پرش به محتوا

تکفیر گناهان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها)
جز ویرایش جزیی
Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها)
جز معنای تکفیر: ویرایش جزیی
خط ۳: خط ۳:


==معنای تکفیر==
==معنای تکفیر==
تکفیر در لغت به معنای پوشاندن و پنهان کردن است. کشاورز را به دلیل اینکه دانه را با خاک می‌پوشاند، کافر می‌گویند. کافر را چون نعمت‌های الهی را کتمان می‌کند به این نام می‌شناسند.<ref> الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه، ذیل واژه.</ref> تکفیر در اصطلاح [[علم کلام]] در برابر [[احباط]] (تباه شدن اعمال نیک با گناهان) قرار دارد. و به معنای این است که ثواب بیشتر مجازات کمتر را محو می‌کند. اگر در [[قیامت]] [[ثواب]] کارهای نیک انسان، بیشتر از عقوبت [[گناهان]] او باشد. این اعمال نیک، گناهان را محو می‌کنند.<ref>قاضی عبدالجبار، ص۶۲۴-۶۲۵.</ref>
تکفیر در لغت به معنای پوشاندن و پنهان کردن است. کسی که نعمت‌های الهی را انکار یا کتمان کند، کافر می‌خوانند.<ref> الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه، ذیل واژه.</ref> تکفیر در اصطلاح [[علم کلام]] در برابر [[احباط]] (تباه شدن اعمال نیک با گناهان) قرار دارد. و به معنای این است که ثواب بیشتر مجازات کمتر را محو می‌کند. اگر در [[قیامت]] [[ثواب]] کارهای نیک انسان، بیشتر از عقوبت [[گناهان]] او باشد. اعمال نیک او، گناهانش را محو می‌کند.<ref>قاضی عبدالجبار، ص۶۲۴-۶۲۵.</ref>


=== عوامل تکفیر===
=== عوامل تکفیر===
در آیات از ایمان و عمل صالح،<ref>سوره محمد، آیه۲.</ref> [[توبه]]،<ref>سوره تحریم، آیه ۸.</ref> پرهیز از انجام گناهان کبیره<ref>سوره نساء، آیه ۴.</ref> [[صدقه|صدقه پنهانی]]، هجرت<ref>آل عمران، ص۱۹۵.</ref>، شفاعت به عنوان عوامل تکفیر گناهان یاد شده است. همچنین روایات نیز پذیرفتن اسلام، شفاعت، ولایت و عبادت را از عوامل تکفیر گناهان دانسته‌اند.
در قرآن و روایت برای تکفیر گناهان عواملی بیان شده است؛ [[قرآن]] از [[ایمان]] و [[عمل صالح]]،<ref>سوره محمد، آیه۲.</ref> [[توبه]]،<ref>سوره تحریم، آیه ۸.</ref> دوری کردن از [[گناهان کبیره]]<ref>سوره نساء، آیه ۴.</ref> [[صدقه|صدقه پنهانی]]، هجرت<ref>آل عمران، ص۱۹۵.</ref> و [[شفاعت]] به عنوان عواملی یاد کرده که گناهان را از بین می‌برند. همچنین روایات پذیرفتن اسلام، شفاعت، ولایت و عبادت را از عوامل تکفیر گناهان دانسته‌اند.


البته تکفیر به معنای نسبت کفر دادن به مسلمانان نیز به کار می‌رود که به آن [[تکفیر اهل قبله]] گفته می‌شود.<ref> محمود عبدالرحمان عبدالمنعم، ذیل «تکفیر»؛ الموسوعة الفقهیّة، ج۱۳، ص۲۲۷.</ref>
البته تکفیر به معنای نسبت کفر دادن به مسلمانان نیز به کار می‌رود که به آن [[تکفیر اهل قبله]] گفته می‌شود.<ref> محمود عبدالرحمان عبدالمنعم، ذیل «تکفیر»؛ الموسوعة الفقهیّة، ج۱۳، ص۲۲۷.</ref>

نسخهٔ ‏۲ سپتامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۲۲

تکفیر گناهان، محو شدن گناهان در قیامت با ثواب کارهای نیک.

معنای تکفیر

تکفیر در لغت به معنای پوشاندن و پنهان کردن است. کسی که نعمت‌های الهی را انکار یا کتمان کند، کافر می‌خوانند.[۱] تکفیر در اصطلاح علم کلام در برابر احباط (تباه شدن اعمال نیک با گناهان) قرار دارد. و به معنای این است که ثواب بیشتر مجازات کمتر را محو می‌کند. اگر در قیامت ثواب کارهای نیک انسان، بیشتر از عقوبت گناهان او باشد. اعمال نیک او، گناهانش را محو می‌کند.[۲]

عوامل تکفیر

در قرآن و روایت برای تکفیر گناهان عواملی بیان شده است؛ قرآن از ایمان و عمل صالح،[۳] توبه،[۴] دوری کردن از گناهان کبیره[۵] صدقه پنهانی، هجرت[۶] و شفاعت به عنوان عواملی یاد کرده که گناهان را از بین می‌برند. همچنین روایات پذیرفتن اسلام، شفاعت، ولایت و عبادت را از عوامل تکفیر گناهان دانسته‌اند.

البته تکفیر به معنای نسبت کفر دادن به مسلمانان نیز به کار می‌رود که به آن تکفیر اهل قبله گفته می‌شود.[۷]

تکفیر در علم کلام

تکفیر گناهان بحث کلامی است. معمولاً از آن به همراه احباط بحث می‌شود. متکلمان اسلامی از تکفیر گناهان در ذیل عناوینی همچون احباط و تکفیر، تحابط اعمال و جواز اجتماع ثواب و عقاب بحث می‌کنند. برخی از عالمان شیعه و سنی از آن در بحث معاد و معتزله در بحث وعد و وعید سخن گفته‌اند.[۸]

دیدگاه معتزله

گفته شده است متکلمان معتزله پس از آنکه اصل استحقاق ثواب و عقاب را برای کارهای نیک و گناه مطرح کردند با این مشکل مواجه شدند که اگر عملی آمیخته از ثواب و عقاب باشد، لازم می‌آید مکلف در زمان واحد هم مستحق ثواب باشد و هم مستحق عقاب و این را محال می‌دانستند، آنان در پاسخ به این اشکال نظریه احباط و تکفیر را مطرح کردند و درباره چگونگی و معنای تکفیر سه دیدگاه دارند:

  • ملاک در ثواب و عقاب، آخرین عملی است که انسان انجام می‌دهد. اگر آخرین عمل انسان نیک باشد تمام گناهان او را از بین می‌برد. این نظریه بیشتر متکلمان معتزله است.
  • اگر اعمال نیک بیشتر از گناهان باشد، اعمال نیک گناهان را از بین می‌برد و در برابر به همان میزان از اعمال نیک او کاسته می‌شود.
  • اگر اعمال نیک بیشتر از گناهان باشد، اعمال نیک گناهان را از بین می‌برد بدون آنکه چیزی از ثواب کارهای نیک کم شود.

دیدگاه امامیه

از نظر متکلمان امامیه لازمه دیدگاه معتزله این است که خدا ظالم باشد و یا با وعده‌های خود مخالفت کند. آنان با استناد به برخی از آیات قرآن

معتقدند خداوند در مجازات‌ و پاداش‌، اعمال خوب و بد را جداگانه محاسبه می‌کند و هیچ كار نيك يا بد بى‌پاداش و كيفر نمى‌ماند. اگر عفو خدا یا شفاعت شامل گناه‌کار نشود. ابتدا به سبب گناهش کیفر می‌بیند. سپس پاداش کارهای خوب به او داده می‌شود. آنان درباره معنای تکفیر دو دیدگاه دارند:

  • تکفیر، کیفر همه گناهان را بر نمی‌دارد بلکه فقط کیفر گناهانی را بر می‌دارد که در دین اسلام بیان شده است. از نظر آنان تکفیر همه گناهان با آیه «خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً» سازگار نیست. زیرا در تکفیر اعمال نیک به جای گناهان می‌نشینند در حالی که این آیه از آمیخته شدن اعمال خوب و بد سخن می‌گوید.
  • استحقاق کیفر برای گناهان، از ابتدا مشروط به این بوده که گناه‌کار در آینده از او عمل نیکی سر نزد که منجر به تکفیر گناهانش شود. برخی در نقد این نظریه گفته‌اند انسان به مجرد کار نیک و بد مستحق ستایش و سرزنش می‌شود اگر چه تا قبل از مرگ قابل تغییر است.

استثنا

متکلمان مذاهب کلامی اسلام اتفاق‌نظر دارند که اگر کافری مسلمان شود. کیفر کفر و گناهانی که در حال کفر انجام داده است از او برداشته می‌شود. اما درباره چگونگی تکفیر و دایره قلمرو آن در غیر از این مورد اختلاف‌نظر دارند.

محو شدن گناه یا کیفر آن؟

در اینکه آیا تکفیر به معنای محوشدن خود گناه است یا برداشته شدن کیفر آن اختلاف است. متکلمان آن را به معنای از بین رفتن کیفر گناه می‌دانند. اما برخی از حکیمان آن را به معنای محوشدن خود گناه دانسته و چون معتقدند موجود هیچ گاه به نیستی تبدیل نمی‌شود محو گناه را به یکی از دو صورت ذیل توجیه می‌کنند:

  • هر گناهی از آن جهت که گناه است امری عدمی و غیر مخلوق است.
  • همان‌گونه که ذات گناه‌کار با توبه به ذات دیگری تبدیل می‌شود. افعال بد نیز به افعال نیک تبدیل می‌گردند.

جستارهای وابسته

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود

منابع

  1. الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه، ذیل واژه.
  2. قاضی عبدالجبار، ص۶۲۴-۶۲۵.
  3. سوره محمد، آیه۲.
  4. سوره تحریم، آیه ۸.
  5. سوره نساء، آیه ۴.
  6. آل عمران، ص۱۹۵.
  7. محمود عبدالرحمان عبدالمنعم، ذیل «تکفیر»؛ الموسوعة الفقهیّة، ج۱۳، ص۲۲۷.
  8. گروه دانشنامه کلام اسلامی، احباط و تکفیر، ص۵۸.