پرش به محتوا

کاربر:M.abedini/صفحه تمرین2

از ویکی شیعه
آیه ۱۰۰ سوره نساء
مشخصات آیه
واقع در سورهنساء
شماره آیه۱۰۰
جزء۵
اطلاعات محتوایی
مکان نزولمدینه
موضوعهجرت از مکه به مدینه


آیه ۱۰۰ سوره نساء به کسانی که در راه خدا هجرت می‌کنند، نوید گشایش، وسعت و پاداش الهی می‌دهد و بیان می‌کند اگر مهاجری پیش از رسیدن به مقصد از دنیا برود، پاداش او بر عهده خداوند خواهد بود. مفسران «هجرت به سوی خدا و رسول» را هجرت به سرزمینی دانسته‌اند که در آن امکان آشنایی با قرآن و سنت پیامبر(ص) و عمل به آن دو فراهم باشد. آنان این حکم را منحصر به عصر پیامبر(ص) نمی‌دانند و معتقدند هر زمان حفظ و اقامه دین به هجرت نیاز داشته باشد، این حکم جاری است. همچنین برای هجرت اقسام گوناگونی برشمرده‌اند و فراز «فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» را بیانگر عظمت وعده الهی و تضمین پاداش مهاجران در راه خدا دانسته‌اند.

معرفی و اهمیت

آیه ۱۰۰ سوره نساء در ادامه آیات مربوط به جهاد و هجرت، به مهاجرانی که در راه خدا از سرزمین خود خارج می‌شوند، به پناهگاهی امن و موافق با زندگی مادی اعم از مسکن مناسب، کشاورزی، وسعت و گشایش در کارها و رهایی از فشارهای زندگی بشارت می‌دهد[۱] و بیان می‌کند که اگر مهاجر پیش از رسیدن به مقصد از دنیا برود، پاداش او بر عهده خداوند است.[۲]

﴿وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا ۝١٠٠ [نساء:100]|﴿و هر که در راه خدا هجرت کند در زمین اقامتگاه‌های فراوان و گشایشها خواهد یافت و هر کس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پیامبر او از خانه اش به درآید سپس مرگش دررسد پاداش او قطعاً بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است ۝١٠٠

نویسنده تفسیر نمونه با استناد به این آیه و دیگر آیات نتیجه می‌گیرد که اسلام دینی محدود به سرزمین یا قوم خاص نیست بنابراین دلبستگی به زادگاه، خانواده یا دیگر تعلقات دنیوی نباید مانع انجام این تکلیف شود؛ همانگونه که در صدر اسلام همه این علایق بخاطر حفظ و پیشرفت اسلام بریده شده است.[۳] بر همین اساس، هجرت را مبدأ تاریخ مسلمانان ذکر کرده‌اند و این رویداد را لازمه حفظ آیین اسلام دانسته که زیربنای همه حوادث سیاسی، تبلیغی و اجتماعی حکومت اسلامی بوده است.[۴]

به گفته جوادی آملی، هجرت واجب در صدر اسلام یا از مکه به مدینه بود یا از مکه به حبشه. در میان مهاجران، جعفر طیار تنها کسی بود که هر دو هجرت را انجام داد؛ او ابتدا به حبشه هجرت کرد و سپس از آنجا به مدینه آمد.[۵] او همچنین حضرت ابراهیم(ع) را یکی از مهاجران راه خدا معرفی کرد که حضرت لوط(ع) وی را همراهی کرد.[۶]

جوادی آملی با استناد به روایت «لا هِجْرَةَ بَعْدَ الفَتْح» معتقد است که پس از فتح مکه، هجرت از مکه موضوعیت خود را از دست داد؛ زیرا مکه دیگر سرزمین شرک و کفر نبود. البته اگر در سرزمینی کفار یا مشرکان حاکم شوند و امکان انجام وظایف دینی وجود نداشته باشد، وجوب هجرت دوباره تحقق می‌یابد.[۷]

فراز آیه «اجره علی الله» و آیات مشابه، منشأ اختلاف معتزله و اشاعره درباره وجوب پاداش از سوی خداوند دانسته شده است.[۸]

مفهوم و گستره هجرت

در تفسیر المیزان، «هجرت به سوی خدا و رسول» کنایه از هجرت به سرزمین اسلام دانسته شده است؛ سرزمینی که در آن امکان آشنایی با قرآن و سنت پیامبر(ص) و عمل به آنها وجود داشته باشد.[۹]بر اساس این تفسیر، حکم هجرت به عصر پیامبر(ص) اختصاص ندارد و هرگاه حفظ و اقامه دین نیازمند هجرت باشد، این حکم در هر زمان جریان خواهد داشت.[۱۰] مکارم شیرازی با استناد به روایتی از امام علی(ع)،[۱۱] مفهوم هجرت را فراتر از جابه‌جایی مکانی دانسته و هجرت حقیقی را دوری از نافرمانی خدا و حرکت به سوی ایمان و اطاعت معرفی کرده است.[۱۲]

به گفته جوادی آملی، هجرت واجب در صدر اسلام یا از مکه به مدینه بود یا از مکه به حبشه و جعفر طیار هر دو هجرت را انجام داد.[۱۸] حضرت ابراهیم(ع) نیز از مهاجران راه خدا معرفی شده که حضرت لوط(ع) او را همراهی کرد.[۱۹] جوادی آملی با استناد به روایت «لا هِجْرَةَ بَعْدَ الفَتْح»، معتقد است پس از فتح مکه، هجرت از آن شهر موضوعیت خود را از دست داد؛ زیرا مکه دیگر سرزمین شرک و کفر نبود. با این حال، اگر در سرزمینی امکان انجام وظایف دینی وجود نداشته باشد، وجوب هجرت دوباره تحقق می‌یابد.[۲۰]

اقسام هجرت

جوادی آملی، با استناد به این و آیات مرتبط پیشین، افراد را به شش گروه از جمله مجاهدان راستین، جهادگریزان، مستضعفان دسته‌بندی،[۱۳] و هجرت را به سه دسته تقسیم‌بندی کرده است: هجرت برای عمل به احکام دین برای شخص آگاه به احکام و محروم از اجرای آن، هجرت برای فراگیری معارف و احکام اسلامی، و هجرت برای تشکیل حکومت اسلامی که با پراکندگی مسلمانان میسر نخواهد بود.[۱۴] به باور او، حکم و فضیلت هر یک با توجه به شرایط و نقش افراد متفاوت است و گاه هجرت برای حفظ جان است که مقدمه تبلیغ احکام می‌شود.[۱۵]

فضیلت و مصادیق آیه

تفسیر نمونه تعبیر «فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» را نشانه عظمت وعده الهی درباره هجرت دانسته و معتقد است پاداش مهاجر تضمین شده است؛ خواه به مقصد برسد و خواه در میانه راه از دنیا برود.[۱۶] حویزی نیز با استناد به روایاتی برای هجرت فضیلت‌هایی مانند استحقاق بهشت و همنشینی با پیامبران[۱۷] و حشر با اصحاب بدر نقل کرده است.[۱۸]

در گزارش‌های تفسیری، این آیه درباره یکی از مسلمانان بیمار دانسته شده که از خانواده خود خواست او را از مکه خارج کنند تا به مدینه نزد پیامبر(ص) برود، اما پیش از رسیدن به مقصد درگذشت.[۱۹]

در روایات شیعه، این آیه بر برخی مصادیق دیگر نیز تطبیق شده است؛ عیاشی از امام صادق(ع) روایت کرده است که حضرت، شخصی را که دعوت به امامت را پذیرفته بود، اما پیش از شناخت امام بعدی از دنیا رفت، همانند کسی دانست که در راه هجرت به سوی خدا و پیامبر(ص) وفات کرده و پاداشش بر عهده خداوند است.[۲۰]

همچنین ابن ابی‌عمیر از امام کاظم(ع) روایت کرده است که زراره پسرش عبید را برای کسب خبر درباره امام کاظم(ع) به مدینه فرستاد، اما پیش از بازگشت فرزندش درگذشت؛ امام(ع) ابراز امیدواری کرد که زراره از مصادیق این آیه باشد.[۲۱] جوادی آملی تطبیق آیه بر زراره را از باب توسعه مفهوم هجرت دانسته است؛ بنابراین، کسی که خود امکان هجرت ندارد، اما زمینه هجرت فرد یا گروهی را فراهم می‌کند، می‌تواند در حکم مهاجر باشد؛ مانند کسی که فردی را برای جهاد یا فراگیری علوم دینی اعزام می‌کند.[۲۲]

پانویس

  1. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۰، ص۲۴۶.
  2. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۰، ص۲۴۷.
  3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۹۰.
  4. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۹۱.
  5. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۰، ص۲۵۷.
  6. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۰، ص۲۶۰.
  7. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۰، ص۲۵۷ و ۲۵۸.
  8. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۰، ص۲۵۵.
  9. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۵۳.
  10. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۵۴.
  11. ثقفی، الغارات، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۰۲.
  12. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۹۳.
  13. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۰، ص۲۵۲.
  14. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۰، ص۲۵۰.
  15. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۰، ص۲۵۰.
  16. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۹۰.
  17. حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۵۴۱.
  18. کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۵۴۸.
  19. سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۰۷.
  20. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۲۷۰.
  21. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۲۷۰.
  22. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۰، ص۲۶۲.

منابع

  • ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، مصحح: جلال الدین محدث، تهران، انجمن آثار ملی، چاپ اول، ‍۱۳۹۵ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، نشر اسراء، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
  • حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، تصحیح، هاشم رسولی، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، مصحح، سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح، علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.