخ حکم است.[۴۲] علامه طباطبایی آیه منسوخ را همواره بیانگر حقیقت می‌داند، ولی برای گروه و زمان خاصی بوده که آنان موظف به عمل بوده‌اند، و دیگران فقط باید به حقانیت آن ایمان داشته باشند.[۴۳]

نسخ تلاوت

نسخ تلاوت یعنی الفاظی جزء وحی اولیه بوده‌اند که سپس تلاوتشان منسوخ شده و حکمشان یا منتفی شده یا باقی مانده است.[۴۴] نسخ تلاوت بدون نسخ حکم، محو شدن آیه دارای حکم فقهی همراه با بقای عمل به آن است.[۴۵] مشهور دانشمندان شیعه منکر تحریف قرآن هستند.[۴۶] پذیرش نسخ تلاوت مستلزم تحریف به نقیصه است.[۴۷] نسخ تلاوت مساوی با نقصان و تحریف قرآن است.[۴۸] در میان اهل سنت مشهور است که نسخ تلاوت ممکن و واقع شده است.[۴۹] اهل سنت برای حفظ قرآن از تحریف و نیز اعتبار کتب حدیثشان قائل به نسخ تلاوت شده‌اند.[۵۰]

بسیاری از دانشمندان شیعه نسخ تلاوت را روا ندانسته و آن را به تحریف قرآن می‌انجامد.[۵۱] شیخ صدوق و طوسی قرآن را محرّف نمی‌دانند، اما شیخ طوسی امکان نسخ تلاوت را می‌پذیرد.[۵۲] علامه طباطبایی روایات نسخ تلاوت را مخالف قطعی قرآن می‌داند.[۵۳] سیدمرتضی و شیخ طوسی امکان نسخ تلاوت را پذیرفته‌اند.[۵۴] شیخ طوسی آیه رجم را نمونه‌ای از نسخ تلاوت با بقای حکم می‌داند.[۵۵] محقق حلی امکان نسخ تلاوت را پذیرفته ولی در وقوع آن تردید کرده است.[۵۶] آیت‌الله خویی نسخ تلاوت را به دلیل نبود دلیل قطعی و منافات با مصلحت نزول، روا نمی‌داند.[۵۷]

در کافی از امام صادق(ع) روایت شده: «الرَّجْمُ فِي الْقُرْآنِ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: إِذَا زَنَى الشَّيْخُ وَالشَّيْخَةُ فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّةَ...».[۵۸] شیخ صدوق و طوسی این روایت را با عبارت «كَانَتْ آيَةُ الرَّجْمِ...» نقل کرده‌اند.[۵۹] وجود حکم بدون استناد به آیه، دلیل بر پیشینه قرآنی محوشده نیست. روایت «الشیخ و الشیخه» اگرچه سند صحیح دارد، خبر واحد است و نمی‌تواند نسخ تلاوت را ثابت کند.[۶۰] نسخ تلاوت با خبر واحد ممکن نیست و شیخ طوسی نیز بر این امر تصریح دارد.[۶۱] نقل یک روایت در کافی لزوماً به معنای پذیرش محتوای آن نیست.[۶۲]

روایت «الشیخ والشیخه» با روایت اهل سنت از عمر هماهنگ است که مسلمانان آن را نپذیرفتند.[۶۳] نسخ تلاوت فقره «الشیخ والشیخه» فرع بر قرآنی بودن آن است که با خبر واحد ثابت نمی‌شود.[۶۴] چه‌بسا گرایش امثال شیخ طوسی به نسخ تلاوت برای پرهیز از معضل تحریف باشد.[۶۵]

نسخ حکم و تلاوت با هم

نسخ حکم و تلاوت با هم (مانند روایت عشر رضعات) از دیدگاه شیخ طوسی جایز است.[۶۶] خویی و معرفت این نوع نسخ را روا نمی‌دانند.[۶۷] این نسخ با آیه «لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ...» (فصلت/۴۲) در تضاد است.[۶۸]

شبهه‌های مربوط به نسخ

مستشرقان دیدگاه‌های نادرستی درباره ماهیت نسخ ارائه کرده‌اند.[۶۹]

  • برخی مستشرقان نسخ را راه‌حل تعارضات درونی قرآن معرفی کرده‌اند.[۷۰] این شبهه باعث تألیف کتاب‌هایی مانند «تأویل مشکل القرآن» و «تنزیه القرآن عن المطاعن» شده است.[۷۱] علت این تلقی، تفسیر سطحی آیات و بی‌توجهی به شرایط نزول و قواعد ناسخ و منسوخ است.[۷۲] ادعای برتون و ونزبرو درباره مخالفت فقه و قرآن یا تأثیرپذیری نسخ از اختلاف فتاوا نادرست است، زیرا منبع اصلی فقه قرآن است و اختلافات با رجوع به قرآن و سنت حل می‌شود.[۷۳]
  • مصونیت قرآن از تحریف مورد تأیید عالمان شیعه و سنی است.[۷۴] خاورشناسانی مانند نولدکه و وایل با انگیزه‌های خاص نظریه تحریف را پذیرفته‌اند که ناشی از اطلاع اندک آنها از جمع‌آوری قرآن و اسلوب آن است.[۷۵] اختلاف حکم رجم با آیه ۲ سوره نور به این دلیل است که موضوع آن دو متفاوت است؛ رجم از سنت برای زناکار محصن است و آیه نور برای غیرمحصن.[۷۶]
  • مستشرقان نسخ را راهی برای اصلاح اشتباهات قرآن پنداشته‌اند، در حالی که نسخ پایان یافتن زمان حکم از سوی خداوند عالم است.[۷۷]
  • برخی مستشرقان مدعی شده‌اند که پیامبر(ص) دچار فراموشی وحی می‌شد و برای توجیه آن آیات ناسخ و منسوخ وضع گردید.[۷۸] آیه «سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰ» (اعلی/۶) فراموشی وحی توسط پیامبر(ص) را نفی می‌کند.[۷۹] استثناء در آیه ۷ سوره اعلی به معنای فراموشی نیست، بلکه اشاره به اراده الهی در نسخ برخی آیات است.[۸۰]
  • برخی مستشرقان مدعی بی‌انضباطی در جمع‌آوری قرآن و توجیه آن با نسخ هستند.[۸۱] در پاسخ، برخی محققان مسلمان به تدوین قرآن در حیات پیامبر(ص) قائل‌اند و شواهد عقلی، تاریخی و قرآنی آورده‌اند.[۸۲] برخی نیز نظم آیات در سوره‌ها را مربوط به زمان پیامبر(ص) اما ترتیب سوره‌ها را پس از نزول وحی می‌دانند.[۸۳] قرآن فعلی عین همان آیاتی است که پیامبر(ص) قرائت فرموده است.[۸۴] قرائت مکرر پیامبر(ص)، کتابت وحی، اهتمام به حفظ و تلاوت، و وجود حافظان قرآن، مصونیت قرآن از تحریف و جمع‌آوری دقیق آن را نشان می‌دهد.[۸۵]
  • مستشرقان نسخ را تبدیل بی‌ضابطه احکام پنداشته‌اند، حال آنکه نسخ فرآیندی ضابطه‌مند و مبتنی بر وحی الهی است.[۸۶]
  • شبهه اول: استحالة نسخ (تغییر رأی خدا): برخی گمان کرده‌اند نسخ به معنای پشیمانی خدا یا تغییر رأی اوست که این محال است.
    • پاسخ: نسخ به معنای تغییر رأی نیست، بلکه به معنای تعیین مدت برای یک حکم از ابتدا بوده است که پس از پایان مدت، حکم جدیدی جایگزین می‌شود.[۸۷]
  • شبهه دوم: ایجاد جهل و اشتباه: وجود آیات منسوخ در قرآن ممکن است باعث شود مردم به آن عمل کنند و دچار اشتباه شوند.
    • پاسخ: اولاً جهل مردم عذر نیست و ثانیاً خداوند دلایل نسخ را از طریق روایات اهل بیت (ع) بیان کرده است تا کسی دچار اشتباه نشود.[۸۸]
  • شبهه سوم: تناقض در قرآن: وجود ناسخ و منسوخ ممکن است نشان‌دهنده‌ی تضاد در آیات قرآن باشد.
    • پاسخ: ناسخ و منسوخ تضاد نیست، بلکه بیانگر مراحل مختلف تشریع حکمت‌آمیز خداوند است که با مقتضیات زمان سازگار است.[۸۹]
  • شبهه چهارم: لغو بودن آیات منسوخ: اگر حکم آیه‌ای برداشته شود، باقی ماندن لفظ آن در قرآن چه فایده‌ای دارد؟
    • پاسخ: آیات منسوخ‌الحکم همچنان دارای فواید دیگری مانند اعجاز، تاریخ‌نگاری تشریع، و پندهای اخلاقی هستند.[۹۰]
  • شبهه پنجم: نسخ تلاوت و تحریف: برخی روایات اهل سنت به نسخ تلاوت اشاره کرده‌اند که منتقدان شیعه می‌گویند چرا شیعه این روایات را نمی‌پذیرد؟
    • پاسخ: علمای شیعه نسخ تلاوت را رد می‌کنند زیرا مستلزم نقصان قرآن و تحریف آن است، در حالی که قرآن مصون از تحریف است.[۹۱]

پانویس

  1. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۴ق، ص۲۹۶.
  2. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۶۷.
  3. آخوند خراسانی، کفایه الاصول، ۱۴۰۹ق، ص۲۳۹.
  4. انفال، ۶۵.
  5. انفال، ۶۶.
  6. بقره، ۱۴۴
  7. حکم آن در آیه ۱۲ سوره مجادله و نسخ آن در آیه بعد.
  8. قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه نامه: بهاءالدین خرمشاهی، ص۱۷.
  9. حر عاملی، وسائل الشیعه، بی‌تا، ج۲۷، ص۱۸۳.
  10. کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۶۲.
  11. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۳۰.
  12. شرقاوی، اختلاف المفسرین، ۱۴۲۵ق، ج۱۷، ص۲۲؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، بی‌تا، ج۱، ص۲۳.
  13. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۱۳۹۰.
  14. زید، النسخ فی القرآن الکریم، ۱۹۷۱م، ج۱، ص۷۲؛ معرفت، علوم قرآنی، ۱۳۸۵ش، ص۱۸۱.
  15. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۳۸۹.
  16. طبرسی، جوامع الجامع، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۳۰۷؛ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، ۱۳۹۴ش، ص۱۰۰۹.
  17. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱، ۲۱.
  18. اسماعیلی‌زاده، «بحثی دربارۀ مستندات قرآنی وقوع نسخ در قرآن و مدلول آنها»، ص۱۸-۱۹.
  19. اسماعیلی‌زاده، «بحثی دربارۀ مستندات قرآنی وقوع نسخ در قرآن و مدلول آنها»، ص۹.
  20. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱۳.
  21. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱۴.
  22. هانی طاهر، تنزیه آی القرآن عن النسخ و النقصان، ۱۴۲۱ق، ص۵۳.
  23. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱۶.
  24. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱۶.
  25. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۱۸.
  26. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۴۰۳.
  27. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۰۴؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بی‌تا، ج۱، ص۵۳.
  28. طوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۳۲۲-۳۲۳.
  29. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۳۰ق، ص۲۸۵-۲۸۶.
  30. مفید، اوائل المقالات، بی‌تا، ص۱۳۳.
  31. طوسی، عده الاصول، بی‌تا، ج۲، ص۱۰۸.
  32. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  33. طوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۴۳-۵۴۴؛ خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۳۰ق، ص۲۸۵.
  34. هانی طاهر، تنزیه آی القرآن عن النسخ و النقصان، ۱۴۲۱ق، ص۴۴.
  35. جصاص، احکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۳۴۷.
  36. سبکی، الابهاج فی شرح المنهاج، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۵۰.
  37. جیزانی، فتح الرحمن بکشف ما یلتبس فی القرآن، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۰.
  38. اخوان مقدم؛ طهماسبی بلداجی، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، ص۲۱؛ رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  39. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۳۰ق، ص۲۸۴-۲۸۵.
  40. آخوندی؛ انطیقه‌چی؛ نصیری، «بررسی تطبیقی نسخ در قرآن کریم از دیدگاه شیخ طوسی و آیت الله خویی»، ص۱۱۸-۱۱۹.
  41. طباطبایی، المیزان،منشورات اسماعيليان، ج۱۸، ص۳۰.
  42. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  43. طباطبایی، المیزان،منشورات اسماعيليان، ج۱۸، ص۳۰.
  44. حریری،‌ فرهنگ اصطلاحات قرآنی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۶۸.
  45. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  46. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۰۰؛ معرفت، صیانه القرآن من التحریف، ۱۴۱۳ق، ص۷۸.
  47. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۰۱.
  48. حریری،‌ فرهنگ اصطلاحات قرآنی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۶۸.
  49. جصاص، احکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۷۳؛ سبکی، الابهاج فی شرح المنهاج، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۴۱.
  50. حریری،‌ فرهنگ اصطلاحات قرآنی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۶۸.
  51. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۵.
  52. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بی‌تا، ج۱، ص۳۹۵.
  53. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۱۸.
  54. موسوی، الذریعه الی اصول الشریعه، بی‌تا، ج۱، ص۴۲۸؛ طوسی، عده الاصول، بی‌تا، ج۱، ص۳۹۵.
  55. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بی‌تا، ج۱، ص۳۹۴-۳۹۵.
  56. حلی، معارج الاصول، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۳۰.
  57. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۴ق، ص۳۰۴ و ۲۲۴.
  58. کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۷، ص۱۷۷.
  59. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۲۶؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۶۵ش، ج۸، ص۱۹۵.
  60. مجلسی، مرآة العقول، ۱۳۸۰ش، ج۲۳، ص۲۶۷.
  61. طوسی، عده الاصول، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۵۴۴.
  62. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  63. بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۵۰۳.
  64. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  65. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  66. طوسی، عده الاصول، بی‌تا، ج۱، ص۳۹۵.
  67. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۴ق، ص۳۰۲؛ معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۷۵.
  68. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  69. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  70. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  71. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  72. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  73. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  74. معرفت، صیانه القرآن من التحریف، ۱۳79ش، ص۳۵-۶۰.
  75. نولدکه، تاریخ القرآن، ۲۰۰۰م، ج۲، ص۳۱۷-۳۱۹.
  76. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  77. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  78. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  79. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  80. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۷۵.
  81. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  82. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۳۰ق، ص۲۶۹-۲۷۱.
  83. معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۲۸۰.
  84. رضایی اصفهانی، «صحیفه مبین»، ج۴، ص۵۴-۶۰.
  85. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  86. رضایی اصفهانی و شاه‌بیکی، «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، ص۶۳-۸۸.
  87. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۰۷.
  88. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۶.
  89. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۲۳۰.
  90. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۳۷۲.
  91. خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۲۲۹.

منابع

  • خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسة احیاء آثار الامام الخویی،‌۱۴۲۶ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی،‌۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۹ق
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه. تهران، دار الکتب الاسلامیة،‌ ۱۳۷۴ش.
  • معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی. قم، مؤسسة النشر الاسلامی،‌ ۱۳۷۵ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۱ش.
  • آخوند خراسانی، محمدکاظم،‌ کفایه الاصول، قم،‌ مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۹ق.
  • آمدی، علی بن محمد،‌ الاحکام فی اصول الاحکام، بیروت،‌ دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۳ق.
  • ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه الله،‌ شرح نهج البلاغه، بی‌جا،‌ بی‌نا، بی‌تا.
  • ابن‌فارس، احمد،‌ معجم مقاییس اللغه، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل،‌ صحیح البخاری، بیروت،‌ دار ابن کثیر، ۱۴۰۷ق.
  • پاورز، دیوید،‌ «مطالعات قرآنی»، ترجمه محمدعلی رضایی اصفهانی، مطالعات قرآنی، بی‌شماره، بی‌سال، صص ۱۹-۲۰.
  • جصاص، احمد بن علی،‌ احکام القرآن، بیروت،‌ دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۵ق.
  • جیزانی، محمد بن حسین،‌ فتح الرحمن بکشف ما یلتبس فی القرآن، مدینه،‌ دار ابن الجوزی، ۱۴۲۷ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن،‌ وسائل الشیعه، قم،‌ مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، بی‌تا.
  • حلی، جعفر بن حسن،‌ معارج الاصول، قم،‌ مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۳ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم،‌ البیان فی تفسیر القرآن، قم،‌ مؤسسه احیاء آثار الامام الخویی، ۱۳۹۴ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم،‌ البیان فی تفسیر القرآن، قم،‌ مؤسسه احیاء آثار الامام الخویی، ۱۳۹۵ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم،‌ البیان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار الزهراء، ۱۴۳۰ق.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی،‌ «صحیفه مبین»، صحیفه مبین، دوره ۱، شماره ۴، ۱۳۷۴ش، صص ۵۴-۶۰.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی و شاه‌بیکی، حامد،‌ «بررسی دیدگاه‌های مستشرقان درباره نسخ آیات قرآن»، قرآن پژوهی خاورشناسان، سال سیزدهم، شماره ۲۵، ۱۳۹۷ش، صص ۶۳-۸۸.
  • سبکی، علی بن عبدالکافی،‌ الابهاج فی شرح المنهاج، بیروت،‌ دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۴ق.
  • شرقاوی، محمد احمد،‌ اختلاف المفسرین اسبابه و ضوابطه، قاهره،‌ کلیه اصول الدین، ۱۴۲۵ق.
  • صدوق، محمد بن علی،‌ من لا یحضره الفقیه، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین،‌ المیزان فی تفسیر القرآن، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن،‌ التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طوسی، محمد بن حسن،‌ تهذیب الاحکام، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • طوسی، محمد بن حسن،‌ عده الاصول، قم،‌ مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن،‌ عده الاصول، قم،‌ چاپخانه ستاره، بی‌تا.
  • عک، خالد عبدالرحمن،‌ اصول التفسیر و قواعده، بیروت،‌ دار النفائس، ۱۴۱۴ق.
  • قرطبی، محمد بن احمد،‌ الجامع لاحکام القرآن، بی‌جا،‌ بی‌نا، بی‌تا.
  • قاسم خضر، عبدالمنعم،‌ النسخ فی القرآن الکریم، بیروت،‌ دار المحجه البیضاء، ۱۴۲۳ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب،‌ الکافی، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.
  • مازندرانی، مولی محمدصالح،‌ شرح اصول الکافی، بی‌جا،‌ بی‌نا، بی‌تا.
  • مامقانی، عبدالله،‌ تلخیص مقیاس الهدایه، تلخیص علی‌اکبر غفاری، تهران،‌ جامعه الامام الصادق (ع)، بی‌تا.
  • مجلسی، محمدباقر،‌ بحار الانوار، بیروت،‌ مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • مجلسی، محمدباقر،‌ مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۰ش.
  • مصطفوی، حسن،‌ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران،‌ بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
  • معرفت، محمدهادی،‌ التمهید فی علوم القرآن، قم،‌ مؤسسه التمهید، ۱۳۸۶ش.
  • معرفت، محمدهادی،‌ التمهید فی علوم القرآن، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۰۱ق.
  • معرفت، محمدهادی،‌ شبهات و ردود حول القرآن الکریم، قم،‌ مؤسسه التمهید، ۱۴۱۷ق.
  • معرفت، محمدهادی،‌ صیانه القرآن من التحریف، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۳۷۹ش.
  • معرفت، محمدهادی،‌ صیانه القرآن من التحریف، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن محمد،‌ اوائل المقالات، قم،‌ کنگره شیخ مفید، بی‌تا.
  • مکارم شیرازی، ناصر،‌ تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
  • موسوی، سید مرتضی،‌ الذریعه الی اصول الشریعه، تهران،‌ دانشگاه تهران، بی‌تا.
  • نولدکه، تئودور،‌ تاریخ القرآن، ترجمه جورج تامر، بیروت،‌ بی‌نا، ۲۰۰۰م.
  • آخوندی، علی‌اصغر؛ انطیقه‌چی، ناصر؛ نصیری، علی‌اصغر، «بررسی تطبیقی نسخ در قرآن کریم از دیدگاه شیخ طوسی و آیت الله خویی»، پژوهشنامه قرآن و حدیث، دوره ۳۰، شماره ۱۱۵ (۱۴۰۳ش)، صص ۱۰۹-۱۳۲.
  • اخوان مقدم، زهره؛ طهماسبی بلداجی، اصغر، «ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، سال ۱۲، شماره ۴ (۱۳۹۴ش)، صص ۱-۲۵.
  • اسماعیلی‌زاده، عباس، «بحثی دربارۀ مستندات قرآنی وقوع نسخ در قرآن و مدلول آنها»، مطالعات اسلامی: علوم قرآن و حدیث، سال ۴۳، شماره پیاپی ۳/۸۷ (۱۳۹۰ش)، صص ۹-۳۴.
  • الزلمی، مصطفی ابراهیم، التبیان لرفع غموض النسخ فی القرآن، اربیل: مکتب التفسیر للطباعة و النشر، ۲۰۰۰م.
  • خویی، سیدابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۳۰ق.
  • زید، مصطفی، النسخ فی القرآن الکریم، بیروت: دار الفکر، ۱۹۷۱م.
  • طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، [بی‌جا]: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۹ق.
  • طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، العدة فی اصول الفقه، قم: مؤسسه بعثت، ۱۳۷۶ش.
  • عسکری، سید مرتضی، القرآن الکریم و روایات المدرستین، قم: انتشارات دانشکده اصول الدین، ۱۴۲۴ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، تهران: انتشارات سمت، ۱۳۸۵ش.
  • هانی طاهر، تنزیه آی القرآن عن النسخ و النقصان، فلسطین: الجماعة الاسلامیة الاحمدیة فی الدیار المقدسة، ۱۴۲۱ق.
  • حریری، محمد یوسف، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، قم، هجرت، ۱۳۸۴ش.