کاربر:H.ahmadi/صفحه تمرین
علمای ابرار
معرفی اجمالی و جایگاه
نظریه علمای ابرار، دیدگاهی غیر مشهور نزد شیعه درباره ویژگیهای ائمه(ع) است که با نسبتدادن هرگونه ویژگیهای فوق بشری مانند عصمت، علم لدنی و علم غیب، به امامان(ع) مخالف بوده و آنان را صرفاً عالمانی پارسا و پاکسیرت معرفی میکنند که به سبب تقوا، دانش گسترده، جایگاه ممتاز اجتماعی و فهم دینی برترشان، شایستگی رهبری دینی امت را دارند.[۱]
نظریه علمای ابرار نقطه تلاقی چندین حوزه معرفتی نزد شیعیان است. این نظریه بازتعریفی از ویژگیهای امام و جایگاه وی در سنت شیعی دارد و از این نظر با مسئله کلامی و اعتقادی امامت؛ چه امامت خاصه و چه امامت عامه ارتباط دارد و از آنجا که در واکنش به غلو و جریان غالیگری مطرح شده، در تاریخ و علوم حدیث نیز از آن بحث میشود.
برخی محققان بر این نظرند با این که اصطلاح «علمای ابرار» در برخی کتابهای رجالی و غیر رجالی شیعه در بیان دیدگاه برخی از اصحاب ائمه(ع) به کار رفته است؛ ولی مطرح کردن دوباره آن در کتاب مکتب در فرآیند تکامل، اثر سیدحسین مدرسی طباطبائی، سبب گردید تا بحث از آن در جامعه علمی دوباره احیاء گردد.[۲]
گفته میشود صورت صریح و منظمتر این نظریه در برخی مقالهها و سخنرانیهای محسن کدیور، نواندیش دینی اهل ایران، آمده است.[۳] این نظریه از سوی برخی عالمان و محققان شیعه مورد نقد واقع گردیده و رد شده است.
پیشینه تاریخی و ریشههای فکری
گفته میشود اصطلاح «علمای ابرار» برگرفته از حدیثی است که در رجال کشی آمده و برپایه آن بین عبدالله بن ابییعفور که ائمه(ع) را علمای ابرار میدانست و معلی بن خنیس که معتقد بود آنان پیامبرند، مناظره درگرفت و نزد امام صادق(ع) رفتند و او سخن کسانی که ائمه را پیامبر بدانند را رد نمود و از آن تبری جست.[۴]
بنا به گزارش سیدحسین مدرسی طباطبایی در دهههای نخستین قرن دوم هجری، مهمترین شخصیتی که به نظریه علمای ابرار گرایش داشته، عبدالله بن ابییعفور، از شاگردان و اصحاب نزدیک امام صادق(ع)، بوده است.[۵] مدرسی میگوید دیدگاههای ابن ابییعفور درباره ویژگیهای امام طرفداران بسیاری در جامعه شیعه آن زمان پیدا کرد و در تشییع جنازه او جمعیت زیادی از شیعیان شرکت جستند.[۶] او همچنین گزارش کرده است که بعدها در زمان خلافت مهدی عباسی، سومین خلیفه عباسی، به پیروی از ابن ابییعفور از میان شیعیان، گروهی با عنوان «یعفوریه» شکل گرفت که جدال در مسائل مذهبی را روا نداشته و برخلاف غالیان، منکران امامت ائمه(ع) را کافر نمیدانستند.[۷]
مدرسی طباطبایی معتقد است که نظریه علمای ابرار راه میانه بین دو جریان غلو و تقصیر است و در واکنش به این دو جریان فکری نسبت به اوصاف امامان(ع) در فرهنگ شیعه شکل گرفت.[۸]
گفته میشود غالیان، افرادی بودند که به امام علی(ع) و فرزندان وی (امامان شیعه)، نسبت خدایی یا نبوت میدادند و در توصیف آنان، از جهت برتری در دین و دنیا، از حد و اندازه گذشته و طریق افراط پیمودهاند.[۹] برخی نیز پیامبر(ص) و ائمه(ع) را خدا نمیخواندند؛ ولی بر این باور بودند که خداوند کار جهان از خلق گرفته تا رزق و روزی و اختیار تشریع احکام را به آنان واگذار و تفویض نموده است.[۱۰] این گروه را مفوضه مینامیدند.[۱۱]
در مقابل غالیان و مفوضه کسانی بودند که فضایل ائمه(ع) را انکار کرده و در حق آنان تفریط میکردند که به اهل تقصیر یا مُقَصره معروفند.[۱۲]
مبانی فکری نظریه علمای ابرار
محسن کدیور از طرفداران نظریه علمای ابرار، معتقد است که این نظریه در پنج محور با نظریه رسمی شیعه درباره ویژگیهای امام اختلاف دارد.[۱۳] نظریه علمای ابرار در این پنج محور از سوی عالمان و محققان شیعه مورد انتقاد واقع شده است:
نصب امام
- برای اطلاعات بیشتر، اینها را هم ببینید: امامت
براساس نظریه علمای ابرار، نصب امام علی(ع) از سوی پیامبر(ص) و نصب هر امام توسط امام بعدی صورت گرفته است و تنها نصب پیامبر(ص) الهی بوده است.[۱۴]
دیدگاه مشهور و رسمی نزد شیعه در تقابل با این دیدگاه، با استناد به آیات قرآن و روایت اهلبیت(ع)، امامت را امری الهی میداند و بر این باور است که امام همچون پیامبر(ص) از جانب خداوند تعیین میگردد.[۱۵] البته در این دیدگاه این که هر امام به واسطه امام قبل از خود به پیروان معرفی میگردد، نفی و انکار نمیشود.
علم امام
- برای اطلاعات بیشتر، اینها را هم ببینید: علم امام
برپایه نظریه علمای ابرار، علم پیامبر(ص) لدنی بوده و نه اکتسابی؛ اما علم امامان(ع) اکتسابی بوده است؛ بدین معنا که امام علی(ع) علومش را بهطور مستقیم از پیامبر(ص) دریافت نموده و دیگر ائمه(ع) از امامان قبلی تا این که منتهی به پیامبر(ص) شود.[۱۶]
در پاسخ به این دیدگاه، عالمان شیعه بر این باورند که علوم اهلبیت(ع) در زمینه معارف و احکام الهی منحصر در آن معارفی نیست که بیواسطه یا باواسطه از پیامبر(ص) به آنان رسیده است؛[۱۷] بلکه برخی حقایق و معارف را از عالم غیب، از طریق الهام دریافت میکنند.[۱۸]
مرجعیت علمی امام
نظریه علمای ابرار معتقد است که لازمه اکتسابی بودن علم امامان(ع) این است که علم آنان ناشی از اجتهاداتشان از قرآن و سنت بوده است. این اجتهادات مبتنی بر دانش گسترده و امانتداری بوده، اما بشری و قابل بحث است.[۱۹]
عصمت امام
برپایه نظریه علمای ابرار، ائمه(ع) در طهارت نفس، تقوا و تزکیه سرآمد بودهاند، ولی این طهارت مبتنی بر اراده تکوینی خداوند نبوده تا امکان معصیت از آنها منتفی باشد؛ هرچند که آنها از روی اختیار مرتکب گناه؛ اعم از گناه کبیر یا گناه صغیره نشدهاند.[۲۰]
شارعیت امام
براساس نظریه علمای ابرار، شارع بالذات خدا است و رسول خدا(ص) بالعرض شارع است؛ اما سایر امامان(ع) شارع نبوده و تنها ناقل امین تشریعات نبوی بودهاند.[۲۱]
نمایندگان نظریه «علمای ابرار» در میان عالمان شیعه
طرفداران نظریه علمای ابرار، از میان عالمان شیعه، شخصیتهایی را به عنوان نمایندگان این نظریه معرفی کردهاند. برخی از این شخصیتها عبارتند از:
- فضل بن شاذان: مدرسی طباطبایی فضل بن شاذان را از جمله عالمانی معرفی نموده که با ادعاهای غالیان و مفوضه درباره ویژگیهای امام مخالفت نموده و امامان(ع) را انسانهایی مانند سایر انسانها دانسته که تنها فرق اساسیشان این است که امامان(ع) بر دین خدا و احکام الهی آگاهی کامل داشته و بر تفسیر صحیح آیات قرآن آگاه بودهاند.[۲۲]
- ابنجنید: کدیور ابنجنید را به سبب دیدگاه خاص وی درباره علم ائمه(ع)، از نمایندگان نظریه علمای ابرار در شیعه دانسته است.[۲۳] او به سخنی از سید مرتضی استناد کرده است[۲۴] که در آن، ابنجنید بین علم پیامبر(ص) با سایر مؤمنان از جمله ائمه(ع) تفاوت گذاشته و تنها پیامبر(ص) را دارای علم لدنی دانسته است.[۲۵] بهگفته کدیور، ابنجنید به عصمت و علم لدنی ائمه(ع) باور نداشته و آنان را علمای ابرار دانسته است.[۲۶]
- ابنغضائری: کدیور ابنغضائری را یکی از نمایندگان نظریه علمای ابرار در جهان تشیع معرفی میکند.[۲۷] بهگفته کدیور، ابنغضائری از روی اجتهاد خودش و نه صرفاً با سماع و اشهاد، جمع قابل توجهی از راویان حدیث را به غلو در حق ائمه(ع) نسبت داده و این گونه راویان را تضعیف نموده و آنان را به جعل حدیث و دروغپردازی منتسب کرده است.[۲۸] بهگزارش کدیور، ابنغضائری نسبتدادن شئون فرابشری از قبیل علم غیب، قدرت خارقالعاده، معجزه، واگذاری اموری تشریعی و تکوینی به ائمه(ع) را غلو و خروج از حد اعتدال دانسته و خود را شرعاً موظف به مبارزه با اینگونه زیادهرویها میدانسته است.[۲۹]
- ابنقِبه رازی: مدرسی طباطبایی و کدیور، ابن قبه رازی را از دیگر شخصیتهای شیعی به شمار آوردهاند که دیدگاههای او درباره ویژگیهای امام به نظریه علمای ابرار نزدیک است.[۳۰] به گزارش مدرسی، ابنقبه نسبت عقیده به علم غیب به امام را به شیعه انکار و تکذیب مینمود و این باور را به غالیان نسبت داده و بر این باور است که امام کسی جز عبدی صالح و عارف به معارف قرآن و سنت رسول خدا(ص)، نیست.[۳۱]
بازتابهای نظریه علمای ابرار
نظریه علمای ابرار که در تقابل با دیدگاه مشهور شیعه در باب ویژگیهای امام است با نقدهایی از سوی عالمان و محققان شیعه مواجهه شد. برخی از این نقدها در پنج محور نصب امام، علم غیب، به شرح زیر است:
پانویس
- ↑ مدرسی طباطبایی، مکتب بر فرآیند تکامل، ۱۳۹۸ش، ص۷۳-۷۵.
- ↑ رضایی، صفری فروشانی، «تبیین معنایی اصطلاح علمای ابرار با تأکید بر جریانات فکری اصحاب ائمه»، ص۶۳-۶۴.
- ↑ منصوری، «امامت به مثابه علمای ابرار: نظریه ای خطیر، ضروری اما نامنسجم»، سایت صدانت.
- ↑ شیخ طوسی، معرفة اخبار الرجال (رجال کشی)، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۴۷.
- ↑ مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص۷۴.
- ↑ مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص۷۶.
- ↑ مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص۷۶.
- ↑ مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص۷۷-۷۸.
- ↑ شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات، ۱۴۱۴ق، ص۱۳۱.
- ↑ مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص۶۲.
- ↑ اشعری، مقالات الاسلامیین، ص۱۶.
- ↑ سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۲، ص۱۹.
- ↑ کدیور، «علمای ابرار»، وبسایت رسمی محسن کدیور.
- ↑ کدیور، «علمای ابرار»، وبسایت رسمی محسن کدیور.
- ↑ علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۳۰ق، ص۴۹۰؛ فاضل مقداد، اللوامع اللهیة، ۱۴۲۲ق، ص۳۲۵؛ ربانی گلپایگانی، درآمدی به شیعهشناسی، ۱۳۸۵ش، ص۲۱۸.
- ↑ کدیور، «علمای ابرار»، وبسایت رسمی محسن کدیور.
- ↑ ربانی گلپایگانی، درآمدی به شیعهشناسی، ۱۳۸۵ش، ص۲۴۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، درآمدی به شیعهشناسی، ۱۳۸۵ش، ص۲۴۱-۲۴۲.
- ↑ کدیور، «علمای ابرار»، وبسایت رسمی محسن کدیور.
- ↑ کدیور، «علمای ابرار»، وبسایت رسمی محسن کدیور.
- ↑ کدیور، «علمای ابرار»، وبسایت رسمی محسن کدیور.
- ↑ مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص۸۹.
- ↑ کدیور، «قرائت فراموششده»، ص۹۷.
- ↑ سیدمرتضی، الانتصار، ص۴۹۴.
- ↑ کدیور، «قرائت فراموششده»، ص۹۷.
- ↑ کدیور، «قرائت فراموششده»، ص۹۷.
- ↑ کدیور، «قرائت فراموششده»، ص۹۶.
- ↑ کدیور، «قرائت فراموششده»، ص۹۶.
- ↑ کدیور، «قرائت فراموششده»، ص۹۷.
- ↑ مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص۲۶۳؛ کدیور، «قرائت فراموششده»، ص۹۶.
- ↑ مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص۲۲۷-۲۲۸ و ۲۶۳.