پرش به محتوا

عبدالله بن یقطر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Emadmohseny
جزبدون خلاصۀ ویرایش
imported>Emadmohseny
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:


==كودكي==
==كودكي==
بسياري از منابع عبدالله را برادر رضائي امام حسين(ع) دانسته اند،‌ بدين جهت مي‌توان تولد وي را در سال چهارم هجري دانسته‌اند.
بسياري از منابع عبدالله را برادر رضائي امام حسين(ع) دانسته اند،‌ بدين جهت مي‌توان تولد وي را در سال چهارم هجري دانسته‌اند. طبق بعضي از گزارشها وي سه روز قبل از امام حسين(ع) متولد شد.<ref>ذخيرة الدارين، الشيرازي ،ص:494</ref>
البته بعضی از معاصرین مسئله شیر خوردن امام حسین(ع) از مادر وی را نمی پذیرند بلکه می گویند: مادر عبدالله از امام حسین(ع) نگهداری می کرده و به همین سبب به مادر رضایی معروف شده است. آنان معتقدند امام بجز از [[حضرت زهرا(س)]] از کسی شیر نخورده است.<ref>إبصار العين، السماوي ،ص:93</ref> بعضی وی لقب وی را حمیری ذکر کرده اند.<ref>إبصار العين، السماوي ،ص:93</ref>
البته بعضی از معاصرین مسئله شیر خوردن امام حسین(ع) از مادر وی را نمی پذیرند بلکه می گویند: مادر عبدالله از امام حسین(ع) نگهداری می کرده و به همین سبب به مادر رضایی معروف شده است. آنان معتقدند امام بجز از [[حضرت زهرا(س)]] از کسی شیر نخورده است.<ref>إبصار العين، السماوي ،ص:93</ref> بعضی وی لقب وی را حمیری ذکر کرده اند.<ref>إبصار العين، السماوي ،ص:93</ref>
==پدر و مادر==
==پدر و مادر==
عبدالله از پدري به نام يقطر و مادري به نام ميمونه متولد شد،‌
عبدالله از پدري به نام يقطر و مادري به نام ميمونه متولد شد،‌

نسخهٔ ‏۲۹ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۰۲

عبدالله بن یقطر برادر رضائی امام حسین(ع) است، امام در سفر عراق او را به سوی مسلم بن عقیل در کوفه فرستاد اما حصین بن نمیر از فرماندهان ابن زیاد در قادسیه او را دستگیر و به نزد ابن زیاد فرستاد،‌ابن زياد از وي خواست تا بر بام قصر رفته و به حضرت علي(ع) و امام حسين(ع) ناسزا گويد،‌ عبدالله پس از رفتن به بالاي قصر مردم را از حركت امام حسين(ع) به سوي كوفه آگاه ساخت،‌ ابن زياد دستور تا وي را از بالاي قصر به پايين انداختند و به شهادت رسيد،‌بعضي اين داستان را از آن قيس بن مسهر دانسته و عبدالله را جز شهداي كربلا به شمار آورده اند.

اصل ونسب

عبدالله بن یقطر بن ابی عقب لیثی از بنی لیث بن بکر بن عبدمناف بن کنانه [۱] برادر رضایی امام حسین(ع) است، به همین سبب ابن حجر وی را جزء صحابه دانسته است.[۲] از آنجا كه وي منسوب به حمير است و بعضي وي را يمني الاصل و از قبيله حمير دانسته اند كه در مدينه متولد شد.[۳]

كودكي

بسياري از منابع عبدالله را برادر رضائي امام حسين(ع) دانسته اند،‌ بدين جهت مي‌توان تولد وي را در سال چهارم هجري دانسته‌اند. طبق بعضي از گزارشها وي سه روز قبل از امام حسين(ع) متولد شد.[۴] البته بعضی از معاصرین مسئله شیر خوردن امام حسین(ع) از مادر وی را نمی پذیرند بلکه می گویند: مادر عبدالله از امام حسین(ع) نگهداری می کرده و به همین سبب به مادر رضایی معروف شده است. آنان معتقدند امام بجز از حضرت زهرا(س) از کسی شیر نخورده است.[۵] بعضی وی لقب وی را حمیری ذکر کرده اند.[۶]

پدر و مادر

عبدالله از پدري به نام يقطر و مادري به نام ميمونه متولد شد،‌ طبق بعضي از مورخان پدرش يمني الاصل بود،‌ يقطر خادم پيامبر(ص) و همسرش ميمونه نيز در خانه حضرت علي(ع) خدمت مي كرد،‌ بدين جهت ميمونه حضانت امام حسين(ع) در كودكي را بر‌عهده گرفت و به مادر رضاعي امام شهرت پيدا كرد.[۷] علامه در خلاصه [۸] نام پدر وي را يقطر ولي طبري بقطر ذكر كرده است.[۹]یوسفی غروی ضمن بیان نقل طبری ذکر می کند مشایخ ما یقطر را صحیح می دانند. [۱۰]

سفیر کوفه

پس از آنکه مسلم بن عقیل به سوی کوفه رهسپار شد، امام حسین، عبدالله بن یقطر را نیز به کوفه فرستاد، [۱۱] عزیمت وی به کوفه پس از آن اتفاق افتاد که مسلم بن عقیل نامه ای به امام نوشته و از [۱۲] مردم کوفه به وی خبر داد، امام نیز در جواب مسلم، نامه ای توسط عبدالله بن یقطر به مسلم فرستاد تا از حرکت کاروان امام آگاه شود. [۱۳] البته بعضی از گزارشها حاکی از سفر عبدالله کوفه قبل از مسلم بن عقیل است.[۱۴]

متن نامه امام حسین

بنام خداوند بخشنده مهربان

نامه است از حسين بن على به برادران مسلمان و مؤمن خود سلام بر شما ستايش مى‌‏كنم خداى يكتاى بى‌شريك را اما بعد؛ نامه مسلم شرف نزول بخشيد از حسن رأى شما و اينكه همه آماده يارى ما هستيد و حق ما را از دشمنان ما خواهيد گرفت كمال اطلاع حاصل شد، از خدا آرزومندم امور ما را نيكو گرداند و بشما در برابر چنين اقدام خداپسندانه پاداش بزرگ كرامت فرمايد و من هم به تعقيب اين نامه روز سه‌‏شنبه هشتم ذی الحجة مصادف با روز ترویه از مكه بجانب عراق عزيمت نمودم و بمجردى كه رسول من بر شما وارد شود با سرعت تمامى خود را براى انجام مقصود آماده ساخته و هر چه بيشتر جدّيّت نمائيد، من هم بهمين زودى بر شما وارد خواهم شد سلام و رحمت و بركات خدا بر شما باد.[۱۵]

دستگیری عبدالله بن یقطر

در بین را حصین بن نمیر وی را دستگیر و به نزد عبیدالله بن زیاد فرستاد.[۱۶] ابن زیاد از وي خواست تابر بالای قصر برود و به امام حسین(ع) ناسزا گوید و امام و پدرش را کذاب بنامد. وی بر بالای منبر رفته و گفت ای مردم من فرستاده حسینم، وی را در مقابل ابن مرجانه و ابن سمیه یاری کنید. عبدالله در اين هنگام ابن زیاد را پست پسر پست نامید.[۱۷]

کشف نامه مسلم بن عقیل

پس از شهادت عبدالله، مالك بن يربوع تميمى نامه ‏اى نزد ابن زياد آورد كه آن را از دست عبد اللَّه بن يقطر گرفته بود. در آن نامه نوشته بود: بسوى حسين بن على بن ابى طالب(ع) اما بعد؛ من بتو خبر ميدهم گروهى از اهل كوفه كه چنين و چنانند با تو بيعت نموده‌‏اند، موقعى كه نامه من بتو رسيد بلافاصله حركت كن زيرا عموم مردم با تو هستند، مردم اصلا توجهى به يزيد ندارند. [۱۸]

شهادت

ابن زیاد دستور داد وی را از بالای قصر به زمین انداختند، در این حال استخوانهایش شکست، شخصی نزدیک رفته و سرش از برید، وقتی با اعتراض مردم روبرو شد، گفت می خواستم راحتش کنم، [۱۹] طبری قاتل وی را شخصی به نام عبد الملك بن عمير اللخمى‏ می داند [۲۰] وی در دوره ای از حکومت بنی امیه عهددار منصب قضاوت بوده و به فسق وفجور شهرت داشته است. [۲۱] ابن کثیر همین داستان را برای قیس بن مسهر نقل کرده است. البدايةوالنهاية،ج‏8،ص:168 وی شهادت عبدالله بن یقطر را در روز عاشورا همراه امام حسین(ع) می داند. [۲۲] مفید نیز وی را در زمره [۲۳] در روز عاشورا آورده است.[۲۴] وی نيز نامه رسان را قیس بن مسهر می داند.[۲۵] اگر چه در ارشاد از عبدالله بن یقطر نیز به عنوان قول ضعیف یاد می کند. [۲۶] ابن سعد شهادت وی را روز اول ورود ابن زیاد به کوفه یعنی قبل از شهادت مسلم بن عقیل می داند. [۲۷] ابن قتيبه و ابن مسكويه گفته‌‏اند: كسى كه امام(ع) توسط او نامه‏ به مسلم فرستاد، قيس بن مسهّر بوده و حضرت، عبد اللّه بن يقطر را همراه مسلم اعزام نمود، مسلم قبل از اينكه ماجرايى براى وى رخ دهد، وقتى ملاحظه كرد، مردم او را تنها گذاشته‏‌اند، عبد اللّه را نزد امام حسين(ع) اعزام كرد تا قضيه‏‌اى را كه اتفاق افتاده بود، به عرض آن حضرت برساند و در مسير، توسط حصين بن تميم دستگير شد و به نزد عبيدالله فرستاده شد. [۲۸]

امام حسین(ع) وشهادت عبدالله

هنگامیکه خبر شهادت عبدالله به امام حسین(ع)رسید، امام خطبه‌اي ايراد كرده و فرمود ای مردم طرفداران ما، ما را رها کردند و مسلم، هانی، قیس بن مسهر و عبدالله بن یقطر کشته شدند، در این هنگام امام روي به همراهان كرده و در ادامه دادن راه آنان را آزاد گذاشت. [۲۹] بسیاری از افراد که بنا بر امیال و خواسته ای دنیوی همراه امام شده بودند، رفته و تنها کسانی که از مدینه همراه امام بودند ماندند. [۳۰] [۳۱]

شعری از عبدالله

  • اذا كملت إحدى و ستون حجّة***الى خمسة من بعدهن ضرائح‏

وقتى كه سال 61 هجرى تمام شد و قبر پنج تن از آنها كامل شد.

  • و قام بنو ليث بنصر بن احمد*** يهزّون اطراف القنا و الصفائح‏

بنى ليث، به يارى پسر احمد قيام كردند و نيزه‌‏ها و شمشيرهاى خود را جنباندند.

  • تعرفتهم شعث النواصى يقودها***من المنزل الاقصى شعيب بن صالح
  • شانه آنها اين بود كه در جلو سر خود، مو داشتند و از منزل دور، فرمانده آنان شعيب بن صالح بود.
  • و حدّثنى اذا أعلم الناس كلّه***ابو حسن أهل التقى و المدائح‏

به من گفتند: داناترين مردم ابو الحسن است كه اهل تقوا و اهل ستايشه‌است».[۳۲]

پانویس

  1. الخرائج و الجرائح، القطب الراوندي ،ج‏2،ص:550
  2. الإصابة،ج‏5،ص:8
  3. موسوعة التاريخ الإسلامى، اليوسفي الغروي ،ج‏6،ص:113
  4. ذخيرة الدارين، الشيرازي ،ص:494
  5. إبصار العين، السماوي ،ص:93
  6. إبصار العين، السماوي ،ص:93
  7. موسوعة التاريخ الإسلامى، اليوسفي الغروي ،ج‏6،ص:113
  8. ذخيرة الدارين، الشيرازي ،ص:493
  9. تاريخ‏ الطبري،ج‏5،ص:398
  10. وقعة الطف، ص: 164
  11. أنساب ‏الأشراف،ج‏3،ص:168(چاپ‏زكار،ج‏3،ص:378)
  12. بیعت
  13. إبصار العين، السماوي ،ص:93
  14. تحفة الأبرار، تعريب ،ص:234
  15. الإرشاد، المفيد ،ج‏2،ص:75
  16. أنساب‏ الأشراف،ج‏3،ص:168(چاپ‏زكار،ج‏3،ص:378)
  17. أنساب ‏الأشراف،ج‏3،ص:168(چاپ‏زكار،ج‏3،ص:378)
  18. بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏44،ص:343
  19. أنساب‏ الأشراف،ج‏3،ص:169(چاپ‏زكار،ج‏3،ص:379)
  20. تاريخ‏ الطبري،ج‏5،ص:398
  21. تقريب المعارف، الحلبي ،ص:399
  22. البدايةوالنهاية،ج‏8،ص:189
  23. شهدای کربلا
  24. الاختصاص، المفيد ،ص:83
  25. الإرشاد، المفيد ،ج‏2،ص:70
  26. الإرشاد، المفيد ،ج‏2،ص:70
  27. الطبقا ت‏الكبرى،خامسة1،ص:460
  28. إبصار العين، السماوي ،ص:94
  29. إحقاق الحق، الشوشتري ،ج‏27،ص:159
  30. تاريخ‏ الطبري،ج‏5،ص:398
  31. أنساب ‏الأشراف،ج‏3،ص:169(چاپ‏زكار،ج‏3،ص:379)
  32. الخرائج و الجرائح، القطب الراوندي ،ج‏2،ص:550

منابع

  • ابن حجر، احمد بن على العسقلانى (م 852)،الإصابة فى تمييز الصحابة، تحقيق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بيروت، دارالكتب العلمية، ط الأولى، 1415ق.
  • ابن سعد، محمد بن سعد کاتب واقدی(م230)، الطبقات الكبرى، ، تحقيق محمد عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، ط الأولى، 1410/1990
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر بن کثیر(م774)، البداية و النهاية، بيروت، دار الفكر، 1407/ 1986.ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ
  • بلاذرى (م 279)، أحمد بن يحيى بن جابر،كتاب جمل من انساب الأشراف، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، ط الأولى، 1417ق.
  • حلبی، ابوالصلاح(447ق)، تقريب المعارف‏، الهادى‏، قم‏،1404 ق.‏
  • راوندی، قطب(573ق)، الخرائج و الجرائح‏، مدرسة الإمام المهدي عجّل الله تعالى فرجه الشريف‏، قم،‏

1409 ق‏.

  • سماوی، محمد بن طاهر، إبصار العين في أنصار الحسين عليه السلام‏، دانشگاه شهيد محلاتى‏، قم‏،1419 ق‏.
  • شوشتری، القاضى نور الله المرعشى(1019 ق‏)، ‏إحقاق الحق و إزهاق الباطل‏،مكتبة آية الله المرعشى النجفى‏،قم‏،1409 ق.
  • طبری، أبو جعفر محمد بن جرير(م 310)، تاريخ الأمم و الملوك ، تحقيق محمد أبو الفضل ابراهيم ، بيروت، دار التراث ، ط الثانية، 1387/1967
  • طبرى ، عماد الدين حسن بن على، وفات قرن هفتم ، تحفة الأبرار، تعريب عبد الرحيم مبارك‏، آستان قدس رضوى،‏ مشهد
  • مفيد(413 ق) ،الإختصاص‏، كنگره شيخ مفيد، قم‏، 1413 ق.
  • مفيد(413 ق) ، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، كنگره شيخ مفيد، قم‏،1413 ق‏.
  • یوسفی غروی، محمدهادی،‏، موسوعة التاريخ الإسلامى‏،مجمع انديشه اسلامى‏، قم‏، 1417 ق‏.