قرشیبودن خلیفه
قریشی بودن خلیفه، نخستین بار در رویداد سقیفه بنیساعده و با استناد به حدیث «الأئمة من قریش» برای کنار زدن انصار مطرح شد. درباره این شرط، اهلسنت آن را یکی از شروط ضروری جانشینی پیامبر میدانند، در حالی که شیعیان امامت را نه بر اساس وابستگی قبیلهای، بلکه عهدی الهی و مبتنی بر نص در انحصار اهلبیت میشمارند و خوارج نیز با نفی کامل آن، خلافت هر مسلمان باتقوایی را جایز میدانند. افزون بر این، بر پایه گزارشهای نهجالبلاغه، امام علی(ع) ضمن رد برتری عام قریش، رهبری را حق اختصاصی بنیهاشم دانسته و از قریشیان به دلیل غصب حق خلافت خود انتقاد کرده است.
شرط قریشی بودن خلیفه
گزارشات تاریخی نشان میدهد که آغاز شکلگیری خلافت، به رویداد سقیفه بنیساعده بازمیگردد که گروهی از صحابه، بلافاصله پس از رحلت پیامبر(ص)، اقدام به تعیین جانشین برای وی کردند.[۱] منابع تاریخی[۲] نشان میدهد که بنیانگذاران نظام خلافت با تأکید بر لزوم قریشیبودن خلیفه، عملاً رویکرد قبیلهای را به مهمترین رکن این نظام تبدیل کردند.[۳]
مستند اصلی این شرط در میان اهلسنت، حدیث «الأئمة من قریش» است که گفته میشود نخستین بار در جریان واقعه سقیفه برای کنار زدن انصار از قدرت به آن استناد شد.[۴] متکلمان اهلسنت، قریشی بودن را از شروط قطعی و ضروری برای انعقاد خلافت میدانند.[۵] این دیدگاه با استناد به روایاتی در منابع روایی نظیر صحیح مسلم تثبیت شده است و حق حاکمیت را منحصر در تیره قریش میکند.(لا يزال الدين قائما حتى تقوم الساعة او يكون عليكم اثنا عشر خليفة كلهم من قريش)[۶]
اما در مقابل عالمان شیعه معتقدند که امامت رهبری عمومی در امور دین و دنیا و برای فردی از افراد به عنوان نیابت از پیامبر(ص) است،[۷] عهدی الهی است[۸] که از طریق «نص» (تصریح پیامبر) تعیین میگردد و منحصراً در اهلبیت پیامبر قرار دارد.[۹]
همچنین خوارج نیز شرط قریشی بودن را به طور کامل باطل دانسته و معتقدند هر مسلمانی، اعم از عرب و عجم یا قریشی و غیرقریشی، در صورت رعایت تقوا و اجرای احکام، میتواند به خلافت برسد.[۱۰]
دیدگاه امام علی(ع) درباره خلافت قریش
بنابر نقلی که در نهج البلاغه به امام علی(ع) نسبت داده شده است،[۱۱] وی امامت قریش را تنها در تیره بنیهاشم از قریش قبول داشته است و عنوان قریشی در حدیث «الأئمة من قریش» را دلیل بر افضلیت همه قریش نپذیرفته است.[۱۲] همچنین نقل شده است که امام علی(ع) در انتقاد از واقعه سقیفه بنی ساعده، خود را از دیگر قریشیان نسبت به خلافت برتر میدانست.[۱۳]
براساس نقل سید رضی در نهج البلاغه، امام علی(ع) بارها به جهت پایمال نمودن حق خلافت خویش، از قریش انتقاد نموده است.[۱۴]
پانویس
- ↑ میرابوالقاسمی، «خلافت»، ج۱۵، ص۷۹۱-۷۹۲.
- ↑ ابنقتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۳۸۷ق، ج ۱، ص۱۶؛ ابن خلدون، تاريخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۴۲.
- ↑ میرابوالقاسمی، «خلافت»، ج۱۵، ص۷۹۲.
- ↑ پیشوایی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، ص۷-۸.
- ↑ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۲۴۴؛ بغدادی، اصول الدين، ۱۴۰۱ق، ص۲۷۷.
- ↑ نيسابوری، صحيح مسلم، بیتا، ج۶، ص۲-۴.
- ↑ علامه حلی، باب الحادی عشر، ۱۳۷۰ش، ص۳۹-۴۰.
- ↑ امیرخانی، «نصّ»، ص۳۳۳.
- ↑ ابنمیثم، النجاة فی القیامة، ۱۴۱۷ق، ص۶۹؛ کرمانی، المصابیح فی إثبات الإمامة، ۱۴۲۹ق، ص۱۱۱؛ سبحانی تبریزی، خدا و امامت، ۱۳۶۲ش، ص۲۲.
- ↑ اشعری، مقالات الاسلامیین، ۱۴۰۰ق، ص۴۶۱-۴۶۲؛ بغدادی، الفرقبینالفرق، ۱۴۰۸ق، ص۱۳.
- ↑ نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه۱۴۴، ص۲۰۱.
- ↑ پیشوایی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، ص۲۰.
- ↑ نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه۶۷، ص۹۸.
- ↑ نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه۱۷۲، ص۲۴۶.
منابع
- ابن خلدون، تاريخ ابن خلدون، بيروت، دار الفكر، ۱۴۰۸ق.
- ابنقتیبه، عبد الله بن مسلم، الامامة و السیاسة، المعروف بتاریخ الخلفاء، تحقيق طه محمد الزيني، قاهره، مؤسسة الحلبي وشركاه للنشر والتوزيع، ۱۳۸۷ق.
- ابنمیثم بحرانی، میثم بن علی، النجاة فی القیامة فی تحقیق أمر الإمامة، قم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.
- اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، مصحح: ریتر هلموت، بیروت، دار النشر فرانز شتاينر، ۱۴۰۰ق.
- امیرخانی، علی، «نصّ»، کتاب (مجموعه مقالات) معارف کلامی شیعه؛ کلیات امامت، قم، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم اسلامی دانشگاهها (سمت)، ۱۳۹۳ش.
- بغدادی، عبد القاهر ابن طاهر، اصول الدین، بیروت، دار الکتب العلمية، ۱۴۰۱ق.
- بغدادی، عبد القاهر ابن طاهر، الفرق بین الفرق، بیروت، دارالجیل، ۱۴۰۸ق.
- پیشوایی، مهدی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، تاریخ در آیینه پژوهش، شماره۳، پاییز ۱۳۸۳ش.
- تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح المقاصد، محقق عبدالرحمن عمیره، قم، الشريف الرضي، ۱۴۱۲ق.
- سبحانی تبریزی، جعفر، خدا و امامت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۶۲ش.
- شريف الرضى، محمد بن حسين، نهج البلاغة، مصحح: صبحی صالح، قم، هجرت، ۱۴۱۴ق.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، الباب الحادي عشر، شارح فاضل و ابوالفتح بن مخدوم جرجانی، ابوالفتح بن مخدوم، محقق: مهدی محقق، مشهد، آستان قدس رضوی. ۱۳۷۰ش.
- کرمانی، أحمد بن عبدالله، المصابیح فی إثبات الإمامة، بیروت، موسسة النور للمطبوعات، ۱۴۲۹ق.
- میرابوالقاسمی، رقیه، «خلافت»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۱۵، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۹۰ش.
- نيسابوری، مسلم بن الحجاج، صحيح مسلم، بیروت، دار الفكر، بیتا.