پرش به محتوا

شرحبیل بن حسنه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Mahboobi
جزبدون خلاصۀ ویرایش
imported>Mahboobi
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{subst:الگوی خالی|{{خطا|فراموش کردید الگو را جابنشانید. به جای {{ویرایش}} باید {{جا:ویرایش}} را تایپ کنید.}}}}{{در دست ویرایش ۲|ماه=مه|روز=۴|سال=۲۰۱۴|چند = 2}}
{{subst:الگوی خالی|{{خطا|فراموش کردید الگو را جابنشانید. به جای {{ویرایش}} باید {{جا:ویرایش}} را تایپ کنید.}}}}{{در دست ویرایش ۲|ماه=مه|روز=۴|سال=۲۰۱۴|چند = 2}}
'''شُرَحْبیل بن حَسَنه'''، (یا شرحبیل بن عبداللّه)، از نخستین صحابۀ پیامبر و از فرماندهان اسلام در شام.
'''شُرَحْبیل بن حَسَنه'''، (یا شرحبیل بن عبداللّه)، از نخستین صحابۀ پیامبر و از فرماندهان اسلام در شام.
==کنیه، نسب و قبیله==
==کنیه و نسب==
شرحبیل بن حسنه كنیه اش ابوعبداللّه، یا ابوعبدالرحمان، یا ابووائله بود.<ref>ر.ک: به بلاذرى؛ 1917ـ200، ج 1، ص 245؛ ابنحجر عسقلانى، ج 3، ص 328</ref> پدر وى، [[عبدالله بن مطاع|عبداللّه بن مُطاع]]، از [[قبیله بنی غوث بن مر|قبیله بنی غَوث بن مُرّ]] یا از [[قبیله کنده|قبیله كِنده]] یا [[قبیله بنی جمح|بنی جُمَح]] یا [[قبیله تمیم|تَمیم]] بود و مادرش، حَسَنه، از [[قبیله بنی عدی|قبیلۀ بنی عَدى]] و به قولى، اهل شهر عَدَولى در [[بحرین]] بود و به طریق [[وِلاء]]، به [[معمر بن حبیب بن وهب بن حذافه جمحی|مَعْمَربن حبیب بن وَهْب بن حُذافه جُمَحى]] منتسب بود.<ref>ابن سعد، ج 4، ص 127؛ خلیفة بن خیاط، ص 539؛ ابن عبدالبرّ، ج 2، ص 698؛ ابناثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 512</ref> ازاین رو، شرحبیل با انتساب به مادرش، به شرحبیل بن حسنه شهرت یافته است.<ref>ابن عبدالبرّ، همانجا</ref>
شرحبیل بن حسنه كنیه اش ابوعبداللّه، یا ابوعبدالرحمان، یا ابووائله بود.<ref>ر.ک: به بلاذرى؛ 1917ـ200، ج 1، ص 245؛ ابنحجر عسقلانى، ج 3، ص 328</ref> پدر وى، [[عبدالله بن مطاع|عبداللّه بن مُطاع]]، از [[قبیله بنی غوث بن مر|قبیله بنی غَوث بن مُرّ]] یا از [[قبیله کنده|قبیله كِنده]] یا [[قبیله بنی جمح|بنی جُمَح]] یا [[قبیله تمیم|تَمیم]] بود و مادرش، حَسَنه، از [[قبیله بنی عدی|قبیلۀ بنی عَدى]] و به قولى، اهل شهر عَدَولى در [[بحرین]] بود و به طریق [[وِلاء]]، به [[معمر بن حبیب بن وهب بن حذافه جمحی|مَعْمَربن حبیب بن وَهْب بن حُذافه جُمَحى]] منتسب بود.<ref>ابن سعد، ج 4، ص 127؛ خلیفة بن خیاط، ص 539؛ ابن عبدالبرّ، ج 2، ص 698؛ ابناثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 512</ref> ازاین رو، شرحبیل با انتساب به مادرش، به شرحبیل بن حسنه شهرت یافته است.<ref>ابن عبدالبرّ، همانجا</ref>


به نقل از [[محمدبن اسحاق بن یسار|ابن اسحاق]]، حسنه نخست زن عبداللّه بن مُطاع بود. چون عبداللّه درگذشت، سُفیان (فرزندخواندۀ [[معمربن حبیب]] و مردى از [[انصار]] از طایفۀ [[بنی زریق بن عامر|بنی زُرَیق بن عامر]]) حسنه را به زنى گرفت و از او صاحب دو پسر به نامهاى خالد (یا جابر) و جُناده شد.<ref>ابن سعد، همانجا؛ ابن عبدربّه، ج 2، ص 698ـ699؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 512ـ513؛ ابن حجر عسقلانى، همانجا</ref> پس از آن، سفیان، شرحبیل را به فرزندخواندگى پذیرفت،<ref>ابن حبیب، 1384، ص 254</ref> بنابراین از شرحبیل نیز همچون [[سفیان بن معمر جمحى]]، در زمرۀ بنی جُمَح یاد می شد،<ref>ابن سعد، ج 4، ص 127ـ128؛ نیز رجوع کنید به ابن كلبى، ص 302</ref> اما به نقل از [[محمد بن عمر واقدى]]، سفیان بن معمر برادر مادرى شرحبیل بن حسنه بوده و حسنه مادر سفیان و شرحبیل بوده است، نه زن سفیان.<ref>ابن سعد، همانجا</ref>
به نقل از [[محمدبن اسحاق بن یسار|ابن اسحاق]]، حسنه نخست زن عبداللّه بن مُطاع بود. چون عبداللّه درگذشت، سُفیان (فرزندخواندۀ [[معمربن حبیب]] و مردى از [[انصار]] از طایفۀ [[بنی زریق بن عامر|بنی زُرَیق بن عامر]]) حسنه را به زنى گرفت و از او صاحب دو پسر به نامهاى خالد (یا جابر) و جُناده شد.<ref>ابن سعد، همانجا؛ ابن عبدربّه، ج 2، ص 698ـ699؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 512ـ513؛ ابن حجر عسقلانى، همانجا</ref> پس از آن، سفیان، شرحبیل را به فرزندخواندگى پذیرفت،<ref>ابن حبیب، 1384، ص 254</ref> بنابراین از شرحبیل نیز همچون [[سفیان بن معمر جمحى]]، در زمرۀ بنی جُمَح یاد می شد،<ref>ابن سعد، ج 4، ص 127ـ128؛ نیز رجوع کنید به ابن كلبى، ص 302</ref> اما به نقل از [[محمد بن عمر واقدى]]، سفیان بن معمر برادر مادرى شرحبیل بن حسنه بوده و حسنه مادر سفیان و شرحبیل بوده است، نه زن سفیان.<ref>ابن سعد، همانجا</ref>
 
==قبیله==
[[ابن حبیب بغدادى]]<ref>ابن حبیب، همانجا</ref> حسنه را از [[قبیله اشعری|قبیلۀ اشعریّین]] دانسته و مسعودى<ref>مسعودی، ص 283</ref> نیز شرحبیل بن حسنه را نسبت طابِخى یاد كرده و از [[قوم خندف|قوم خِنْدِف]] (همپیمان [[قریش]]) دانسته است. [[احمد بن یحیی بلاذری |بلاذرى]]، به نقل از [[هیثم بن عدی|هَیثم بن عَدىّ]]، شرحبیل را از [[حمیر|قوم حِمْیَر]] دانسته است.<ref>بلاذرى، 1997ـ2000، ج 1، ص 245</ref> بعد از مرگ سفیان بن معمر و پسران او در زمان [[خلافت]] [[عمربن خطاب]]، شرحبیل بن حسنه با [[قبیله بنی زهره|قبیلۀ بنی زهره]] همپیمان شد.<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 513</ref>
[[ابن حبیب بغدادى]]<ref>ابن حبیب، همانجا</ref> حسنه را از [[قبیله اشعری|قبیلۀ اشعریّین]] دانسته و مسعودى<ref>مسعودی، ص 283</ref> نیز شرحبیل بن حسنه را نسبت طابِخى یاد كرده و از [[قوم خندف|قوم خِنْدِف]] (همپیمان [[قریش]]) دانسته است. [[احمد بن یحیی بلاذری |بلاذرى]]، به نقل از [[هیثم بن عدی|هَیثم بن عَدىّ]]، شرحبیل را از [[حمیر|قوم حِمْیَر]] دانسته است.<ref>بلاذرى، 1997ـ2000، ج 1، ص 245</ref> بعد از مرگ سفیان بن معمر و پسران او در زمان [[خلافت]] [[عمربن خطاب]]، شرحبیل بن حسنه با [[قبیله بنی زهره|قبیلۀ بنی زهره]] همپیمان شد.<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 513</ref>
==از مسلمانان نخستین==
==از مسلمانان نخستین==
شرحبیل و دو برادرش (خالد و جناده) از نخستین كسانى بودند كه [[مسلمان]] شدند.<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 513</ref> در دومین [[هجرت]] مسلمانان به [[حبشه]]، شرحبیل بن حسنه به همراه سفیان بن معمر و مادر و برادرانش به آنجا مهاجرت كرد،<ref>ابن اسحاق، ص 207؛ ابن هشام، ج 1، ص350؛ ابنحبیب، 1361، ص410؛ همو، 1384، ص 308</ref> اما [[موسی بن عقبه]]<ref>موسی بن عقبه،ص 79</ref> شرحبیل و برادرانش را جزو مهاجران به حبشه ذكر نكرده است.<ref>نیز ر.ک: به ابن سعد، ج 4، ص 127</ref>
شرحبیل و دو برادرش (خالد و جناده) از نخستین كسانى بودند كه [[مسلمان]] شدند.<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 513</ref> در دومین [[هجرت]] مسلمانان به [[حبشه]]، شرحبیل بن حسنه به همراه سفیان بن معمر و مادر و برادرانش به آنجا مهاجرت كرد،<ref>ابن اسحاق، ص 207؛ ابن هشام، ج 1، ص350؛ ابنحبیب، 1361، ص410؛ همو، 1384، ص 308</ref> اما [[موسی بن عقبه]]<ref>موسی بن عقبه،ص 79</ref> شرحبیل و برادرانش را جزو مهاجران به حبشه ذكر نكرده است.<ref>نیز ر.ک: به ابن سعد، ج 4، ص 127</ref>
==در عصر پیامبر(ص)==
==در عصر پیامبر(ص)==
به روایتى، در سال هفتم هجرت، نجاشى (پادشاه حبشه) امّ حبیبه را كه به همسرى پیامبر درآمده بود، همراه شرحبیل به مدینه فرستاد.<ref>ابن سعد، ج 8، ص 99</ref> شرحبیل پس از مهاجرت به مدینه، نزد خویشان خود، بنی زُرَیق، اقامت كرد.<ref>ابن عبدالبرّ، ج 2، ص 699؛ ابن حجر عسقلانى، همانجا</ref> در زمان پیامبر اكرم، شرحبیل در غزوات شركت كرد (ابنسعد، ج 4، ص 128). از وى در شمار كاتبان پیامبر یاد شده است<ref>رجوع کنید به یعقوبى، ج 2، ص80؛ مسعودى، همانجا</ref> و او كاتب نامه پیامبر به مردم سرزمین ایله بود.<ref>واقدى، ج 3، ص1031؛ ابنسعد، ج 1، ص 289؛ یعقوبى، همانجا</ref>
به روایتى، در سال هفتم هجرت، [[نجاشی]] (پادشاه [[حبشه]]) امّ حبیبه را كه به همسرى [[پیامبر(ص)]] درآمده بود، همراه شرحبیل به [[مدینه]] فرستاد.<ref>ابن سعد، ج 8، ص 99</ref> شرحبیل پس از مهاجرت به مدینه، نزد خویشان خود، [[بنی قبیله بنی زریق|بنی زُرَیق]]، اقامت كرد.<ref>ابن عبدالبرّ، ج 2، ص 699؛ ابن حجر عسقلانى، همانجا</ref> در زمان پیامبر اكرم، شرحبیل در غزوات شركت كرد.<ref>ابن سعد، ج 4، ص 128</ref> از وى در شمار كاتبان پیامبر(ص) یاد شده است<ref>رجوع کنید به یعقوبى، ج 2، ص80؛ مسعودى، همانجا</ref> و او كاتب نامه پیامبر(ص) به مردم سرزمین ایله بود.<ref>واقدى، ج 3، ص1031؛ ابنسعد، ج 1، ص 289؛ یعقوبى، همانجا</ref>
==در عصر خلیفه اول==
==در عصر خلیفه اول==
شرحبیلبن حسنه در زمان ابوبكر و عمر، به عنوان فرمانده در اكثر جنگها و فتوحات شركت داشت. او در جنگهاى رِدّه، كه بلافاصله پس از رحلت پیامبر رخ داد، از جمله در سركوب مرتدان قُضاعه و عمان و نیز مدعیان پیامبرى، همچون مُسَیلَمه كذّاب در یَمامه، از فرماندهان لشكر ابوبكر بود.<ref>یعقوبى، ج 2، ص130؛ طبرى، ج 3، ص 249، 315؛ ابناثیر، 1386، ج 2، ص 346، 355، 360</ref> ابوبكر بلافاصله پس از سركوبى اهل ردّه، براى جنگ با رومیان آماده شد و شرحبیل بن حسنه یكى از چهار فرمانده تحت امر خالدبن ولید و سپس ابوعبیدةبن جراح بود كه از سوى ابوبكر به شام اعزام شدند.<ref>ر.ک: به موسیبن عقبه، ص 337؛ ازدى، ص 85؛ ابنسعد، ج 7، ص 514؛ بلاذرى، 1413، ص 107، 116؛ ابنعساكر، ج 2، ص 76، 81</ref> شرحبیل با هفتهزار سپاهى روانه شام شد و در اردن، و به قولى در بُصرى، اردو زد.<ref>طبرى، ج 3، ص 406</ref>
شرحبیل بن حسنه در زمان ابوبكر و عمر، به عنوان فرمانده در اكثر جنگها و فتوحات شركت داشت. او در جنگهاى رِدّه، كه بلافاصله پس از رحلت پیامبر رخ داد، از جمله در سركوب مرتدان قُضاعه و عمان و نیز مدعیان پیامبرى، همچون مُسَیلَمه كذّاب در یَمامه، از فرماندهان لشكر ابوبكر بود.<ref>یعقوبى، ج 2، ص130؛ طبرى، ج 3، ص 249، 315؛ ابناثیر، 1386، ج 2، ص 346، 355، 360</ref> ابوبكر بلافاصله پس از سركوبى اهل ردّه، براى جنگ با رومیان آماده شد و شرحبیل بن حسنه یكى از چهار فرمانده تحت امر خالدبن ولید و سپس ابوعبیدةبن جراح بود كه از سوى ابوبكر به شام اعزام شدند.<ref>ر.ک: به موسیبن عقبه، ص 337؛ ازدى، ص 85؛ ابنسعد، ج 7، ص 514؛ بلاذرى، 1413، ص 107، 116؛ ابنعساكر، ج 2، ص 76، 81</ref> شرحبیل با هفتهزار سپاهى روانه شام شد و در اردن، و به قولى در بُصرى، اردو زد.<ref>طبرى، ج 3، ص 406</ref>
==در عصر خلیفه دوم==
==در عصر خلیفه دوم==
در زمان خلافت عمر، شرحبیل از سوى ابوعبیده به یارى عمروبن عاص شتافت و تمام اردن را فتح كرد و از آن میان فقط طَبَریه را بدون جنگ گرفت.<ref>بلاذرى، 1413، ص 115ـ116؛ یعقوبى، ج 2، ص140ـ141؛ ابناثیر، ج 2، ص 406</ref> وى بَیْسان، سوسیه، اَفیق، جُرَش، بیترأس، قَدَس و جَولان و به روایتى، عكّا، صور و صَفوریّه را نیز گشود.<ref>بلاذرى، همانجا</ref> در جنگ مَرْجُالصُّفَّر، شرحبیلبن حسنه شایستگى بسیارى از خود نشان داد. سپس خالدبن ولید وى را نزد ابوبكر فرستاد و ابوبكر او را با لشكرى به جاى ولیدبن عُقبه به شام روانه كرد.<ref>طبرى، ج 3، ص 391؛ ابناثیر، 1386، ج 2، ص 405ـ406</ref> شرحبیلبن حسنه در جنگهاى یَرموك و اَجنادین (هردو در سال 13) جزو فرماندهان خالدبن ولید بود.<ref>طبرى، ج 3، ص 396، 405؛ ابناعثم، ج 1، ص 115</ref> در محاصره و فتح دمشق،<ref>به روایت بلاذرى، سال 14</ref> شرحبیل بن حسنه با لشكر خود بر دروازۀ فَرادیس فرود آمد.<ref>بلاذرى، 1413، ص 121</ref> پس از آنكه ابوعبیده فِحل را به صلح فتح كرد.<ref>رجوع کنید به طبرى، ج 3، ص 441ـ443؛ ابناثیر، 1386، ج 2، ص 428</ref> و بنابه روایتى، شرحبیل صلحنامه اى نوشت.<ref>بلاذرى، 1413، ص 115</ref> عمر بعدآ شرحبیلبن حسنه را به امارت اردن گمارد.<ref>طبرى، ج 4، ص 62؛ ابناثیر، همانجاها</ref> در سال 17 كه عمربن خطّاب به شام رفت، شرحبیل بن حسنه را عزل و معاویة بن ابیسفیان را به جاى وى گذاشت و گفت كه شرحبیل را به علت نارضایتى عزل نكرده بلكه مردى مقتدرتر را بهجاى او گمارده است.<ref>طبرى، ج 4، ص 56ـ57، 64ـ65؛ قس ابناثیر، 1386، ج 2، ص 562 ضمن حوادث سال 18</ref>
در زمان خلافت عمر، شرحبیل از سوى ابوعبیده به یارى عمروبن عاص شتافت و تمام اردن را فتح كرد و از آن میان فقط طَبَریه را بدون جنگ گرفت.<ref>بلاذرى، 1413، ص 115ـ116؛ یعقوبى، ج 2، ص140ـ141؛ ابناثیر، ج 2، ص 406</ref> وى بَیْسان، سوسیه، اَفیق، جُرَش، بیترأس، قَدَس و جَولان و به روایتى، عكّا، صور و صَفوریّه را نیز گشود.<ref>بلاذرى، همانجا</ref> در جنگ مَرْجُالصُّفَّر، شرحبیلبن حسنه شایستگى بسیارى از خود نشان داد. سپس خالدبن ولید وى را نزد ابوبكر فرستاد و ابوبكر او را با لشكرى به جاى ولیدبن عُقبه به شام روانه كرد.<ref>طبرى، ج 3، ص 391؛ ابناثیر، 1386، ج 2، ص 405ـ406</ref> شرحبیلبن حسنه در جنگهاى یَرموك و اَجنادین (هردو در سال 13) جزو فرماندهان خالدبن ولید بود.<ref>طبرى، ج 3، ص 396، 405؛ ابناعثم، ج 1، ص 115</ref> در محاصره و فتح دمشق،<ref>به روایت بلاذرى، سال 14</ref> شرحبیل بن حسنه با لشكر خود بر دروازۀ فَرادیس فرود آمد.<ref>بلاذرى، 1413، ص 121</ref> پس از آنكه ابوعبیده فِحل را به صلح فتح كرد.<ref>رجوع کنید به طبرى، ج 3، ص 441ـ443؛ ابناثیر، 1386، ج 2، ص 428</ref> و بنابه روایتى، شرحبیل صلحنامه اى نوشت.<ref>بلاذرى، 1413، ص 115</ref> عمر بعدآ شرحبیلبن حسنه را به امارت اردن گمارد.<ref>طبرى، ج 4، ص 62؛ ابناثیر، همانجاها</ref> در سال 17 كه عمربن خطّاب به شام رفت، شرحبیل بن حسنه را عزل و معاویة بن ابیسفیان را به جاى وى گذاشت و گفت كه شرحبیل را به علت نارضایتى عزل نكرده بلكه مردى مقتدرتر را بهجاى او گمارده است.<ref>طبرى، ج 4، ص 56ـ57، 64ـ65؛ قس ابناثیر، 1386، ج 2، ص 562 ضمن حوادث سال 18</ref>

نسخهٔ ‏۴ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۱۲

{{subst:الگوی خالی|فراموش کردید الگو را جابنشانید. به جای {{ویرایش}} باید {{جا:ویرایش}} را تایپ کنید.}}

شُرَحْبیل بن حَسَنه، (یا شرحبیل بن عبداللّه)، از نخستین صحابۀ پیامبر و از فرماندهان اسلام در شام.

کنیه و نسب

شرحبیل بن حسنه كنیه اش ابوعبداللّه، یا ابوعبدالرحمان، یا ابووائله بود.[۱] پدر وى، عبداللّه بن مُطاع، از قبیله بنی غَوث بن مُرّ یا از قبیله كِنده یا بنی جُمَح یا تَمیم بود و مادرش، حَسَنه، از قبیلۀ بنی عَدى و به قولى، اهل شهر عَدَولى در بحرین بود و به طریق وِلاء، به مَعْمَربن حبیب بن وَهْب بن حُذافه جُمَحى منتسب بود.[۲] ازاین رو، شرحبیل با انتساب به مادرش، به شرحبیل بن حسنه شهرت یافته است.[۳]

به نقل از ابن اسحاق، حسنه نخست زن عبداللّه بن مُطاع بود. چون عبداللّه درگذشت، سُفیان (فرزندخواندۀ معمربن حبیب و مردى از انصار از طایفۀ بنی زُرَیق بن عامر) حسنه را به زنى گرفت و از او صاحب دو پسر به نامهاى خالد (یا جابر) و جُناده شد.[۴] پس از آن، سفیان، شرحبیل را به فرزندخواندگى پذیرفت،[۵] بنابراین از شرحبیل نیز همچون سفیان بن معمر جمحى، در زمرۀ بنی جُمَح یاد می شد،[۶] اما به نقل از محمد بن عمر واقدى، سفیان بن معمر برادر مادرى شرحبیل بن حسنه بوده و حسنه مادر سفیان و شرحبیل بوده است، نه زن سفیان.[۷]

قبیله

ابن حبیب بغدادى[۸] حسنه را از قبیلۀ اشعریّین دانسته و مسعودى[۹] نیز شرحبیل بن حسنه را نسبت طابِخى یاد كرده و از قوم خِنْدِف (همپیمان قریش) دانسته است. بلاذرى، به نقل از هَیثم بن عَدىّ، شرحبیل را از قوم حِمْیَر دانسته است.[۱۰] بعد از مرگ سفیان بن معمر و پسران او در زمان خلافت عمربن خطاب، شرحبیل بن حسنه با قبیلۀ بنی زهره همپیمان شد.[۱۱]

از مسلمانان نخستین

شرحبیل و دو برادرش (خالد و جناده) از نخستین كسانى بودند كه مسلمان شدند.[۱۲] در دومین هجرت مسلمانان به حبشه، شرحبیل بن حسنه به همراه سفیان بن معمر و مادر و برادرانش به آنجا مهاجرت كرد،[۱۳] اما موسی بن عقبه[۱۴] شرحبیل و برادرانش را جزو مهاجران به حبشه ذكر نكرده است.[۱۵]

در عصر پیامبر(ص)

به روایتى، در سال هفتم هجرت، نجاشی (پادشاه حبشه) امّ حبیبه را كه به همسرى پیامبر(ص) درآمده بود، همراه شرحبیل به مدینه فرستاد.[۱۶] شرحبیل پس از مهاجرت به مدینه، نزد خویشان خود، بنی زُرَیق، اقامت كرد.[۱۷] در زمان پیامبر اكرم، شرحبیل در غزوات شركت كرد.[۱۸] از وى در شمار كاتبان پیامبر(ص) یاد شده است[۱۹] و او كاتب نامه پیامبر(ص) به مردم سرزمین ایله بود.[۲۰]

در عصر خلیفه اول

شرحبیل بن حسنه در زمان ابوبكر و عمر، به عنوان فرمانده در اكثر جنگها و فتوحات شركت داشت. او در جنگهاى رِدّه، كه بلافاصله پس از رحلت پیامبر رخ داد، از جمله در سركوب مرتدان قُضاعه و عمان و نیز مدعیان پیامبرى، همچون مُسَیلَمه كذّاب در یَمامه، از فرماندهان لشكر ابوبكر بود.[۲۱] ابوبكر بلافاصله پس از سركوبى اهل ردّه، براى جنگ با رومیان آماده شد و شرحبیل بن حسنه یكى از چهار فرمانده تحت امر خالدبن ولید و سپس ابوعبیدةبن جراح بود كه از سوى ابوبكر به شام اعزام شدند.[۲۲] شرحبیل با هفتهزار سپاهى روانه شام شد و در اردن، و به قولى در بُصرى، اردو زد.[۲۳]

در عصر خلیفه دوم

در زمان خلافت عمر، شرحبیل از سوى ابوعبیده به یارى عمروبن عاص شتافت و تمام اردن را فتح كرد و از آن میان فقط طَبَریه را بدون جنگ گرفت.[۲۴] وى بَیْسان، سوسیه، اَفیق، جُرَش، بیترأس، قَدَس و جَولان و به روایتى، عكّا، صور و صَفوریّه را نیز گشود.[۲۵] در جنگ مَرْجُالصُّفَّر، شرحبیلبن حسنه شایستگى بسیارى از خود نشان داد. سپس خالدبن ولید وى را نزد ابوبكر فرستاد و ابوبكر او را با لشكرى به جاى ولیدبن عُقبه به شام روانه كرد.[۲۶] شرحبیلبن حسنه در جنگهاى یَرموك و اَجنادین (هردو در سال 13) جزو فرماندهان خالدبن ولید بود.[۲۷] در محاصره و فتح دمشق،[۲۸] شرحبیل بن حسنه با لشكر خود بر دروازۀ فَرادیس فرود آمد.[۲۹] پس از آنكه ابوعبیده فِحل را به صلح فتح كرد.[۳۰] و بنابه روایتى، شرحبیل صلحنامه اى نوشت.[۳۱] عمر بعدآ شرحبیلبن حسنه را به امارت اردن گمارد.[۳۲] در سال 17 كه عمربن خطّاب به شام رفت، شرحبیل بن حسنه را عزل و معاویة بن ابیسفیان را به جاى وى گذاشت و گفت كه شرحبیل را به علت نارضایتى عزل نكرده بلكه مردى مقتدرتر را بهجاى او گمارده است.[۳۳]

درگذشت

به گفتۀ اكثر مورخان، شرحبیل بن حسنه در سال 18 بر اثر طاعونى كه در عَمَواس در شام شیوع یافت درگذشت، درحالیكه 67 یا 69 سال سن داشت.[۳۴]

منابع

  • ابن اثیر، اسدالغابه فى معرفة الصحابه، چاپ محمدابراهیم بنا.
  • محمداحمد عاشور و محمود عبدالوهاب فاید، قاهره 1393/1973.
  • ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، بیروت.
  • محمدبن اسحاق بن یسار، سیره ابن السحاق، چاپ محمد حمیداللّه، قونیه 1401/1981.
  • ابن محمد احمدبن اعثم كوفى، الفتوح، چاپ على شیرى، بیروت، 1411/1991.
  • ابی جعفر محمدبن حبیب، المحبّر، چاپ ایلزه لیختن شتیتر؛ بیروت 1361.
  • ابی جعفر محمدبن حبیب، المنمّق، چاپ خورشید احمد فاروق، حیدرآباد دكن، 1384/1964.
  • محمدبن علی بن حجرعسقلانى، الاصابه فى تمیز الصحابة، چاپ علی محمد بجاوى، بیروت، 1412/1992.
  • ابن سعد.
  • یوسف بن عبداللّه ابن عبدالبر، الاستیعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوى، بیروت 1412/1992.
  • عبدالرحمن بن عبدالرّوابن عبدالحكم، كتاب فتوح مصر و اخبارها، چاپ محمد جمیرى، بیروت، 1420/2000.
  • ابن عساكر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت 1995/1415.
  • هشام بن محمد ابن كلبى، جمهرة النسب، چاپ ناجى حسن، بیروت 1407/1986.
  • ابن هشام، السیرة النبویة، چاپ مصطفى سقا، ابراهیم ابیارى، عبدالحفیظ شلبى، قاهره 1936.
  • محمدبن عبداللّه ازدى، تاریخ فتوحالشام، چاپ عبدالمنعم عبداللّه عامر، 1969.
  • بخارى، التاریخ الكبیر، دیاربكر، المكتبة الاسلامیة.
  • احمدبن یحیی بن جابر بلاذرى، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق، 1997ـ2000.
  • بلاذرى، فتوح البلدان، چاپ دخویه، فرانكفورت 1413/199.
  • خلیفةبن خیاط، الطبقات، چاپ سهیل زكّار، بیروت 1414/1993.
  • طبرى، تاریخ.
  • مسعودى، تنبیه.
  • موسی بن عُقبه، المغازى، چاپ محمد باقشیش ابومالك، مغرب 1994.
  • محمدبن عمر واقدى، المغازى، چاپ مارسون جونس، قاهره، 1966؛ یعقوبى، تاریخ.

پیوند به بیرون

منبع مقاله:دانشنامه جهان اسلام

  1. ر.ک: به بلاذرى؛ 1917ـ200، ج 1، ص 245؛ ابنحجر عسقلانى، ج 3، ص 328
  2. ابن سعد، ج 4، ص 127؛ خلیفة بن خیاط، ص 539؛ ابن عبدالبرّ، ج 2، ص 698؛ ابناثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 512
  3. ابن عبدالبرّ، همانجا
  4. ابن سعد، همانجا؛ ابن عبدربّه، ج 2، ص 698ـ699؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 512ـ513؛ ابن حجر عسقلانى، همانجا
  5. ابن حبیب، 1384، ص 254
  6. ابن سعد، ج 4، ص 127ـ128؛ نیز رجوع کنید به ابن كلبى، ص 302
  7. ابن سعد، همانجا
  8. ابن حبیب، همانجا
  9. مسعودی، ص 283
  10. بلاذرى، 1997ـ2000، ج 1، ص 245
  11. ابن اثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 513
  12. ابن اثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 513
  13. ابن اسحاق، ص 207؛ ابن هشام، ج 1، ص350؛ ابنحبیب، 1361، ص410؛ همو، 1384، ص 308
  14. موسی بن عقبه،ص 79
  15. نیز ر.ک: به ابن سعد، ج 4، ص 127
  16. ابن سعد، ج 8، ص 99
  17. ابن عبدالبرّ، ج 2، ص 699؛ ابن حجر عسقلانى، همانجا
  18. ابن سعد، ج 4، ص 128
  19. رجوع کنید به یعقوبى، ج 2، ص80؛ مسعودى، همانجا
  20. واقدى، ج 3، ص1031؛ ابنسعد، ج 1، ص 289؛ یعقوبى، همانجا
  21. یعقوبى، ج 2، ص130؛ طبرى، ج 3، ص 249، 315؛ ابناثیر، 1386، ج 2، ص 346، 355، 360
  22. ر.ک: به موسیبن عقبه، ص 337؛ ازدى، ص 85؛ ابنسعد، ج 7، ص 514؛ بلاذرى، 1413، ص 107، 116؛ ابنعساكر، ج 2، ص 76، 81
  23. طبرى، ج 3، ص 406
  24. بلاذرى، 1413، ص 115ـ116؛ یعقوبى، ج 2، ص140ـ141؛ ابناثیر، ج 2، ص 406
  25. بلاذرى، همانجا
  26. طبرى، ج 3، ص 391؛ ابناثیر، 1386، ج 2، ص 405ـ406
  27. طبرى، ج 3، ص 396، 405؛ ابناعثم، ج 1، ص 115
  28. به روایت بلاذرى، سال 14
  29. بلاذرى، 1413، ص 121
  30. رجوع کنید به طبرى، ج 3، ص 441ـ443؛ ابناثیر، 1386، ج 2، ص 428
  31. بلاذرى، 1413، ص 115
  32. طبرى، ج 4، ص 62؛ ابناثیر، همانجاها
  33. طبرى، ج 4، ص 56ـ57، 64ـ65؛ قس ابناثیر، 1386، ج 2، ص 562 ضمن حوادث سال 18
  34. ابن سعد، ج 4، ص 128؛ بلاذرى، 1413، ص 139ـ140؛ همو، 1997ـ2000، ج 1، ص 245؛ ابنعبدالبرّ، ج 2، ص 699؛ ابناثیر، 1393، ج 2، ص 513