پرش به محتوا

کاربر:Gholamzadeh/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Gholamzadeh (بحث | مشارکت‌ها)
Gholamzadeh (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۵: خط ۵:


طباطبایی در تفسیر این عبارت آورده که مفاتح الغیب، ظرفی است که همه موجودات مادی قبل از موجود شدن در عالَم محسوس با نوعی دیگر از وجود در آن موجود بوده‌اند. او اضافه می‌کند که ممکن است چیزهای دیگری هم در خزائن غیب وجود داشته باشد که از جنس موجودات محسوس نباشند و بنابراین [[عالم غیب|عالَم غیب]] مشتمل بر دو نوع غیب است: یکی غیب‌هایی که در عالَم شهود و محسوس هم متجلی می‌شوند و دیگری غیب‌هایی که از جهان مادی و محسوس خارجند و آن‌ها را غیب مطلق می‌نامند.<ref>موسوی، ترجمه تفسیر المیزان، بی‌جا، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸ش، ج۷، ص۱۷۹.</ref>
طباطبایی در تفسیر این عبارت آورده که مفاتح الغیب، ظرفی است که همه موجودات مادی قبل از موجود شدن در عالَم محسوس با نوعی دیگر از وجود در آن موجود بوده‌اند. او اضافه می‌کند که ممکن است چیزهای دیگری هم در خزائن غیب وجود داشته باشد که از جنس موجودات محسوس نباشند و بنابراین [[عالم غیب|عالَم غیب]] مشتمل بر دو نوع غیب است: یکی غیب‌هایی که در عالَم شهود و محسوس هم متجلی می‌شوند و دیگری غیب‌هایی که از جهان مادی و محسوس خارجند و آن‌ها را غیب مطلق می‌نامند.<ref>موسوی، ترجمه تفسیر المیزان، بی‌جا، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸ش، ج۷، ص۱۷۹.</ref>
علامه طباطبایی از فراز « لا یعلمها الا هو: فقط خدا عالم به مفاتح الغیب» چنین استفاده می‌کند که خزائن غیب از جنس علم هستند. البته او این توضیح را نیز اضافه می‌کند که مراد از این علم، علم متعارفی که ما می‌شناسیم نیست. زیرا علم متعارف عبارت است از صور‌ت‌هایی که پس از مشاهده موجودات خارجی در ذهن ما نقش می‌بندند در حالیکه این علم علمی نامتناهی و غیر منفعل است.
*ورقه: برگ<ref>قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۲۳۳.</ref>
*ورقه: برگ<ref>قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۲۳۳.</ref>
*رَطب: تَر<ref>قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۲۳۳.</ref>
*رَطب: تَر<ref>قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۲۳۳.</ref>
*یابس: خشک<ref>قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۲۳۳.</ref>
*یابس: خشک<ref>قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۲۳۳.</ref>
*کتاب مبین:  
*کتاب مبین:


==بیان آیه==
==بیان آیه==

نسخهٔ ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۷:۵۴

آیه ۵۹ سوره انعام آیه‌ای‌ درباره علم الهی و گستره آن است. گفته شده مفاتح الغیب که در این آیه آمده همان خزینه‌های غیب است که مشتمل بر همه حقایق عالم هستی است و موجودات مادی قبل از موجود شدن در عالم محسوس، به وجود دیگری در آن قرار داشته‌اند.

مفهوم مفردات آیه

  • مَفاتِح: این کلمه هم جمع «مِفتَح» است به معنی کلید و هم جمع «مَفتَح» به معنی خزانه و انبار.

برخی احتمال داده‌اند مفتاح در این آیه به معنی دوم بکار رفته باشد.[۱] این در حالی است که راغب اصفهانی هر دو احتمال را مطرح کرده است.[۲] علامه طباطبایی نیز هر دو احتمال را ذکر کرده و سپس با ارجاع به آیات مشابه که در آن‌ از واژه «خزائن» استفاده شده، بیان می‌دارد که بعید نیست مراد از «مَفاتِح» همان خزائن باشد.[۳]

طباطبایی در تفسیر این عبارت آورده که مفاتح الغیب، ظرفی است که همه موجودات مادی قبل از موجود شدن در عالَم محسوس با نوعی دیگر از وجود در آن موجود بوده‌اند. او اضافه می‌کند که ممکن است چیزهای دیگری هم در خزائن غیب وجود داشته باشد که از جنس موجودات محسوس نباشند و بنابراین عالَم غیب مشتمل بر دو نوع غیب است: یکی غیب‌هایی که در عالَم شهود و محسوس هم متجلی می‌شوند و دیگری غیب‌هایی که از جهان مادی و محسوس خارجند و آن‌ها را غیب مطلق می‌نامند.[۴]

علامه طباطبایی از فراز « لا یعلمها الا هو: فقط خدا عالم به مفاتح الغیب» چنین استفاده می‌کند که خزائن غیب از جنس علم هستند. البته او این توضیح را نیز اضافه می‌کند که مراد از این علم، علم متعارفی که ما می‌شناسیم نیست. زیرا علم متعارف عبارت است از صور‌ت‌هایی که پس از مشاهده موجودات خارجی در ذهن ما نقش می‌بندند در حالیکه این علم علمی نامتناهی و غیر منفعل است.

  • ورقه: برگ[۵]
  • رَطب: تَر[۶]
  • یابس: خشک[۷]
  • کتاب مبین:

بیان آیه

آیه ۵۹ سوره انعام به بیان علم نامحدود الهی تفسیر شده است.[۸] بر اساس این آیه علم خدا همه موجودات عالم هستی را در بر می‌گیرد [۹]

وَ عِندَه مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ


و نزد خدا است خزينه‌هاى غيب، و نمى‌داند آنها را مگر خودش، و مى‌داند هر چه را كه در بيابان و دريا است، و نمى‌افتد برگى از درختان، مگر اينكه او از افتادنش با خبر است، و نيست دانه‌اى در تاريكى‌هاى زمين و نيست هيچ ترى و خشكى، مگر اينكه در كتاب مبين خدا است.


پانویس‌ها

  1. قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۲۳۳.
  2. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۷۱.
  3. موسوی، ترجمه تفسیر المیزان، بی‌جا، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸ش، ج۷، ص۱۷۷-۱۷۸.
  4. موسوی، ترجمه تفسیر المیزان، بی‌جا، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸ش، ج۷، ص۱۷۹.
  5. قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۲۳۳.
  6. قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۲۳۳.
  7. قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۲۳۳.
  8. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۸ش، ج۶، ص۱۰۹.
  9. مکارم شیرازی، و دیگران، تفسیر نمونه. تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۸۶ش، ج۵، ص۳۳۵.

منابع

  • قرشی، علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنياد بعثت، ۱۳۷۷ش.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی،، و دیگران، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهشهای تفسير و علوم قرآن، ۱۳۸۸ش.
  • موسوی، محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، بی‌جا، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸ش.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بی‌جا، دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۸۶ش.