کاربر:M.abedini/صفحه تمرین
جایگاه حکومت امام حسن(ع)
روایات متعدد در فضایل امام حسن(ع) و جایگاه ویژه او نزد پیامبر(ص)، از جمله بهعنوان نوه بزرگ او، حضور در ماجرای مباهله و قرارگرفتن در شمار اصحاب کساء، از اعتبار و منزلت بالایی برخوردار بود؛[۱]این جایگاه، در پی معرفی او بهعنوان جانشین امام علی(ع)، به پذیرش خلافتش از سوی مردم عراق و بسیاری از مناطق اسلامی و رسمیتیافتن حکومت او کمک کرد.[۲] اهالی شام به رهبری معاویه با این خلافت مخالفت کردند.[۳] مغرضین و مخالفان نیز با جعل و ترویج اخبار پوچ مانند بیبهره از تدبیر و سیاست، دنیاطلب، اهل تزویج، سعی در تخریب شخصیت او بودهاند.[۴]
اهلسنت او را با توجه به حدیثی منسوب به پیامبر(ص)، آخرین خلیفه از خلفای راشدین دانستهاند.[۵]
۱. زمینههای حکومت امام حسن(ع)
- خلافت امام حسن(ع) پس از شهادت امام علی(ع)
- وضعیت سیاسی و اجتماعی عراق
- ساختار حکومت و نیروهای نظامی
- بیعت مردم با امام حسن(ع)
۲. مبانی حکومتداری امام حسن(ع)
- مشروعیت حکومت از دیدگاه امام حسن(ع)
- جایگاه عدالت در حکومت
- حفظ مصالح عمومی
- پایبندی به آموزههای دینی
- رعایت حقوق مردم
۳. سیاست داخلی امام حسن(ع)
- مدیریت اختلافات داخلی
- برخورد با مخالفان
- تعامل با قبایل و گروههای سیاسی
- ساماندهی سپاه
- مدیریت بحرانهای اجتماعی و سیاسی
۴. سیاست خارجی و مواجهه با معاویه
- موضع امام حسن(ع) در برابر معاویه
- تلاش برای جلوگیری از جنگ
- نامهنگاری و مذاکره با معاویه
- دلایل پذیرش صلح
- مفاد و اهداف پیمان صلح
۵. مدیریت اقتصادی و اجتماعی
- توجه به بیتالمال
- رعایت عدالت در توزیع منابع
- حمایت از نیازمندان
- شیوه برخورد با کارگزاران
- مسئولیت حکومت در برابر مردم
۶. قلمرو حکومت و پایتخت
۷.شیوه رهبری و مدیریت حکومت
- مشورت با یاران
- عدالت
- تقسیم بیتالمال
- آزادی مخالفان
- رابطه با مردم
- صبر و مدارا در سیاست
- حفظ انسجام جامعه
- توجه به علم و آبادانی
- سختگیری در اجرای دین و قانون
- تقدم مصالح عمومی بر منافع سیاسی
۷. صلح امام حسن(ع) بهعنوان یک تصمیم حکومتی
- زمینههای سیاسی و نظامی صلح
- اهداف امام حسن(ع) از صلح
- واکنش یاران و مخالفان
- پیامدهای سیاسی صلح
- صلح در تحلیل منابع شیعه و اهلسنت
۸. کارگزاران و یاران امام حسن(ع)
- انتخاب و عملکرد کارگزاران
- نقش قیس بن سعد
- نقش عبیدالله بن عباس
- نقش حجر بن عدی
- اختلاف مواضع یاران امام
۹. ویژگیهای حکومتداری امام حسن(ع)
- عدالتمحوری
- مردمداری
- واقعبینی سیاسی
- حفظ مصالح امت
- پرهیز از خشونت غیرضروری
- پایبندی به تعهدات
۱۰. ارزیابی حکومت امام حسن(ع)
- مدت و محدوده حکومت
- مهمترین چالشهای حکومت
- دستاوردهای سیاسی
- علل ناکامی حکومت
- جایگاه حکومت امام حسن(ع) در تاریخ سیاسی اسلام
..........................................
بسم الله الرحمن الرحیم
حکومت امام حسن(ع)
دوران کوتاه خلافت
امام مجتبی(ع) از ۲۱ رمضان سال ۴۰ق[۶] به مدت ۶ الی ۸ ماه خلیفه مسلمانان بود.
خلافت او با بیعت مردم عراق و همراهی سایر سرزمینهای اطراف آغاز شد.[۷]معاویه با همراهی سپاهیانی از شام به جنگ اهل عراق آمد.[۸] این جنگ در نهایت به صلح و واگذاری خلافت به معاویه، نخستین خلیفه اموی انجامید.[۹]
بیعت مسلمانان و مخالفت اهل شام
بنا بر نقل منابع شیعه و اهل سنت، پس از شهادت امام علی در سال ۴۰ق. مردم با حسن بن علی(ع) برای خلافت بیعت کردند.[۱۰] به گفته بلاذری (درگذشته ۲۷۹ق)، عبیدالله بن عباس پس از دفن پیکر امام علی(ع)، به میان مردم آمد و خبر شهادت امام را به آنان داد و گفت: او جانشینی شایسته و بردبار به جا گذاشته است. اگر دوست دارید با او بیعت کنید.[۱۱] در کتاب الارشاد آمده است صبح جمعه ۲۱ رمضان حسن بن علی در مسجد، خطبهای خواند و شایستگیها و فضائل پدر خویش را برشمرد و بر پیوند خود با پیامبر(ص) تاکید کرد و با اشاره به امتیازات خود، به آیاتی از قرآن درباره موقعیت خاص اهلبیت(ع)، استناد نمود.[۱۲] پس از سخنان او، عبدالله بن عباس برخاست و به مردم گفت: با فرزند پیامبرتان و وصیّ امامتان بیعت کنید. مردم نیز با او بیعت کردند.[۱۳] منابع، تعداد بیعتکنندگان را بیش از چهل هزار نفر شمردهاند.[۱۴] بنابر نقل طبری، قیس بن سعد بن عباده فرمانده سپاه امام علی(ع) نخستین کسی بود که بیعت کرد.[۱۵]
به گفته حسین محمد جعفری در کتاب تشیع در مسیر تاریخ، بسیاری از اصحاب پیامبر(ص) که پس از ساخت کوفه در این شهر ساکن شده یا در دوره خلافت امام علی(ع)، همراه او به کوفه آمده بودند، در بیعت با امام حسن(ع) شرکت کردند یا خلافت او را پذیرفتند.[۱۶] جعفری با تکیه بر قرائنی معتقد است اهالی مکه و مدینه نیز با خلافت حسن بن علی موافق بودند و مردم عراق او را تنها گزینه برای این مقام میدانستند.[۱۷] به گفته جعفری مردم یمن و فارس نیز نسبت به این بیعت، تایید ضمنی داشته یا حداقل، اعتراض و مخالفتی نکردهاند.[۱۸]
در برخی منابع آمده است هنگام بیعت، شروطی مطرح شد؛ از جمله در الامامة و السیاسة آمده است حسن بن علی به مردم گفت: آیا بیعت میکنید که فرمانم را اطاعت کنید و با هر کس جنگیدم بجنگید و با هر کس صلح کردم، صلح کنید؟ آنها با شنیدن این سخن به تردید افتادند و نزد حسین بن علی(ع) رفتند تا با او بیعت کنند، ولی او گفت: به خدا پناه میبرم که تا حسن زنده است با شما بیعت کنم. آنان بازگشتند و با حسن بن علی بیعت کردند.[۱۹] طبری (درگذشته ۳۱۰ق) گفته است قیس بن سعد هنگام بیعت با او شرط کرد که بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر عمل کند و با کسانی که خون مسلمانان را حلال میشمرند، بجنگد؛ ولی امام حسن(ع)، تنها کتاب خدا و سنت پیامبر را پذیرفت و هر شرط دیگری را برگرفته از همین دو شرط دانست.[۲۰] عدهای از این گونه گزارشها چنین نتیجه گرفتهاند که امام حسن(ع) فردی صلحطلب و جنگگریز بوده و سیره و منش او با پدر و برادرش تفاوت داشته است.[۲۱]
رسول جعفریان معتقد است که این شرطها، به این معنا نبود که حسن بن علی از آغاز قصد جنگ نداشته، بلکه هدف اصلی وی، حفظ حوزه اقتدار خود به عنوان پیشوای جامعه برای آزاد بودن در تصمیمگیری بوده است و حتی اقدامات بعدی او نشان میدهد که بر جنگ اصرار داشته است.[۲۲] به گفته ابوالفَرَج اصفهانی یکی از نخستین اقدامات حسن بن علی(ع) پس از خلافت، افزایش صد در صدی دستمزد سربازان بود.[۲۳]
جنگ و صلح با معاویه
مهمترین رویداد سیاسی در زندگی حسن بن علی(ع)، جنگ با معاویه است که به صلح انجامید.[۲۴] همزمان با بیعت مردم عراق با حسن بن علی، و تایید ضمنی آن از سوی مردم حجاز و یمن و فارس،[۲۵] اهالی شام با معاویه بیعت کردند.[۲۶] معاویه در سخنرانیهای خود و در نامهنگاریهایی که با امام حسن(ع) داشت، بر تصمیم جدی خود برای بهرسمیتنشناختن این بیعت تاکید کرد.[۲۷] او که از زمان مرگ عثمان خود را برای خلافت، آماده کرده بود[۲۸] با لشکری به سوی عراق حرکت کرد.[۲۹] بر اساس برخی گزارشها، امام حسن(ع) تا حدود پنجاه روز پس از شهادت پدر و بیعت مردم، هیچ اقدامی در زمینه جنگ یا صلح نکرد.[۳۰] او وقتی از حرکت سپاه شام باخبر شد، با لشکریانش از کوفه خارج شد و سپاهی به فرماندهی عبیدالله بن عباس به سمت معاویه فرستاد.[۳۱]
جنگ میان دو سپاه
پس از برخوردی که میان دو سپاه رخ داد و به شکست شامیان انجامید، معاویه شبانه به عبیدالله پیغام داد که حسن بن علی به من پیشنهاد صلح داده و کار خلافت را به من واگذار خواهد کرد. معاویه به او وعده پرداخت یک میلیون درهم داد و او به معاویه پیوست. پس از آن، قیس بن سعد فرماندهی سپاه امام را بر عهده گرفت. [۳۲] بنابر نقل بلاذری (درگذشته ۲۷۹ق) پس از پیوستن عبیدالله به سپاه شام، معاویه با این گمان که سپاه امام حسن(ع) ضعیف شده، دستور داد با تمام توان به آنها حمله کنند، ولی سپاه امام به فرماندهی قیس، شامیان را شکست دادند. معاویه درصدد برآمد قیس را نیز با وعدهای شبیه آنچه به عبیدالله وعده داده بود، از سر راه بردارد، ولی موفق نشد.[۳۳]
موقعیت امام حسن(ع) در ساباط
از سویی امام حسن(ع) با لشکریان خود به ساباط رفت. به گفته شیخ مفید امام حسن(ع) برای آنکه یاران خود را بیازماید و فرمانبری آنها را بسنجد، خطبهای خواند و گفت: «وحدت و همدلی برایتان بهتر از تفرقه و جدایی است...؛ همانا تدبیری که من برای شما میاندیشم برای شما بهتر از تدبیری است که برای خودتان دارید.» پس از سخنان او، مردم با یکدیگر گفتند او قصد دارد با معاویه صلح کند و خلافت را به او واگذارد. عدهای به خیمه او هجوم بردند و وسایل او را غارت کردند و حتی سجاده او را از زیر پایش کشیدند.[۳۴] ولی بنابر نقل یعقوبی (درگذشته ۲۹۲ق) علت این حادثه آن بود که معاویه چند نفر را برای گفتگو نزد حسن بن علی فرستاد. آنها وقتی از نزد وی برمیگشتند، با صدای بلند به گونهای که مردم بشنوند، با یکدیگر میگفتند: خدا توسط پسر رسول خدا، خون مسلمانان را حفظ و فتنه را خاموش کرد؛ او صلح را پذیرفت. سپاهیان امام با شنیدن این سخنان برآشفتند و به خیمه او حمله کردند.[۳۵] پس از این ماجرا یاران نزدیک امام حسن(ع) به محافظت از او پرداختند، ولی در تاریکی شب یکی از خوارج[۳۶] به او نزدیک شد و گفت: ای حسن مشرک شدی همان گونه که پدرت مشرک شد؛ سپس با خنجری به ران او زد و امام که سوار بر اسب بود بر زمین افتاد.[۳۷] حسن بن علی(ع) را بر روی تختی به مدائن بردند و در خانه سعد بن مسعود ثقفی منزل دادند تا درمان شود.[۳۸]
جنگ میان معاویه و امام حسن(ع)، در نهایت به امضای قرارداد صلح انجامید. به گفته رسول جعفریان دلایلی از جمله سستی مردم، شرایط زمانه و حفظ شیعیان سبب شد امام مجتبی(ع) صلح را بپذیرد.[۳۹] بر اساس این قرارداد خلافت به معاویه واگذار شد.[۴۰]
تاریخ واگذاری خلافت به معاویه را ۲۵ ربیعالاول(مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۲۶.) یا ربیع الاخر یا جمادی الاولی(ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۵.) سال ۴۱ق ثبت کردهاند.
منابع
پانویس
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی ائمه(ع)، ۱۳۸۱ش، ص۱۲۰ و ۱۲۱.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی ائمه(ع)، ۱۳۸۱ش، ص۱۲۰ و ۱۲۱.
- ↑ ابنکثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج۸، ص۲۱.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی ائمه(ع)، ۱۳۸۱ش، ص۱۲۱.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۲۹؛ مقدسى، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۵، ص۲۳۸؛ ابنکثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج۶، ص۲۵۰.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹.
- ↑ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۸-۱۶۱.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱؛ ابناعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۲۸۶.
- ↑ جعفریان، حیات فکرى و سیاسى ائمه، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۷-۱۴۸.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۲۱۴؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۸ق، ج۵، ص۱۵۸؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۲۶.
- ↑ بلاذری، انساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۸.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۷-۹؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفة، ص۶۲.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۸-۹.
- ↑ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۳۵۸؛ ابنعبد البر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۸۵؛ دیار بکری، تاریخ الخمیس، دار صادر، ج۲، ص۲۸۹؛ نویری، نهایة الأرب، ۱۴۲۳ق، ج۲۰، ص۲۲۹.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۸ق، ج۵، ص۱۵۸.
- ↑ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۸
- ↑ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۸-۱۶۰
- ↑ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ۱۳۸۰ش، ص۱۶۱
- ↑ ابنقتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۴.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۱۵۸.
- ↑ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ۱۳۸۲ش، ص۱۶۱.
- ↑ جعفریان، حیات فکرى و سیاسى ائمه، ۱۳۸۱ش، ص۱۳۲.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۶۴
- ↑ هاشمى نژاد، درسى كه حسین به انسانها آموخت، ۱۳۸۲ش، ص۴۰.
- ↑ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ۱۳۸۰ش، ص۱۶۱.
- ↑ ابنکثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج۸، ص۲۱.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دار المعرفه، ص۶۷ به بعد؛ ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۶، ص۲۵ به بعد.
- ↑ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ۱۳۸۰ش، ص۱۶۱.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱؛ ابناعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۲۸۶.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۲۹
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفة، ص۷۱.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفة، ص۷۳-۷۴.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۳۸.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۲۱۴.
- ↑ دینوری، الأخبارالطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۱۷.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۳۵.
- ↑ جعفریان، حیات فکرى و سیاسى ائمه، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۸-۱۵۵.
- ↑ آل یاسین، صلح الحسن، ۱۴۱۲ق، ص۲۵۹-۲۶۱.
منابع
- جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی ائمه(ع)، قم، انصاریان، چاپ ششم، ۱۳۸۱ش