کاربر:Shaker/صفحه تمرین
۱۴
خیار تدلیس اصطلاحی فقهی
مفهوم و جایگاه
خیار تدلیس به معنای امکان فسخ عقد به علت نیرنگزدن طرف مقابل معامله، تفسیر شده است.[۱] مخفینگهداشتن هر موضوعی که به نوعی منجر به نقص در کالا یا کاهش در ارزش یا کاهش در تمایل افراد به داشتن آن میشود.[۲]
تدلیس پوشاندن واقعیت و اغفال کردن طرف مقابل و ضرر زدن به او مخفیکردن عیب یا عدم مطلعساختن طرف مقابل از وجود عیب یا ادعای داشتن صفت کمالی که موجود نیست.[۳]
مخفی نگهداشتن کوتاه بودن زمان از بینرفتن یا فاسد شدن، مخفی نگهداشتن زمان و مکان تحویل کالا از جمله موارد تدلیس به شمار رفته است.[۴]
تدلیس به معنای مخفی ساختن عیب و نقص کالا و یا اظهار وجود کمال در کالا است بدون این که وجود داشته باشد.[۵] تدلیس یکی از مصادیق غَش بهشمار رفته است.[۶]
تدلیس به معنای اظهار یک صفت کمال در کالا است که حقیقت ندارد، برخلاف خیار عیب در آن به مخفی ساختن عیب موجود در کالا است.[۷] تدلیس یعنی اظهار ویژگی خاصی برای کالا که آن کالا فاقد آن باشد.[۸] یا این که چنین نشان دهد که صفت موجود یک صفت ذاتی است[۹] مانند این که بر روی خرمای خشک شیره خرما ریخته شود.
تدلیس این است که شخص کاری انجام دهد که جنس را در نظر خریدار بهتر از آنچه هست جلوه دهد.[۱۰]
تدلیس شامل نشان دادن چیزی برخلاف واقع مانند پرشیر نشان دادن گوسفند و بازگونکردن عیبی که از آن مطلع است و شرط کردن یا انجام عقد بر وصف کمالی که وجود ندارد.[۱۱]
به گفته سید الریاض تفاوت خیار تدلیس با خیار اشتراط (خیار تخلف شرط) این است که درجایی است که شرط کمال انجام شده باشد و خلاف آن ظاهر شود، خیار تدلیس است ولی در خیار تخلف شرط، چیزی که شرط شده است صفت کمال نیست.[۱۲]
درجایی که شرط عدم وجود عیبی شود و یا شرط وجود صفت کمالی شده باشد و مشخص شود که مراعات نشده است محل خیار تدلیس نیست بلکه در محدوده خیار شرط خواهد بود.[۱۳]
منظور از این که شخص دارای خیار است این است که میتواند معامله را بپذیرد و به آن ملتزم بماند یا این که معامله را فسخ کند.[۱۴]
خیار تدلیس شامل وجود عیب نمی شود بلکه مربوط به جایی است که صفت کمالی است تظاهر به وجود آن میشود درحالی که این وصف وجود ندارد.[۱۵]
برخی معتقدند که مخفی نگه داشتن عیب جزو خیار عیب است و تنها اظهار صفت کمالی که فاقد آن است از مصادیق تدلیس به شمار میرود.[۱۶]
به گفته مکارم شیرازی اگر شرط شود که زوج یا زوجه بدون عیب باشند، درصورتی که مشخص شود دارای عیب است، خیار شرط محقق میشود و از مصادیق خیار شرط خواهد بود نه خیار تدلیس.[۱۷]
خیار تدلیس در ابواب مختلف معاملات خصوصا بیع و نکاح جاری است.[۱۸]
رابطه خیار عیب و خیار تدلیس عموم و خصوص من وجه است.[۱۹]
خیار تدلیس تنها در عین معین وجود دارد و در عین کلی تحقق پیدا نمیکند.(بروجردی عبده، محمد؛ حقوق مدنی، انتشارات مجد، چاپ اوّل: 1380 ص 202// حسین صفایی، قواعد عمومی قراردادها، جلد۲، ص۲۹۲)
ادله اثبات خیار تدلیس
فقیهان برای اثبات وجود خیار تدلیس در معاملات، دلائل مختلفی ارائه کردهاند. مهمترین ادله ارائه شده به شرح ذیل است:
- ارسال مسلمات: به گفته برخی فقها داشتن خیار تدلیس برای کسی که در معامله دچار نیرنگ و خدعه شده است، از امور بدیهی و ضروری فقه محسوب میشود.
- قاعده لاضرر: طبق قاعده لاضرر ضرر رساندن به یکی از طرفین در معامله ممنوع است و چون تدلیس در معامله منجر به ضرر واردشدن به طرف مقابل میشود، طبق این قاعده اجازه فسخ معامله خواهد داشت.
- سیره عقلاء: بنابر سیره عقلا، اگر در معاملهای تدلیس صورت بگیرد، کسی که علیه او تدلیس شده این حق را دارد که بتواند معامله را فسخ کند.[۲۰]
- روایات: برخی از روایات نقل شده در باب معاملات از جمله روایات منقول در باب غَش[۲۱] و تدلیس در ازدواج، به عنوان دلایل روایی برای اثبات وجود خیار تدلیس از جانب فقیهان مورد استناد قرارگرفته است.[۲۲]
احکام خیار تدلیس
فقها برای خیار تدلیس احکامی ذکر کردهاند که برخی از آنها در ادامه ذکر میشود:
طبق فتوای فقها، شخصی که علیه او تدلیس شده است میتواند معامله را فسخ کند؛[۲۳] اما نمیتواند درخواست ارش داشته باشد؛[۲۴] زیرا دریافت ارش اختصاص به خیار عیب دارد.[۲۵]
درصورتی که تدلیس کننده خود از وجود عیب اطلاع دهد، دیگر خیار تدلیس محقق نخواهد شد.[۲۶] این حکم مورد اتفاق فقهای امامیه دانسته شده است.[۲۷]
برای این که خیار تدلیس ثابت شود باید تدلیس به شکلی باشد که موجب افزایش ارزش کالا شود.[۲۸]
برخی از فقها معتقدند که موضوع تدلیس میتواند در زمانهای مختلف و یا مکان و یا جوامع مختلف متفاوت باشد یعنی چیزی در یک زمان یا یک جامعه موضوع تدلیس باشد ولی در زمان و جامعه دیگری خیر مثلا در یک زمان یک چشم بودن کنیز مصداق تدلیس باشد ولی در زمانی دیگر خیر.[۲۹]
خیار تدلیس فوری است !!!!
تصرف در کالا تا زمانی که شخص از وجود تدلیس آگاه نشده است موجب ساقط شدن خیار تدلیس نمیشود ولی اگر از وجود تدلیس آگاه شود و در آن تصرف کند خیار تدلیس ساقط میگردد.[۳۰]
شرایط تحقق خیار تدلیس
جهت محقق شدن خیار تدلیس شرایطی ذکر شده است که از آنها به عنوان ارکان تدلیس یاد شده است:
- یک انجام اقدامی که عیبی را بپوشاند یا موجب توهم وجود صفات کمالی شود.
- فریب خوردن طرف مقابل براثر تدلیس صورتگرفته.[۳۱]
- مطلع بودن شخص تدلیسکننده به وجود عیب و تظاهر به عدم وجود عیب.[۳۲]
به گفته برخی فقها خیار تدلیس به شرطی محقق میشود که شخص علم به تدلیس پیدا کند و تا قبل از علم پیداکردن به تدلیس، این خیار تحقق پیدا نمیکند.[۳۳]
مصادیق تدلیس
یکی از مصادیق تدلیس، تصریه یعنی خودداری از دوشیدن حیوان جهت پرشیر نشان دادن آن است.[۳۴] مکارم شیرازی، فقیه شیعه مواردی همچون استفاده از مارک تقلبی، علامت استاندارد برای کالای غیراستاندارد، تاریخ انتقضای تقلبی، بستهبندی تقلبی و استفاده از تبلیغات دروغین از مصادیق بروز تدلیس نامبرده است.[۳۵]
اسقاط حق خیار تدلیس
به دلیل این که ساقط کردن حق خیار تدلیس برخلاف نظم عمومی است، اسقاط آن قبل از مطلع شدن از تدلیس باطل است(ماده ۹۷۵)
فریب خورده میتواند پس از آگاهی از تدلیس حق خود را ساقط کند اما اسقاط خیار تدلیس ضمن عقد و قبل از آگاهی از واقع، ایراد دارد. از آنجا که تدلیس از نظر قانون ممنوع است، میتوان گفت اسقاط این خیار ضمن عقد برخلاف نظم عمومی[13] و باطل است. (مادهی 975 ق.م) /ص307 بنابراین هرگاه در سند معامله «کافهی خیارات» اسقاط شده باشد، میتوان گفت این شرط شامل خیار تدلیس نیست.
اسقاط خیار تدلیس مخصوص موردی است که فریب خورده پس از آگاه شدن از واقعیت از حق خویش میگذرد. بنابراین نمیتوان خیار تدلیس احتمالی را با شرط ضمن عقد ساقط کرد.(انصاری، مسعود، طاهری، محمد علی؛ دانشنامه حقوق خصوصی، تهران، انتشارات محراب فکر، 1384، چاپ اول، جلد یک، ص272 // کاتوزیان، ناصر، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، ص۳۳۱، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۷، چاپ هفدهم.)
تدلیس در ازدواج
فقها در بحث نکاح پس از برشمردن عیوبی که میتوان به واسطه وجود آنها، عقد ازدواج را فسخ کرد، مسئله تدلیس را مطرح کردهاند.[۳۶]
به گفته صاحبجواهر برای تحقق تدلیس در باب ازواج کافی است که شخص درباره وجود عیبی که از آن مطلع است، سکوت کند.[۳۷] اما مکارم شیرازی سکوت از عیب را از مصادیق خیار عیب دانسته؛ نه خیار تدلیس.
اگر شرط بکارت کند و بعد از ازدواج مشخص شود که باکره نیست اگر دخول نکرده باشد مهریه بر عهده او نمیآید و اگر دخول کند باید مهریه را پرداخت کند و از کسی که تدلیس کرده است، دریافت کند.[۳۸]
تدلیس معکوس
تدلیس معکوس درجایی است که شخص به دلیل داشتن شرایط خاص، خواهان مورد ناقص یا ضعیف کالا است؛ اما طرف مقابل جنس مرغوب و کامل را به عنوان جنس ناقص به وی تحویل میدهد.[۳۹] به دلیل این که این نوع از تخلف، تدلیس به شمار نمی رود، این شخص خیار تدلیس نخواهد داشت.[۴۰]
اختلاف در استقلال
صاحب جواهر ادعای اجماع کرده است.[۴۱] شیخ طوسی در کتاب الخلاف[۴۲] و علامه حلی در کتاب التحریر و الارشاد و شهید ثانی در کتاب الدروس خیار تدلیس را نفی کردهاند.[۴۳]
برخی از فقها خیار تدلیس را به صورت مستقل بحث کردهاند. شهید ثانی[۴۴] و علامه حلی[۴۵] برخی دیگر نیز آن را به صورت مستقل ذکر نکردهاند. فقهایی همچون صاحب جواهر[۴۶] از جمله این افراد به شمار رفتهاند. امام خمینی به آن نپرداخته[۴۷] به دلیل این که خیار تدلیس اثر مستقل ندارد و تحت یکی از خیارهای دیگر همچون خیار عیب یا خیار شرط قراردارد، اکثر فقها آن را به صورت مستقل مورد بحث قرارندادهاند.[۴۸]
ماده ۴۳۸ تا ۴۴۰ حقوق مدنی ایران به این موضوع اختصاص داده شده است.
ویکیپدیا ویکیفقه ویکیفقه ویکیحقوقی یعقوبی دینا لاوین
پانویس
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۵۴۳.
- ↑ کاشف الغطاء، شرح خیارات اللمعه، ۱۴۲۲ق، ص۱۸۱.
- ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۵۲.
- ↑ کاشف الغطاء، شرح خیارات اللمعه، ۱۴۲۲ق، ص۱۸۱.
- ↑ مغنیه، فقه الامام جعفر الصادق، ۱۴۲۱ق، ج۵، ص۲۵۹.
- ↑ انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسره، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۳۱۵.
- ↑ ترحینی عاملی، الزبدة الفقهیه، ۱۴۲۷ق، ج۴، ص۶۱۹.
- ↑ ترحینی عاملی، الزبدة الفقهیه، ۱۴۲۷ق، ج۴، ص۶۲۰.
- ↑ ترحینی عاملی، الزبدة الفقهیه، ۱۴۲۷ق، ج۴، ص۶۲۰.
- ↑ نراقی، انیس التجار، ۱۳۸۳ش، ص۱۵۳.
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۲۳.
- ↑ ترحینی عاملی، الزبدة الفقهیه، ۱۴۲۷ق، ج۴، ص۶۲۰.
- ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۵۴-۱۵۵.
- ↑ ذهنی تهرانی، المباحث الفقهیه، ۱۳۶۶ش، ج۱۱، ص۳۰۹.
- ↑ مکارم شیرازی، درس خارج فقه آیتالله مکارم شیرازی مبحث خیارات، وبگاه مدرسه فقاهت.
- ↑ شهرکانی، معجم المصطلحات الفقهیه، ۱۴۳۰ق، ص۴۸۵.
- ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۲۳.
- ↑ شهرکانی، معجم المصطلحات الفقهیه، ۱۴۳۰ق، ص۴۷۲.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۲۱ق، ج۱۵، ص۶۱۶-۶۱۷.
- ↑ مکارم شیرازی، «خیار تدلیس»، وبگاه مدرسه فقاهت.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۲۱ق، ج۱۵، ص۶۱۵؛ مکارم شیرازی، «خیار تدلیس»، وبگاه مدرسه فقاهت.
- ↑ حسینی حائری، فقه العقود، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۵۲۷.
- ↑ انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسره، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۳۱۶.
- ↑ شهرکانی، معجم المصطلحات الفقهیه، ۱۴۳۰ق، ص۴۸۶.
- ↑ شهید ثانی،الروضة البهیه، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۵۰۰.
- ↑ هاشمی شاهرودی، موسوعة الفقه الاسلامی المقارن، ۱۴۳۲ق، ج۴، ص۶۴۴.
- ↑ هاشمی شاهرودی، موسوعة الفقه الاسلامی المقارن، ۱۴۳۲ق، ج۴، ص۶۴۵.
- ↑ هاشمی شاهرودی، موسوعة الفقه الاسلامی المقارن، ۱۴۳۲ق، ج۴، ص۶۴۴.
- ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۲۲.
- ↑ شیخ انصاری، المکاسب، ۱۴۱۰ق، ج۱۵، ص۲۲۸.
- ↑ میرزایی، «خیار تدلیس»، وبگاه پژوهه.
- ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۵۱.
- ↑ شهیدی تبریزی، هدایة الطالب، دار الکتاب، ج۳، ص۴۶۵.
- ↑ نراقی، انیس التجار، ۱۳۸۳ش، ص۱۵۳-۱۵۴.
- ↑ مکارم شیرازی، «خیار تدلیس و مسألهی تصریه»، وبگاه مدرسه فقاهت.
- ↑ انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسره، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۳۱۷.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۲۱ق، ج۱۵، ص۶۱۵.
- ↑ انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسره، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۳۱۸.
- ↑ شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۳۸۳ش، ج۲۱، ص۶۷۵۶-۶۷۵۷.
- ↑ شبیری زنجانی، کتاب نکاح، قم، ج۲۱، ص۶۷۵۷-۶۷۶۸.
- ↑ شهرکانی، معجم المصطلحات الفقهیه، ۱۴۳۰ق، ص۴۸۶.
- ↑ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۱۱۱.
- ↑ کاشف الغطاء، شرح خیارات اللمعه، ۱۴۲۲ق، ص۱۸۳.
- ↑ نگاه کنید به: شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۲۹۸؛ شهید ثانی، الروضة البهیه فی شرح اللمعة الدمشقیه، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۵۰۰.
- ↑ فاضل هندی، کشف اللثام، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۳۸۳.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۲۱ق، ج۱۲، ص۲۴۵.
- ↑ مکارم شیرازی، «خیار تبعض صفقه و خیار تدلیس»، وبگاه مدرسه فقاهت.
- ↑ کاشف الغطاء، شرح خیارات اللمعه، ۱۴۲۲ق، ص۱۸۳.
منابع
- آلکاشف الغطاء، علی، شرح خیارات اللمعه، قم، مؤسسه انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- انصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیة المیسره، قم، مجمع الفکر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- ترحینی عاملی، محمدحسن، الزبدة الفقهیه فی شرح الروضة البهیه، قم، دار الفقه للطباعة و النشر، چاپ چهارم، ۱۴۲۷ق.
- حسینی حائری، کاظم، فقه العقود، قم، مجمع الفکر الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۲۳ق.
- شبیری زنجانی، موسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهش رای پرداز، چاپ اول، بیتا.
- شهرکانی، ابراهیم، معجم المصطلحات الفقهیه، قم، ذوی القربی، چاپ اول، ۱۴۳۰ق.
- شهید ثانی، زینالدین بن علی، الروضة البهیه فی شرح لمعة الدمشقیه، قم، مکتبة الداوری، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
- شهید ثانی،زینالدین بن علی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- شهیدی تبریزی، میر فتاح، هدایة الطالب الی شرح المکاسب، قم، دار الکتاب، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
- شیخ انصاری، مرتضی، المکاسب، تحقیق محمد کلانتر، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۱۰ق.
- طوسی، محمد بن حسن، الخلاف فی الاحکام، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
- فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام عن قواعد الاحکام، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.م
- مغنیه، محمدجواد، فقه الامام جعفر الصادق، قم، انصاریان، چاپ دوم، ۱۴۲۱ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، «خیار تبعض صفقه و خیار تدلیس»، وبگاه مدرسه فقاهت، تاریخ درج مطلب: ۲۹ آبان ۱۳۹۷ش، تاریخ بازدید: ۹ شهریور ۱۴۰۵ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، «خیار تدلیس»، وبگاه مدرسه فقاهت، تاریخ درج مطلب: ۳۰ آبان ۱۳۹۷ش، تاریخ بازدید: ۹ شهریور ۱۴۰۵ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، «خیار تدلیس و مسألهی تصریه»، وبگاه مدرسه فقاهت، تاریخ درج مطلب: ۵ آذر ۱۳۹۷ش، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
- میرزایی، «خیار تدلیس»، وبگاه پژوهه، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش، تاریخ بازدید: ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ش.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهلبیت، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.
- نراقی، ملامهدی، انیس التجار، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
- وجدانی تهرانی، محمدجواد، المباحث الفقهیه فی شرح الروضة البهیه، قم، وجدانی، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.
- هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهلبیت، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
- هاشمی شاهرودی، محمود، موسوعة الفقه الاسلامی المقارن، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهلبیت، چاپ اول، ۱۴۳۲ق.