نعیم بن مسعود اشجعی
| مشخصات فردی | |
|---|---|
| کنیه | ابوسلمه |
| مشخصات دینی | |
| زمان اسلام آوردن | جنگ خندق |
| هجرت به | مدینه |
| نقشهای برجسته | اختلاف افکندن میان دشمنان اسلام در جنگ خندق |
نعیم بن مسعود اَشجعی از صحابه پیامبر اسلام(ص) که در ایجاد تفرقه میان دشمنان اسلام در جنگ خندق نقش داشت. او در جنگ خندق با اجازه پیامبر(ص) میان بنیقریظه و قریش که دشمن مسلمانان بودند، بدگمانی ایجاد کرد و آنان را به پیمانشکنی یکدیگر مشکوک ساخت. این اقدام به گسستن اتحاد و پراکندگی آنان انجامید.
در برخی منابع شیعه، نعیم بن مسعود، فردی دانسته شده که در آیه ۱۷۳ سوره آلعمران از تلاش او برای ترساندن مسلمانان یاد شده است. نعیم با کنیه ابوسلمه، از قبیله بنیاشجع بود. برخی از گزارشها از وفات وی در زمان خلیفه سوم و برخی بر کشتهشدن وی در زمان امام علی(ع) حکایت دارد.
معرفی
نعیم بن مسعود بن عامِر[۱] غطفانی اشجعی[۲] از صحابه پیامبر اسلام بوده است.[۳] کنیه وی ابوسلمة[۴] و از قبیله بنیاشجع بود.[۵] وی در زمان جنگ خندق نزد پیامبر رفته و مسلمان شد.[۶] ابنحجر عسقلانی، از مورخان مسلمان، نعیم را صحابه مشهور معرفی میکند.[۷] برخی پژوهشگران نعیم را صحابهای زیرک معرفی کردهاند.[۸]
نعیم پس از اسلام آوردن، در شهر مدینه ساکن شد.[۹] او به جهت عملکردی که در جنگ خندق داشت، خود را امین پیامبر اسلام بر اسرار وی میخواند[۱۰] و فرزندان وی نیز در مدینه خود را فرزندان امین پیامبر اسلام میخواندند.[۱۱] در برخی کتابها نامهای از پیامبر اسلام در خطاب به نعیم نقل شده است.[۱۲] اهلسنت در کتابهای حدیثی خود، از نعیم بن مسعود روایت نقل کردهاند.[۱۳] برخی از گزارشها از وفات وی در زمان خلیفه سوم[۱۴] و برخی دیگر بر کشتهشدن وی در زمان حکومت امام علی(ع) نقل شدهاند.[۱۵]
دلسرد کردن مسلمانان
براساس گزارس منابع تاریخی، ابوسفیان در جنگ احد وعده داد که سال بعد دوباره با مسلمانان جنگ کند. پیامبر(ص) و مسلمانان برای نبرد آمدند، اما ابوسفیان نیامد.[۱۶] او نُعَیم بن مسعود را به سوی مسلمانان فرستاد تا آنان را از شمار زیاد نیروهای مشرکان بترساند و از جنگ دلسرد کند.[۱۷] نعیم این خبر را به مسلمانان رساند.[۱۸] برخی پژوهشگران از نقش نعیم در این واقعه با عنوان جاسوس قریش یاد کردهاند.[۱۹]
پیرامون این واقعه آیه ۱۷۳ سوره آلعمران نازل شد که دلالت داشت برخی مردم به دنبال ترساندن مسلمانان بودهاند اما تلاش آنها نتیجه نداد و مسلمانان گفتند «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ؛ خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست». منابع شیعه این فردی که آیه او را به دنبال ترساندن مسلمانان معرفی کرده و در ابتدای آیه با تعبیر «الناس» از وی یاد شده[۲۰] را نعیم بن مسعود دانستهاند.[۲۱] روایتی نیز از امام باقر(ع) بر همین مطلب نقل شده است.[۲۲] مکارم شیرازی از مفسران شیعه، این نظر را تصریح جمعی از مفسران دانسته است.[۲۳]
اختلافافکنی در میان دشمنان اسلام در جنگ خندق
منابع شیعه[۲۴] داستانی را نقل کردهاند که نعیم بن مسعود در جنگ خندق توانست میان گروههایی که دشمن اسلام بودند تفرقه بیندازد[۲۵] و در پراکندگی لشکر دشمن نقش داشت.[۲۶] این روایت در منابع تاریخی[۲۷] و غیر تاریخی[۲۸] نیز ذکر شده است. جعفر مرتضی از مورخان شیعه در صحت این داستان، اشکالاتی را مطرح کرده است.[۲۹]
نعیم بن مسعود که تازه مسلمان شده بود و قبیلهاش از اسلام او خبر نداشتند، نزد پیامبر آمد و آمادگی خود را اعلام کرد. پیامبر فرمود که تنها یک نفر است، پس تا میتواند میان دشمنان اختلاف بیندازد، زیرا جنگ نیرنگ است. نُعَیم نزد قبیله بنیقریظه، که با انها دوستی داشت[۳۰]، رفت و گفت قریش اگر شکست بخورند، بنیقریظه را تنها میگذارند؛ پس با آنان همکاری نکنند مگر اینکه از اشرافشان گروگان بگیرند. سپس نزد قریش رفت و گفت بنیقریظه از پیمانشکنی پشیمان شدهاند و پیشنهاد دادهاند اگر از قریش گروگان بگیرند و با پیامبر همراه شوند. اگر گروگان خواستند، تسلیم نشوند. این کار هر دو طرف را به یکدیگر بدگمان کرد.[۳۱]
ابوسفیان و رؤسای سپاه دشمن، عکرمة بن ابیجهل را نزد بنیقریظه فرستادند تا آنان را به جنگ فوری وادارند. بنیقریظه گفتند شنبه است و کاری نمیکنند، و برای جنگ باید از مردان قریش گروگان بگیرند. قریش گفتند نعیم راست میگفت و گروگان ندادند. بنیقریظه نیز گفتند نعیم درست گفته بود و اینان میخواهند ما را به جنگ بکشانند و تنها بگذارند. اینگونه اتحاد دشمنان شکسته شد.[۳۲]
پانویس
- ↑ ابن قانع، معجم الصحابة، ۲۰۰۴م، ج۱۴، ص۵۰۹۹.
- ↑ ابنحجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ۱۳۲۶ق، ج۱۰، ص۴۶۶.
- ↑ ابن قانع، معجم الصحابة، ۲۰۰۴م، ج۱۴، ص۵۰۹۹.
- ↑ ابنحجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ۱۳۲۶ق، ج۱۰، ص۴۶۶.
- ↑ ابنحزم اندلسی، جمهرة انساب العرب، ۱۴۱۸ق، ص۲۴۹.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۰۸.
- ↑ ابنحجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۳۶۳.
- ↑ علاونه، تطریز الکساء فی التساوی بین أسماء الرجال و النساء، ۲۰۰۴م، ج۱، ص۲۷۲.
- ↑ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۲۰۰۹م، ج۱، ص۳۴۲.
- ↑ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۸، ص۴۱.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الصغیر، ۲۰۰۹م، ج۱، ص۱۱۲.
- ↑ احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۲۷۳.
- ↑ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۲۰۰۹م، ج۱، ص۳۴۲.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۰۹.
- ↑ خزاعی، تخریج الدلالات السمعیة علی ما کان فی عهد رسول الله(ص)، ۱۹۹۹م، ص۴۷۷.
- ↑ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۴۰.
- ↑ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۹۳.
- ↑ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۴۰.
- ↑ نقیپورفر، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، ۱۳۸۱ش، ص۳۲۲.
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۲۶.
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۱؛ ابنشهر آشوب، متشابه القرآن و مختلفه، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۷۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۸۸۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۵۸۷.
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۸۱؛ قاضی نعمان شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۹۷ - ۲۹۹؛
- ↑ ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الأمم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۱۸.
- ↑ اسماعیلی، «نعیم بن مسعود»، ج۷، ص۳۲۰.
- ↑ ابنسعد کاتب واقدی، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۲۰۹؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۵۸.
- ↑ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۴۴۵.
- ↑ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ۱۴۲۶ق، ج۱۱، ص ۲۰۰- ۲۰۲.
- ↑ اسماعیلی، «نعیم بن مسعود»، ج۷، ص۳۲۰.
- ↑ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۶۹ش، صص۳۹۸- ۴۰۰.
- ↑ آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، ۱۳۶۹ش، صص۳۹۸- ۴۰۰.
منابع
- آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، مصحح: ابوالقاسم گرجی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۹ش.
- ابنحزم اندلسی، ابومحمد علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اوّل، ۱۴۱۸ق.
- ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- ابنجوزی، عبد الرحمن بن علی، المنتظم، محقق: محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود، علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- ابنحجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، هند، مطبعة دائرة المعارف النظامیة، چاپ اول، ۱۳۲۶ق.
- ابنسعد کاتب واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
- ابنسعد، محمد بن سعد، الطبقات الصغیر، مصحح: بشار عواد معروف، محمد زاهد جول، تونس، دار الغرب الإسلامی، ۲۰۰۹م.
- ابنشهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، مقدمه: شهرستانی، قم، انتشارات بیدار، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
- ابنقانع، عبدالباقی بن قانع، معجم الصحابة، محقق: حمدی دمرداش محمد، خلیل ابراهیم قوتلای، بیروت، دار الفکر، ۲۰۰۴م.
- احمدی میانجی، علی، مکاتیب الأئمة(ع)، قم، دار الحدیث، چاپ اوّل، ۱۴۲۶ق.
- اسماعیلی، «نعیم بن مسعود»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم(ص)، تدوین: عبدالرضا عسگری، زیرنظر: محمدهادی یوسفی غروی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۹۳ش.
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوة، محقق: عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۵ق.
- خزاعی، علی بن محمد، تخریج الدلالات السمعیة علی ما کان فی عهد رسول الله(ص)، محقق: احسان عباس، بیروت، دارالغرب الإسلامی، ۱۹۹۹م.
- ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق: عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
- زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.
- طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: محمدجواد بلاغی، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.
- علاونه، تطریز الکساء فی التساوی بین أسماء الرجال و النساء، ریاض، دار ابن حزم، ۲۰۰۴م.
- قاضی نعمان مغربی، شرح الاخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(ع)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: سید طیب موسوی جزائری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
- مقریزی، تقی الدین، امتاع الاسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، تحقیق: محمد عبدالحمید نمیسی، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- نقیپورفر، ولیالله، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، تهران، انتشارات اسوه، ۱۳۸۱ش.
- نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الأسماء و اللغات، مصحح: عادل مرشد، عامر غضبان، دمشق، دار الرسالة العالمیة، ۲۰۰۹م.