پرش به محتوا

کاربر:H.shayegh/صفحه تمرین3: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
H.shayegh (بحث | مشارکت‌ها)
H.shayegh (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۰: خط ۱۰:
لافرق في الدخول الموجب للافضاء بين ان يكون في القبل او الدبر و الافضاء اعم من ان يكون باتحاد مسلكي البول و الحيض او مسلكي الحيض و الغائط او اتحاد الجميع و ان كان ظاهر المشهور الاختصاص بالاول»
لافرق في الدخول الموجب للافضاء بين ان يكون في القبل او الدبر و الافضاء اعم من ان يكون باتحاد مسلكي البول و الحيض او مسلكي الحيض و الغائط او اتحاد الجميع و ان كان ظاهر المشهور الاختصاص بالاول»


افضاء یکی‌شدن راه ادرار و حیض است<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، علامه حلی، مختلف الشيعة، ۱۴۱۹ق، ج۹، ص۳۸۷؛ نجفی، جواهر الكلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۹، ص۴۱۹؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۲۴۱.</ref> و صاحب جواهر دلیل بر این تعریف را [[شهرت فتوایی]] می‌داند.<ref>نجفی، جواهر الكلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۹، ص۴۱۹.</ref> اما [[سید محمدکاظم طباطبایی یزدی|صاحب عروه]] علاوه بر تعریف مذکور یکی‌شدن راه حیض و غائط را هم افضاء می‌داند<ref>طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۵۱۱.</ref> و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] هم بنا بر احوط می‌پذیرد.
افضاء یکی‌شدن راه ادرار و حیض است<ref>برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۷۸ق، ج۷، ص۱۴۹؛  علامه حلی، مختلف الشيعة، ۱۴۱۹ق، ج۹، ص۳۸۷؛ نجفی، جواهر الكلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۹، ص۴۱۹؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۲۴۱.</ref> و صاحب جواهر دلیل بر این تعریف را [[شهرت فتوایی]] می‌داند.<ref>نجفی، جواهر الكلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۹، ص۴۱۹.</ref> اما [[سید محمدکاظم طباطبایی یزدی|صاحب عروه]] علاوه بر تعریف مذکور یکی‌شدن راه حیض و غائط را هم افضاء می‌داند<ref>طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۵۱۱.</ref> و [[سید روح‌الله موسوی خمینی|امام خمینی]] هم بنا بر احوط می‌پذیرد.


و یا یکی شدن راه ادرار و غائط دانسته نظیر صاحب مجمع البحرين
و یا یکی شدن راه ادرار و غائط دانسته نظیر صاحب مجمع البحرين

نسخهٔ ‏۲ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۹:۳۴

بسم الله الرحمن الرحیم

افضاء به یکی شدن مجرای ادرار و مجرای حیض زن بالغ یا نابالغ به‌وسیله آمیزش یا غیرآمیزش توسط همسر شرعی یا زنا دادن گفته می‌شود. افضاء قبل از عقد از عیوب فسخ نکاح است. افضاء (زن بالغ یا نابالغ) یا به‌دلیل آمیزش با همسر شرعی و غیرشرعی (زنا) است و یا به‌سبب غیر آمیزش صورت می‌گیرد.

در افضاء دختر نابالغ به‌سبب عملی غیر از آمیزش از جانب شوهر یا غیرشوهر، دیه کامل زن ثابت است اما به‌سبب آمیزش دیه و تمام مهریه ثابت است.

اصطلاحی در فقه، به‌معنی یکی‌کردن مجرای بول و حیض یا حیض و مدفوع یا هر سه. اگر شوهر همسر خود را به وسیله‌ای غیر از آمیزش افضا کند، باید دیۀ کامل یک زن را بپردازد. افضای همسر بالغ از سوی شوهر از طریق آمیزش دیه ندارد؛ اما اگر همین امر، در مورد همسر نابالغ اتفاق بیفتد نظر مشهور آن است که باید دیه بپردازد و تا وقتی که زنده است نفقه او را بدهد (ولو آن‌که این زن طلاق گرفته، و با مرد دیگر ازدواج کرده باشد) و نزدیکی با او از سوی این همسر تا ابد حرام می‌شود. آیت‌الله خویی می‌گوید در فرض یادشده، در صورتی که مرد، همسر نابالغ خود را طلاق دهد باید دیه بپردازد والّا دیه ندارد و نیز گفته است که مرد، پس از بلوغ همسر افضاشده‌اش، می‌تواند با او نزدیکی کند. غیر شوهر، اگر زنی را، بالغ یا نابالغ، از طریق آمیزش یا غیر آن، افضا کند باید دیۀ کامل زن بپردازد. افضا در زن، از عیوبی است که اگر مرد پس از عقد ازدواج بدان پی برد، می‌تواند ازدواج را به هم بزند.

معرفی و جایگاه

لافرق في الدخول الموجب للافضاء بين ان يكون في القبل او الدبر و الافضاء اعم من ان يكون باتحاد مسلكي البول و الحيض او مسلكي الحيض و الغائط او اتحاد الجميع و ان كان ظاهر المشهور الاختصاص بالاول»

افضاء یکی‌شدن راه ادرار و حیض است[۱] و صاحب جواهر دلیل بر این تعریف را شهرت فتوایی می‌داند.[۲] اما صاحب عروه علاوه بر تعریف مذکور یکی‌شدن راه حیض و غائط را هم افضاء می‌داند[۳] و امام خمینی هم بنا بر احوط می‌پذیرد.

و یا یکی شدن راه ادرار و غائط دانسته نظیر صاحب مجمع البحرين


شيخ طوسي كه مشهور با او موافقت كرده‏اند معيار افضاء را اتحاد بول و حيض دانسته و تعبير مي‏كند «غلط كثير من الناس» در گفتن اين مطلب كه افضاء به معناي اتحاد مسلك حيض و غائط است چون بين مسلك حيض و مسلك غائط، حاجزي بسيار قوي وجود دارد كه با مواقعه و امثال آن از بين نمي‏رود مگر در فروض خيلي نادر. بنابراين بايد روايات را حمل بر فروض متعارف كنيم كه همان اتحاد مسلك بول و مسلك حيض است و مشهور هم به تبع همين تعليل را ذكر كرده‏اند.

علامه حلي«ره» در چند كتاب خود و به تبع ايشان، عده‏اي از علما، احتمال اول و دوم هر دو را كافي دانسته‏ اند يعني هم اتحاد مسلك بول و حيض و هم اتحاد مسلك حيض و غائط هر دو افضاء است اما احتمال سوم يعني اتحاد مسلك بول و غائط را مطرح نكرده است. البته در مورد كلام علامه اين بحث وجود دارد كه آيا ايشان افضاء را موضوعاً شامل احتمال اول و دوم مي‏داند. آنطوري كه فخرالمحققين«ره» و بعضي عبارت ايشان را معنا كرده‏اند يا فقط حكماً شامل مي‏داند آنطوري كه ما از عبارت ايشان مي‏فهميم .

مرحوم صاحب جواهر نظر مشهور را تقويت كرده و مي‏فرمايد : معناي لغوي افضاء، توسعه دادن است و چون اين معناي عام در روايات اراده نشده بايد افضاء را حمل بر يك معناي بكنيم كه معمولاً اتفاق مي‏افتد نه چيزي كه فقط در عالم فرض، مصداق دارد و وجود خارجي آن كالعدم است. پس با توجه به اينكه اتحاد مسلك حيض و غائط بندرت اتفاق مي‏افتد، افضاء را بايد به معناي اتحاد مسلك بول و حيض بگيريم كه وقوع آن مخصوصاً در مورد صغيره، معمول است .

دليل دوم ايشان شهرت فتوائي است، چون مشهور قائل به اختصاص افضاء به اتحاد مسلك بول و حيض شده‏اند حتي ابن فهد در مهذب البارع تصريح كرده كه علاوه بر اختصاص موضوعي، حكم هم مختص به همين احتمال مي‏باشد. صاحب جواهر به اجماع منقول هم استناد مي‏كند و در آخر مي‏فرمايد : «وغيرها» يعني قول مشهور از دليل يا ادله ديگري نيز برخودار است كه البته ايشان آن را بيان نكرده و احتمالاً اشاره دارد به وجهي كه شيخ طوسي«ره» مطرح كرده است كه البته اينكه بسياري از فقها (ظاهراً فقهاي عامه) اين مسأله را عنوان كرده‏اند كه اگر در اثر افضاء، اختيار بول از دست زن خارج شود چه حكمي دارد[6]، خود همين مسأله كاشف از اين است كه افضاء را اتحاد مسلك بول و حيض مي‏دانند نه اتحاد مسلك حيض و غائط و الاّ بايد امساك و عدم امساك غائط را مطرح مي‏كردند، نه امساك و عدم امساك بول افضاء گاه سبب مي‏شود كه زن اختيار بول را از دست دهد (مسترسل است) و گاه سبب چنين اشكالي نمي‏گردد

مرحوم آقاي حكيم هم با صاحب جواهر موافق است و مي‏فرمايد : جامع بين احتمالات سه گانه وجود ندارد لذا بايد يكي را اخذ كرد و آن همان اتحاد مسلك بول و حيض است كه مشهور گفته‏اند چون غلبه وقوعي دارد .

بعضي از اهل لغت مثل صاحب مجمع البحرين و نيز برخي از فقها قائل به احتمال سوم شده‏اند، يعني افضاء را اتحاد مسلك بول و غائط دانسته‏اند.

سخن از افضاء در باب طهارت در بحث حیض و در کتاب نکاح بعداز دخول شوهر یا غیرشوهر اگر منجر به افضا شود و در کتاب دیات [۴] بحث می‌شود.

افضای زوجه قبل از بلوغ

آمیزش با زوجه قبل از بلوغ (۹ سالگی) حرام است.[۵]

برای نمونه شیخ مفید در این زمینه چنین مینگارد: »الرجل إذا جامع الصبيه، و لها دون تسع سنين، فأفضاها، كان عليه ديه نفسها، و القيام بها؛ حتى يفرق الموت بينهما« )مفید بغدادی، :1413 747 ؛ المقنعه، قم، كنگره جهانى هزاره (؛ »هرگاه مرد با دختری که کمتر از نه سال دارد نزدیکی کند و این کار موجب افضای دختر گردد، باید دیهی کامل او را بپردازد و کلیهی مخارج او را نیز تا آخر عمر بر عهده بگیرد، تا اینکه مرگ بین آنها فاصله بیاندازد«. مشابه فتوای مذکور از صاحب مراسم نیز صادر شده است )سالر دیلمی، :1404 241؛ المراسم العلويه و األحكام النبويه، قم، منشورات الحرمين(

ابن جنید در این باره چنین فتوا میدهد: »فإن أولج عليها، فأفضاها قبل ّى يموت و ينفق علي ّ ها؛ فإن أحب طالقها فاغرم تسع سنين، فعليه أن الي ّطلقها حت ديتها و لزمه مع ذلك مهرها« )ابن جنید، :1416 248 ؛ مجموعه فتاوى، قم، دفتر انتشارات اسالمى.(؛ »هرگاه شخص با زوجهی خویش که کمتر از نه سال دارد نزدیکی کند و باعث افضای او گردد، بر وی الزم است که تا هنگام مرگ او را طالق ندهد و او را انفاق نماید و در صورت ارادهی طالق، باید دیه و مهر وی را پرداخت نماید«


شیخ طوسی در خالف چنین مینگارد: »إذا وطئ زوجته فأفضاها، فإن كان لها دون تسع سنين، كان عليه ضمانها بديتها؛ مع المهر الواجب بالدخول؛ و به قال الشافعي؛ دليلنا إجماع الفرقه و أخبارهم« )طوسی، :1407 ج،5 ص257؛ الخالف، قم، دفتر انتشارات اسالمى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم. (النهايه في مجرد الفقه و الفتاوى، بیروت، دار الكتاب العربي

1400 453)(؛ »هرگاه شخص با زوجهی خویش نزدیکی نماید و باعث افضای

وی گردد، اگر زوجه کمتر از نه سال داشته باشد، پرداخت دیه و مهر زوجه بر شخص واجب میشود. شافعی نیز چنین فتوی داده است، دلیل ما بر این سخن اجماع فرقه و روایات موجود است«.

احکام زن افضاء شده

نفقه

https://m-noormofidi.com/1399/01/29/%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac-%d9%81%d9%82%d9%87-97-98%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%86%d9%87%d9%85/ نور مفیدی

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c801_158878/%D8%A7%D8%AD%DA%A9%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%81%D8%B6%D8%A7%D8%A1_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%B3_

پانویس

  1. برای نمونه نگاه کنید به شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۷۸ق، ج۷، ص۱۴۹؛ علامه حلی، مختلف الشيعة، ۱۴۱۹ق، ج۹، ص۳۸۷؛ نجفی، جواهر الكلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۹، ص۴۱۹؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۲۴۱.
  2. نجفی، جواهر الكلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۹، ص۴۱۹.
  3. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۵۱۱.
  4. علامه حلی، مختلف الشيعة، ۱۴۱۹ق، ج۹، ص۳۸۸؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ص۴۲۲.
  5. نگاه کنید به شهید اول، اللمعة الدمشقية، ۱۴۱۰ق، ص۱۷۴؛ خویی، موسوعة اإلمام الخوئی، ۱۴۱۸ق، ج۳۲، ص۱۲۴؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۲۴۱.

منابع

  • امام خمینی، سید روح‌الله، تحریرالوسیلة، قم، دار العلم، ۱۴۲۱ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، موسوعه الامام الخوئی، قم، مؤسسة إحياء آثار الامام الخوئی. ۱۴۱۸ق.
  • شهید اول، محمد بن مکی، اللمعة الدمشقية فی فقه الإمامية، بیروت، دار التراث الدار الإسلامية، ۱۴۱۰ق.
  • طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی فیما تعم به البلوی (المحشّٰی)، تحقیق: احمد محسنی سبزواری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۹ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشيعة فی أحکام الشریعة، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت،دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.