پرش به محتوا

کاربر:M.abedini/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
M.abedini (بحث | مشارکت‌ها)
M.abedini (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۳۹: خط ۳۹:


==وثاقت سدیر==
==وثاقت سدیر==
علمای رجال در منابع متقدم و متأخر رجالی حکم به وثاقت سدیر دادند.
علمای رجال در منابع متقدم و متأخر رجالی حکم به وثاقت سدیر دادند.[[علامه حلی]] در کتاب [[الخلاصه]] گریه و دعای [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق]](ع) برای آزادی سدیر از زندان حکومت را دال بر علو مرتبه‌اش می‌داند.<ref>علامه حلی، الخلاصة للحلی، ۱۴۰۲ ه، ص۸۵.</ref> [[سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویی]] در کتاب معجم الرجال قائل است که: همه راویانی که در اسناد کتاب [[تفسیر علی بن ابراهیم قمی (کتاب)|تفسیر علی بن ابراهیم]] و کتاب [[کامل الزیارات (کتاب)|کامل الزیارات]] قرار دارند جزء افراد ثقه به شمار می‌روند<ref>خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج۱، ص۴۹-۵۰.</ref> و سدیر از جمله راویانی است که نامش در اسناد این دو کتاب آمده است.<ref>ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۷۸ و قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج‏۱، ص۱۸۸.</ref>
[[عبدالله مامقانی|مامقانی]] پژوهشگر رجال شیعی در [[تنقیح المقال فی علم الرجال (کتاب)|تنقیح المقال]] می‌نویسد: از روایات استفاده می‌شود که سدیر از بزرگان شیعه است که دارای روایات فراوان بوده و بزرگان اصحاب اجماع همچون عبدالله بن مُسکان از وی نقل حدیث کرده‌اند.<ref>مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال،مؤسسه آل البیت(ع)، ج ۳۰ ص۱۶۳.</ref> [[علامه حلی]] در کتاب [[الخلاصه]] گریه و دعای [[امام صادق علیه‌السلام|امام صادق]](ع) برای آزادی سدیر از زندان حکومت را دال بر علو مرتبه‌اش می‌داند.<ref>علامه حلی، الخلاصة للحلی، ۱۴۰۲ ه، ص۸۵.</ref>ذهبی از عالمان رجال اهل سنت در کتاب میزان الاعتدال روایتی در ثقه بودن سدیر نقل می‌کند.<ref>ذهبی، میزان الاعتدال، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۱۶.</ref>
[[عبدالله مامقانی|مامقانی]] پژوهشگر رجال شیعی در [[تنقیح المقال فی علم الرجال (کتاب)|تنقیح المقال]] می‌نویسد: از روایات استفاده می‌شود که سدیر از بزرگان شیعه است که دارای روایات فراوان بوده و بزرگان اصحاب اجماع همچون عبدالله بن مُسکان از وی نقل حدیث کرده‌اند.<ref>مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال،مؤسسه آل البیت(ع)، ج ۳۰ ص۱۶۳.</ref>  


[[سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویی]] در کتاب معجم الرجال قائل است که: همه راویانی که در اسناد کتاب [[تفسیر علی بن ابراهیم قمی (کتاب)|تفسیر علی بن ابراهیم]] و کتاب [[کامل الزیارات (کتاب)|کامل الزیارات]] قرار دارند جزء افراد ثقه به شمار می‌روند<ref>خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج۱، ص۴۹-۵۰.</ref> و سدیر از جمله راویانی است که نامش در اسناد این دو کتاب آمده است.<ref>ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۷۸ و قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج‏۱، ص۱۸۸.</ref>
محمدجواد شبیری پژوهشگر [[علم رجال|رجال]] شیعی در [[وثاقت]] سدیر گفته است:
علمای اهل تسنن نسبت به راویان شیعه بسیار حساس بوده و با کوچکترین مطلبی روایان شعیه را تضعیف می‌کنند؛ اما با وجود تصریح به شیعه بودن سدیر، بزرگان رجالی اهل تسنن همچون عقیلی و ابن عُدی حکم به توثیق سدیر داده‌اند. افزون بر آنکه امام باقر(ع) با کنایه از سدیر یاد می‌کند و این نشانگر آن است که سدیر در زمان حضرت(ع) شخصیت شناخته شده‌ای بوده است.<ref>«[https://sath3.eshia.ir/feqh/archive/text/shobeiry%20mohammad/feqh/1401/14010725/ درس خارج فقه استاد سید محمدجواد شبیری]، مدرسه فقاهت»</ref>
البته بعضی از روایات بر مذمت سدیر دلالت دارند<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‏۸، ص۳۳۱؛ کشی، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص ۲۱۰؛ رجال العلامة الحلی، ص ۸۵.</ref> که همین امر سبب اختلاف در وثاقت سدیر در میان بعضی از پژوهشگران رجال شیعی شده است. آیت الله خویی نظریه مذمت سدیر را رد کرده و بیان کرده: برداشت نادرست از فهم روایات سبب شده تا بعضی‌ها قائل به مذمت سدیر شوند در حالی که همان روایات نه تنها بر مذمت سدیر دلالتی ندارد بلکه بر مدح سدیر دلالت می‌کند.<ref>خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج ۹ ص۳۸.</ref> افزون بر آنکه بعضی از روایاتی که بر مذمت سدیر دلالت می‌کنند سندشان نیز ضعیف است.<ref>خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج ۹ ص۳۹.</ref> ذهبی از عالمان رجال اهل سنت در کتاب میزان الاعتدال روایتی در ثقه بودن سدیر نقل می‌کند.<ref>ذهبی، میزان الاعتدال، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۱۶.</ref>


محمدجواد شبیری پژوهشگر [[علم رجال|رجال]] شیعی در [[وثاقت]] سدیر گفته است:
علمای اهل تسنن نسبت به راویان شیعه بسیار حساس بوده و با کوچکترین مطلبی روایان شعیه را تضعیف می‌کنند اما با وجود تصریح به شیعه بودن سدیر، بزرگان رجالی اهل تسنن همچون عقیلی و ابن عُدی حکم به توثیق سدیر داده‌اند. افزون بر آنکه امام باقر(ع) با کنایه از سدیر یاد می‌کند و این نشانگر آن است که سدیر در زمان حضرت(ع) شخصیت شناخته شده‌ای بوده است.<ref>«[https://sath3.eshia.ir/feqh/archive/text/shobeiry%20mohammad/feqh/1401/14010725/ درس خارج فقه استاد سید محمدجواد شبیری]، مدرسه فقاهت»</ref>
البته بعضی از روایات بر مذمت سدیر دلالت دارند <ref>کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‏۸، ص۳۳۱؛ کشی، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص ۲۱۰؛ رجال العلامة الحلی، ص ۸۵.</ref> که همین امر سبب اختلاف در وثاقت سدیر در میان بعضی از پژوهشگران رجال شیعی شده است. آیت الله خویی نظریه مذمت سدیر را رد کرده و بیان کرده: برداشت نادرست از فهم روایات سبب شده تا بعضی‌ها قائل به مذمت سدیر شوند در حالی که همان روایات نه تنها بر مذمت سدیر دلالتی ندارد بلکه بر مدح سدیر دلالت می‌کند<ref>خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج ۹ ص۳۸.</ref> افزون بر آنکه بعضی از روایاتی که بر مذمت سدیر دلالت می‌کنند سندشان نیز ضعیف است<ref>خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج ۹ ص۳۹.</ref>
==راویان از سدیر==
==راویان از سدیر==
راویانی که از سدیر روایت نقل کرده‌اند عبارتند از:
راویانی که از سدیر روایت نقل کرده‌اند عبارتند از:

نسخهٔ ‏۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۵:۰۸


سَدیر الصیرفی
اطلاعات فردی
کنیهابوالفضل
لقبالصیرفی
نسبسدیر بن حکیم بن الصهیب
محل زندگیکوفه
مذهبشیعه
اطلاعات حدیثی
راوی از معصومامام باقر(ع) و امام صادق(ع)
راویان از اوعبد الله بن مُسکان،حنان بن سدیر، حسین بن نعیم صحاف، اسحاق بن جریر، جمیل بن صالح
اعتبارثقه


سَدِیر الصَیرفی از روایان شیعه و اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است. پدر و فرزندان سدیر نیز از راویان حدیث و از شیعیان بودند. نزدیک به ۹۰ روایت از سدیر نقل حدیث شده است. با وجود اختلاف در وثاقت سدیر برخی از پژوهشگران رجال شیعی از جمله سید ابوالقاسم خویی، علامه حلی و مامقانی قائل به وثاقت سدیر الصیرفی شدند. تعدادی از رجال اهل تسنن مثل ذهبی نیز سدیر را شخصی مورد اعتماد دانسته و روایاتی در وثاقت وی نقل کرده‌اند. راویان متعددی همچون عبدالله بن مُسکان از اصحاب اجماع از سدیر نقل حدیث کرده‌اند.

جایگاه

سدیر بن حُکَیم بن صُهَیب [۱] با لقب الصیرفی [۲] و کنیه ابالفضل [۳] از روایان حدیث امام باقر(ع)[۴] و امام صادق(ع)[۵] است. حکیم بن صهیب پدر سدیر از راویان امام سجاد(ع) و امام باقر(ع)[۶] و دو فرزند سدیر به نام‌های حنان بن سدیر بن حکیم از راویان امام صادق(ع)[۷] و امام کاظم(ع)[۸] و فرزند دیگرش خالد بن سدیر بن حکیم صهیب الصیرفی از راویان امام صادق(ع) است.[۹] مامقانی نویسنده کتاب تنقیح المقال از یک روایت استفاده می‌کند که پدر سدیر، جد و عموی وی از شیعیان و خواص و مقربین اهل‌بیت(ع) هستند.[۱۰] کشی در رجال خود قائل شده که حنان پسر سدیر به مذهب واقفیه پیوسته است.[۱۱] مجموع روایاتی که با نام سدیر در اسناد به‌کار رفته به ۶۸ مورد و با عنوان سدیر الصیرفی به ۲۱ مورد می‌رسد.[۱۲] البته در منابع رجالی و تاریخی درباره هویت سدیر مطالب بیشتری ذکر نشده است. [۱۳]

وثاقت سدیر

علمای رجال در منابع متقدم و متأخر رجالی حکم به وثاقت سدیر دادند.علامه حلی در کتاب الخلاصه گریه و دعای امام صادق(ع) برای آزادی سدیر از زندان حکومت را دال بر علو مرتبه‌اش می‌داند.[۱۴] آیت الله خویی در کتاب معجم الرجال قائل است که: همه راویانی که در اسناد کتاب تفسیر علی بن ابراهیم و کتاب کامل الزیارات قرار دارند جزء افراد ثقه به شمار می‌روند[۱۵] و سدیر از جمله راویانی است که نامش در اسناد این دو کتاب آمده است.[۱۶] مامقانی پژوهشگر رجال شیعی در تنقیح المقال می‌نویسد: از روایات استفاده می‌شود که سدیر از بزرگان شیعه است که دارای روایات فراوان بوده و بزرگان اصحاب اجماع همچون عبدالله بن مُسکان از وی نقل حدیث کرده‌اند.[۱۷]

محمدجواد شبیری پژوهشگر رجال شیعی در وثاقت سدیر گفته است: علمای اهل تسنن نسبت به راویان شیعه بسیار حساس بوده و با کوچکترین مطلبی روایان شعیه را تضعیف می‌کنند؛ اما با وجود تصریح به شیعه بودن سدیر، بزرگان رجالی اهل تسنن همچون عقیلی و ابن عُدی حکم به توثیق سدیر داده‌اند. افزون بر آنکه امام باقر(ع) با کنایه از سدیر یاد می‌کند و این نشانگر آن است که سدیر در زمان حضرت(ع) شخصیت شناخته شده‌ای بوده است.[۱۸] البته بعضی از روایات بر مذمت سدیر دلالت دارند[۱۹] که همین امر سبب اختلاف در وثاقت سدیر در میان بعضی از پژوهشگران رجال شیعی شده است. آیت الله خویی نظریه مذمت سدیر را رد کرده و بیان کرده: برداشت نادرست از فهم روایات سبب شده تا بعضی‌ها قائل به مذمت سدیر شوند در حالی که همان روایات نه تنها بر مذمت سدیر دلالتی ندارد بلکه بر مدح سدیر دلالت می‌کند.[۲۰] افزون بر آنکه بعضی از روایاتی که بر مذمت سدیر دلالت می‌کنند سندشان نیز ضعیف است.[۲۱] ذهبی از عالمان رجال اهل سنت در کتاب میزان الاعتدال روایتی در ثقه بودن سدیر نقل می‌کند.[۲۲]

راویان از سدیر

راویانی که از سدیر روایت نقل کرده‌اند عبارتند از: عبد الله بن مُسکان از راویان اصحاب اجماع[۲۳] حسین بن نُعیم صَحّاف[۲۴] حکم بن زبیر [۲۵] خطاب بن مُصعَب [۲۶] ابی الوفاء المرادی [۲۷]اسحاق بن جریر[۲۸] بَکر بن محمد الاَزدی[۲۹] جمیل بن صالح[۳۰] حَنان بن سدیر[۳۱] رُزَیق بن الزبیر[۳۲] سَعدان بن مسلم[۳۳] هاشم بن المُثنی[۳۴] یونس بن یعقوب[۳۵] سلیمان الدَیمُلی[۳۶]

پانویس

  1. نجاشی، رجال النجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۱۴۶؛ طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ ش، ص۱۱۴.
  2. طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ ش، ص۱۱۴.
  3. طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۱۱۴؛ کشی، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص۲۱۰؛ برقی، رجال البرقی، ۱۳۴۲ش، ص۱۸؛ نجاشی، رجال النجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۱۴۶.
  4. طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ ش، ص۱۳۷؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‏۱، ص۱۹۲؛ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ ق، ج‏۱، ص۱۰۵.
  5. برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ ق، ج‏۱، ص ۱۵۸؛ کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ۱۴۱۰ ق، ص۴۲۷؛ مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، مؤسسه آل البیت(ع)، ج ۳، ص۱۵۵.
  6. طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ ش، ص۱۱۳.
  7. طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ ش، ص۱۹۳.
  8. طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ ش، ص۳۳۴.
  9. حلی، الرجال (لابن داود)، ۱۳۴۲ ش، ص۱۳۸.
  10. مامقانی، تنقیح المقال، مؤسسه آل البیت(ع)، ج۳۰، ص۱۶۴.
  11. کشی، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص۵۵۵.
  12. خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج ۹، ص۳۹.
  13. طوسی، رجال طوسی، ۱۳۷۳ش، ص۱۱۴؛ خویی، معجم الرجال، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج۹، ص۳۹.
  14. علامه حلی، الخلاصة للحلی، ۱۴۰۲ ه، ص۸۵.
  15. خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج۱، ص۴۹-۵۰.
  16. ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۷۸ و قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج‏۱، ص۱۸۸.
  17. مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال،مؤسسه آل البیت(ع)، ج ۳۰ ص۱۶۳.
  18. «درس خارج فقه استاد سید محمدجواد شبیری، مدرسه فقاهت»
  19. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‏۸، ص۳۳۱؛ کشی، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص ۲۱۰؛ رجال العلامة الحلی، ص ۸۵.
  20. خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج ۹ ص۳۸.
  21. خوئی، معجم رجال الحدیث، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج ۹ ص۳۹.
  22. ذهبی، میزان الاعتدال، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۱۶.
  23. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‏۸، ص۱۸۹.
  24. طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۳۲۳.
  25. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‏۵، ص۵۶۹.
  26. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‏۲، ص۳۶۶.
  27. طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج‏۱، ص۳۱۱.
  28. ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ ق، ج‏۴، ص۴۷.
  29. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‏۸، ص۲۶۴.
  30. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‏۲، ص۲۷۴.
  31. حمیری، قرب الإسناد، ۱۴۱۳ ق، ص ۹۶.
  32. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‏۶، ص۵۰۷.
  33. برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ ق، ج‏۲، ص۴۸۷.
  34. طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج‏۷، ص۴۱۶.
  35. برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ ق، ج‏۲، ص۴۸۷.
  36. صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ ق، ج‏۱، ص۲۳۰.

منابع

  • شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، بی جا، بی نا، چاپ: دوم، ۱۴۱۳ق.
  • ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات - نجف اشرف، بی نا، چاپ اول، ۱۳۵۶ش.
  • ذهبی، شمس‌الدین، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، به تحقیق: علی محمد البجاوی، دار المعرفة بیروت، لبنان، الطبعة: الأولی، ۱۳۸۲ق.
  • برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، بی نا، چاپ دوم، ۱۳۷۱ق.
  • برقی، احمد بن محمد بن خالد، رجال البرقی الطبقات، تهران، بی نا، چاپ اول، ۱۳۴۲ش.
  • حلی، حسن بن علیّ بن داود، الرجال، تهران، بی نا، چاپ اول، ۱۳۴۲ش.
  • حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد (ط - الحدیثة)، قم، بی نا، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • خوئی، السید أبو القاسم الموسوی، معجم رجال الحدیث، بی جا، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، بی تا.
  • صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی الله علیهم، ایران، قم، بی نا، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) تهران، بی نا، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن الحسن، رجال الطوسی، قم، بی نا، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال العلامة الحلی، تحقیق بحر العلوم، محمد صادق، ناشر الشریف الرضی، ایران- قم، سال چاپ ۱۴۰۲ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، بی نا، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
  • کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی، مشهد، بی نا، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، (ط - الإسلامیة) - تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، تهران، بی نا، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
  • مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، عبدالله، قم، موسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، بی تا.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، بی نا، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش.