پرش به محتوا

قمه‌زنی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Dayyani
جزبدون خلاصۀ ویرایش
imported>Dayyani
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۰: خط ۲۰:
بنجامن ـ سفير كبير آمريكا در عهد ناصری  ـ هم چنین می‌نویسد:
بنجامن ـ سفير كبير آمريكا در عهد ناصری  ـ هم چنین می‌نویسد:
::::::سال 1884ميلادي من در تهران اقامت داشتم. دسته‌هايي در خيابان‌ها حرکت مي‌کردند و احساسات تند و شديد و بي‌سابقه‌اي از خود نشان مي‌دادند... در اين ميان ناگهان جمعي سفيدپوش که کاردهايي در دست داشتند، پديدار شدند که با هيجان زياد کاردها را بالا برده و به سر خود مي‌زدند و خون از سر آن‌ها و از کاردهايي که در دست داشتند، فواره مي‌زد و سرتاپاي‌‌شان را سرخ کرده بود. واقعاً که منظره‌ي دل‌خراش و بسيار تأثرآوري بود که هرگز نمي‌توانم آن را از ياد ببرم. کساني‌که در اين دسته‌ها سينه يا قمه مي‌زنند، گاهي اوقات آن‌قدر به هيجان آمده و يا خوني که از آن‌ها مي‌رود [آن‌قدر زياد است] که بي‌حال شده و روي زمين مي‌افتند و حتا ممکن است اگر فوراً مداوا نشوند، جان خود را از دست بدهند <ref> بنجامن 1363: 284؛ نقل از: مظاهری، فصل 1 </ref>.
::::::سال 1884ميلادي من در تهران اقامت داشتم. دسته‌هايي در خيابان‌ها حرکت مي‌کردند و احساسات تند و شديد و بي‌سابقه‌اي از خود نشان مي‌دادند... در اين ميان ناگهان جمعي سفيدپوش که کاردهايي در دست داشتند، پديدار شدند که با هيجان زياد کاردها را بالا برده و به سر خود مي‌زدند و خون از سر آن‌ها و از کاردهايي که در دست داشتند، فواره مي‌زد و سرتاپاي‌‌شان را سرخ کرده بود. واقعاً که منظره‌ي دل‌خراش و بسيار تأثرآوري بود که هرگز نمي‌توانم آن را از ياد ببرم. کساني‌که در اين دسته‌ها سينه يا قمه مي‌زنند، گاهي اوقات آن‌قدر به هيجان آمده و يا خوني که از آن‌ها مي‌رود [آن‌قدر زياد است] که بي‌حال شده و روي زمين مي‌افتند و حتا ممکن است اگر فوراً مداوا نشوند، جان خود را از دست بدهند <ref> بنجامن 1363: 284؛ نقل از: مظاهری، فصل 1 </ref>.
[[پرونده:مرد قمه زن دوره قاجار.jpg|بندانگشتی|مرد قمه زن، دوره قاجار]]
در دوره‌ی رضاشاه، از سال 1314 قمه‌زنی مانند دیگر رسوم عزاداری غدغن اعلام شد <ref> بصيرت‌منش 1378</ref>. این ممنوعیت تا 1320 و برکناری رضاشاه ادامه داشت. اما پس از آن مانند دیگر ممنوعیت‌ها، ملغی شد و قمه‌زنی در برخی مناطق ایران از سر گرفته شد. تا پیش از انقلاب اسلامی، قمه‌زنی حیات پر افت و خیزی داشت. در برخی سالها (ازجمله 1343) با دستور شهربانی یا ساواک ممنوع اعلام می‌شد و در برخی سال‌ها آزادانه برگزار می‌شد <ref> مظاهری، فصل 1 </ref>. با پیروزی انقلاب اسلامی برگزاری قمه‌زنی محدودتر شد. اما در نیمه‌ی نخست دهه‌ی 70 نشانه‌هایی از رونق‌یافتن مجدد این رسم ظهور کرد. همین موضوع عکس‌العمل رهبر انقلاب اسلامی، را در پی داشت. ایشان در 22 خرداد 1373 در سخنرانی در جمع روحانیان استان کهگیلویه و بویراحمد چنین گفت:
در دوره‌ی رضاشاه، از سال 1314 قمه‌زنی مانند دیگر رسوم عزاداری غدغن اعلام شد <ref> بصيرت‌منش 1378</ref>. این ممنوعیت تا 1320 و برکناری رضاشاه ادامه داشت. اما پس از آن مانند دیگر ممنوعیت‌ها، ملغی شد و قمه‌زنی در برخی مناطق ایران از سر گرفته شد. تا پیش از انقلاب اسلامی، قمه‌زنی حیات پر افت و خیزی داشت. در برخی سالها (ازجمله 1343) با دستور شهربانی یا ساواک ممنوع اعلام می‌شد و در برخی سال‌ها آزادانه برگزار می‌شد <ref> مظاهری، فصل 1 </ref>. با پیروزی انقلاب اسلامی برگزاری قمه‌زنی محدودتر شد. اما در نیمه‌ی نخست دهه‌ی 70 نشانه‌هایی از رونق‌یافتن مجدد این رسم ظهور کرد. همین موضوع عکس‌العمل رهبر انقلاب اسلامی، را در پی داشت. ایشان در 22 خرداد 1373 در سخنرانی در جمع روحانیان استان کهگیلویه و بویراحمد چنین گفت:
::::::اين عزاداري‌هاي سنتي مردم را به دين نزديك مي‌كند ... يك كارهايي هم هست كه به عكس كساني را از دين برمي‌گرداند. بنده خيلي متأسفم كه بگويم در اين سه‌ ‌چهار سال اخير كارهايي ـ كه به نظر من دست‌هايي آن‌ها را در جامعه‌ي ما ترويج مي‌كنند ‌ـ باب شده است كه هركس ببيند براي او سئوال به وجود مي‌آيد. ... قمه‌زدن هم از آن كارهاي خلاف است. من مي‌دانم كه حالا يك عده خواهند گفت كه حق اين بود فلاني اسم قمه را نمي‌آورد. شما چه‌كار داريد، بگذاريد بزنند. نه آقا! نمي‌شود. اين‌جور كه در چهار پنج سال اخير و بعد از جنگ مسأله‌ي قمه‌زدن را دارند ترويج مي‌كنند، اگر در زمان حيات مبارك امام(ره) هم همين‌جور بود، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه مي‌ايستادند. اين يك كار غلطي است كه عده‌اي قمه‌ها را بگيرند به سرِ خود بزنند و خون بريزند. اين كار يعني چه؟ كجاي اين كار عزاداري است؟ قمه‌زدن عزاداري است؟! ... شما كجا ديده‌ايد كه يك نفر به خاطر مصيبت عزيزترين عزيزان‌اش بيايد، با شمشير به مغز خود بزند و از سر خود خون بريزد؟ كجاي اين كار عزاداري است؟ اين جعلي است. اين‌ها چيزهايي است كه از دين نيست. بلاشك خدا از اين كارها راضي نيست. دست علماي سلف بسته بود و نمي‌توانستند اين حرف‌ها را بگويند. اما امروز روز حاكميت اسلام و جلوه‌ي اسلام است. ما نبايد كاري بكنيم كه جامعه‌ي اسلاميِ برتر يعني جامعه‌ي محب اهل‌بيت(ع) كه مفتخر به نام مقدس ولي‌عصر(ع) است به نام حسين‌بن‌علي(ع) و به نام اميرالمؤمنين(ع) در نظر مسلمانان عالم و غيرمسلمان‌ها به عنوان يك گروه آدم‌هاي خرافي بي‌منطق معرفي بشود. من حقيقتاً هرچه فكر كردم ديدم نمي‌توانم اين مطلب را كه قطعاً يك خلاف و بدعت است به اطلاع مردم عزيزمان نرسانم. اين كار را نكنيد. بنده قلباً از اين كارها راضي نيستم. اگر كسي تظاهر به قمه‌زدن هم بكند، بنده قلباً از او ناراضي هستم. اين را من عرض مي‌كنم براي اين‌كه يك‌وقت گوشه و كناري چند نفري جمع مي‌شدند و اين كارها را مي‌كردند. يك گوشه‌اي بود، جلوي چشم كسي نبود، تظاهر به اين معنا نبود، لذا كسي هم كاري به آن‌ها نداشت. حالا خوب يا بد به‌هرحال در دايره‌ي محدودي بود. اما وقتي كه بنا است چند هزار نفر ناگهان در خيابان‌هايي از خيابان‌هاي تهران يا قم يا شهرهاي آذربايجان و خراسان ظاهر بشوند، [قمه به دست] بگيرند و به سرشان بزنند اين ديگر قطعاً خلاف است. امام‌حسين(ع) به اين معنا راضي نيست. من نمي‌دانم اين‌ كارها از كجاست و كدام سليقه‌ها اين كارها را به داخل جوامع اسلامي و انقلابي ما مي‌آورد؟[http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2718]
::::::اين عزاداري‌هاي سنتي مردم را به دين نزديك مي‌كند ... يك كارهايي هم هست كه به عكس كساني را از دين برمي‌گرداند. بنده خيلي متأسفم كه بگويم در اين سه‌ ‌چهار سال اخير كارهايي ـ كه به نظر من دست‌هايي آن‌ها را در جامعه‌ي ما ترويج مي‌كنند ‌ـ باب شده است كه هركس ببيند براي او سئوال به وجود مي‌آيد. ... قمه‌زدن هم از آن كارهاي خلاف است. من مي‌دانم كه حالا يك عده خواهند گفت كه حق اين بود فلاني اسم قمه را نمي‌آورد. شما چه‌كار داريد، بگذاريد بزنند. نه آقا! نمي‌شود. اين‌جور كه در چهار پنج سال اخير و بعد از جنگ مسأله‌ي قمه‌زدن را دارند ترويج مي‌كنند، اگر در زمان حيات مبارك امام(ره) هم همين‌جور بود، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه مي‌ايستادند. اين يك كار غلطي است كه عده‌اي قمه‌ها را بگيرند به سرِ خود بزنند و خون بريزند. اين كار يعني چه؟ كجاي اين كار عزاداري است؟ قمه‌زدن عزاداري است؟! ... شما كجا ديده‌ايد كه يك نفر به خاطر مصيبت عزيزترين عزيزان‌اش بيايد، با شمشير به مغز خود بزند و از سر خود خون بريزد؟ كجاي اين كار عزاداري است؟ اين جعلي است. اين‌ها چيزهايي است كه از دين نيست. بلاشك خدا از اين كارها راضي نيست. دست علماي سلف بسته بود و نمي‌توانستند اين حرف‌ها را بگويند. اما امروز روز حاكميت اسلام و جلوه‌ي اسلام است. ما نبايد كاري بكنيم كه جامعه‌ي اسلاميِ برتر يعني جامعه‌ي محب اهل‌بيت(ع) كه مفتخر به نام مقدس ولي‌عصر(ع) است به نام حسين‌بن‌علي(ع) و به نام اميرالمؤمنين(ع) در نظر مسلمانان عالم و غيرمسلمان‌ها به عنوان يك گروه آدم‌هاي خرافي بي‌منطق معرفي بشود. من حقيقتاً هرچه فكر كردم ديدم نمي‌توانم اين مطلب را كه قطعاً يك خلاف و بدعت است به اطلاع مردم عزيزمان نرسانم. اين كار را نكنيد. بنده قلباً از اين كارها راضي نيستم. اگر كسي تظاهر به قمه‌زدن هم بكند، بنده قلباً از او ناراضي هستم. اين را من عرض مي‌كنم براي اين‌كه يك‌وقت گوشه و كناري چند نفري جمع مي‌شدند و اين كارها را مي‌كردند. يك گوشه‌اي بود، جلوي چشم كسي نبود، تظاهر به اين معنا نبود، لذا كسي هم كاري به آن‌ها نداشت. حالا خوب يا بد به‌هرحال در دايره‌ي محدودي بود. اما وقتي كه بنا است چند هزار نفر ناگهان در خيابان‌هايي از خيابان‌هاي تهران يا قم يا شهرهاي آذربايجان و خراسان ظاهر بشوند، [قمه به دست] بگيرند و به سرشان بزنند اين ديگر قطعاً خلاف است. امام‌حسين(ع) به اين معنا راضي نيست. من نمي‌دانم اين‌ كارها از كجاست و كدام سليقه‌ها اين كارها را به داخل جوامع اسلامي و انقلابي ما مي‌آورد؟[http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2718]

نسخهٔ ‏۲۵ اکتبر ۲۰۱۵، ساعت ۱۲:۰۲


قمه‌زنی ازجمله رسوم عزاداری شیعیان است که از حدود قرن دهم تا امروز در برخی کشورها ازجمله ایران، عراق، لبنان و هند برگزار می‌شود. در ایران، این مراسم در شهرهایی ازجمله اردبیل، زنجان، تهران،اصفهان و خمینی‌شهر برگزار می‌شود.

پرونده:کودک قمه زن .jpg
کودک قمه زن

خاستگاه

درباره‌ي خاستگاه اين رسم نظرات مختلفی مطرح شده است: برخي قمه‌زنی را رسمي اقتباسي از مسيحيان مي‌دانند. ازجمله علي شريعتی اين رسم و نمونه‌هاي مشابه‌اش را اقتباس‌شده از مراسم مصائب مسیح که مسيحيان ارتدوکس در سالروز شهادت حضرت عيسي(ع) برگزار می‌کردند، دانسته است [۱]. در مقابل برخی دیگر معتقدند قمه‌زني از جانب ترک‌هاي آذربايجان و قزلباش‌هاي آناتولي به فارس‌ها و اعراب منتقل شده‌ است [۲]. از شواهد چنين بر مي‌آيد كه قول آخر از قوت بيش‌تري برخوردار است. كاظم دجيلي نیز در تأييد اين نظر تأکید می‌کند قمه‌زني ابتدا در ميان ترك‌هاي عراق، فرق صوفيه (از جمله قزلباش‌ها) و كردهاي غرب ايران رواج داشته و از طريق زوار ترك به عراق نفوذ كرده است [۳]. برخی از موافقان قمه‌زنی معتقدند این رسم نشانی از عمل حضرت زینب(س) می‌دانند. مشهور است که وقتی در مسیر از کربلا تا شام، زینب(س) سر امام‌حسین(ع) را روی نیزه دید از خود بیخود شد و سر به محمل کوباند که در اثر این عمل، سرش خونی شد. درباره‌ي صحت اين داستان اختلاف‌‌نظر است و بسياري از محققان آن را مستند نمي‌دانند. به گفته‌ي شيخ عباس قمي در منتهي الآمال مآخذ اين داستان دو کتاب نور العين و منتخب طريحي است که هر دو از نظر اعتبار در درجه‌ي پاييني‌اند. غير از اين، در هيچ‌‌يک از کتب معتبر و منابع و مقاتل اوليه چنين حكايتي ذکر نشده است. به علاوه از نظر عقلي نيز اين داستان مخدوش است [۴].


تاریخچه

پیشینه‌ی این آیین به دوران صفویه برمی‌گردد. در برخی سفرنامه‌های اروپاییان در آن دوره به قمه‌زنی و تیغ‌زنی اشاره شده است؛ ازجمله گزارش آدام الئاريوس از مراسم تيغ‌زني در روز عاشورا در اردبيل عهد شاه صفي. این رسم در دوره‌ی قاجار خصوصاً عهد ناصری رواج بسیاری یافت. عبدالله مستوفي مسبب اصلي اين امر را ملاآقای دربندي مي‌داند و می‌نویسد:

تيغ‌زدن روز عاشورا از کارهايي است که اين آخوند [دربندي] در عزاداري وارد يا لامحاله آن را عمومي کرده و فعل حرام را موجب ثواب پنداشته است و ترک‌هاي عوام هم اين عزاداري را پذيرفته‌اند و اين خلاف شرع بيّن جزو عزاداري و کار ثواب وانمود شده است [۵] .
قمه زنی در تهران در دوران قاجار

در سفرنامه‌هاي جهانگردان و ديگر خارجياني كه در اين عهد به ايران آمده و شاهد عزاداري ماه محرم بوده‌اند، گزارش‌هايي از مراسم قمه‌زني آورده شده است. از جمله دكتر فووريه ـ طبيب مخصوص ناصرالدين‌شاه ـ می‌نویسد:

مؤمنين متعصب در چنين روزي [عاشورا] فرصت را براي قمه‌زدن از دست نمي‌دهند. در اردو كساني هستند كه حتا فردا هم براي معالجه‌ي زخم‌هاي ايشان كافي نيست. شايد هم اين بي‌شعورها كه حتا در سفر هم مرتكب اين عمل زشت مي‌شوند و از راه‌آمدن به اين حالت در زير آفتاب سوزان تابستان آن‌هم غالباً با پاي پياده بيمي ندارند، پوستي كلفت‌تر از مردم معمولي داشته باشند [۶].

هانری رنه دالماني هم در سفرنامه‌اش می‌نویسد:

در روز عاشورا دسته‌ي ديگري هم به اين دسته [سينه‌زنان] اضافه مي‌شود. افراد اين دسته كساني هستند كه نذر كرده‌اند در اين روز خون خود را در ماتم شهداي كربلا بريزند. آن‌ها موهاي سر را تراشيده، كفن سفيدي هم مي‌پوشند و ياحسين‌گويان قمه به سر خود مي‌زنند و خون از سر و روي آن‌ها جاري مي‌گردد و روي كفن مي‌ريزد. پس از جاري‌شدن خون، هيجاني در آن‌ها توليد مي‌شود و اگر از آنان جلوگيري نشود، خود را با قمه هلاك مي‌كنند. اشخاصي هستند كه چوب‌هايي به دست دارند و آن‌ها را جلو قمه مي‌گيرند تا ضربات به سرها وارد نيايند و بدين‌ترتيب از ريختن خون زياد جلوگيري مي‌نمايند. مع‌هذا بعضي به واسطه‌ي خون‌ريزي زياد از پا در مي‌آيند و يا اقلاً مدتي مريض مي‌شوند [۷].

بنجامن ـ سفير كبير آمريكا در عهد ناصری ـ هم چنین می‌نویسد:

سال 1884ميلادي من در تهران اقامت داشتم. دسته‌هايي در خيابان‌ها حرکت مي‌کردند و احساسات تند و شديد و بي‌سابقه‌اي از خود نشان مي‌دادند... در اين ميان ناگهان جمعي سفيدپوش که کاردهايي در دست داشتند، پديدار شدند که با هيجان زياد کاردها را بالا برده و به سر خود مي‌زدند و خون از سر آن‌ها و از کاردهايي که در دست داشتند، فواره مي‌زد و سرتاپاي‌‌شان را سرخ کرده بود. واقعاً که منظره‌ي دل‌خراش و بسيار تأثرآوري بود که هرگز نمي‌توانم آن را از ياد ببرم. کساني‌که در اين دسته‌ها سينه يا قمه مي‌زنند، گاهي اوقات آن‌قدر به هيجان آمده و يا خوني که از آن‌ها مي‌رود [آن‌قدر زياد است] که بي‌حال شده و روي زمين مي‌افتند و حتا ممکن است اگر فوراً مداوا نشوند، جان خود را از دست بدهند [۸].
مرد قمه زن، دوره قاجار

در دوره‌ی رضاشاه، از سال 1314 قمه‌زنی مانند دیگر رسوم عزاداری غدغن اعلام شد [۹]. این ممنوعیت تا 1320 و برکناری رضاشاه ادامه داشت. اما پس از آن مانند دیگر ممنوعیت‌ها، ملغی شد و قمه‌زنی در برخی مناطق ایران از سر گرفته شد. تا پیش از انقلاب اسلامی، قمه‌زنی حیات پر افت و خیزی داشت. در برخی سالها (ازجمله 1343) با دستور شهربانی یا ساواک ممنوع اعلام می‌شد و در برخی سال‌ها آزادانه برگزار می‌شد [۱۰]. با پیروزی انقلاب اسلامی برگزاری قمه‌زنی محدودتر شد. اما در نیمه‌ی نخست دهه‌ی 70 نشانه‌هایی از رونق‌یافتن مجدد این رسم ظهور کرد. همین موضوع عکس‌العمل رهبر انقلاب اسلامی، را در پی داشت. ایشان در 22 خرداد 1373 در سخنرانی در جمع روحانیان استان کهگیلویه و بویراحمد چنین گفت:

اين عزاداري‌هاي سنتي مردم را به دين نزديك مي‌كند ... يك كارهايي هم هست كه به عكس كساني را از دين برمي‌گرداند. بنده خيلي متأسفم كه بگويم در اين سه‌ ‌چهار سال اخير كارهايي ـ كه به نظر من دست‌هايي آن‌ها را در جامعه‌ي ما ترويج مي‌كنند ‌ـ باب شده است كه هركس ببيند براي او سئوال به وجود مي‌آيد. ... قمه‌زدن هم از آن كارهاي خلاف است. من مي‌دانم كه حالا يك عده خواهند گفت كه حق اين بود فلاني اسم قمه را نمي‌آورد. شما چه‌كار داريد، بگذاريد بزنند. نه آقا! نمي‌شود. اين‌جور كه در چهار پنج سال اخير و بعد از جنگ مسأله‌ي قمه‌زدن را دارند ترويج مي‌كنند، اگر در زمان حيات مبارك امام(ره) هم همين‌جور بود، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه مي‌ايستادند. اين يك كار غلطي است كه عده‌اي قمه‌ها را بگيرند به سرِ خود بزنند و خون بريزند. اين كار يعني چه؟ كجاي اين كار عزاداري است؟ قمه‌زدن عزاداري است؟! ... شما كجا ديده‌ايد كه يك نفر به خاطر مصيبت عزيزترين عزيزان‌اش بيايد، با شمشير به مغز خود بزند و از سر خود خون بريزد؟ كجاي اين كار عزاداري است؟ اين جعلي است. اين‌ها چيزهايي است كه از دين نيست. بلاشك خدا از اين كارها راضي نيست. دست علماي سلف بسته بود و نمي‌توانستند اين حرف‌ها را بگويند. اما امروز روز حاكميت اسلام و جلوه‌ي اسلام است. ما نبايد كاري بكنيم كه جامعه‌ي اسلاميِ برتر يعني جامعه‌ي محب اهل‌بيت(ع) كه مفتخر به نام مقدس ولي‌عصر(ع) است به نام حسين‌بن‌علي(ع) و به نام اميرالمؤمنين(ع) در نظر مسلمانان عالم و غيرمسلمان‌ها به عنوان يك گروه آدم‌هاي خرافي بي‌منطق معرفي بشود. من حقيقتاً هرچه فكر كردم ديدم نمي‌توانم اين مطلب را كه قطعاً يك خلاف و بدعت است به اطلاع مردم عزيزمان نرسانم. اين كار را نكنيد. بنده قلباً از اين كارها راضي نيستم. اگر كسي تظاهر به قمه‌زدن هم بكند، بنده قلباً از او ناراضي هستم. اين را من عرض مي‌كنم براي اين‌كه يك‌وقت گوشه و كناري چند نفري جمع مي‌شدند و اين كارها را مي‌كردند. يك گوشه‌اي بود، جلوي چشم كسي نبود، تظاهر به اين معنا نبود، لذا كسي هم كاري به آن‌ها نداشت. حالا خوب يا بد به‌هرحال در دايره‌ي محدودي بود. اما وقتي كه بنا است چند هزار نفر ناگهان در خيابان‌هايي از خيابان‌هاي تهران يا قم يا شهرهاي آذربايجان و خراسان ظاهر بشوند، [قمه به دست] بگيرند و به سرشان بزنند اين ديگر قطعاً خلاف است. امام‌حسين(ع) به اين معنا راضي نيست. من نمي‌دانم اين‌ كارها از كجاست و كدام سليقه‌ها اين كارها را به داخل جوامع اسلامي و انقلابي ما مي‌آورد؟[۱]

ایشان پیرو این سخنرانی حکم به حرمت قمه‌زنی دادند. پس از صدور اين حكم، برخي از فقها و مراجع تقليد هم وارد عرصه شده و از آن اعلام حمايت كرده و بعضاً خود نيز فتواي مشابهي صادر كردند. در مقابل برخي مراجع تقليد و فقهاي ديگر نيز در خفا يا آشكار زبان به گلايه از اين حكم گشودند و خود فتاواي مغايري را در حليت و حتی استحباب اين عمل صادر كردند. از آن مقطع به بعد قوای نظامی و امنیتی هم به پشتوانه‌ي «حكم حكومتي» مذكور رسماً به مقابله با قمه‌زني می‌پردازند.

زمان و کیفیت برگزاری

زمان‌ اصلی برگزاری مراسم قمه‌زنی سحرگاه روز عاشورا است. این مراسم در گذشته در بیست و یکم رمضان هم برگزار می‌شده است. قمه‌زنی آداب مشخصی دارد که در مناطق مختلف متفاوت است. پوشیدن لباس سفید بلند (کفن‌مانند) و تراشیدن موی سر از رایج‌ترین این آداب است. قمه‌زنان صبح عاشورا در میادین اصلی گرد می‌آیند و پس از «مشق قمه»،‌ دور هم حلقه زده و با هدایت یک نفر میاندار و سردسته، قمه‌های خود را با ریتمی مشخص و هماهنگ بالا برده و بر وسط سر خودمی‌زنند. معمولاً حین قمه‌زنی ذکر «حیدر... حیدر» گفته می‌شود و طبل کوبانده می‌شود.

اختلافات فقهی

قمه‌زنی ازجمله موضوعات اختلافی بین فقهیا شیعه از عصر قاجار تا به امروز بوده است. به گونه‌ای که می‌توان فقها را به دو دسته‌ی موافقان و مخالفان قمه‌زنی تقسیم کرد:

موافقان

مهم‌ترین مستند موافقان این رسم، فتوای معروف میرزای نائینی بوده است. وي در بند دوم فتواي مشهوري که پاي خود تاريخ 5 ربيع‌الاول 1345هجري قمري را دارد، چنین می‌نویسد:

اقوي جواز بيرون‌آمدن خون از پيشاني در اثر زدن شمشير و قمه، در صورتي ‌که از زيان آن محفوظ باشد، [است]. بيرون‌آمدن خون، بدون صدمه‌ي به استخوان پيشاني که عادتاً زيان نمي‌رساند و مانند اين‌ها هم‌چنان‌كه کساني‌که استعمال شمشير و قمه مي‌کنند، طوري مي‌زنند که صدمه به استخوان نمي‌رساند و اگر [قمه‌زن] گمان مي‌کرد که زدن قمه به حسب عادت ضرر ندارد، و لکن بعد از زدن، به قدري خون بيرون آمد که مضر بود، بعيد است حرمت آن. مانند کسي که وضو بگيرد يا به آب غسل کند و يا در ماه رمضان‌ روزه مي‌گيرد، سپس روشن شده که ضرر داشته [است]. لکن احوط و سزاوار است کساني ‌که عارف به استعمال شمشير و قمه نيستند، خودداري کنند. خصوصاً جواناني که دل‌هايشان پر از محبت حسين بن علي(ع) است و از محبت حسين(ع) بي‌خود هستند که در موقع استعمال [قمه] توجه ندارند که ممکن است زيان ببينند. [۱۱]

دلیل اصلی موافقان قمه‌زنی برای جواز این رسم، تعظیم شعائر، حفظ سنت‌های شیعی و قدرت‌نمایی جامعه‌ی شیعیان است. از مراجعی که حکم به جواز و حلیت (و بعضا حتی به استحباب) قمه‌زنی داده‌اند این افراد را می‌توان نام برد:


مخالفان

مهم‌ترین متن در نقد این رسم رساله‌ی التنزيه في اعمال الشبيه اثر سید محسن امین است که در آن این رسم (و رسوم مشابه عزاداری) را غیرشرعی و غیرعقلانی و موجب وهن شیعیان دانسته است. پس از انتشار این کتاب، سيدابوالحسن اصفهاني هم با صدور فتوایی به حمایت از این نظر پرداخت:

إن استعمال السيوف و السلاسل و الطبول و الأبواق و مايجري اليوم في مواکب العزاء بيوم عاشوراء إنما هو محرّم و هو غيرشرعي.
استفاده از شمشير و زنجير و طبل و بوق و آن‌چه شبيه آن است در دسته‌جات عزاداري عاشورا، حرام و غيرشرعي است [۱۳].

دلایل اصلی حرمت قمه‌زنی از نظر مخالفان عبارت است از:

  • خلاف شرع است. ازجمله به استناد قاعده‌ی فقهی «لاضرر و لاضرار»
  • بدعت است.
  • غیرعقلانی است.
  • موجب وهن اسلام و شیعیان می‌شود.
  • موجب تبلیغات سوء دشمنان جمهوری اسلامی می‌شود.

از مراجعی که حکم به عدم جواز و یا حرمت قمه‌زنی داده‌اند این افراد را می‌توان نام برد:

پانویس

  1. شريعتي 1382: 170-171
  2. آژند 1385: 63؛ نقل از: مظاهری
  3. حیدری 1381
  4. صحتي‌ سردرودي 1383: 210-212
  5. مستوفي 1/1384: 276-277
  6. فووريه 1326: 289-290؛ نقل از: مظاهری، فصل 1
  7. رنه دالماني 1335: 192-193؛ نقل از: مظاهری، فصل 1
  8. بنجامن 1363: 284؛ نقل از: مظاهری، فصل 1
  9. بصيرت‌منش 1378
  10. مظاهری، فصل 1
  11. نقل از: رباني خلخالي 1415: 55
  12. تبریزی: 454-459
  13. صحتي سردرودي 1383: 214
  14. منتظری: 321
  15. فاضل لنکرانی: 581

منابع

  1. امین‌، سیدمحسن (بي‌تا)، رسالة التنزيه لأعمال الشبيه، [بي‌نا]: مطبعة الثانية.
  2. امين، سيدمحسن (1371)، عزاداري‌هاي نامشروع، ترجمه‌ي جلال آل‌احمد، بوشهر: شروه.
  3. اميني، داوود (1382)، چالش‌هاي روحانيت با رضاشاه (بررسي علل چالش‌هاي سنت‌گرايي با نوگرايي)، تهران: سپاس.
  4. بصيرت‌منش، حميد (1376)، علما و رژيم رضاشاه؛ نظري بر عمل‌کرد سياسي ـ فرهنگي روحانيون در سال‌هاي 1305 تا 1320، تهران: مؤسسه‌ي چاپ و نشر عروج.
  5. بنجامن، ساموئل گرين ويلز (1363)، ايران و ايرانيان، ترجمه‌ي محمدحسين كردبچه، تهران: جاويدان.
  6. تبریزی، جواد (1385)، استفتائات جدید (للتبریزی)، ج ١ . قم: سرور.
  7. حيدري، ابراهيم (1381)، تراژدي كربلا؛ مطالعه‌ي جامعه‌شناختي گفتمان شيعه، ترجمه‌ي علي معموري و محمدجواد معموري، قم: دارالكتاب الاسلامي.
  8. رباني خلخالي، علي (1415)، عزاداري از ديدگاه مرجعيت شيعه، قم: مكتب الحسين.
  9. رنه دالماني، هانري (1335)، سفرنامه از خراسان تا بختياري، ترجمه‌ي فره وشي، تهران: كتاب‌فروشي ابن‌سينا.
  10. شريعتي، علي (1382)، تشيع علوي و تشيع صفوي (مجموعه آثار 9)، تهران: چاپخش.
  11. شهري، جعفر (1371)، طهران قديم، تهران: معين.
  12. صحتي سردرودي، محمد (1383)، تحريف‌شناسي عاشورا و تاريخ امام‌حسين(ع)، تهران: مؤسسه‌ي انتشارات اميركبير، شركت چاپ و نشر بين‌الملل.
  13. فاضل لنکرانی، محمد (1384)، ج‍ام‍ع‌‌ال‍م‍س‍ائ‍ل، ج 1، ق‍م‌: ام‍ی‍ر ال‍ع‍ل‍م.
  14. فتاوي علماء الدين حول الشعائر الحسينيه (1994)، بيروت: مؤسسه المنبر الحسيني.
  15. فووريه (1326)، سه سال در دربار ايران، ترجمه‌ي عباس اقبال، تهران: كتاب‌خانه‌ي علي‌اكبر علمي و شركا.
  16. مسائلي، مهدي (1385)، قمه‌زني؛ سنت يا بدعت، اصفهان: گلبن.
  17. مستوفي، عبدالله (1384)، شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دوران قاجاريه، تهران: زوار.
  18. مظاهری، محسن‌حسام (1387). رسانه شیعه: جامعه‌شناسی آیین‌های سوگواری و هیئت‌های مذهبی در ایران، تهران: شرکت چاپ و نشر بین‌الملل.
  19. منتظری، حسینعلی (1384)، رساله استفتائات، ج2، تهران: نشر سایه.
  20. نيازمند، رضا (1383)، شيعه در تاريخ ايران: شيعه چه مي‌گويد و چه مي‌خواهد؟، تهران: حكايت قلم نوين.