ابراهیم همدانی: تفاوت میان نسخهها
imported>Hrezaei جز ←پانویس |
imported>Hrezaei |
||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
=== آثار منسوب به ابراهيم === | === آثار منسوب به ابراهيم === | ||
{{ستون-شروع|2}} | |||
*حاشيه بر اثبات الواجب دوانى<ref>اردبيلى، ج1،ص30؛ اسكندر منشى،ج1،ص149.</ref> | *حاشيه بر اثبات الواجب دوانى<ref>اردبيلى، ج1،ص30؛ اسكندر منشى،ج1،ص149.</ref> | ||
*حاشيه بر شرح اشارات<ref>اسكندر منشى، ج1،ص149؛ افندی، ج1،ص9.</ref> | *حاشيه بر شرح اشارات<ref>اسكندر منشى، ج1،ص149؛ افندی، ج1،ص9.</ref> | ||
*حاشيه على الكشاف<ref>افندی، ج1،ص9؛ اردبيلى، ،ج1،ص30.</ref> | *حاشيه على الكشاف<ref>افندی، ج1،ص9؛ اردبيلى، ،ج1،ص30.</ref> | ||
*رسائل الكلاميه<ref>آقابزرگ، الذريعه، ج10،ص257.</ref> | *رسائل الكلاميه<ref>آقابزرگ، الذريعه، ج10،ص257.</ref> | ||
{{پایان}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ ۲۵ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۴۷
ظهيرالدين يا رفيعالدين سيد ميرزا ابراهيم بن قوام الدين حسين بن عطاءالله حسن حسينى همدانى، معروف به اِبْراهيمِ هَمَدانى و مشهور به قاضى زاده، حكيم صوفى، فقيه، محدث و متكلم امامی قرن دهم و یازدهم هجری قمری، که مدتی نیز در زمان شاه عباس صفوی قاضی همدان بود. او در علوم عقلی تبحر خاصی پیدا کرد به طوری که ملقب به عناوینی همچون سلطان العلما، علامه زمان، افلاطون و ابوعلى عصرشد وی آثار چندی از جمله انموذجه ابراهيميه و حاشيه شرح تجريد از خود به یادگار گذاشت، و در سال 1025 یا 1026 هجری قمری درگذشت.
نام و نسب
در منابع قديمى و نزديك به زمان وی، نام كامل او نيامده است. افندی، بىآنكه توجهى داشته باشد، در دوجا از او ياد كرده [۱] و همين امر موجب اشتباه نويسندگان بعدی گرديده است. [۲] ابراهيم همدانى از سادات حسينى است، [۳] هر چند در کتاب های جامع الرواة، عالم آرا و روضات الجنّات او را سادات حسنی نيز گفتهاند، [۴] اما او خود را حسينى معرفى مىكند. [۵]
پدرش در زمان سلطنت شاه تهماسب صفوی در همدان منصب قضا و تصدی امور شرعيه را داشت، [۶] از اين رو ابراهيم به قاضى زاده نيز شهرت داشته است. [۷]حزین لاهیجى از يكى از نوادههای ابراهيم، به نام «ابراهيم همدانى» برادر نجف خان صدر سخن مىگويد كه به جهت همنامى با جدّش به «ابراهيم همدانى ثانى» شهرت داشت. [۸]
سال ولادت و وفات
از سال ولادت ابراهيم اطلاعى در دست نيست، اما سال وفات او را به اختلاف 1025 و 1026ق آوردهاند. اسكندر منشى ضمن شرح حال كامل وی وفاتش را 1026ق نوشته است [۹]، اما در جای ديگر نام او را ضمن وفيات 1025ق آورده است، [۱۰] ابن معصوم [۱۱] و حرّ عاملى [۱۲] به صراحت 1026 ق نوشتهاند. در حالى كه اردبيلى [۱۳] و حسينى [۱۴] سال 1025 ق ياد كردهاند. اين دوگانگى كه ابتدا در عالم آرا ديده مىشود، به مآخذ بعدی راه يافته است.
تحصیلات
ابراهيم چندی در قزوين نزد ميرفخرالدين سمّاكى استرابادی علوم عقليه را فراگرفت و سمّاكى اجازهای برای او نوشت و در آن وی را ستود. مدتى نيز درخدمت ميرزا مخدوم اصفهانى تلمّذ مىكرد. [۱۵] وی حديث را از شیخ بهایی آموخت و شيخ به او اجازه روايت مبسوط داد. [۱۶] از ديگر مشايخ اجازه او، شيخ محمدبن شهاب الدين احمد بن نعمتالله بن خاتون عاملى است كه ابراهيم در 1008 ق در مکه از او اجازه روايت گرفته است. صورت اجازه در بحارالانوار آمده است. [۱۷]
ابراهيم قاضی همدان
ابراهيم همدانى بعد از درگذشت شاه تهماسب به مقام قضا در همدان منصوب شد، اما به گفته اسكندر منشى «خود كمتر متحمل امر قضا مىشد و مرافعات به دست نايبانش قطع و فصل مىشد و ميرزا اوقات خود را صرف مطالعه و مباحثه مىكرد و جمعى كثير از حوزه درس او مستفيض مىشدند.[۱۸] بعداز جلوس شاه عباس اول نزد او تقرب يافت و به گفته همو، بارها به اردوی پادشاه رفته، در پيشگاه او معزّز و محترم بوده است. [۱۹]
شاگردان
از شاگردان و تربيت يافتگان حوزه درس وی، اين افراد را نام بردهاند:
- عبدالغنى تفرشى [۲۰]؛
- مرادبن عليخان تفرشى نويسنده كتاب تعليقه السجاديه كه شرحى بر کتاب من لایحضره الفقیه است.[۲۱]
- مير مصطفى تفرشى مؤلف نقد الرّجال كه از ابراهيم با تعبير «استادی و استاد البشر» ياد كرده است. [۲۲]
- جسمى همدانى، از ايرانیهای مهاجر به هند كه اكثر اوقات به شاگردی و مصاحبت ابراهيم سرافراز بود. [۲۳]
- ملاّزكى همدانى، غزلسرايى كه تخلّصش با نامش يكى است. [۲۴]
- ملاعبدالباقى شكوهى همدانى، شاعر و خوشنويس معاصر شاه عباس. [۲۵]
سفرهاِی ابراهيم همدانى ابراهيم همدانى سفرهايى به گيلان، مکه و گرجستان داشته است. در 999ق/1591م، به همراه هيأتى به دستور شاه عباس اول جهت شركت در مراسم ازدواج شاهزاده محمدباقر مشهور به صفى ميرزا به خان بيگم دخترخان احمد حاكم گيلانى، سفری به خطه گيلان نمود [۲۶]. در 1007ق به قصد حج به مكه رهسپار شد و چنانكه اشاره شد در آنچا با شيخ محمد بن خاتون عاملى، مؤلف حواشى بر الفيه شهيد، ملاقات كرد و از او اجازه روايت مبسوطى گرفت. [۲۷]
درگذشت
وی در اواخر عمر با اردوی شاه عباس اول به گرجستان رفت و پس از چندی در ئيلان ئيل مطابق با 1026ق رخصت مراجعت يافت و روانه همدان گرديد، امّا در بين راه اجلش فرا رسيد و ديده از جهان فروبست. [۲۸]
تبحّر در علوم عقلى
ابراهيم در علوم عقلى چندان تبحّر داشت كه نظرياتش نزد معاصران با اعتبار تلقى مىشد، [۲۹] چنانكه با القابى چون عقل حادی عشر، استادالبشر، سلطان العلما، سيدحكمای متكلم علامه زمان، ملجأ فقرا و مساكين، افلاطون و ابوعلى عصر، وی را ستودهاند. [۳۰] شيخ محمد بن خاتون او را جامع علوم و سيد سند مىدادند. [۳۱] افندی ضمن اشاره به مهارت ابراهيم همدانى در علوم عقلى مىگويد: از امور شگفتآوری كه به وی نسبت داده شده اين است كه او عارف به مسائل شرعى نبوده، ويا اينكه جماعتى از بزرگان امرای شاه عباس را كشته است، [۳۲] اما ديگر مؤلفان وی را به زهد، تقوا، عفاف و صلح ستودهاند [۳۳] و شيخ بهايى در نامهای خطاب به ابراهيم او را آگاه از رموز اسرار عرفانى مىداند. [۳۴]
آثار
آثار ابراهيم همدانى
- انموذجه ابراهيميه، به عربى، تعليقاتى است بر الهيات شفاءو نجاه، تأليف در 1007ق و نسخهای خطى از آن در دست است، [۳۵]
- حاشيه شرح تجريد، به عربى، نسخهای از آن در كتابخانه آستان قدس [۳۶] موجود است. افندی، [۳۷] از اين اثر تحت عنوان «حاشيه على الشرح الجديد للتجريد» نام برده است؛
- رسالة فى توجيه كلام الشيخ فى «ان الواحد لايصدرعنه الاّ الواحد»، به عربى، رسالهای است در توجيه و تفسير كلام ابن سینا در پاسخ به بهمنیار، در باب قاعده مذكور. نسخههای آن در كتابخانههای مختلف موجود است. [۳۸]
ابراهيم همدانى شعر نيز مىسرود. نمونهای از اشعار فارسى او را مىتوان در جُنگ متعلق به جنابذی، ملاحظه كرد. [۳۹] نامههايى نيز از او در دست است [۴۰] كه از آن جمله، نامه خطاب به شیخ بهایی و پاسخ شيخ، در مجله ارمغان، [۴۱] چاپ شده است.
آثار منسوب به ابراهيم
پانویس
- ↑ ج1،ص9و28
- ↑ نك: كشميری، 21، 65؛ دائرة المعارف تشيع، 277، 288
- ↑ اسكندر منشى، ج1،ص149؛ افندی، ج1،ص9
- ↑ اردبيلى، ج1،ص30؛ اسكندر منشى، ج2،ص914؛ خوانساری، ج1،ص33
- ↑ شورا، 9(1)298.
- ↑ اسكندر منشى، ج1،ص149
- ↑ صادقى، 94؛ خاتون آبادی، 489
- ↑ ص 55.
- ↑ ج1،ص150
- ↑ ج2،ص914؛ نخجوانى، 181
- ↑ ص 480
- ↑ ج2،ص9
- ↑ ج1،ص30
- ↑ ص 210
- ↑ اسكندر منشى، ج،ص150؛ افندی، ج1،ص9
- ↑ اردبيلى، ج1،ص30؛ آقابزرگ، طبقات، ذيل «ابراهيم الهمدانى»؛ آقابزرگ، الذريعه، ج1،ص237
- ↑ مجلسى، ج106،ص101.
- ↑ ج1،ص149
- ↑ ج1،ص150.
- ↑ اوحدی، 790؛ اسكندر منشى، ج2،ص756
- ↑ اردبيلى، ج2،ص223
- ↑ تفرشى، 427.
- ↑ نهاوندی، ج3،ص927-929.
- ↑ نصرآبادی، 236؛ صديق، 185؛ صادقى 208- 209.
- ↑ نصرآبادی، 239-240.
- ↑ قاضى احمد، ج2،ص1086-1087؛ نيز، نك: منجم يزدی، 107-109؛ فلسفى، 3/141-142
- ↑ مجلسى، ج106،ص101، 103، 107.
- ↑ افندی، ج1،ص10؛ اسكندر منشى، ج1،ص150.
- ↑ افندی، ج1،ص10
- ↑ نك: نهاوندی، ج3،ص927؛ اوجدی، 790؛ اردبيلى، ج1،ص30؛ حزين، 55؛ گلچين، 603 -604، به نقل از مآثر رحيمى
- ↑ مجلسى، ج106،ص101؛ قس كنتوری، 6
- ↑ ج1،ص9 ،13
- ↑ ابن معصوم، 480
- ↑ افندی، ج1،ص11-12.
- ↑ شورا، 55/2.
- ↑ آستان، ج1،ص26
- ↑ ج1،ص9
- ↑ آستان، ج4،ص180؛ حقوق 499؛ شورا، 9(1)/298، 441؛ مركزی، ج8،ص638 -639.
- ↑ مركزی، ج10،ص1838
- ↑ منزوی، 2/(1)/1450؛ آقابزرگ، الذريعه، ج22،ص158؛ مركزی، ج1،ص2222؛ سنا، ج2،ص129
- ↑ «مكاتيب...»، 11- 18
- ↑ اردبيلى، ج1،ص30؛ اسكندر منشى،ج1،ص149.
- ↑ اسكندر منشى، ج1،ص149؛ افندی، ج1،ص9.
- ↑ افندی، ج1،ص9؛ اردبيلى، ،ج1،ص30.
- ↑ آقابزرگ، الذريعه، ج10،ص257.
منابع
- آستان قدس، فهرست
- آقابزرگ، الذريعه
- آقابزرگ، طبقات اعلام الشيعه فى المائه الحاديه عشره، به كوشش على نقى منزوی، تهران (زير چاپ)
- ابن معصوم، على، سلافه المعصر، تهران، المكتبه المرتضويّه
- اردبيلى، محمد، جامعالرواه، بيروت، 1403ق/ 1983م
- اسكندربيك منشى، تاريخ عالم آرای عباسى، تهران، 1350ش
- افندی اصفهانى، عبدالله، رياض العلماء، به كوشش احمد حسينى، قم، 1401ق
- اوحدی، محمد حسينى، عرفات العاشقين، نسخه عكسى ملك، شم 5324 ش
- تفرشى، ميرمصطفى نقدالرجال، تهران، 1318ق
- حر عاملى، محمد، امل الا¸مل، بغداد، 1385ق/1965م
- حزين، محمد على، تذكره حزين، اصفهان، 1344ش
- حسينى استرآبادی، حسن، از شيخ صفى تا شاه صفى (تاريخ سلطانى)، به كوشش احسان اشراقى، تهران، 1364ش
- حقوق، خطى؛ خاتون آبادی، عبدالحسين، وقايع السنين و الاعوام، به كوشش محمد باقر بهبودی، تهران، 1352ش
- خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، تهران، 1390ق
- دائره المعارف تشيع، زير نظر احمد صدر حاج سيد حوادی و ديگران، تهران، 1366، ج اول
- سنا، خطى؛ شورا، خطى؛ صادقى كتابدار، تذكره مجمع الخواص، ترجمه عبدالرسول خيامپور، تبريز، 1327ش
- صديق حسنخان، محمد صديق، شمع انجمن، به كوشش مولوی عبدالحميد، بهوپال، 1293ق/1876م
- فلسفى، نصرالله، زندگانى شاه عباس اول، تهران، 1345ش؛ قاضى احمد قمى، احمد، خلاصهالتواريخ، به كوشش احسان اشراقى، تهران، 1363ش
- كشميری، محمدعلى، نجوم السماءفى تراجم العلماء، لكهنو، 1303ق/1886م
- كنتوری، حامدحسين، كشف الحجب و الاستار، به كوشش م. هدايت حسن، كلكته، 1935م
- گلچين معانى، حاشيه بر تذكره ميخانه فحرالزمانى، تهران، 1362ش
- مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، 1403ق/1983م
- مركزی، خطى؛ «مكاتيب تاريخى»، ارمغان، س 7، شم 1، تهران، 1305
- منجم يزدی، ملاجلال الدين محمد، تاريخ عباسى، به كوشش سيف الله وحيدنيا، تهران، 1366ش
- منزوی، خطى؛ نخجوانى، حسين، موادالتواريخ، تهران، 1343ش
- نصرآبادی، محمدطاهر، تذكره، به كوشش وحيد دستگردی، تهران، 1361ش
- نهاوندی، عبدالباقى، مآثر رحيمى، به كوشش م. هديت حسين، كلكته، 1931م
پیوند به بیرون
اين مقاله با تلخيص از دايرة المعارف بزرگ اسلامي، اخذ شده است