پرش به محتوا

کاربر:H.shamloo/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
H.shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
H.shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۴: خط ۱۴:


==آموزه‌ها==
==آموزه‌ها==
آموزه‌های عرفانی ابن‌عربی با عنوان علم تصوف<ref>زرین‌کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۹.</ref> یا عرفان نظری<ref>؟</ref> معرفی کرده‌اند. ابن‌عربی را بنیادگذار<ref>مطهری، ج۱، ص۲۳۷.</ref> یا تکمیل‌کننده<ref>فرغانی، مشارق الدراری، ۱۳۷۹ش، مقدمه محقق، ص۱۴.</ref> عرفان نظری دانسته‌اند. از نظر برخی، کوشش‌های ابن‌عربی موجب شد تا عرفان نظری به‌عنوان یک علم مستقل و منسجم، با زبان فنی خاص، مطرح شود و آثار مستقل بسیاری در این زمینه نگاشته شود.<ref>یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۳۰.</ref> منابع آموزه‌ها ابن‌عربی در این زمینه را قرآن، حدیث، سنت شفاهی و مکتوب تصوف، کلام اشعری، معارف باطنیه (اسماعیلیه و قرامطهاخوان الصفاء، فلسفه نوافلاطونی، رواقی و مشائی برشمرده اند.       
آموزه‌های عرفانی ابن‌عربی با عنوان علم تصوف<ref>زرین‌کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۹.</ref> یا عرفان نظری<ref>؟</ref> معرفی کرده‌اند. ابن‌عربی را بنیادگذار<ref>مطهری، ج۱، ص۲۳۷.</ref> یا تکمیل‌کننده<ref>فرغانی، مشارق الدراری، ۱۳۷۹ش، مقدمه محقق، ص۱۴.</ref> عرفان نظری دانسته‌اند. از نظر برخی، کوشش‌های ابن‌عربی موجب شد تا عرفان نظری به‌عنوان یک علم مستقل و منسجم، با زبان فنی خاص، مطرح شود و آثار مستقل بسیاری در این زمینه نگاشته شود.<ref>یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۳۰.</ref> منابع آموزه‌ها ابن‌عربی در این زمینه را قرآن، حدیث، سنت شفاهی و مکتوب تصوف، کلام اشعری، معارف باطنیه (اسماعیلیه، قرامطه و اخوان الصفاء)، فلسفه نوافلاطونی، رواقی و مشائی برشمرده‌اند.<ref>عفیفی، «ابن‌عربی فی دراساتی»، ص۱۸؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۴۲-۱۴۳.</ref>      


شرحی کوتاه از عرفان نظری و ترسیم جایگاه ابن عربی درباره آن (مقدمه فصوص آشتیانی و کتاب یزدان پناه) منابع تعالیم ابن عربی (چیتیک جلوه های معنویت ص۱۴۲) و عفیفی مقدمه فصوص ص۷ و التذکاری ص۱۸. ابزار او برای برآوردن آموزه هایش تأویل گرایی است؟
شرحی کوتاه از عرفان نظری و ترسیم جایگاه ابن عربی درباره آن (مقدمه فصوص آشتیانی و کتاب یزدان پناه) منابع تعالیم ابن عربی (چیتیک جلوه های معنویت ص۱۴۲) و عفیفی مقدمه فصوص ص۷ و التذکاری ص۱۸. ابزار او برای برآوردن آموزه هایش تأویل گرایی است؟

نسخهٔ ‏۱۸ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۰۳

ابن‌عربی

جایگاه

بازتاب اندیشه و تأثیر

مذهب: سنی یا شیعه

زندگی و تحصیل

محیی‌الدین‌ ابوعبدالله‌[۱] (ابوبکر)[۲] محمد بن‌ علی‌ بن‌ محمد بن‌ احمد بن عبدالله بن حاتم طائی (۵۶۰-۶۳۸ق) در مُرْسِیه از شهرهای اندلس به‌دنیا آمد.[۳] از نیاکان او یکی حاتم طائی،[۴] بخشنده مشهور عرب، بوده و دیگری عبدالله بن حاتم، برادر عدی بن حاتم طائی از یاران پیامبر(ص) و امام علی(ع) بوده است.[۵] در منابع، خاندان پدری و مادری او را از اهل علم، زهد و تصوف نوشته‌اند.[۶] ابن‌عربی در هشت‌سالگی به اِشْبیلِیه، پایتخت اندلس، منتقل شد و تا سال ۵۹۸ق (۳۸ سالگی) در آنجا ماند و تحصیلات دینی و ادبی خود را به پایان رساند.[۷]

ابن‌عربی دوران زندگی خود قبل از ورود به تصوف را دوران جاهلیت می‌خواند و از رخدادی که موجب عبور او از این دوران می‌شود یاد می‌کند.[۸] او خود تاریخ ورودش به طریقت را سال ۵۸۰ق (۲۱ سالگی) ذکر کرده است.[۹] برخی نویسندگان زندگی‌نامه ابن‌عربی گزارش کردند که او پس از ورود به عالم تصوف تمام وقت خود را صرف خواندن متون صوفیانه و ملاقات با شیوخ صوفیه کرد.[۱۰] گفته شده که ابن‌عربی، به‌غیر از استادانش در علوم دینی و ادبی، در دوران حیاتش به حضور بسیاری از مشایخ صوفیه در مناطق مختلف جهان اسلام می‌رسیده[۱۱] که گزارش این دیدارها را در برخی آثارش، مانند روح القدس[۱۲] و الدرة الفاخره،[۱۳] آورده است.

ابن‌عربی، پیش از ترک همیشگی سرزمین‌های غرب اسلامی سفرهای متعددی برای دیدار مشایخ صوفیه به شهرهای مختلف اندلس و شمال آفریقا کرد.[۱۴] سید حسین نصر، عرفان‌پژوه، سفر ابن‌عربی به شرق جهان اسلام را آغاز دور جدیدی از زندگی او می‌داند.[۱۵] در شرق اسلامی، به جز حجاز، به مصر، قدس بغداد، موصل، حلب و بلاد روم (آسیای صغیر) سفر کرد و به جز دیدار با مشایخ صوفیه از برخی از عالمان علوم اسلامی، چون ابن‌جوزی (۵۱۰-۵۹۷ق)، نیز بهره برد.[۱۶] در نهایت، در سال ۶۲۰ق و در شصت‌سالگی در دمشق ساکن شد و باقی عمر خود را در آنجا به تألیف و ارشاد پرداخت.[۱۷] ابن‌عربی در سال ۶۳۸ق درگذشت و در دامنه کوه قاسیون دمشق به‌خاک سپرده شد.[۱۸]

آموزه‌ها

آموزه‌های عرفانی ابن‌عربی با عنوان علم تصوف[۱۹] یا عرفان نظری[۲۰] معرفی کرده‌اند. ابن‌عربی را بنیادگذار[۲۱] یا تکمیل‌کننده[۲۲] عرفان نظری دانسته‌اند. از نظر برخی، کوشش‌های ابن‌عربی موجب شد تا عرفان نظری به‌عنوان یک علم مستقل و منسجم، با زبان فنی خاص، مطرح شود و آثار مستقل بسیاری در این زمینه نگاشته شود.[۲۳] منابع آموزه‌ها ابن‌عربی در این زمینه را قرآن، حدیث، سنت شفاهی و مکتوب تصوف، کلام اشعری، معارف باطنیه (اسماعیلیه، قرامطه و اخوان الصفاء)، فلسفه نوافلاطونی، رواقی و مشائی برشمرده‌اند.[۲۴]

شرحی کوتاه از عرفان نظری و ترسیم جایگاه ابن عربی درباره آن (مقدمه فصوص آشتیانی و کتاب یزدان پناه) منابع تعالیم ابن عربی (چیتیک جلوه های معنویت ص۱۴۲) و عفیفی مقدمه فصوص ص۷ و التذکاری ص۱۸. ابزار او برای برآوردن آموزه هایش تأویل گرایی است؟

  • وحدت وجود: این مفهوم آموزه اصلی و اساسی عرفان ابن‌عربی قلمداد شده است.[۲۵] برخی محققان تصویر ارائه‌شده از وحدت وجود از سوی ابن‌عربی را دارای ابهام قلمداد کرده‌اند؛ ابهامی که تلاش مفسران مکتب عرفانی او را برای تبیین آن در پی داشته است.[۲۶] از نظر برخی محققان، این اصطلاح از سوی ابن‌عربی به‌کار گرفته نشده و نخستین‌بار آن را مفسرانش برای توصیف تفسیر خاص ابن‌عربی از نظام آفرینش به‌کار گرفته‌اند.[۲۷] وحدت وجود از منظر ابن‌عربی را مبنی بر این دانسته‌اند که وجود حقیقتی واحد و ازلی است که همان وجود الهی است؛ در مقابل، آفرینش، با تمام مظاهر گوناگون خود، وجود مستقل حقیقی ندارد و جز تصویری از یک حقیقت یگانه نیست.[۲۸]
  • اسماء الله: نظام عرفانی ابن‌عربی را بر مبنای ایمان به جایگاه باطنی اسماء الهی قلمداد کرده‌اند.[۲۹] به روایت نصر، ابن‌عربی اسماء الله را اسبابی می‌داند که خداوند با آنها خود را در جهان آشکار می‌سازد؛ بر این اساس، اسماء الله هم ریشه آفرینش موجودات و هم اساس معرفت است که بندگان با دستیابی به آن می‌توانند به حق برسند.[۳۰] ابن‌عربی ولایت را نیز از اسماء الله می‌داند و به همین دلیل آن را، بر خلاف نبوت، دائمی می‌شمارد و از آن برتر می‌نشاند.[۳۱] او معتقد است که اسم ولی همیشه نیازمند نمودی انسانی است که اولیاء الهی هستند.[۳۲]
  • انسان کامل: محققان معتقدند که انسان کامل مفهومی کلیدی در عرفان ابن‌عربی است[۳۳] و اولین بار هم در آثار او مطرح شده است.[۳۴] از نظر ابن‌عربی، انسان کامل تجلی کامل اسماء الهی[۳۵] و خلیفه خداوند بر روی زمین است که حق در او ظهور می‌کند، خلقت از او آغاز می‌شود و با او پایان می‌یابد.[۳۶] او انسان کامل را عامل برپایی عالم و محافظ مخلوقات آن بر می‌شمرد.[۳۷] گفته شده که ابن‌عربی انسان کامل را همان ولی الله می‌داند که هادی موجودات به‌سوی خداست.[۳۸] او مصداق کامل انسان کامل را پیامبر(ص) می‌داند که سرور جهانیان در دنیا و آخرت است.[۳۹]

خاتم اولیاء از منظر ابن‌عربی

برخی محققان معتقدند که ابن‌عربی مصداق انسان کامل پس از پیامبر خاتم(ص) را «خاتم اولیاء» خوانده است؛[۴۰] کسی که بیشترین و کامل‌ترین معرفت را نسبت به خدا دارد.[۴۱] ابن‌عربی خود برای مفهوم خاتم اولیاء تقسیمی قائل شده است: خاتم اولیاء به ولایت مطلقه یا عامه، خاتم اولیاء به ولایت محمدیه یا خاصه.[۴۲] ابن‌عربی در چند مورد مصداق خاتم اولیاء[یادداشت ۱] به ولایت مطلقه را عیسی(ع) دانسته که در آخرالزمان در مقام وارث پیامبر خاتم(ص) ظهور خواهد کرد.[۴۳] خاتم اولیاء به ولایت محمدیه (خاصه) از نظر ابن‌عربی را کامل‌ترین کاملان و وارث محمدی(ص) علم نبوی خوانده‌اند که علم خود را از روح پیامبر(ص) می‌گیرد.[۴۴]

درباره مصداق خاتم ولایت محمدیه از نظر ابن‌عربی دو روایت نقل شده است:[۴۵] اینکه ابن‌عربی خود خاتم اولیاء است؛[۴۶] اینکه شخصی بزرگ‌زاده و بزرگوار از عرب است که ابن‌عربی با او در سال ۵۹۵ق در شهر فاس مراکش دیدار کرده و نشانه‌های خاتمیت او را دیده است.[۴۷] گفته شده که برخی مفسران ابن‌عربی، چون قیصری[۴۸] و جَنْدی،[۴۹] تلاش کرده‌اند تا روایت اول را تثبیت کنند.[۵۰] سید حیدر آملی، شارح شیعه ابن‌عربی، تأیید کرده‌ که ابن‌عربی خود را خاتم اولیاء برشمرده و، به‌رغم نظر او، خاتم اولیاء را امام زمان(ع) تلقی کرده‌ است.[۵۱]

برخی دیگر از شارحان ابن‌عربی، چون عبدالرزاق کاشانی،[۵۲] خواجه محمد پارسا[۵۳] و آقا محمدرضا قمشه‌ای[۵۴]، مصداق خاتم اولیاء در نظر ابن‌عربی را امام زمان(ع) دانسته‌اند. حسن حسن‌زاده آملی خاتم اولیاء از نظر ابن‌عربی را مهدی(ع) می‌داند که در باب ۳۶۶ فتوحات، و برخی رسالات دیگرش[۵۵]، خصوصیات او و یارانش را برشمرده است؛[۵۶] از جمله اینکه خداوند خلیفه‌ای دارد که قیام خواهد کرد و جهان را از عدل پر خواهد کرد، آنچنان که پیش از قیامش از ظلم پر شده بود؛[۵۷] او از اهل‌بیت(ع) و از فرزندان فاطمه(س) و حسین(ع)[یادداشت ۲] است.[۵۸] ابن‌عربی این شخص را مهدی می‌خواند و صفات او را بر می‌شمرد؛[۵۹] صفاتی که همانند صفات مهدی(ع) در روایات شیعی و نشان از ارادت عمیق ابن‌عربی به امام زمان(ع) قلمداد شده است.[۶۰]

آثار

ابن‌عربی را پرتألیف‌ترین صوفی اسلامی[۶۱] و یکی از پرتألیف‌ترین مؤلفان اسلامی دانسته‌اند.[۶۲] ابن‌عربی خود در نامه‌ای، به سال ۶۳۲ق، از ۲۴۰ اثر خود یادکرده و کوچک‌ترین آنها را یک جزء و بزرگ‌ترین آنها را افزون بر صد مجلد دانسته است.[۶۳] او در جایی دیگر تعداد آثار خود را ۴۰۰ و اندی برشمرده است.[۶۴] در پژوهشی، از میان ۸۴۸ اثر منسوب به ابن‌عربی صحت انتساب ۷۰۰ اثر تأیید شده است.[۶۵]

آثار ابن‌عربی را به‌لحاظ موضوعی دارای تنوع فراوان ارزیابی کرده‌اند: خداشناسی، انسان‌شناسی، فقه، حدیث، تفسیر و علم اعداد و علوم غریبه که همه دارای رویکرد صوفیانه دانسته شده‌اند.[۶۶] ابن‌عربی خود عنوان کرده که هرگز قصد نگارش نداشته، اما الهام‌های قلبی الهی، در خواب یا در حالت مکاشفه، جان او را آتش می‌زده و او برای بازیافتن آرامش دوباره، بدون نیت قبلی، به نگارش دست می‌زده است.[۶۷] مهم‌ترین آثار ابن‌عربی را دو کتاب فصوص الحکم و فتوحات مکیه به‌شمار برده‌اند.[۶۸] از نظر عبدالرحمن جامی، عارف قرن نهم قمری، آنچه در این دو کتاب از معارف صوفیانه آمده در هیچ کتاب و از هیچ عارفی نیامده است.[۶۹]

فُصوص الحِکَم: کتابی مختصر شامل ۲۷ فَصّ (نگین انگشتر) که هر یک به نام یکی از انبیاء الهی‌(ع) نامگذاری شده است.[۷۰] ابن‌عربی در دیباچه فصوص الحکم می‌گوید که آن را طی رؤیایی بشارت‌آمیز از رسول خدا(ص) گرفته و وظیفه انتقال بی‌ کم و کاست معارف آن به مردم را برعهده دارد.[۷۱] از نظر ویلیلم چیتیک، متخصص عرفان اسلامی، ابن‌عربی در این کتاب، با مبنا قرار دادن قرآن و حدیث، درباره معرفت الهی که بر ۲۷ تن از پیامبران الهی(ع) عرضه شده سخن گفته است؛ او در این کتاب توضیح داده که چگونه هر پیامبر تجلی از یکی از اسماء الهی است.[۷۲] محققان فصوص الحکم را یکی از ارزشمندترین آثار ابن‌عربی،[۷۳] دقیق‌ترین و عمیق‌ترین متن عرفانی[۷۴] و چکیده تعالیم باطنی ابن‌عربی[۷۵] برشمرده‌اند. نگاشته‌شدن بیش از یک‌صد شرح بر این کتاب و تبدیل آن به کتابی درسی در عرفان نظری را نشانی از اهمیت و جایگاه آن در تصوف اسلامی دانسته شده است.[۷۶]

فُتوحات مَکّیّه: محققان این کتاب را دایرة‌المعارفی عرفانی،[۷۷] سرشار از تصاویر الهام‌های قلبی ابن‌عربی[۷۸] و خلاصه‌ای از کل علوم عرفانی و باطنی موجود در اسلام قلمداد کرده‌اند.[۷۹] ابن‌عربی معارف فتوحات را ناشی از الهام الهی دانسته است.[۸۰] آنه‌ماری شیمل، اسلام‌شناس و عرفان‌پژوه آلمانی، معتقد است که ابن‌عربی در این کتاب کوشیده که در ۵۶۰ باب نوعی کیهان‌شناسی و خداشناسی عرفانی کامل ارائه کند.[۸۱] چیتیک مطالب اصلی این کتاب را چنین صورت‌بندی کرده است: معانی مناسک عبادی اسلامی، مقاماتی که سالکان طریقت از آن می‌گذرند، مفهوم و ماهیت مراتب مختلف وجود در عالم هستی، معنای وجودی و معنوی حروف الفبای عربی و معنای عرفانی و باطنی برخی آیات قرآن و روایات.[۸۲]

منتقدان و نقدها

کتاب‌شناسی

پانویس

  1. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۱، ص۱۸۶.
  2. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۳۳۲.
  3. مقری تلمسانی، نفح الطیب، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۰۵.
  4. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۷۵ش، ص۶.
  5. مقری تلمسانی، نفح الطیب، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۰۵.
  6. غراب، الشیخ الاکبر محی‌الدین ابن‌العربی، ۱۴۰۳ق، ص۱۹-۲۰؛ جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۷۵ش، ص۵-۱۲.
  7. مقری تلمسانی، نفح الطیب، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۰۵؛ جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۷۵ش، ص۱۳.
  8. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۴، ص۵۴۰.
  9. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۴۲۵.
  10. پالاسیوس، زندگی و مکتب ابن‌عربی، ۱۳۸۵ش، ص۴۶.
  11. ابن‌عربی، صوفیان اندلس، ۱۴۰۰ش، مقدمه مترجم، ص۱۹-۲۰.
  12. ابن‌عربی، صوفیان اندلس، ۱۴۰۰ش، ص۲۹-۱۵۴.
  13. ابن‌عربی، مختصر الدرة الفاخرة، عمان (اردن)، ص۲۴-۹۸.
  14. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۷۵ش، ص۳۷-۶۶؛ عدّاس، در جستجوی کبریت احمر، ۱۳۸۷ش، ص۲۵۹.
  15. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۰۰.
  16. مقری تلمسانی، نفح الطیب، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۰۵؛ غراب، الشیخ الاکبر محی‌الدین ابن‌العربی، ۱۴۰۳ق، ص۱۶۴-۱۶۵.
  17. پالاسیوس، زندگی و مکتب ابن‌عربی، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۷.
  18. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۳۴۸.
  19. زرین‌کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۹.
  20. ؟
  21. مطهری، ج۱، ص۲۳۷.
  22. فرغانی، مشارق الدراری، ۱۳۷۹ش، مقدمه محقق، ص۱۴.
  23. یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۳۰.
  24. عفیفی، «ابن‌عربی فی دراساتی»، ص۱۸؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۴۲-۱۴۳.
  25. زرین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۴۵؛ شیمل، تصوف، ۱۴۰۱ش، ص۶۱.
  26. استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۱۸۲۴.
  27. شیمل، تصوف، ۱۴۰۱ش، ص۶۱-۶۳؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۴۸.
  28. زرین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۴۵-۱۴۶؛ ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۶۹-۷۱.
  29. پالاسیوس،؟
  30. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۵.
  31. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۱۳۴-۱۳۵.
  32. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۱۳۵.
  33. چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۵۷.
  34. نیکلسون، «الانسان الکامل»، ص۴۹.
  35. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۵.
  36. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۲۱۴.
  37. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۵۰.
  38. ملکی، خاتم اولیاء، ۱۳۸۸ش، ص۴۲-۴۳.
  39. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۳۱.
  40. یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۶۵۱.
  41. ملکی، خاتم اولیاء، ۱۳۸۸ش، ص۴۵.
  42. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۴۹.
  43. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۱، ص۱۸۴-۱۸۵؛ ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۴۹.
  44. جندی، شرح فصوص الحکم، ۱۴۲۳ق، ص۱۳۸.
  45. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۷۵ش ص۵۲۱.
  46. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۱، ص۳۱۸-۳۱۹.
  47. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۴۹.
  48. قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۴؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۳۵۸.
  49. جندی، شرح فصوص الحکم، ۱۴۲۳ق، ص۲۵۰-۲۵۲.
  50. یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۶۵۵؛ سید موسوی، «نقد نظریه مؤیدالدین جَندی در خاتم الاولیاء بودن ابن‌عربی»، ص۱۰۹.
  51. سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، ص۳۹۵.
  52. عبدالرزاق کاشانی، شرح فصوص الحکم، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۷.
  53. خواجه محمد پارسا، شرح فصوص الحکم، ۱۳۶۶ش، ص ۸۴.
  54. قمشه‌ای، مجموعه آثار حکیم صهبا، ۱۳۷۸، ص۱۱۱-۱۱۴.
  55. ؟
  56. حسن‌زاده آملی، هزار و یک نکته، ۱۳۶۵ش، ص۳۸۷-۳۸۸.
  57. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۲۷.
  58. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۲۷.
  59. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۲۷-۳۲۸؛ ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۳۵.
  60. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۷۵ش، ص۵۳۱.
  61. خراسانی (شرف)، «ابن‌عربی، ابوعبدالله»، ص۲۳۰.
  62. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۷۵ش، ص۱۰۶.
  63. نبهانی، جامع کرامات الأولياء، ۱۳۴۰ق، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۹.
  64. شعرانی، الیواقیت و الجواهر، بیروت، ج۱، ص۲۵.
  65. یحیی، مؤلفات ابن عربی تاریخها و تصنیفها، ۲۰۰۶م، ص۷۹.
  66. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، مقدمه محقق، ج۱، ص۶؛ خدامرادی و ضرابی‌زاده، «تصوف، مباحث تاریخی، سده‌های ۶-۷ق/ ۱۲-۱۳م»، ص۶۶.
  67. ؟
  68. زرین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۴۰؛ مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۸؛ ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۳۰؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۳۴.
  69. جامی، نفحات الانس، ۱۳۸۲ش، ص۵۴۷.
  70. حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۱۴۳.
  71. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۴۷.
  72. چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۳۵.
  73. صدرالدین قونوی، الفکوک، ۱۴۳۴ق، ص۸.
  74. مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۸.
  75. کربن، تخیل خلاق در عرفان ابن‌عربی، سال، ص.
  76. نیکلسون، تصوف اسلامی، ۱۳۵۸ش، یادداشت‌های مترجم ، ص۱۶۳-۱۶۴؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۳۴.
  77. مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۸؛ نصر، سه حکیم مسلمان، ص۱۰۲.
  78. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۰۲.
  79. زرین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۴۰؛ نصر، سه حکیم مسلمان، ص۱۰۲؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۳۴.
  80. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۱، ص۱۰؛ ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۴۵۶.
  81. شیمل، تصوف، ۱۴۰۱ش، ص۵۹-۶۰.
  82. چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۳۴.

یادداشت

  1. برخی محققان مطالب ابن‌عربی درباره مصداق خاتم اولیاء را مبهم و ناسازگار برشمرده‌اند(آشتیانی، «ختم ولایت در اندیشه ابن‌عربی»، ص۱۰۰؛ جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۷۵ش، ص۵۲۱)؛ برخی دیگر تلاش بعضی شاراحان ابن‌عربی برای رفع ناسازگاری را بی‌نتیجه قلمداد کرده‌اند(جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۷۵ش، ص۵۲۶).
  2. در متن فتوحات چاپ دار احياء التراث العربی بیروت حسن بن علی(ع) ضبط شده است (ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۲۷). برخی محققان این ضبط را اشتباه چاپی و ضبط صحیح را حسین بن علی(ع) دانسته‌اند (حسینی طهرانی، روح مجرد، ص۳۱۸).

منابع

  • آشتیانی، سید جلال‌الدین، «ختم ولایت در اندیشه ابن‌عربی»، در کیهان فرهنگی، شماره ۲۶، ۱۳۶۸ش.
  • ابن‌عماد حنبلی، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، تحقیق عبدالقادر ارناؤوط و محمود ارناؤوط، بیروت، دار ابن‌کثیر ۱۴۱۲ق/ ۱۹۹۱م.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، صوفیان اندلس (ترجمه بخشی از روح القدس)، ترجمه سید رضا فیض، تهران، انتشارات هرمس، ۱۴۰۰ش.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، الفتوحات المکیه، بیروت، دار احياء التراث العربی، بی‌تا.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، فصوص الحکم، تحقیق ابوالعلاء عفیفی، قاهره، دار احیاء الکتب العربیة، ۱۳۶۵ق/۱۹۴۶م.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، فصوص الحکم، تحقیق محمدعلی موحد و صمد موحد، تهران، انتشارات کارنامه، ۱۳۸۶ش.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، مختصر الدرة الفاخرة فيمن انتفعت به فی طريق الآخرة، تحقیق محمد ادیب الجادر، عمان (اردن)، دار الفتح للدراسات و النشر، بی‌تا.
  • استعلامی، محمد، فرهنگنامه تصوف و عرفان، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۹۸ش.
  • پالاسیوس، میگوئل آسین، زندگی و مکتب ابن‌عربی، ترجمه حمیدرضا شیخی، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۸۵ش.
  • جامی، عبدالرحمن بن احمد، نفحات الانس من حضرات القدس، تحقیق محمود عابدی، تهران، انتشارت اطلاعات، ۱۳۸۲ش.
  • جندی، مؤیدالدین محمود بن صاعد، شرح فصوص الحکم، تحقیق سید جلال‌الدین آشتیانی، ب‍وس‍ت‍ان‌ ک‍ت‍اب‌ ق‍م‌، ۱۴۲۳ق/۱۳۸۱ش.
  • جهانگیری، محسن، محیی‌الدین ابن‌عربی (چهره برجسته عرفان اسلامی)، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۵ش.
  • حسن‌زاده آملی، حسن، هزار و یک کلمه، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش.
  • حسن‌زاده آملی، حسن، هزار و یک نکته، تهران، مركز نشر فرهنگى رجاء، ۱۳۶۵ش.
  • حسینی طهرانی، سید محمدحسین، روح مجرد (یادنامه موحد عظیم و عارف کبیر سید هاشم موسوی حداد)، مشهد، انتشارات علامه طباطبایی، ۱۴۲۵ق.
  • الحکیم، سعاد، المعجم الصوفی، بی‌جا، دندره للطباعه و النشر، بی‌نا.
  • خدامرادی ثریا و سعید ضرابی‌زاده، «تصوف، مباحث تاریخی، سده‌های ۶-۷ق/ ۱۲-۱۳م»، در تصوف (خاستگاه، تاریخ و موضوعات وابسته)، به‌کوشش فاطمه لاجوردی، تهران، مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی)، ۱۳۹۶ش.
  • خواجه محمد پارسا، محمد بن محمد، شرح فصوص الحکم، تحقیق جلیل مسگرنژاد، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۶ش.
  • زرین‌کوب، عبدالحسین، ارزش میراث صوفیه، تهران، انتشارات آریا، ۱۳۴۴ش.
  • سید حیدر آملی، حیدر بن علی، جامع الاسرار و منبع الانوار، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۶۸ش.‏
  • سید موسوی، «نقد نظریه مؤیدالدین جَندی در خاتم الاولیاء بودن ابن‌عربی»، در جستارهایی در فلسفه و کلام، شماره ۹۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۵ش.
  • شرف (خراسانی)، شرف‌الدین، «ابن‌عربی، ابوعبدالله»، در دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ج۴، تهران، مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰ش.
  • شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الیواقیت و الجواهر في بیان عقاید الاکابر، بیروت، دار احياء التراث العربی، بی‌تا.
  • شیمل، آنه‌ماری، تصوف (مقدمه‌ای بر عرفان اسلامی)، ترجمه شاهرخ راعی، تهران، انتشارات حکمت، ۱۴۰۱ش.
  • صدرالدین قونوی، محمد بن اسحاق، الفکوک فی اسرار مستندات حکم الفصوص للشیخ الاکبر محیی‌الدین ابن‌عربی، تحقیق عاصم ابراهیم کیالی، بیروت، کتاب-ناشرون، ۱۴۳۴ق/۲۰۱۳م.
  • عبدالرزاق کاشانی، عبدالرزاق بن جمال‌الدین، شرح فصوص الحکم، تحقیق مجید هادی‌زاده، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
  • عدّاس، کلود، در جستجوی کبریت احمر، ترجمه فریدالدین رادمهر، تهران، انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۷ش.
  • غراب، محمود محمود، الشیخ الاکبر محی‌الدین ابن‌العربی، دمشق، دار الکاتب العرب، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • فرغانی، سعدالدین سعید بن محمد، مشارق الدراری (شرح تائیه ابن‌فارض)، تحقیق سید جلال‌الدین آشتیانی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۹ش.
  • قمشه‌‌ای، محمدرضا بن ابوالقاسم، مجموعه آثار حكیم صهبا (به همراه زندگی‌نامه)، تحقیق حامد ناجی اصفهانی و خلیل بهرامی قصرچمنی، اصفهان، کانون پژوهش، ۱۳۷۸ش.
  • قیصری، داود بن محمود، شرح فصوص الحکم داود القیصری، تحقیق حسن حسن‌زاده آملی، قم، بوستان کتاب، ۱۴۲۴ق/۱۳۸۲ش.
  • کربن، هانری، تخیل خلاق در عرفان ابن‌عربی، ترجمه انشاء‌الله رحمتی،...
  • ملکی، محمد (جلال‌الدین)، خاتم اولیاء از دیدگاه ابن‌عربی و علامه آشتیانی، قم، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، ۱۳۸۸ش.
  • نبهانی، یوسف بن اسماعیل، جامع کرامات الأولياء، بیروت، المکتبة العصرية، ۱۳۴۰ق/۲۰۰۹م.
  • نصر، سید حسین، سه حکیم مسلمان، ترجمه احمد آرام، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲ش.
  • نیکلسون، رینولد الین، «الانسان الکامل»، ‌در دائرة‌المعارف الاسلامیة، به‌کوشش احمد شنتناوی، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.
  • نیکلسون، رینولد الین، تصوف اسلامی و رابطه انسان و خدا، ترجمه محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، انتشارات طوس، ۱۳۵۸ش.
  • یحیی، عثمان، مؤلفات ابن‌عربی تاریخها و تصنیفها، تحقیق احمد محمد الطیب، قاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۲۰۰۱م.
  • یزدان‌پناه، سید یدالله، مبانی و اصول عرفان نظری، نگارش سید عطاء انزلی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹ش.