ویکی شیعه:پیشنویس خلقت انسان
خَلقت انسان، از مباحث بنیادین انسانشناسی اسلامی است و در قرآن و روایات، افزون بر تبیین منشأ وجود انسان، با هویت، جایگاه و غایت آفرینش او پیوند خورده است. قرآن درباره آفرینش آدم(ع) از مراحلی همچون خاک، گل، گل چسبنده، گل خشک و سپس تسویه و نفخ روح سخن میگوید که میتوان آنها را مراحل گوناگون یک فرایند دانست.
آفرینش نسل انسان نیز با تعابیری مانند آب و نطفه و مراحلی همچون علقه، مضغه، استخوان و پوشیدهشدن آن با گوشت توصیف شده و در نهایت از «خلقاً آخر» سخن به میان آمده است. ازاینرو، انسان در آموزههای اسلامی دارای دو ساحت جسمانی و روحانی است. فطرت، تعلیم اسماء، میثاق الهی و برخورداری از عقل نیز از ویژگیهای متمایز او به شمار میروند.
در منابع شیعی، خلقت نوری اهلبیت(ع) نیز بهعنوان آموزهای روایی مطرح شده است. عبادت و معرفت، آزمون و مسئولیت، خلافت الهی و بهرهمندی از رحمت الهی از مهمترین اهداف خلقت انساناند. سرانجام، طرح نظریه تکامل، مسئله نسبت علم و دین را درباره منشأ انسان پدید آورده است؛ تعارض در صورتی برجسته میشود که آفرینش آدم را خلقت زیستی مستقل بدانیم، هرچند برخی عالمان، از جمله مطهری، امکان سازگاری این دو دیدگاه را مطرح کردهاند.
اهمیت و جایگاه
مسئله خلقت و آفرینش انسان از بنیادیترین مباحث انسانشناسی در اندیشه اسلامی است[۱] که بحث درباره آن مبنای فهم جایگاه او در نظام آفرینش، نسبت او با خداوند، معنای زندگی، کرامت ذاتی، مسئولیت اخلاقی و سرنوشت نهایی وی را فراهم میآورد.[۲]
قرآن کریم با طرح مکرر داستان آفرینش آدم(ع)، تبیین مراحل خلقت انسان و بیان نفخ روح الهی، این موضوع را در کانون آموزههای اعتقادی خود قرار داده و آن را مقدمهای برای شناخت هویت و رسالت انسان معرفی کرده است.[۳] در اندیشه شیعی نیز، افزون بر آیات قرآن، روایات اهلبیت(ع) ابعاد مختلف خلقت انسان، از آفرینش جسم و روح تا فلسفه آفرینش و جایگاه انسان در نظام هستی را تبیین کردهاند.[۴]
ازاینرو، بررسی خلقت انسان تنها ناظر به چگونگی آغاز حیات بشری نیست، بلکه مباحثی همچون خلافت الهی، اختیار، تکلیف، کمال، معاد و نسبت انسان با دیگر موجودات را نیز دربر میگیرد و از مباحث محوری در تفسیر، کلام، فلسفه و انسانشناسی اسلامی بهشمار میرود.[۵]
مسئله آفرینش انسان، بهویژه پس از طرح نظریه تکامل توسط چارلز داروین، به یکی از مهمترین مباحث فلسفه دین، بهویژه در قرن بیستم و بیستویکم میلادی، تبدیل شده است.[۶] این موضوع در قالب مسئله تعارض علم و دین مورد توجه گسترده قرار گرفته و منشأ مناقشات فراوانی میان اندیشمندان شده است.[۷] در این میان، دو رویکرد اصلی شکل گرفته است: آفرینشگرایی که بر آفرینش مستقیم انسان از سوی خداوند تأکید دارد و تکاملگرایی که منشأ انسان را در چارچوب فرایند تکامل زیستی تبیین میکند.[۸]
مراحل خلقت انسان در قرآن
در قرآن هم به آفرینش حضرت آدم(ع) و هم نسل انسان در آیات متعددی اشاره شده است:
آفرینش حضرت آدم(ع)
در آیات مربوط به آفرینش حضرت آدم(ع) به مواد مختلفی را به عنوان ماده نخست برای آفرینش آدم مانند آفرینش از خاک،[۹] گِل (طین)،[۱۰] گِل چسبنده (طین لازب)،[۱۱] گِل خشکیده (صلصال)[۱۲] و گِل بدبو (حماء مسنون)،[۱۳] اشاره شده است.
بهگفته طبرسی، صاحب تفسیر مجمع البیان، هیچ تعارضی در این نحوه بیان خلقت آدم(ع) نیست و هر یک از آنها از حالتهای متفاوت آفرینش آدم خبر میدهد و برای جمع بین این آیات میگوید اصل و ماده آفرینش آدم(ع) خاک بود، سپس خاک را به گِل تبدیل نمود و بعد آن را رها کرد تا تغییر کند و نرم و سست شود و پس از آن رها کرد تا خشک شود.[۱۴]
پس از شکلگیری این پیکره و متعادل شدن آن که در قرآن با اصطلاح تسویه در ضمن آیه «فَإِذا سَوَّيْتُهُ» بیان شده، در نهایت با دمیدن روح خود در این پیکره که با تعبیر «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»، بیان شده مرحلهای از آفرینش آدم(ع) تحقق مییابد.[۱۵]
خلقت نسل انسان
درباره خلقت نسل انسان در قرآن نیز تعابیر مختلفی آمده است.[۱۶] بنا به آیه ۵۴ سوره فرقان، خداوند نسل انسان را از آب پدید آورد.[۱۷] در آیات ۴۰ سوره مرسلات و ۸ سوره سجده، چنین گزارش شده است که انسان را از آب بیمقدار (ماء مهین) و در آیه ۶ سوره طارق، از آب جهنده (ماء دافق)، پدید آورده است.[۱۸]
مفسران، منظور از آب در این آیات را همان «نطفه» دانستهاند.[۱۹] غیر از آن در آیات متعددی به آفرینش نسل انسان از نطفه نیز تصریح شده است.[۲۰] پس از آن در آیاتی مانند آیات ۱۳ و ۱۴ سوره مؤمنون و آیه ۵ سوره حج به مراحل رشد و تطور انسان از نطفه به عَلَقه (خون بسته)، از علقه به مُضغه (گوشت جویده شده)، از مضغه نیز استخوانها (عِظام) پدید آمده و بعد روی این استخوانها به وسیله گوشت پوشانده میشوند، اشاره کرده است.[۲۱]
در انتهای این آیات، پس از کامل شدن جنین با تعبیر «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ»، خبر از خلق و آفرینش جدیدی میدهد که با آن، مرحله جدیدی در آفرینش انسان تحقق مییابد و در آن انسان واجد اوصافی مانند علم، حیات و قدرت میشود.[۲۲]
خلقت انسان از روح و بدن
در تعالیم قرآن، انسان از دو ساحت جسمانی و روحانی برخوردار است. از یک سو، بدن انسان و بهویژه خلقت آدم(ع) به عناصر مادی مانند خاک، گل و گل خشکیده نسبت داده شده است.[۲۳] از سوی دیگر، پس از تسویه و سامانیافتن بدن مادی و عنصری، مرحلهای متمایز با تعبیر «نفخ روح» در آیاتی مانند «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» و «ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ» بیان شده است.[۲۴] در روایاتی که ذیل این آیات آمده است نیز به خلقت دو ساحتی انسان از بدن مادی و روح اشاره شده است.[۲۵]
ویژگیهای خاص انسان در آفرینش
برخی از ویژگیها و امتیازات انسان در آفرینش که در قرآن و روایات به آنها اشاره رفته به شرح زیر است:
فطرت
بهگفته عالمان مسلمان، در آیه ۳۰ سوره روم که به آیه فطرت معروف است، خداوند به نوعی خلقت ویژه برای انسان با تعبیر فطرت استفاده کرده است که به نوعی بینش خاص درباره انسان اشاره دارد.[۲۶] فطرت، بهگفته مطهری، به نوعی خاص از آفرینش انسان اشاره دارد[۲۷] و منظور این است که خداوند انسان را برپایه برخی گرایشها و معارف فطری مانند معرفت به خداوند و گرایش به سوی او، توحید، ایمان به خدا، حس دینی و برخی اصول و احکام اخلاقی، سرشته است.[۲۸]
تعلیم اسماء
بهبیان عالمان مسلمان، یکی از ویژگیهای خاص آفرینش انسان که در قرآن به آن اشاره رفته، برخورداری او از ظرفیت شناخت و دریافت علم الهی است که در ماجرای آفرینش آدم(ع) با «تعلیم اسماء»، در آیه «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا»، بیان شده است.[۲۹] در این که این اسماء چه چیزهایی بوده است میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد.[۳۰] بهگفته طباطبایی، منظور از تعلیم اسماء، آموزش مسمای آن اسماء یعنی حقیقت موجودات غیبی است که تنها برای انسان قابل درک است.[۳۱]
میثاق الهی در عالم ذر
از دیگر ویژگیهای خاص آفرینش انسان در قرآن، برخورداری او از شناخت و اقرار فطری به پروردگار است که در آیه میثاق بیان شده است.[۳۲] براساس آیه میثاق، خداوند از فرزندان آدم پیمان گرفت و آنان را بر خویشتن گواه ساخت و پرسید: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» و آنان پاسخ دادند: «آری».[۳۳] در روایات، این آیه با عالم ذر و میثاق پیوند خورده است.[۳۴] از این منظر، میثاق الهی را میتوان در شمار ویژگیهای خاص آفرینش انسان دانست؛ زیرا انسان با نوعی آگاهی و قابلیت فطری برای شناخت خداوند و پذیرش ربوبیت او آفریده شده است.[۳۵]
موهبت عقل
از نظر عالمان مسلمان، از مهمترین ویژگیهایی که در آفرینش انسان به کار رفته و او را از دیگر موجودات متمایز میسازد این است که در کنار شهوت، از موهب عقل و قدرت ادراک و تعقل نیز برخوردار است.[۳۶] در روایتی نیز که در علل الشرایع نقل شده چنین آمده است که خداوند فرشته را آفرید و او را از عقل محض ساخت و حیوان را آفرید و او را از شهوت محض ساخت و انسان را از ترکیبی از عقل و شهوت آفرید.[۳۷]
خلقت نوری اهلبیت(ع)
در منابع روایی شیعه روایات متعددی درباره آفرینش خاص اهلبیت(ع) نقل شده است که طبق این روایات، خداوند هزاران سال قبل از خلقت حضرت آدم(ع) و آسمانها و زمین، نور اهلبیت(ع) را از نور خودش آفرید و ایشان را در عرش خود قرار داد تا مشغول حمد و تسبیح خداوند شوند. خداوند پس از خلقت حضرت آدم(ع)، انوار اهل بیت را در صلب آدم قرار داد و نسل به نسل در اصلاب و ارحام پاک منتقل شد تا اینکه به دنیا آمدند.[۳۸]
همچنین در برخی روایات برای تبیین جایگاه پیامبر(ص) در نظام آفرینش، نقل شده است که پیامبر(ص) در پاسخ به پرسش برخی از قریش درباره تقدم بر پیامبران، گفته است، هنگامی که خداوند از پیامبران پیمان گرفت و آنان را بر خویشتن گواه ساخت و فرمود: «آیا من پروردگار شما نیستم؟»، من نخستین پیامبری بودم که پاسخ «آری» دادم و در اقرار به خداوند بر آنان پیشی گرفتم.[۳۹]
هدف از خلقت انسان
در آیات متعددی هدف از خلقت انسان بیان شده که به شرح زیر است:
- عبادت: بنا به گفته مفسران، قرآن کریم در آیه «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»،[۴۰] به صراحت یکی از اهداف آفرینش انسان را عبادت خداوند معرفی کرده است.[۴۱] در برخی روایات که ذیل این آیه وارد شده هدف خلقت انسان را شناخت و معرفت خداوند معرفی کردهاند.[۴۲] طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان، در تفسیر معنای «عبادت» در این آیه گفته، عبادت آن است که بنده، خویشتن را در جایگاه ذلت و بندگی قرار دهد و روی خود را به سوی مقام پروردگارش متوجه سازد. و این همان معنایی است که کسی که عبادت را به معرفت تفسیر کرده است، مراد کرده؛ یعنی معرفتی که از طریق عبادت حاصل میشود.[۴۳]
- ابتلاء و آزمون: برخی مفسران با استناد به آیاتی مانند آیه ۲ سوره ملک و آیه ۲ سوره انسان، آزمون و ابتلا را که همان رسیدن به مقام تعهد، تکلیف و مسئولیت است، یکی از اهداف آفرینش و خلقت انسان معرفی کردهاند.[۴۴]
- خلافت الهی: برخی عالمان و محققان، با استناد به آیاتی مانند «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»،[۴۵] و آیه ۱۶۵ سوره انعام، رسیدن به مقام خلیف الهی را یکی از اهداف و فلسفه آفرینش انسان معرفی کردهاند. منظور از جانشینی و خلیفه الهی انسان این است که او به مقام انسان کامل و یا به والاترین مراحل کمال انسانی دست مییابد.[۴۶]
- رحمت الهی: برخی مفسران، با استناد به آیه ۱۱۹ سوره هود، درباره غایت آفرینش انسان گفتهاند خداوند آنان را آفرید تا مشمول رحمت خودش قرار بدهد.[۴۷] در برخی روایات ذیل این آیه چنین وارد شده است که خداوند انسان را آفرید تا بهواسطه انجام آنچه موجب رحمت الهی میشود، رحمت خودش را شامل آنان بگرداند.[۴۸]
مسئله تکامل و خلقت انسان
بهگزارش برخی عالمان و محققان، میان تلقی ادیان از خلقت انسان و نظریه تکامل، در اصل آفرینش و پیدایش انسان، ناسازگاری وجود دارد.[۴۹] در متون مقدس و بهویژه در قرآن، انسان موجودی معرفی میشود که آفرینش او بهصورت مستقل و با اراده و فعل مستقیم الهی آغاز شده است؛ در مقابل، نظریه تکامل زیستی، پیدایش انسان را نتیجه یک فرایند تدریجی و تاریخیِ تغییر و تبارزایی گونهها میداند و برای ظهور انسان، آفرینش مستقل یک گونه بهصورت جداگانه را ضروری نمیشمارد؛ بلکه انسان را در امتداد تاریخ طبیعی حیات و دارای نیای مشترک با دیگر جانداران قرار میدهد.[۵۰]
از این رو، اگر آیات مربوط به خلقت آدم به معنای آفرینش زیستیِ مستقل و مستقیم نخستین انسان از خاک، بدون پیشینه تبارشناختی از موجودات پیشین تفسیر شوند، میان این تلقی و قرائت رایج از نظریه تکامل تعارض پدید میآید و همین اختلاف، در سطح گستردهتر، به یکی از مهمترین نمونههای بحث تعارض یا سازگاری علم و دین درباره منشأ انسان تبدیل شده است.[۵۱]
البته عالمان معتقدند که بین این دو نظریه درباره آفرینش انسان، ناسازگاری وجود ندارد. برای نمونه مرتضی مطهری با تفکیک بین خلقت نوع انسان و آفرینش حضرت آدم(ع)، بر این باور است که بین خلقت نوع انسان با آنچه در تکامل زیستی درباره آفرینش انسان بیان شده، تضادی وجود ندارد و به فرض آن که نظریه تکامل از نظر علمی قطعی باشد، ظواهری که در متون دینی درباره کیفیت خلقت آدم(ع) آمده را میتوان به تأویل برد و آن را نمادین در نظر گرفت.[۵۲]
پانویس
- ↑ ملکجعفریان، «بررسی تطبیقی نظریه تکامل و آفرینش انسان در قرآن کریم با رویکرد فلسفه دین»، ص۴۰.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۱ش، ج۲، ص۲۶۹-۲۷۰.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۳۰ و ج۱۲، ص۱۵۱-۱۵۵؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ج۱، ص۳۲۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۵ق، ج۶۰، ص۲۶۸-۳۱۷؛ مطهری، فطرت، ۱۴۰۱ش، ص۱۱۳-۱۱۴.
- ↑ ملاصدرا، اسفار اربعه، ۱۹۸۱م، ج۷، ص۱۲۷-۱۲۸ و ج۸، ص۱۴۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۳۰ و ج۱۲، ص۱۵۱-۱۵۵؛ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۱ش، ج۲، ص۲۶۹-۲۷۰؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ج۱، ص۳۱۷-۳۲۰.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به پلانتینگا، دنت، آیا علم و دین ناسازگارند؟، ۱۴۰۲ش، ص۵-۲۵.
- ↑ باربور، علم و دین، ۱۳۹۳ش، ص۳۹۷ و ۴۰۵-۴۱۲؛ پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ۱۳۹۳ش، ص۳۶۰.
- ↑ باربور، علم و دین، ۱۳۹۳ش، ص۳۹۷ و ۴۰۵-۴۱۲؛ پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ۱۳۹۳ش، ص۳۶۳-۳۶۴.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۵۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۱۲۵؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۲۷-۳۲۹.
- ↑ سوره سجده، آیات ۷-۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۴، ص۲۰۷؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۲۷-۳۲۹.
- ↑ سوره صافات، آیه ۱۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۲۳؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۲۷-۳۲۹.
- ↑ سوره الرحمن، آیه ۱۴؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۱۲۵؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۲۷-۳۲۹.
- ↑ سوره حجر، آیات ۲۸ و ۳۳؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۱۲۵؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۲۷-۳۲۹.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۱۱۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۷، ص۱۲۵.
- ↑ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۲۹.
- ↑ سوره فرقان، آیه ۵۴؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۵، ص۲۲۹.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۲۰، ص۲۶۰؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۲۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۵، ص۲۲۹؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۲۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به سوره نحل، آیه ۴؛ سوره یس، آیه ۷۷؛ سوره قیامت، آیه ۳۷؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۳۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۹، ص۳۶۳؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۳۲-۳۳۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۵، ص۲۰-۲۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۱۲۵؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۲۷-۳۲۹.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۲۰، ص۱۷۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۲، ص۱۷۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۰، ص۲۹۹؛ مطهری، فطرت، ۱۴۰۱ش، ص۱۱.
- ↑ مطهری، فطرت، ۱۴۰۱ش، ص۱۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۰، ص۲۹۹؛ مطهری، فطرت، ۱۴۰۱ش، ص۳۲-۳۳ و ۶۱.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۱۶؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۵۳.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۵۲.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷.
- ↑ مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۴۷-۴۹.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۸، ص۳۰۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۱۲؛ حر عاملی، فصول المهمة فی اصول الائمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۲۰-۴۲۵.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۱۲؛ حر عاملی، فصول المهمة فی اصول الائمة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۲۰-۴۲۵؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۸، ص۳۲۴.
- ↑ نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۶۲؛ مطهری، فطرت، ۱۴۰۱ش، ص۱۱۳-۱۱۴.
- ↑ شیخ صدوق،علل الشرایع، ج۱، ص۴-۵؛ مطهری، فطرت، ۱۴۰۱ش، ص۱۱۳-۱۱۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۰-۴۴۱؛ توران، «مضمونشناسی احادیث خلقت نوری اهل بیت علیهمالسلام»، ص۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۰-۴۴۱ و ج۲، ص۱۰.
- ↑ سوره ذاریات، آیه ۵۶.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۸، ص۳۸۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۸، ص۳۹۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۸، ص۳۸۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۵، ص۳۳۶-۳۳۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۰.
- ↑ فارسینژاد، دژآباد، «فلسفه آفرینش جهان و انسان از دیدگاه قرآن»، ص۱۱۱-۱۱۲.
- ↑ فارسینژاد، دژآباد، «فلسفه آفرینش جهان و انسان از دیدگاه قرآن»، ص۱۱۱-۱۱۲.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۱۱، ص۶۹.
- ↑ باربور، علم و دین، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۵-۴۰۷؛ سحابی، خلقت انسان، ۱۳۷۵ش، ص۶-۹.
- ↑ سحابی، خلقت انسان، ۱۳۷۵ش، ص۶-۹؛ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۵۱۳-۵۱۴؛ حسینی، «از سازگارگرایی تا ضد سازگارگرایی خداباوری و تکامل داروینی: بررسی و نقد چهار دیدگاه»، ص۷۸.
- ↑ سحابی، خلقت انسانم، ۱۳۷۵ش، ص۶-۹؛ باربور، علم و دین، ۱۳۹۳ش، ص۴۰۵-۴۰۷.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۵۱۴-۵۱۵.
منابع
- باربور، ایان، علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۹۳ش.
- پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران، طرح نو، ۱۳۹۳ش.
- پلانتینگا، آلوین و دنیل دنت، آیا علم و دین ناسازگارند؟، ترجمه مهدی غیاثوند، تهران، نشر کرگدن، ۱۴۰۲ش.
- توران، امداد، «مضمونشناسی احادیث خلقت نوری اهل البیت علیهمالسلام»، در مجله شیعهپژوهی، شماره ۳، ۱۳۹۴ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن، فصول المهمة فی اصول الائمة، قم، مؤسسه معارف اسلامی امام رضا(ع)، ۱۴۱۶ق.
- علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۵ق.
- حسینی، سیدحسن، «از سازگارگرایی تا ضد سازگارگرایی خداباوری و تکامل داروینی: بررسی و نقد چهار دیدگاه»، پژوهشنامه فلسفه دین، سال سیزدهم، شماره اول، بهار و تابستان ۱۳۹۴ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۳۶۳ش.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
- سحابی، یدالله، خلقت انسان، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۵ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، قم، کتابفروشی داوی، بیتا.
- فارسینژاد، علیرضا و حامد دژآباد، «فلسفه آفرینش جهان و انسان از دیدگاه قرآن»، فصلنامه اندیشه دینی انشگاه شیراز، شماره ۳۰، بهار ۱۳۸۸ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۷ق.
- مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۳۶۵ش.
- مطهری، مرتضی، فطرت، تهران، انتشارات صدرا، ۱۴۰۱ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۱ش.
- ملاصدرا، محمد بن ابراهیم، الحكمة المتعالية فی الأسفار العقلية الأربعة ، بیروت، دار إحياء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۹۸۱م.
- ملکجعفریان، سید امیرعباس، «بررسی تطبیقی نظریه تکامل و آفرینش انسان در قرآن کریم با رویکرد فلسفه دین»، فلسفه تحلیلی، شماره ۴۷، بهار و تابستان ۱۴۰۴ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب العلمیة، ۱۳۷۴ش.
- نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، بیتا.