confirmed، templateeditor
۱۱٬۱۲۹
ویرایش
(تمیزکاری) |
(ویکی سازی) |
||
خط ۱۷۳: | خط ۱۷۳: | ||
==امام در کربلا == | ==امام در کربلا == | ||
===ورود امام حسین (ع) به کربلا=== | ===ورود امام حسین (ع) به کربلا=== | ||
بیشتر منابع، در گزارشهای خود از [[۲ محرم | بیشتر منابع، در گزارشهای خود از [[۲ محرم]] سال [[سال ۶۱ هجری قمری|۶۱ق]]، به عنوان روز ورود امام حسین(ع) و یارانش به [[کربلا]] یاد کردهاند.<ref>نگاه کنید به: ابناعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۸۳؛ مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۸۴؛ طبری، تاریخ الأمم والملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۰۹؛ ابنمسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۶۸؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۶۵م، ج۴، ص۵۲؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، نشر رضی، ج۱، ص۱۸۱؛ ابنشهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۹۶.</ref> اما دینوری، مورخ قرن سوم قمری، روز ورود امام به کربلا را، [[۱ محرم|اول محرم]] ذکر کرده است.<ref> الدینوری، اخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۵۳.</ref> به گزارش مقرم در [[مقتل الحسین (مقرم)|مقتل الحسین]]، وقتی که [[حر بن یزید ریاحی|حُر]] به حسین(ع) گفت: «همین جا فرود آی که [[فرات]] نزدیک است»، امام حسین(ع) فرمود: «نام اینجا چیست؟» گفتند: [[کربلا]]. امام فرمود: اینجا، جایگاه کَرْب (رنج) و بَلاست. پدرم هنگام حرکتش به سوی [[صفین|صفّین]]، از اینجا گذشت و من با او بودم. ایستاد و از نام آن را پرسید. نامش را به او گفتند. پس فرمود: «اینجا، جایگاه فرود آمدن مَرکبهایشان، و جایگاه ریخته شدن خونهایشان است». موضوع را پرسیدند. فرمود: «کاروانی از خاندان محمد(ص)، اینجا فرود میآیند.»<ref> مقرم، مقتلالحسین(ع)، دار الکتاب الاسلامیة، ص۱۹۲.</ref> سپس امام حسین(ع) فرمود: «اینجا، جایگاه مَرکبها و خیمهگاه ما و قتلگاه مردان ما و جای ریخته شدن خونهایمان است.»<ref>سید ابن طاووس، اللهوف، ۱۳۴۸ش، ص۸۰؛ إربلی، کشفالغمة، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۴۷؛ ابنشهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۹۷.</ref> آنگاه فرمان داد که بارهایشان را در آنجا فرود آوردند. | ||
نقل شده پس از منزل گرفتن در کربلا، امام حسین(ع) فرزندان، برادران و اهلبیتش را جمع کرد و به آنان نگاهی کرد و گریست؛ سپس فرمود: «خداوندا بدرستی که ما عترت و خاندان پیامبرت محمد(ص) هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان کردند و پریشان و سرگردان از حرم جدمان [رسول خدا(ص)] بیرون شدیم و [[بنیامیه]] به ما تعرض کردند. خدایا پس حقمان را از آنان بگیر و ما را برابر ظالمان یاری ده». پس رو به اصحاب کرده فرمود: | نقل شده پس از منزل گرفتن در کربلا، امام حسین(ع) فرزندان، برادران و اهلبیتش را جمع کرد و به آنان نگاهی کرد و گریست؛ سپس فرمود: «خداوندا بدرستی که ما عترت و خاندان پیامبرت محمد(ص) هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان کردند و پریشان و سرگردان از حرم جدمان [رسول خدا(ص)] بیرون شدیم و [[بنیامیه]] به ما تعرض کردند. خدایا پس حقمان را از آنان بگیر و ما را برابر ظالمان یاری ده». پس رو به اصحاب کرده فرمود: | ||
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقلقول = {{حدیث|اَلنَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیا وَالدِّینُ لَعْقٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ یحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیانُونَ{{سخ}}|ترجمه=مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگیشان در رفاه است پس هرگاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم میشوند.}}|تاریخ بایگانی| منبع = خوارزمی، مقتلالحسین (ع)، مکتبة المفید، ج۱، ص۳۳۷| تراز = وسط| عرض = 300px}} | {{جعبه نقل قول| عنوان =| نقلقول = {{حدیث|اَلنَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیا وَالدِّینُ لَعْقٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ یحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیانُونَ{{سخ}}|ترجمه=مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگیشان در رفاه است پس هرگاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم میشوند.}}|تاریخ بایگانی| منبع = خوارزمی، [[مقتل الحسین (خوارزمی)|مقتلالحسین (ع)]]، مکتبة المفید، ج۱، ص۳۳۷| تراز = وسط| عرض = 300px}} | ||
پس از آن امام، زمین کربلا را که چهار میل در چهار میل وسعت داشت، از ساکنان آنجا به شصت هزار درهم خرید و با آنان شرط کرد که مردم را به سوی قبرش راهنمایی کنند و از زائرانش سه روز پذیرایی کنند.<ref> الطریحی، مجمع البحرین، ۱۳۷۵ش، ج۵، ص۴۶۲-۴۶۲؛ نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۳۲۱.</ref> | پس از آن امام، زمین کربلا را که چهار میل در چهار میل وسعت داشت، از ساکنان آنجا به شصت هزار درهم خرید و با آنان شرط کرد که مردم را به سوی قبرش راهنمایی کنند و از زائرانش سه روز پذیرایی کنند.<ref> الطریحی، مجمع البحرین، ۱۳۷۵ش، ج۵، ص۴۶۲-۴۶۲؛ نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۳۲۱.</ref> | ||
[[حر بن یزید ریاحی]] نامهای به عبیدالله بن زیاد نوشت و او را از فرود آمدن حسین(ع) در این سرزمین با خبر ساخت.<ref>ابناعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۸۴؛ خوارزمی، مقتلالحسین(ع)، مکتبة المفید، ج۱، ص۲۳۹.</ref> در پی این نامه، عبیداللّه نامهای خطاب به امام حسین(ع) نوشت: | [[حر بن یزید ریاحی]] نامهای به [[عبیدالله بن زیاد]] نوشت و او را از فرود آمدن حسین(ع) در این سرزمین با خبر ساخت.<ref>ابناعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۸۴؛ خوارزمی، مقتلالحسین(ع)، مکتبة المفید، ج۱، ص۲۳۹.</ref> در پی این نامه، عبیداللّه نامهای خطاب به امام حسین(ع) نوشت: | ||
:::::«امّا بعد،ای حسین از فرود آمدنت در کربلا با خبر شدم؛ امیرمؤمنان -[[یزید بن معاویه]]- به من فرمان داده که لحظهای چشم بر هم ننهم و شکم از غذا سیر نسازم تا آن که تو را به خدای دانای لطیف ملحق ساخته یا تو را به پذیرش حکم خود و حکم یزید بن معاویه وادار نمایم. والسّلام».<ref>ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۹۸.</ref> | :::::«امّا بعد،ای حسین از فرود آمدنت در کربلا با خبر شدم؛ امیرمؤمنان -[[یزید بن معاویه]]- به من فرمان داده که لحظهای چشم بر هم ننهم و شکم از غذا سیر نسازم تا آن که تو را به خدای دانای لطیف ملحق ساخته یا تو را به پذیرش حکم خود و حکم یزید بن معاویه وادار نمایم. والسّلام».<ref>ابن شهر آشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۹۸.</ref> | ||