رکن رابع

رُکْن رابع یا رُکْن چهارم که از آن با عناوین امام ناطق، نایب خاص و قطب نیز یاد شده است،[۱] چهارمین اصل از اصول اعتقادی شیخیه کرمان به شمار میرود.[۲] براساس این نظریه، در هر عصر انسان کامل یا شیخی با عنوان «رکن رابع» وجود دارد[۳] که وظیفه دریافت معارف و احکام از امام زمان(عج) و ابلاغ آن به مردم را بر عهده دارد.[۴] بر این اساس، شیخیه کرمان اصول دین را چهار رکنِ توحید، نبوت، امامت و رکن رابع میدانند.[۵] در منابع شیخیه آمده است که عدل از صفات الهی و معاد از لوازم اعتقاد به نبوت شمرده میشود؛ ازاینرو این دو، اصولی مستقل به شمار نمیآیند و به ترتیب ذیل توحید و نبوت قرار میگیرند.[۶]
براساس آموزههای شیخیه کرمان، اسماء و صفات الهی عین ذات خداوند نیست و امام زمان(ع)، اسم اعظم الهی است. بر پایه این دیدگاه، تنها امام(ع) امکان وصول به ذات الهی را دارد و دیگر انسانها از طریق سلوک به سوی امام(ع) و با هدایت رکن رابع به این مسیر راه مییابند.[۷] به باور آنان، سیر عرفانی انسان عادی به فنای در شیخ، سیر شیخ به فنای در امام(ع) و سیر امام(ع) به فنای در حق ختم میشود و این مراتب، ارکان سلوک معنوی را تشکیل میدهد.[۸] برخی از مشایخ شیخیه، مقصود از رکن رابع را تولی (دوستی با خدا) و تبری (بیزاری از دشمنان خدا) دانستهاند.[۹]
به گفته فرقهشناسان، طرح منسجم نظریه رکن رابع به محمدکریمخان کرمانی، مؤسس شاخه کرمانی شیخیه، نسبت داده میشود.[۱۰] وی شمار ارکان را در هر عصر بیش از هفتاد نفر دانسته است[۱۱] و در عین حال، بنابر نقل رساله «سی فصل»، خود را رکن رابع معرفی نکرده[۱۲] و این جایگاه را به استادانش، شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی، نسبت داده است.[۱۳]
به گفته پژوهشگران، بسیاری از منتقدان با بررسی آثار احسایی و رشتی، انتساب نظریه رکن رابع به آنان را نپذیرفته و آن را از ابداعات محمدکریمخان دانستهاند.[۱۴] ازاینرو پیروان وی به رکنیه یا کریمخانیه نیز شناخته میشوند.[۱۵] همچنین شیخیه آذربایجان، از جمله شیخیه تبریز و احقاقیها، این نظریه را نپذیرفته و آن را مخالف آرای احسایی و رشتی دانستهاند.[۱۶]
منتقدان، جدایی صفات الهی از ذات خدا، انحصار امکان وصول به ذات الهی برای امام و ناسازگاری این دیدگاه با آیات و روایات را از مهمترین نقدهای وارد بر نظریه رکن رابع برشمردهاند.[۱۷] برخی پژوهشگران نیز مهمترین پیامد این نظریه را تأثیر آن در شکلگیری بابیه دانستهاند و معتقدند علیمحمد باب با تکیه بر همین اندیشه، ادعاهای بعدی خود را مطرح کرد.[۱۸]

پانویس
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۳.
- ↑ تهرانی، امامشناسی، ۱۴۲۶ق، ج ۵، ص۱۷۸.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۲.
- ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۲۶۹.
- ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۲۶۹.
- ↑ فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۲.
- ↑ تهرانی، امامشناسی، ۱۴۲۶ق، ج ۵، ص۱۷۸.
- ↑ تهرانی، امامشناسی، ۱۴۲۶ق، ج ۵، ص۱۷۸.
- ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۲۷۰.
- ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۳۶۶.
- ↑ نجفی، بهائیان، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۵.
- ↑ نجفی، بهائیان، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۳.
- ↑ نجفی، بهائیان، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۶.
- ↑ رحمانیان، «اصل معرفت به رکن رابع در اندیشه شیخیه»، ص۶۹.
- ↑ مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۲۶۶.
- ↑ خداوردی تاج آبادی، «سیاستهای دولت قاجار در برابر شیخیه کرمان»، ص۱۰۲.
- ↑ تهرانی، امامشناسی، ۱۴۲۶ق، ج ۵، ص۱۷۸.
- ↑ باقری، «جستاری در نقد بابیت با تأکید بر نقد آموزه رکن رابع در اندیشه شیخیه»،
منابع
- باقری، علیاکبر، جستاری در نقد بابیت با تأکید بر نقد آموزه رکن رابع در اندیشه شیخیه، مجله معرفت ادیان، شماره سوم، ۱۳۹۱ش.
- حسینی تهرانی، سید محمدحسین، امامشناسی، مشهد، ناشر علامه طباطبایی، چاپ سوم، ۱۴۲۶ق.
- خداوردی تاجآبادی، محمد، سیاستهای دولت قاجار در برابر شیخیه کرمان، فصلنامه پژوهشهای تاریخی، شماره ۱۴، تابستان ۱۳۹۱ش.
- رحمانیان، داریوش و محسن سراج، اصل معرفت به رکن رابع در اندیشه شیخیه، مطالعات تاریخ اسلام، شماره ۸، بهار ۱۳۹۰ش.
- فرمانیان، مهدی، آشنایی با فرق تشیع، قم، نشر مرکز مدیریت حوزه علمیه، چاپ دوم، ۱۳۸۹ش.
- مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ دوم، ۱۳۷۲ش.
- نجفی، سید محمدباقر، بهائیان، تهران، نشر مشعر، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
پیوند به بیرون