پرش به محتوا

کاربر:Ahmadnazem/کارها: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Ahmadnazem (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
Ahmadnazem (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴۰: خط ۴۰:
*طوسی،  الإقـتصاد فیما یجب علی العباد، تحقیق‌ سید‌ کاظم‌ موسوی، قم، دلیل ما، اول، ۱۴۳۰ق.
*طوسی،  الإقـتصاد فیما یجب علی العباد، تحقیق‌ سید‌ کاظم‌ موسوی، قم، دلیل ما، اول، ۱۴۳۰ق.
*79. قطب راوندی، سعید بن عبدالله، الخرائج و الجرائح، تصحیح سید محمدباقر ابطحی، اول، قم، مؤسسه امام مهدى ، ۱۴۰۹ق.
*79. قطب راوندی، سعید بن عبدالله، الخرائج و الجرائح، تصحیح سید محمدباقر ابطحی، اول، قم، مؤسسه امام مهدى ، ۱۴۰۹ق.
*عسکری، مرتضی، معالم المدرستین، بیروت، ۱۴۱۰ق
*آقابزرگ تهرانی، الذريعة إلى تصانيف الشيعة،قم، اسماعيليان‏، بی تا

نسخهٔ ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۲۹

ودایع امامت چیزهایی است که از پیامبر(ص) به امام علی(ع) و سپس به دیگر ائمه، یکی پس از دیگری، رسیده و یکی از معیارهای شناخت امام است؛ شمشیر پیامبر(ص)، جفر و جامعه و مصحف فاطمه(س) از آن جمله‌اند.

جایگاه بحث

با توجه به جایگاه امامت در مذهب شیعه، شناخت امام برای شیعیان اهمیت بالایی داشته و در روایات، معیارهایی برای شناخت و تشخیص امام معرفی شده است. آشکارترین معیار شناخت امام از نگاه شیعه، وصیت است که در منابع کلامی «نص» خوانده شده است[۱] ولی از آنجا که این معیار، در اثر فضای حاکم بر هر دوره، در معرض تقیه‌قرار داشته،[۲] بر معیار ودایع امامت نیز تاکید می‌شده تا شائبه‌های موجود در تشخیص مصداق امام، برطرف گردد.[۳] از لحاظ تاریخی، ودایع امامت، معیاری عامه‌فهم بوده کـه هـمه مؤلفه‌های دیگر را تحت الشعاع‌ قرار می‌داده است.[۴] این ودایع از دید عموم مخفی بوده و عده ای‌ خاص‌ امکان مشاهده آن را پیـدا کـرده انـد.[۵]

مصادیق

مواردی که در منابع جزو ودایع امامت شمرده شده:

  • شمشیر پیامبر(ص)[۶]در روایتی از امام صادق(ع) پس از تشبیه شمشیر پیامبر به تابوت بنی اسرائیل، آمده است: شمشیر پیامبر نزد هر یک از ما باشد، امامت به او داده شده است.[۷]
  • جفر[۸] کتابی است که در آن حوادث آینده تا روز قیامت ذکر شده است‌.[۹]
  • جامعه: کتابی که املای پیامبر به خط امام علی است و همه احکام حلال و حرام در آن است.[۱۰]
  • کتاب علی(ع):[۱۱] برخی جامعه و کتاب علی را یک کتاب با دو نام دانسته‌اند[۱۲] ولی آقا بزرگ تهرانی از این کتاب با عنوان امالی رسول الله نام برده و آن را غیر از جفر و جامعه دانسته است.[۱۳]
  • انگشتر پیامبر[۱۴]
  • زره پیامبر[۱۵] از امام صادق درباره جانشین ایشان سوال شد. فرمود: موسی زره [پیامبر] را پوشیده و برای قامت او مناسب بوده است.[۱۶]
  • کتاب‌های پیامبر[۱۷]
  • صحیفه فرایض درباره ارث به خط امام علی(ع)[۱۸] گویا
  • مصحف فاطمه(س)[۱۹]
  • جفر سرخ: صندوقی که در آن سلاح پیامبر قرار دارد.[۲۰]
  • جفر سفید:صندوقی که در آن تورات و انجیل و زبور و دیگر کتاب‌های آسمانی قرار دارد.[۲۱]
  • دیوان شیعیان که نام شیعیان در آن موجود است. در برخی روایات از آن به ناموس یاد شده است.[۲۲]
  • میراث دیگر پیامبران همچون الواح و طشت و عصای موسی(ع) و انگشتر سلیمان(ع)

احتجاج در برابر مدعیان

بنابر بر برخی گزارش‌ها، امامان در برابر مدعیان یا در برخورد با تردید شیعیان، به وجود ودایع امامت در نزد خود، استناد و احتجاج می‌کرده‌اند.

امام علی در شورای شش نفره فرمود: «شما را به خدا سوگند، آیا در بین شما کسی غیر از من هست که سلاح و پرچم و انگشتر رسول الله نزد او باشد؟[۲۳]

امام صادق(ع) نیز که با دو جریان کیسانیه و زیدیه رو به رو بود، از وجود سلاح پیامبر در نزد خود به عنوان ابزاری برای احتجاج با آنها استفاده می‌کرد.[۲۴] نقل شده است به امام صادق گفتند: عده‌ای گمان می‌کنند شمشیر رسول خدا نزد عبدالله بن حسن است. امام فرمود: به خدا قسم، عبدالله بن حسن هرگز آن را ندیده است. شمشیر و پرچم رسول خدا نزد من است. سلاح رسول الله مانند تابوت در بنی اسرائیل است. هر کجا تابوت یافت می شد، نبوّت همان جا بود. سلاح رسول الله هم در نزد هر کس باشد، او امام است.[۲۵]

پس از شهادت امام کاظم(ع) جریانی به نام [واقفیه]] شکل گرفت و مدعی شد امام کاظم غایب شده و پس از مدتی ظهور خواهد کرد. این جریان، بسیاری از شیعیان را دچار شک و تردید کرد. از این جهت برخی از شیعیان، از امام رضا(ع) درباره وجود سلاح پیامبر در نزد ایشان سوال می‌کردند.[۲۶]

انتقال به امام بعد

از روایات برمی‌آید که ودایع امامت از هر امام به امام دیگر سپرده می‌شده است، خواه به طور مستقیم یا با واسطه. از امام صادق(ع) نقل شده است: کتاب‌ها نزد علی(ع) بود؛ وقتی به سوی عراق رفت، آن کتاب‌ها را نزد ام سلمه به امانت گذاشت. پس از [شهادت] او، آن کتاب‌ها نزد حسن بود و پس از [شهادت] او، نزد حسین و پس از شهادت او، نزد علی بن حسین و پس از او، نزد پدرم.[۲۷] نیز نقل شده است وقتی امام حسین به سوی عراق حرکت کرد، کتاب‌ها و وصیت را نزد ام سلمه امانت گذاشت. وقتی علی بن حسین بازگشت، ام سلم آنها را به او داد.[۲۸] از امام باقر(ع) نقل شده است: وقتی زمان وفات علی بن حسین رسید، صندوقی آورد و به من گفت: ای محمد این صندوق را ببر. در آن صندوق شمشیر رسول خدا و کتاب‌های او بود.[۲۹]

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود

منابع

  • طوسی، الإقـتصاد فیما یجب علی العباد، تحقیق‌ سید‌ کاظم‌ موسوی، قم، دلیل ما، اول، ۱۴۳۰ق.
  • 79. قطب راوندی، سعید بن عبدالله، الخرائج و الجرائح، تصحیح سید محمدباقر ابطحی، اول، قم، مؤسسه امام مهدى ، ۱۴۰۹ق.
  • عسکری، مرتضی، معالم المدرستین، بیروت، ۱۴۱۰ق
  • آقابزرگ تهرانی، الذريعة إلى تصانيف الشيعة،قم، اسماعيليان‏، بی تا
  1. طوسی‌، الإقتصاد‌، ص۳۷۵
  2. طباطبایی، محمدکاظم، جستاری در آسیب شناسی چالش های آغاز امامت امام کاظم ، مجله امامت پژوهی، شماره ۸، ص۱۰۴
  3. طباطبایی، محمدکاظم، جستاری در آسیب شناسی چالش های آغاز امامت امام کاظم ، مجله امامت پژوهی، شماره ۸، ص۷۹
  4. طباطبایی، محمدکاظم، جستاری در آسیب شناسی چالش های آغاز امامت امام کاظم ، مجله امامت پژوهی، شماره ۸، ص۸۱
  5. طباطبایی، محمدکاظم، جستاری در آسیب شناسی چالش های آغاز امامت امام کاظم ، مجله امامت پژوهی، شماره ۸، ص۷۹
  6. كلينی، الكافى، ج۱، ص۳۰۵
  7. كلينی، الكافى، ج۱، ص۲۳۸
  8. كلينی، الكافى، ج۱، ص۲۳۹؛ صفار، بصائر الدرجات، ص۱۵۲
  9. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، موسسه النشر الاسلامی، ج۱، ص۳۵۳
  10. شیخ مفيد، الإرشاد، ج۲، ص۱۸۶
  11. صفار، بصائر الدرجات، ص۱۴۷
  12. عسکری، مرتضی، معالم المدرستین، ج۲، ص۳۳۵-۳۳۸
  13. آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ج۲، ص۳۰۶-۳۰۷
  14. صفار، بصائر الدرجات، ص۱۵۶
  15. صفار، بصائر الدرجات، ص۱۵۶
  16. شیخ مفيد، الإرشاد، ج۲، ص۲۱۷
  17. كلينی، الكافى، ج۱، ص۳۰۵
  18. الذريعة، آغا بزرگ الطهراني ،ج‏2،ص:162
  19. الذريعة، آغا بزرگ الطهراني ،ج‏21،ص:126
  20. شیخ مفيد، الإرشاد، ج۲، ص۱۸۶
  21. شیخ مفيد، الإرشاد، ج۲، ص۱۸۶
  22. صفار، بصائر الدرجات، ص۱۷۳
  23. صفار، بصائر الدرجات، ص۱۸۲
  24. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۸۷-۱۸۸
  25. صفار، بصائر الدرجات، ص۱۷۵
  26. رجال كشی، ص۴۷۳؛ قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۶۶۳
  27. صفار، بصائر الدرجات، ص۱۶۲
  28. كلينی، الكافى، ج۱، ص۳۰۴؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۴، ص۱۷۲
  29. كلينی، الكافى، ج۱، ص۳۰۵