پرش به محتوا

کاربر:H.S/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Rezvani (بحث | مشارکت‌ها)
H.S (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۷: خط ۷:


== انگیزه و علت قتل ==
== انگیزه و علت قتل ==
[[پرونده:نگاره مینیاتوری هابیل و قابیل قرن 10 قمری.jpg|150px|بندانگشتی|چپ|نگاره مینیاتوری از سرگردانی قابیل برای پنهان کردن جسد هابیل در نسخه خطی کتاب قصص الانبیاء نیشابوری قرن ۱۰ قمری]]
[[پرونده:نگاره مینیاتوری هابیل و قابیل قرن 10 قمری.jpg|150px|بندانگشتی|چپ|نگاره مینیاتوری از سرگردانی قابیل برای پنهان کردن جسد هابیل در نسخه خطی کتاب قصص الانبیاء اثر نیشابوری قرن ۱۰ قمری]]
در احادیث، علت قتلِ هابیل، حسادت برادرش به او بر سرِ ماجرای تعیینِ جانشینِ حضرت آدم(ع) معرفی شده است.<ref >عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۱۲؛ کشی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ۸۶.</ref> وقتی خداوند به [[آدم (پیامبر)|حضرت آدم(ع)]] [[وحی]] کرد که [[اسم اعظم]] را به هابیل به‌عنوان، وصیّ بعدی بگوید، قابیل اعتراض کرد؛ از طرفی معتقد بود چون فرزند بزرگ‌تر است، جانشینی و وصایت باید برای او باشد و از طرفی سلیقۀ شخصی و علاقۀ [[حضرت آدم(ع)]] به هابیل را دلیل انتخاب می‌دانست، نه فرمان خداوند؛<ref>صادقی فدکی، ارتداد؛ بازگشت به تاریکی، ۱۳۸۸ش، ص۲۷۰.</ref> ازاین‌رو برای پایان یافتنِ این نزاع، [[وحی]] آمد که هریک به درگاه خدا قربانی آورند.<ref>صادقی فدکی، ارتداد؛ بازگشت به تاریکی، ۱۳۸۸ش، ص۲۷۰.</ref> به‌دنبال پذیرفته شدن قربانیِ هابیل، قابیل به او [[حسد|حسادت]] کرد و [[سوگند]] خورد که هابیل را خواهد کشت.<ref>عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۱۲؛ کشی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ۸۶.</ref> بنابر آیات قرآن، هابیل ضمن اشاره به [[تقوا|تقوای]] الهی و اینکه خداوند قربانی اهل تقوا را می‌پذیرد، خطاب به قابیل گفت اگر تو قصد کشتن من را داشته باشی من هرگز اقدام به کشتن تو نمی‌کنم و مرتکب این [[گناه]] نمی‌شوم؛ همچنین به قابیل هشدار داد اگر مرتکب قتل شود در زمره ستمگران خواهد بود و مستحق [[جهنم]] است.<ref>سوره مائده، آیه۲۹.</ref> بنابر  نقل تاریخ‌نگاران، سرانجام زمانی که هابیل برای چراندن گوسفندان خود به کوهی رفته بود، در‌حالی‌که مشغول استراحت بود، مورد حمله قابیل قرار گرفت و با اصابت سنگی به سرش به قتل رسید.<ref>طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۱۳۸.</ref>  
در احادیث، علت قتلِ هابیل، حسادت برادرش به او بر سرِ ماجرای تعیینِ جانشینِ حضرت آدم(ع) معرفی شده است.<ref >عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۱۲؛ کشی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ۸۶.</ref> وقتی خداوند به [[آدم (پیامبر)|حضرت آدم(ع)]] [[وحی]] کرد که [[اسم اعظم]] را به هابیل به‌عنوان، وصیّ بعدی بگوید، قابیل اعتراض کرد؛ از طرفی معتقد بود چون فرزند بزرگ‌تر است، جانشینی و وصایت باید برای او باشد و از طرفی سلیقۀ شخصی و علاقۀ [[حضرت آدم(ع)]] به هابیل را دلیل انتخاب می‌دانست، نه فرمان خداوند؛<ref>صادقی فدکی، ارتداد؛ بازگشت به تاریکی، ۱۳۸۸ش، ص۲۷۰.</ref> ازاین‌رو برای پایان یافتنِ این نزاع، [[وحی]] آمد که هریک به درگاه خدا قربانی آورند.<ref>صادقی فدکی، ارتداد؛ بازگشت به تاریکی، ۱۳۸۸ش، ص۲۷۰.</ref> به‌دنبال پذیرفته شدن قربانیِ هابیل، قابیل به او [[حسد|حسادت]] کرد و [[سوگند]] خورد که هابیل را خواهد کشت.<ref>عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۱۲؛ کشی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ۸۶.</ref> بنابر آیات قرآن، هابیل ضمن اشاره به [[تقوا|تقوای]] الهی و اینکه خداوند قربانی اهل تقوا را می‌پذیرد، خطاب به قابیل گفت اگر تو قصد کشتن من را داشته باشی من هرگز اقدام به کشتن تو نمی‌کنم و مرتکب این [[گناه]] نمی‌شوم؛ همچنین به قابیل هشدار داد اگر مرتکب قتل شود در زمره ستمگران خواهد بود و مستحق [[جهنم]] است.<ref>سوره مائده، آیه۲۹.</ref> بنابر  نقل تاریخ‌نگاران، سرانجام زمانی که هابیل برای چراندن گوسفندان خود به کوهی رفته بود، در‌حالی‌که مشغول استراحت بود، مورد حمله قابیل قرار گرفت و با اصابت سنگی به سرش به قتل رسید.<ref>طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۱۳۸.</ref>  



نسخهٔ ‏۶ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۲۹


قتل هابیل ماجرای نخستین قتل انسان در کرۀ زمین است که در آیات ۲۷ تا ۳۱ سوره مائده به آن پرداخته شده است. در احادیث، علت قتل هابیل، حسادت برادرش، قابیل، به او بر سرِ تعیینِ جانشینِ حضرت آدم(ع) بیان شده است.

نخستین قتل در زمین

بنابر گفتۀ مفسران، قتل هابیل نخستین قتل در کره زمین است.[۱] آیات ۲۷ تا ۳۱ سوره مائده به ماجرای قتل هابیل پرداخته است. خداوند در این آیات این‌گونه بیان می‌کند که دو پسرِ حضرت آدم، برای تقرب به خدا، عملی انجام دادند که از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. برادری که عملش قبول نشده بود، دیگرى را به قتل تهدید کرد و قسم خورد که او را بکشد و سرانجام او را کشت.[۲] بنابر گفته مفسران نام برادری که مرتکب قتل شد، قابیل و او که کشته شد، هابیل بود.[۳]

انگیزه و علت قتل

نگاره مینیاتوری از سرگردانی قابیل برای پنهان کردن جسد هابیل در نسخه خطی کتاب قصص الانبیاء اثر نیشابوری قرن ۱۰ قمری

در احادیث، علت قتلِ هابیل، حسادت برادرش به او بر سرِ ماجرای تعیینِ جانشینِ حضرت آدم(ع) معرفی شده است.[۴] وقتی خداوند به حضرت آدم(ع) وحی کرد که اسم اعظم را به هابیل به‌عنوان، وصیّ بعدی بگوید، قابیل اعتراض کرد؛ از طرفی معتقد بود چون فرزند بزرگ‌تر است، جانشینی و وصایت باید برای او باشد و از طرفی سلیقۀ شخصی و علاقۀ حضرت آدم(ع) به هابیل را دلیل انتخاب می‌دانست، نه فرمان خداوند؛[۵] ازاین‌رو برای پایان یافتنِ این نزاع، وحی آمد که هریک به درگاه خدا قربانی آورند.[۶] به‌دنبال پذیرفته شدن قربانیِ هابیل، قابیل به او حسادت کرد و سوگند خورد که هابیل را خواهد کشت.[۷] بنابر آیات قرآن، هابیل ضمن اشاره به تقوای الهی و اینکه خداوند قربانی اهل تقوا را می‌پذیرد، خطاب به قابیل گفت اگر تو قصد کشتن من را داشته باشی من هرگز اقدام به کشتن تو نمی‌کنم و مرتکب این گناه نمی‌شوم؛ همچنین به قابیل هشدار داد اگر مرتکب قتل شود در زمره ستمگران خواهد بود و مستحق جهنم است.[۸] بنابر نقل تاریخ‌نگاران، سرانجام زمانی که هابیل برای چراندن گوسفندان خود به کوهی رفته بود، در‌حالی‌که مشغول استراحت بود، مورد حمله قابیل قرار گرفت و با اصابت سنگی به سرش به قتل رسید.[۹]

برخی دلیل حسادت و عرضۀ قربانی به خدا را همسرگزینی برای دو برادر بیان کرده‌اند و چنین گفته‌اند که هابیل به فرمانی که خدا به آدم(ع) داده بود، مأمور به ازدواج با خواهر دوقلوی قابیل شد؛ قابیل هم موظف شد با خواهر دوقلوی هابیل ازدواج کند. قابیل به‌سبب آنکه خواهرش زیباتر از خواهر هابیل بود، به دستور پدرش اعتراض کرد؛ به‌دنبال آن، خداوند دستور داد دو برادر قربانی عرضه کنند و چون قربانی هابیل پذیرفته شد، قابیل به او حسادت کرد.[۱۰]

دفن هابیل

جسد هابیل به‌دلیل درماندگی قابیل از نحوه پنهان کردن و بی‌اطلاعی از دفن جسد، در معرض خطر برخی حیوانات درنده قرار گرفت. بنابر آیه ۳۱ سوره مائده، قابیل برای آنکه دفن کردن جسد را فرا بگیرد، خداوند زاغى را فرستاد كه خاک‌هاى زمين را كنار بزند و با پنهان كردن جسد بى‏‌جان زاغ ديگر يا با پنهان كردن قسمتى از طعمه خود، به قابيل‏ نشان دهد كه چگونه جسد برادر خويش را به خاک بسپارد.[۱۱]

ماجرای قربانی‌کردن و قتل هابیل، غیر از قرآن در تورات نیز آمده است.[۱۲]

پانویس

  1. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۳۴۵
  2. نگاه کنید به: سوره مائده، آیات ۲۷-۳۱
  3. شیخ‌‌‌‌‌‌‌‌ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بی‌تا، ج۳، ص۴۹۲؛ سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۵، ص۴۸۹؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۳۴۸
  4. عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۱۲؛ کشی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ۸۶.
  5. صادقی فدکی، ارتداد؛ بازگشت به تاریکی، ۱۳۸۸ش، ص۲۷۰.
  6. صادقی فدکی، ارتداد؛ بازگشت به تاریکی، ۱۳۸۸ش، ص۲۷۰.
  7. عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۱۲؛ کشی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ۸۶.
  8. سوره مائده، آیه۲۹.
  9. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۱۳۸.
  10. طوسی، التبیان، بی‌تا، ج۳، ص۴۹۳؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۱۳۸.
  11. ناصر مکارم شیرازی، ۱۳۷۱ش، تفسیر نمونه، ج۴، ص۳۵۱.
  12. تورات، کتاب تکوین، باب۴، آیه ۴-۸.

منابع

  • طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، ۱۳۷۴ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، ۱۳۷۱ش.
  • طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحياء التراث العربي‏، بی‌تا.
  • صادقی فدکی، جعفر، ارتداد، بازگشت به تاریکی؛ نگرشی به موضوع ارتداد از نگاه قرآن کریم، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، (مرکز فرهنگ و معارف قرآن/بوستان کتاب)، چاپ اول، ۱۳۸۸ش.
  • طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر(تفسیر العیاشی) محقق: هاشم رسولی، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.