پرش به محتوا

پرسش:آیا جن می‌تواند بر انسان مسلط شود؟

از ویکی شیعه

عالمان مسلمان، اصل تأثیر جن بر انسان را پذیرفته‌اند و تنها در نوع و جزيیات آن اختلاف دارند. برخی مفسران مانند آیت‌الله جوادی و آلوسی جن را قادر بر تاثیر مستقیم بر انسان دانسته‌اند، که حتی می‌تواند در جسم نفوذ کرده، آن‌را حرکت دهد و برخی افراد را دیوانه کند. در مقابل برخی مفسران جن و شیطان را ضعیف دانسته و معتقدند جن تنها از طریق وسوسه، انسان‌ها را اذیت می‌کنند.

ماهیت و قدرت جن

علامه طباطبایی(۱۲۸۱-۱۳۶۰ش) مفسر معاصر شیعی جن را طایفه‌ای از موجودات‌ دانسته که همانند انسان دارای شعور و اراده هستند و بصورت طبیعی از حواس ما پنهان‌اند.[۱] مفسران معتقدند جن توانایی انجام کارهای عجیب و غریب و حرکت‌های سریع، همانند ساختن بناهای عظیم و حمل اشیای سنگین به مکان‌های دور، را دارد.[۲] اصل شیطان را نیز از جن دانسته‌اند.[۳]

تاثیر مستقیم اجنه بر انسان

مفسران در مورد تسلط جن بر انسان و نحوه آن، آرای گوناگونی در تفسیرشان، ذیل آیه۲۷۵ سوره بقره و آیه۴۱ سوره‌ص، ذکر کرده‌اند:[۴]

آلوسی(درگذشت ۱۲۷۰ق) در روح المعانی آورده است، گاهی ارواح خبیثه در بدن داخل شده و جنون صورت می‌گیرد.[۵] همچنین معتقد است که ارواح با تصرف در جسم آن را حرکت می‌دهند و کنترل اعضا را بدست می‌گیرند، بدون اینکه شخص درک کند.[۶]

آیت‌الله جوادی(زاده ۱۳۱۲ش) بر این باور است که جن می‌تواند بعضی را دیوانه کند و شیطان در جنون بعضی از دیوانگان اثر دارد هر چند نتواند بطور مستقیم چنین کند، بلکه اسباب طبیعی، اختلال اعصاب و بیماری‌های مغزی، از علت‌های دیوانگی است و شیطان هم می‌تواند عامل آن باشد.[۷] امام صادق(ع) برای ابوبصیر قسم یاد می‌کند که شیطان می‌تواند بر بدن مومن مسلط شود اما بر ایمان او چیره نمی‌شود و بعد از آن به حضرت ایوب(ع) اشاره می‌کند که شیطان بر بدنش مسلط شد اما دینش محفوظ ماند.[۸]

به گفته آیت‌الله مکارم شیرازی(زاده ۱۳۰۵ش)، برخی تسلط شیطان بر جان، مال و فرزند پیامبری همچون حضرت ایوب(ع) را بعید دانسته‌اند، اما با توجه به اینکه این سلطه به فرمان خدا، برای آزمایش این پیامبر بزرگ و ترفیع درجه او صورت گرفته، مشکلی ایجاد نمی‌کند.[۹]

تاثیر غیر مستقیم اجنه بر انسان

زمخشری(درگذشت ۵۳۸ق) معتقد است که جن و شیطان بر انسان تسلطی جز گمراهی و ایجاد وسوسه ندارند.[۱۰]

فخررازی(درگذشت ۵۴۴ق) ضمن رد آسیب‌رسانی مستقیم شیطان به انسان، شیطان را قادر بر کار‌هایی همچون صرع، قتل و اذیت انسان ندانسته است.[۱۱] او بر این باور است از آنجایی که دشمنی شیطان با اهل ایمان و پیامبران ثابت شده است اگر چنین قدرتی داشت از اموال آنان می‌دزدید و اسرارشان را فاش می‌کرد و عقل‌هایشان را زایل می‌نمود.[۱۲]

برخی مفسران معتقدند گاهی صرع و جنون را در اثر وسوسه و غلبه طبع سودای بدن شخص وسوسه شده، دانسته و به‌همین دلیل خبط در کسانی که مزاج سالمی دارند همانند اهل تعقل را غیر ممکن یاد کرده است.[۱۳] همچنین بر این باورند جنونی که حاصل از مس شیطان است گاهی علامت‌هایی دارد که اهل خبره آن را می‌فهمند[۱۴] و آیات قرآن بر آن دلالت دارد و روایات، ادعیه و حرزها، شواهد خارجیه‌ای هستند که وجود آن را تقویت می‌کنند.[۱۵]

آیت‌الله معرفت(۱۳۰۹-۱۳۸۵ش) منظور از مس شیطان در قرآن را دسیسه‌های زشت او دانسته است.[۱۶] اما جن‌زدگی و عوارض آن را منکر شده و جنون را صرفا نوعی مشکل روانی دانسته است که برخی از انواع آن را قابل درمان می‌داند.[۱۷]

آیت‌الله جوادی، جن زدگی را از خرافات نمی‌داند و معتقد است از آنجایی که باطل و خرافات در کلام خداوند راه ندارد، مساله جن زدگی واقعیت دارد.[۱۸]

برخی بزرگان معتزله معتقدند خداوند به‌منظور آزمایش بعضی از مردم و کیفر عده‌ای که گناه کرده‌اند از آن مانع نمی‌شود که جن‌زده شوند. همان طوری که گاهی بعضی از مردم به بعضی دیگر مسلط شده به آنها ستم می‌کنند و مالشان را می‌گیرند و خداوند مانع آن نمی‌شود.[۱۹]

معنای سلطه بر انسان در آیات

همان طور که شکنجه‌گر فقط بر بدن شکنجه‌شده لطمه می‌زند و بدون خواست شکنجه‌شونده نمی‌تواند بر فکر و عقیده او مسلط شود؛ شیطان نیز نمی‌تواند به‌وسلیه حجت و برهان بر فکر و عقیده شخص نفوذ کند.[۲۰] پس سلطان در آیات بمعنای حجت و برهان است و تا موقعی که شیطان در این عرصه موفق نشود نمی‌تواند سلطنت بر بدن انسان پیدا کند.[۲۱]

صادقی تهرانی(۱۳۰۵-۱۳۹۰ش) مفسر شیعی می‌نویسد سلطه شیطان بر دو گونه است؛ گاهی ممنوعه و آن زمانی است که بخواهد بر عقل‌ها، ارواح و اعمال افراد مخلص سلطه پیدا کند، و علت منع، این است که نباید حجت‌های الهی بر بندگان باطل شود.[۲۲] سلطه دیگری وجود دارد که جایز است و آن سلطه شیطان بر بدن‌ها و اموال مومنان است.[۲۳] به باور او این قبیل امتحان‌ها، ربانی بوده که شامل بندگان نمونه با اختلاف مراتب می‌شود و سلطه شیطان بر ایوب در زمان سختی، از ناحیه مادی بود و در این امتحان شخصیت روحانی ایوب نمایان شد.[۲۴]

پانویس

  1. ↑ علامه طباطبائی، المیزان، اسماعیلیان، ج۱۲، ص۱۵۲.
  2. ↑ رجوع کنید به طبری؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان؛ فخررازی، ۱۴۲۱؛ ابن‌کثیر، ۱۴۱۲، ذیل آیات.
  3. ↑ طبرسی، جوامع الجامع، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۵۳۴.
  4. ↑ طبری؛ فخررازی، ۱۴۲۱ق، ذیل آیات.
  5. ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۴۶.
  6. ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۴۶.
  7. ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، اسراء، ج۱۲، ص۵۲۷.
  8. ↑ شیخ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۸۸.
  9. ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۴۷۴ش، ج۱۹، ص۲۹۶.
  10. ↑ معرفت، محمدهادی، تفسیر و مفسران، موسسه فرهنگی التمهید، ۱۳۷۹ش.
  11. ↑ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۷۵.
  12. ↑ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۷۵.
  13. ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۴۶.
  14. ↑ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۴۶.
  15. ↑ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ق، ج۳، ص۶۴.
  16. ↑ معرفت، محمدهادی، نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، قم، موسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، ۱۳۸۵ش.
  17. ↑ معرفت، محمدهادی، نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، قم، موسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، ۱۳۸۵ش.
  18. ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، اسراء، ج۱۲، ص۵۲۷.
  19. ↑ طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ۱۳۵۰ش، ج۳، ص۱۸۰.
  20. ↑ علوی مهر، پژوهشنامه معارف قرآنی، ۱۴۰۰ش، ص۸۱.
  21. ↑ علوی مهر، پژوهشنامه معارف قرآنی، ۱۴۰۰ش، ص۸۱.
  22. ↑ صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۶ق، ج۲۵، ص۲۵۴.
  23. ↑ صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۶ق، ج۲۵، ص۲۵۴.
  24. ↑ صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۶ق، ج۲۵، ص۲۵۴.

منابع

  • آلوسی، روح المعانی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
  • ابن‌عاشور، محمد طاهر، التحریر و التنویر، بیروت، موسسة التاریخ العربی، ۱۴۲۰ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، اسراء، بی‌تا.
  • زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • شیخ کلینی، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، قم، فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۶ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، جمعی از مترجمان، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۵۰ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، جمعی از مترجمان، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۷ش.
  • طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان، تهران، اسلام، ۱۳۷۸ق.
  • علامه طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، قم، اسماعیلیان، بی‌تا.
  • علوی‌مهر، حسین، «تأثیر جن در سلامت جسمی انسان از دیدگاه مفسران با تأکید بر آیه41سوره ص»، در پژوهشنامه معارف قرآنی، ش۴۵، ۱۴۰۰ش.
  • فخررازی، التفسیر الکبیر، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • معرفت، محمدهادی، تفسیر و مفسران، قم، موسسه فرهنگی التمهید، ۱۳۷۹ش.
  • معرفت، محمدهادی، نقد شبهات پیرامون قرآن کریم، قم، موسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، ۱۳۸۵ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
آیا می‌دانستید که... جدیدترین پرسش‌ها
درگاه:پرسش/آیا می‌دانستید