پرش به محتوا

رکن رابع

از ویکی شیعه
تصویر رساله رکن رابع، اثر محمد کریم خان کرمانی

رُکْن رابع یا رُکْن چهارم که از آن با عناوین امام ناطق، نایب خاص و قطب نیز یاد شده است،[۱] چهارمین اصل از اصول اعتقادی شیخیه کرمان به‌ شمار می‌رود.[۲] براساس این نظریه، در هر عصر انسان کامل یا شیخی با عنوان «رکن رابع» وجود دارد[۳] که وظیفه دریافت معارف و احکام از امام زمان(عج) و ابلاغ آن به مردم را بر عهده دارد.[۴] بر این اساس، شیخیه کرمان اصول دین را چهار رکنِ توحید، نبوت، امامت و رکن رابع می‌دانند.[۵] در منابع شیخیه آمده است که عدل از صفات الهی و معاد از لوازم اعتقاد به نبوت شمرده می‌شود؛ ازاین‌رو این دو، اصولی مستقل به شمار نمی‌آیند و به ترتیب ذیل توحید و نبوت قرار می‌گیرند.[۶]

براساس آموزه‌های شیخیه کرمان، اسماء و صفات الهی عین ذات خداوند نیست و امام زمان(ع)، اسم اعظم الهی است. بر پایه این دیدگاه، تنها امام(ع) امکان وصول به ذات الهی را دارد و دیگر انسان‌ها از طریق سلوک به سوی امام(ع) و با هدایت رکن رابع به این مسیر راه می‌یابند.[۷] به باور آنان، سیر عرفانی انسان عادی به فنای در شیخ، سیر شیخ به فنای در امام(ع) و سیر امام(ع) به فنای در حق ختم می‌شود و این مراتب، ارکان سلوک معنوی را تشکیل می‌دهد.[۸] برخی از مشایخ شیخیه، مقصود از رکن رابع را تولی (دوستی با خدا) و تبری (بیزاری از دشمنان خدا) دانسته‌اند.[۹]

به گفته فرقه‌شناسان، طرح منسجم نظریه رکن رابع به محمدکریم‌خان کرمانی، مؤسس شاخه کرمانی شیخیه، نسبت داده می‌شود.[۱۰] وی شمار ارکان را در هر عصر بیش از هفتاد نفر دانسته است[۱۱] و در عین حال، بنابر نقل رساله «سی فصل»، خود را رکن رابع معرفی نکرده[۱۲] و این جایگاه را به استادانش، شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی، نسبت داده است.[۱۳]

به گفته پژوهشگران، بسیاری از منتقدان با بررسی آثار احسایی و رشتی، انتساب نظریه رکن رابع به آنان را نپذیرفته و آن را از ابداعات محمدکریم‌خان دانسته‌اند.[۱۴] ازاین‌رو پیروان وی به رکنیه یا کریمخانیه نیز شناخته می‌شوند.[۱۵] همچنین شیخیه آذربایجان، از جمله شیخیه تبریز و احقاقی‌ها، این نظریه را نپذیرفته و آن را مخالف آرای احسایی و رشتی دانسته‌اند.[۱۶]

منتقدان، جدایی صفات الهی از ذات خدا، انحصار امکان وصول به ذات الهی برای امام و ناسازگاری این دیدگاه با آیات و روایات را از مهم‌ترین نقدهای وارد بر نظریه رکن رابع برشمرده‌اند.[۱۷] برخی پژوهشگران نیز مهم‌ترین پیامد این نظریه را تأثیر آن در شکل‌گیری بابیه دانسته‌اند و معتقدند علی‌محمد باب با تکیه بر همین اندیشه، ادعاهای بعدی خود را مطرح کرد.[۱۸]

تصویر محمد کریم خان کرمانی

پانویس

  1. فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۳.
  2. تهرانی، امام‌شناسی، ۱۴۲۶ق، ج ۵، ص۱۷۸.
  3. فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۲.
  4. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۲۶۹.
  5. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۲۶۹.
  6. فرمانیان، آشنایی با فرق تشیع، ۱۳۸۹ش، ص۱۸۲.
  7. تهرانی، امام‌شناسی، ۱۴۲۶ق، ج ۵، ص۱۷۸.
  8. تهرانی، امام‌شناسی، ۱۴۲۶ق، ج ۵، ص۱۷۸.
  9. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۲۷۰.
  10. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۳۶۶.
  11. نجفی، بهائیان، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۵.
  12. نجفی، بهائیان، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۳.
  13. نجفی، بهائیان، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۶.
  14. رحمانیان، «اصل معرفت به رکن رابع در اندیشه شیخیه»، ص۶۹.
  15. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ۱۳۷۲ش، ص۲۶۶.
  16. خداوردی تاج آبادی، «سیاست‌های دولت قاجار در برابر شیخیه کرمان»، ص۱۰۲.
  17. تهرانی، امام‌شناسی، ۱۴۲۶ق، ج ۵، ص۱۷۸.
  18. باقری،‌ «جستاری در نقد بابیت با تأکید بر نقد آموزه رکن رابع در اندیشه شیخیه»،

منابع

پیوند به بیرون