پرش به محتوا

حدیث مباهته: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Emadmohseny
جزبدون خلاصۀ ویرایش
imported>Emadmohseny
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۷: خط ۲۷:
{{پایان}}
{{پایان}}
پس از من، هر گاه شكّاكان و بدعتگذاران را دیدید، از آنان بیزاری نشان دهید و بسیار به آنان ناسزا گویید و در باره‌شان بدگویی و افشاگری كنید و آنان را مبهوت [و محكوم ] سازید تا به تباه كردن اسلام، طمع نكنند و مردم از آنها بر حذر باشند و از بدعت‌هایشان چیزی نیاموزند. برای این كار، خداوند برایتان ثواب‌ها می‌نویسد و در آخرت بر درجات شما می‌افزاید.<ref>ترجمه از دانشنامه قرآن و حدیث، ج۱۶، ص۱۰۰، ذیل مدخل بهتان</ref>
پس از من، هر گاه شكّاكان و بدعتگذاران را دیدید، از آنان بیزاری نشان دهید و بسیار به آنان ناسزا گویید و در باره‌شان بدگویی و افشاگری كنید و آنان را مبهوت [و محكوم ] سازید تا به تباه كردن اسلام، طمع نكنند و مردم از آنها بر حذر باشند و از بدعت‌هایشان چیزی نیاموزند. برای این كار، خداوند برایتان ثواب‌ها می‌نویسد و در آخرت بر درجات شما می‌افزاید.<ref>ترجمه از دانشنامه قرآن و حدیث، ج۱۶، ص۱۰۰، ذیل مدخل بهتان</ref>
 
==دو برداشت از این حدیث==
*تفسیر نخست از روایت: [[علامه مجلسی]] در توضیح حدیثِ یاد شده، می‌گوید:
===برداشت اول: به معنای مبهوت کردن===
تفسیر نخست از روایت: [[علامه مجلسی]] در توضیح حدیثِ یاد شده، می‌گوید:
::ظاهرا مراد از «مباهته» ، محكوم كردن آنها با دلایل قاطع است، به طوری كه حیران بمانند و از عهده پاسخ بر نیایند، چنان كه خدای متعال می‌فرماید: «فَبُهِتَ الَّذِی كَفَرَ»<ref>بقره، آیه ۲۵۸.</ref> «پس آن كس كه كفر ورزیده بود، مبهوت ماند». احتمال هم دارد كه به معنای بهتان زدن مصلحتی باشد؛ زیرا بیشتر مردم، بسیاری از بدی ها و معایب را حسن و خوبی می شمارند، بویژه عقاید باطل را. وجه اوّل، ظهور بیشتری دارد. جوهری می‌گوید: «بَهَتَهُ بَهْتا» یعنی: او را غافلگیر كرد. <ref>وَ الظاهر أنّ المراد بالمباهتة إلزامهم بالحجج القاطعة و جعلهم متحیرین لا یحیرون جوابا كما قال تعالی: «فَبُهِتَ الَّذِی كَفَرَ»و یحتمل أن یكون من البهتان للمصلحة فإنّ كثیرا من المساوی یعدّها أكثر الناس محاسن خصوصا العقائد الباطلة وَ الأوّل أظهر، قال الجوهری: بهته بهتا أخذه بغتةً.محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج ۱۱، ص ۸۱.</ref>
::ظاهرا مراد از «مباهته» ، محكوم كردن آنها با دلایل قاطع است، به طوری كه حیران بمانند و از عهده پاسخ بر نیایند، چنان كه خدای متعال می‌فرماید: «فَبُهِتَ الَّذِی كَفَرَ»<ref>بقره، آیه ۲۵۸.</ref> «پس آن كس كه كفر ورزیده بود، مبهوت ماند». احتمال هم دارد كه به معنای بهتان زدن مصلحتی باشد؛ زیرا بیشتر مردم، بسیاری از بدی ها و معایب را حسن و خوبی می شمارند، بویژه عقاید باطل را. وجه اوّل، ظهور بیشتری دارد. جوهری می‌گوید: «بَهَتَهُ بَهْتا» یعنی: او را غافلگیر كرد. <ref>وَ الظاهر أنّ المراد بالمباهتة إلزامهم بالحجج القاطعة و جعلهم متحیرین لا یحیرون جوابا كما قال تعالی: «فَبُهِتَ الَّذِی كَفَرَ»و یحتمل أن یكون من البهتان للمصلحة فإنّ كثیرا من المساوی یعدّها أكثر الناس محاسن خصوصا العقائد الباطلة وَ الأوّل أظهر، قال الجوهری: بهته بهتا أخذه بغتةً.محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج ۱۱، ص ۸۱.</ref>
 
===برداشت دوم: به معنای تهمت زند===
*تفسیر دوم: برخی از فقها دلالت این حدیث را بر جواز بهتان زدن به اهل بدعت، پذیرفته‌اند.<ref>الدرّ المنضود، گلپایگانی، ج ۲، ص ۱۴۹.</ref> [[شیخ انصاری]] در توضیح این حدیث می نویسد:
*تفسیر دوم: برخی از فقها دلالت این حدیث را بر جواز بهتان زدن به اهل بدعت، پذیرفته‌اند.<ref>الدرّ المنضود، گلپایگانی، ج ۲، ص ۱۴۹.</ref> [[شیخ انصاری]] در توضیح این حدیث می نویسد:
::[جمله «باهِتُوهُم» كه در حدیث فوق آمده،] به این معناست كه: آنان را متّهم كنید و به ایشان گمان بد برید، به چیزی كه متّهم كردن مؤمن به آن، حرام است. مثلاً گفته شود كه: شاید زناكار باشد یا دزد باشد و امثال اینها و بالاتر از اینها كه در آن مبالغه نباشد و احتمال دارد كه آن [جمله] را بر ظاهرش ابقا كرد، یعنی این كه به خاطر مصلحت، دروغ بستن بر آنها جایز باشد؛ زیرا مصلحت دور كردن و رماندن مردم از این گونه افراد، قوی‌تر از مفسده دروغ است.<ref>قوله باهتوهم محمول علی اتّهامهم و سوء الظنّ بهم بما یحرم اتّهام المؤمن به، بأن یقال: لعلّه زانٍ، أو سارقٍ، وكذا إذا زاد ذكر ما لیس فیه من باب المبالغة و یحتمل إبقاؤه علی ظاهره بتجویز الكذب علیهم لأجل المصلحة، فإنّ مصلحة تنفیر الخلق عنهم أقوی من مفسدة الكذب.شیخ مرتضی انصاری، المكاسب، ج ۲، ص ۱۱۸.</ref>
::[جمله «باهِتُوهُم» كه در حدیث فوق آمده،] به این معناست كه: آنان را متّهم كنید و به ایشان گمان بد برید، به چیزی كه متّهم كردن مؤمن به آن، حرام است. مثلاً گفته شود كه: شاید زناكار باشد یا دزد باشد و امثال اینها و بالاتر از اینها كه در آن مبالغه نباشد و احتمال دارد كه آن [جمله] را بر ظاهرش ابقا كرد، یعنی این كه به خاطر مصلحت، دروغ بستن بر آنها جایز باشد؛ زیرا مصلحت دور كردن و رماندن مردم از این گونه افراد، قوی‌تر از مفسده دروغ است.<ref>قوله باهتوهم محمول علی اتّهامهم و سوء الظنّ بهم بما یحرم اتّهام المؤمن به، بأن یقال: لعلّه زانٍ، أو سارقٍ، وكذا إذا زاد ذكر ما لیس فیه من باب المبالغة و یحتمل إبقاؤه علی ظاهره بتجویز الكذب علیهم لأجل المصلحة، فإنّ مصلحة تنفیر الخلق عنهم أقوی من مفسدة الكذب.شیخ مرتضی انصاری، المكاسب، ج ۲، ص ۱۱۸.</ref>

نسخهٔ ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۱۵، ساعت ۰۹:۵۶

مباهته عنوانی فقهی است که از عبارت «باهتوهم» در روایت گرفته شده است. در معنای آن تردید است.این اختلاف در معنا، موجب اختلاف در جواز و عدم جواز تهمت به اهل بدعت شده است. برخی فقها آن را به معنای «اقناع و آوردن دلایل محکم» در برابر مخالفین معنا کرده‌اند و جواز «بهتان» به اهل بدعت را مردود شمرده اند. در مقابل بعضی از فقها آن را از باب «بهتان» شمرده و مباهته را به معنای «تهمت زدن» دانسته‌اند و با استناد به آن حکم به جواز تهمت زدن و دروغ بستن به اهل بدعت داده اند.

لغت

مباهته مصدر باب مفاعله از ماده «بهت» است. در کتب لغت «بهت» با تلفظ مختلف، در دو معنای تحیر و دروغ بستن معنا شده است. لسان العرب مینویسد:«وبَهَتَ فلانٌ فلاناً إِذا كَذَب عليه، وبَهِتَ وبُهِتَ إِذا تَحَيَّر...والبُهْتُ والبَهِيتَةُ: الكَذِبُ...والبَهْتُ الانقطاعُ والحَيْرَة.»[۱] بُهْت به ضم باء و سکون هاء به معنای دروغ بستن و بَهْت به فتح باء و سکون هاء به معنای تحیر و شگفتی است. صحاح اللغه نیز این تفکیک را دارد. «بَهَتَهُ بَهْتاً وبَهَتاً وبُهْتاناً، فهو بَهَّاتٌ، أي قال عليه ما لم يفعله، فهو مَبْهوتٌ...وبَهِتَ الرجل، بالكسر، إذا دَهِشَ وتَحيَّرَ.»[۲] مقاییس اللغة همه را دارای اصل واحدی می داند و به معنای تحیر برمیگرداند.[۳]

اما بعضی گفته اند در اصل بهت به معنای وحشت همراه با تحیر است [۴] و به دروغ هم از آنجا که حیرت انسان را زیاد می کند بهت گفته اند. [۵]

بهت در قرآن

مشتقات بهت در قرآن در شش آیه بکار رفته است

  • در دو این دو آیه به معنای مبهوت

«فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ» [۶] «بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ» [۷]

  • و در این چهار آیه به معنای بهتان

«وَ قَوْلِهِمْ عَلى‏ مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً»[۸] «سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ»[۹] «أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً» [۱۰] «وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً» [۱۱]

البته درآیات فوق آنچه به معنای بهتان است با همان واژه «بهتان» آمده ولی «بهت» و «تبهتهم» به معنای مبهوت است. ابن طاووس نیز در دو جا واژه باهتوا را به معنای مبهوت شدن بکار برده است.[۱۲] [۱۳]

مستندات

مبحث مباهته در فقه ذیل عنوان‌های غیبت و سب مؤمن مورد بحث قرار گرفته است. مستند مباهته روایتی است که از پیامبر اسلام نقل شده است.

««محمد، عن محمد بن الحسین، عن البزنطی، عن داود بن سرحان، عن أبی عبدالله علیه السلام، قال: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

إذا رَأَیتُم أهلَ الرَّیبِ وَ البِدَعِ مِن بَعدی ، فَأَظهِرُوا البَراءَةَ مِنهُم وَ أَكثِروا مِن سَبِّهِم وَ القَولِ فیهِم وَ الوَقیعَةِ وَ باهِتوهُم كَی لا یطمَعوا فِی الفَسادِ فِی الإِسلامِ وَ یحذَرَهُمُ النّاسُ وَ لا یتَعَلَّمونَ مِن بِدَعِهِم، یكتُبِ اللّهُ لَكُم بِذلِكَ الحَسَناتِ وَ یرفَع لَكُم بِهِ الدَّرَجاتِ فِی الآخِرَةِ.» [۱۴]

پس از من، هر گاه شكّاكان و بدعتگذاران را دیدید، از آنان بیزاری نشان دهید و بسیار به آنان ناسزا گویید و در باره‌شان بدگویی و افشاگری كنید و آنان را مبهوت [و محكوم ] سازید تا به تباه كردن اسلام، طمع نكنند و مردم از آنها بر حذر باشند و از بدعت‌هایشان چیزی نیاموزند. برای این كار، خداوند برایتان ثواب‌ها می‌نویسد و در آخرت بر درجات شما می‌افزاید.[۱۵]

دو برداشت از این حدیث

برداشت اول: به معنای مبهوت کردن

تفسیر نخست از روایت: علامه مجلسی در توضیح حدیثِ یاد شده، می‌گوید:

ظاهرا مراد از «مباهته» ، محكوم كردن آنها با دلایل قاطع است، به طوری كه حیران بمانند و از عهده پاسخ بر نیایند، چنان كه خدای متعال می‌فرماید: «فَبُهِتَ الَّذِی كَفَرَ»[۱۶] «پس آن كس كه كفر ورزیده بود، مبهوت ماند». احتمال هم دارد كه به معنای بهتان زدن مصلحتی باشد؛ زیرا بیشتر مردم، بسیاری از بدی ها و معایب را حسن و خوبی می شمارند، بویژه عقاید باطل را. وجه اوّل، ظهور بیشتری دارد. جوهری می‌گوید: «بَهَتَهُ بَهْتا» یعنی: او را غافلگیر كرد. [۱۷]

برداشت دوم: به معنای تهمت زند

  • تفسیر دوم: برخی از فقها دلالت این حدیث را بر جواز بهتان زدن به اهل بدعت، پذیرفته‌اند.[۱۸] شیخ انصاری در توضیح این حدیث می نویسد:
[جمله «باهِتُوهُم» كه در حدیث فوق آمده،] به این معناست كه: آنان را متّهم كنید و به ایشان گمان بد برید، به چیزی كه متّهم كردن مؤمن به آن، حرام است. مثلاً گفته شود كه: شاید زناكار باشد یا دزد باشد و امثال اینها و بالاتر از اینها كه در آن مبالغه نباشد و احتمال دارد كه آن [جمله] را بر ظاهرش ابقا كرد، یعنی این كه به خاطر مصلحت، دروغ بستن بر آنها جایز باشد؛ زیرا مصلحت دور كردن و رماندن مردم از این گونه افراد، قوی‌تر از مفسده دروغ است.[۱۹]

نقد تفسیر جواز بهتان

منتقدان دیدگاه دوم بر این باورند كه مقصود از «باهتوهم» در حدیث یاد شده، تجویز نسبت دادن كار خلافی كه اهل بدعت انجام نداده‌اند، به آنها نیست. منقدان چنین استدلال می کنند که چنین رفتاری، نه تنها به زیان اهل بدعت نیست بلكه در صورت اثبات بی گناهی آنان و روشن شدن واقعیت برای مردم، زمینه مظلوم نمایی اهل بدعت و بی اعتبار جلوه دادن سخن منتقدان فراهم خواهد شد و این امر در نهایت به سود آنان تمام خواهد شد. [۲۰]

به همین دلیل برخی منتقدان در باره جمله یاد شده گفته اند یا باید معنای نخست علّامه مجلسی را پذیرفت و یا می‌توان گفت كه مقصود از این بهتان، بهتان اصطلاحی است، نه بهتان لغوی؛ یعنی در مواردی كه غیبت اهل ایمان، بهتان محسوب می‌شود، در باره بدعتگذاران ، حكم بهتان را ندارد؛ بلكه به منظور مبارزه با بدعت، اظهار خلافكاری‌های آنان، لازم است.[۲۱]

دیدگاه فقها

جواز بهتان به اهل بدعت

  • سید ابوالقاسم خویی در ذیل مبحث هجاء المؤمن، هجاء مخالفین و مبدعین در دین را جایز می‎شمرد.[۲۲] سپس این پرسش را مطرح میکند که آیا هجوشان به امری که متصف به آن نیستند و کاذب است، جایز است یا نه؟ خویی اگرچه به دلیل حرمت کذب، تهمت و دروغ بستن به آنان را نیز حرام میشمرد، اما در صورت وجود مصلحت ملزمه، بهتان و تحقیر و دروغ بستن را جایز می داند؛ روشن شدن هویت بدعتگذاران برای ضعفای مومنین و جلوگیری از فریب خوردن مؤمنان، مصلحت بهتان و دروغ بستن است.[۲۳]
  • سید محمدرضا گلپایگانی نیز «باهتوهم» را دلیل بر جواز بهتان دانسته است. گلپایگانی دلیل جواز کذب در این مسأله را مصلحت نفی اعتبار بدعتگذار و بی آبرو کردن وی در میان مردم دانسته است تا مردم به سوی آنان متمایل نشوند.[۲۴]

مقرر درس گلپایگانی، در پاورقی با ذکر دیدگاه مجلسی و صاحب ریاض به نظر استاد خود اعتراض میکند. [۲۵]

عدم جواز

  • فیض کاشانی «باهتوهم» را به معنی سخن قاطع و محکم گفتن میدانست که: با آنان چنان سخن بگوئید که ساکت شوند و حرفی برای گفتن نداشته باشند: أی: «جادلوهم و اسکتوهم و اقطعوا الکلام علیهم»[۲۶]
  • ملاصالح مازندرانی در شرح بر اصول کافی، روایت را همین گونه معنی می کند و توضیح می دهد که «بهت» به معنای «تحیّر» است، پس معنی روایت چنین می شود که با «حجت قاطع» و دلیل محکم، راه ها را به روی بدعت گذاران ببندید تا آنها مبهوت شوند.[۲۷]
  • علامه مجلسی «بهتان» برای مصلحت دین را، احتمال مرجوح میشمارد: «الظاهر أن المراد بالمباهته الزامهم بالحجج القاطعه و جعلهم متحیّرین لایحیّرون جوابا[۲۸]»، مجلسی در برخی از رساله های فارسی خود هم، روایت را چنین ترجمه کرده است: «بر ایشان حجت را تمام کنید تا ایشان طغیان نکنند در فساد کردن دین اسلام.[۲۹]»

پانویس

  1. ابن منظور، لسان العرب، ذیل ماده بهت
  2. الجوهری، صحاح اللغة، ذیل ماده بهت
  3. ابن فارس، مقاییس اللغة، ذیل ماده بهت
  4. التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏1، ص: 345
  5. التحقیق فی كلمات القرآن الكريم، ج‏1، ص: 346
  6. 2/ 258
  7. 21/ 40
  8. 4/ 156
  9. 24/ 16
  10. 4/ 20
  11. 33/ 58
  12. سعد السعود للنفوس منضود، النص، ص: 78
  13. الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏2، ص: 383
  14. الكافی، ج ۲، ص ۳۷۵، ح ۴؛ بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۲۰۲، ح ۴۱0
  15. ترجمه از دانشنامه قرآن و حدیث، ج۱۶، ص۱۰۰، ذیل مدخل بهتان
  16. بقره، آیه ۲۵۸.
  17. وَ الظاهر أنّ المراد بالمباهتة إلزامهم بالحجج القاطعة و جعلهم متحیرین لا یحیرون جوابا كما قال تعالی: «فَبُهِتَ الَّذِی كَفَرَ»و یحتمل أن یكون من البهتان للمصلحة فإنّ كثیرا من المساوی یعدّها أكثر الناس محاسن خصوصا العقائد الباطلة وَ الأوّل أظهر، قال الجوهری: بهته بهتا أخذه بغتةً.محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج ۱۱، ص ۸۱.
  18. الدرّ المنضود، گلپایگانی، ج ۲، ص ۱۴۹.
  19. قوله باهتوهم محمول علی اتّهامهم و سوء الظنّ بهم بما یحرم اتّهام المؤمن به، بأن یقال: لعلّه زانٍ، أو سارقٍ، وكذا إذا زاد ذكر ما لیس فیه من باب المبالغة و یحتمل إبقاؤه علی ظاهره بتجویز الكذب علیهم لأجل المصلحة، فإنّ مصلحة تنفیر الخلق عنهم أقوی من مفسدة الكذب.شیخ مرتضی انصاری، المكاسب، ج ۲، ص ۱۱۸.
  20. محمد محمدی ری‌شهری، دانشنامه قرآن و حدیث، ج ۱۶، ص ۱۰۱.
  21. محمد محمدی ری‌شهری، دانشنامه قرآن و حدیث، ج ۱۶، ص ۱۰۱.
  22. السيد أبوالقاسم الخوئي، مصباح الفقاهة ج۱، ص ۷۰۰
  23. أما هجوهم بذكر المعائب غير الموجودة فيهم من الاقاويل الكاذبة، فهي محرمة بالكتاب والسنة، وقد تقدم ذلك في مبحث حرمة الكذب، الا انه قد تقتضي المصلحة الملزمة جواز بهتهم والازراء عليهم، وذكرهم بما ليس فيهم افتضاحا لهم، والمصلحة في ذلك هي استبانة شؤونهم لضعفاء المؤمنين، حتى لا يغتروا بآرائهم الخبيثة واغراضهم المرجفة، وبذلك يحمل قوله (عليه السلام): وباهتوهم كي لا يطمعوا في الاسلام. وكل ذلك فيما إذا لم تترتب على هجوهم مفسدة وفتنة، والا فيحرم هجوهم حتى بالمعائب الموجودة فيهم، السيد أبوالقاسم الخوئي، مصباح الفقاهة، ج۱، ص ۷۰۱
  24. أما المبتدع فيجوز ذكره بسوء لأنه مستحق للاستخفاف ففي رواية داود بن سرحان... ترى أنه قد جوز بمقتضاها البهتان والافتراء عليهم وحيث إن الكذب غير جائز فلا بد من القول بأنه قد جوز الكذب هنا للمصلحة وهي سقوط اعتبار المبتدع وكسر جاهه في أنظار الناس كيلا يميلوا إليه فيضلوا به وإلا فالبهتان والكذب ليسا بجائزين. گلپایگانی، محمدرضا،الدر المنضود في أحکام الحدود، ج ٢، ص ۱۴۸  به تقریر: کریمی جهرمی، علی
  25. گلپایگانی، محمدرضا،الدر المنضود في أحکام الحدود، ج ٢، ص ۱۴۸  به تقریر: کریمی جهرمی، علی
  26. فیض کاشانی، الوافی، ج۱، ص۲۴۵
  27. مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱۰،ص۴۳
  28. مجلسی، مراة العقول، ج۱۱، ص۸۱
  29. مجلسی،رساله حدود و قصاص و دیات، ص۲۸

منابع