کاربر:H.shayegh/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
==مصادیق جرایم حدی== | ==مصادیق جرایم حدی== | ||
*[[زنا|زنای غیرمُحصَن]]: حكم مرد و زن مجردى كه زنا مىكنند، صد تازيانه<ref>شیخ صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۸.</ref> به اضافۀ يك سال تبعيد به محلى غير از وطنشان مىباشد.<ref>علامه حلی، مختلف الشيعة فی أحكام الشريعة، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۱۵۰؛ شیخ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۷۷.</ref> | *[[زنا|زنای غیرمُحصَن]]: حكم مرد و زن مجردى كه زنا مىكنند، صد تازيانه<ref>شیخ صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۸.</ref> به اضافۀ يك سال تبعيد به محلى غير از وطنشان مىباشد.<ref>علامه حلی، مختلف الشيعة فی أحكام الشريعة، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۱۵۰؛ شیخ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۷۷.</ref> | ||
اقوال فقها در تبعید زن مختلف است: اکثر فقهای امامیه قائل به عدم تبعید زن زنا کار میباشند<ref>شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲؛ شیخ طوسی، النهایة، ۱۴۰۰ق، ص۶۹۴؛ حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۴۰۳ق، ص۴۰۵؛ سلار دیلمی، المراسم فی الفقه الامامی، ۱۴۰۴ق، ص۲۵۷.</ref> گروه دوم از فقها نظیر علامه حلی در مختلف الشیعة،<ref>علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۹، ص۱۵۲.</ref> شهید ثانی در مسالک الأفهام،<ref>شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۱۴، ص۳۶۹.</ref> مقدس اردبیلی در مجمع الفائدة<ref>مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة، ج۱۳، ص۷۶.</ref> و خویی در مبانی تکملة المنهاج <ref>خویی، مبانی تکملة المنهاج، ص۲۴۴.</ref> به تبعید زن زنا کار فتوی دادهاند. | اقوال فقها در تبعید زن مختلف است: اکثر فقهای امامیه قائل به عدم تبعید زن زنا کار میباشند<ref>شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲؛ شیخ طوسی، النهایة، ۱۴۰۰ق، ص۶۹۴؛ حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۴۰۳ق، ص۴۰۵؛ سلار دیلمی، المراسم فی الفقه الامامی، ۱۴۰۴ق، ص۲۵۷.</ref> گروه دوم از فقها نظیر علامه حلی در مختلف الشیعة،<ref>علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۹، ص۱۵۲.</ref> شهید ثانی در مسالک الأفهام،<ref>شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۱۴، ص۳۶۹.</ref> مقدس اردبیلی در مجمع الفائدة<ref>مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۴۱۰ق، ج۱۳، ص۷۶.</ref> و خویی در مبانی تکملة المنهاج <ref>خویی، مبانی تکملة المنهاج، ۱۴۲۲ق، ص۲۴۴.</ref> به تبعید زن زنا کار فتوی دادهاند. | ||
نسخهٔ ۶ اوت ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۰۹
بسم الله الرحمن الرحیم
تبعید نوعی مجازات است که بر اساس آن محکوم را از شهر یا ناحیهای اخراج و یا مجبور به سکونت در محلی خاص برای مدت محدودی مینماید.
معرفی و جایگاه
تبعید مجازاتی است که منجر به بیرون کردن مجرم از محل ارتکاب جرم یا اقامتگاه وی میشود.[۱] در کتابهای فقهی با دو عبارت تَغریب (روی برگرداندن از مردم)[۲] و نفی بَلَد (انداختن شخص به شهر دیگر)[۳] همراه است. مفهوم تبعید در کتابهای فقهی باتوجه به جرایم مختلف نظیر زنا، قوادی و محاربه؛ به معنای دور کردن از مکان اجرای حد، یا محل سکونت یا محل وقوع جرم[۴] حبس[۵] اخراج از شهری به شهر دیگر[۶] آواره کردن دایمی[۷] متفاوت است.
در کتاب مقدس از تبعید قوم یهود به شهر بابل[۸] به همراه دانیال نبی و حزقیال نبی به دست بخت النصر یاد شده است.[۹] در قرآن کریم در آیه ۸۵ و ۲۴۶ سوره بقره به تبعید یهودیان از سوی یکدیگر و درخواست از پیامبرانشان برای تعیین فرمانده برای نبرد با دشمنان جهت برگشت به وطنشان نازل شده است.[۱۰] تهديد پیامبران به تبعید شدن از جانب کافران در آیاتی نظیر آیه ۱۳ سوره ابراهیم،[۱۱] آیه ۱۶۷ سوره شعراء،[۱۲] آیه ۸۸ سوره اعراف[۱۳] بیان شده است.
ادله تبعید
تبعید با ادله چهارگانه مشروع شده است:
- قرآن کریم: قرآن کریم از تبعيد با تعبيرهايى گوناگون ياد كرده است: نظیر در آیه ۳۳ سوره مائده با عبارت «أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ» به معنای خارج كردن مجرم از وطنش به شهرى ديگر[۱۴] و آیه ۲ سوره حشر با عبارت «أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ» به معنای بیرون راندن از سرزمین خود[۱۵] و همچنین در آیه ۶۰ سوره احزاب با عبارت «لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا» به معنای محروم شدن از مجاورت با ساكنان شهر.[۱۶]
- سنت: در کتاب حدیثی وسائل الشیعه بابی با عنوان نفی به گونهای مستقل آورده شده است. [۱۷] و سیره پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) است.[۱۸]
- اجماع: درباره عقوبت بودن برای برخی از جرایم نظیر محاربه قیادت زنا و قتل (در برخی از موارد آن) اجماع یا عدم اختلاف حاصل شده و یا اجمالا در برخی موارد نظیر محارب یا زناکار غیرمحصن (مجرد) اتفاق نظر وجود دارد [۱۹]
- دلیل عقلی: عقل حكم مىكند از هر طريق ممكن، لازم است امنيت و سلامت جامعه حفظ شود.[۲۰]
ماهیت جزایی
بیشتر فقهای امامیه[۲۱] اتفاق نظر دارند که مجازات تبعید به عنوان کیفر حدی است. (حد مجازاتی است که موجب، نوع، میزان و کیفیت اجراء آن در شرع اسلام، تعیین شده است[۲۲])
در مقابل نظریه مشهور برخی از فقها[۲۳] نظیر ابن فهد حلی،[۲۴] علامه مجلسی،[۲۵] تبعید را تعزیر میدانند و معتقدند مورد و میزان آن بستگی به نظر حاکم شرع دارد.[۲۶]
نظریه سومی نیز از سوی صاحب جواهر بیان شده است که در غیر از محاربه، قوادی و زنای غیر محصنه؛ نظیر کسی که با حیوانی نزدیکی کرده باشد منوط به نظر حاکم شرع و تعزیری است.[۲۷]
مصادیق جرایم حدی
- زنای غیرمُحصَن: حكم مرد و زن مجردى كه زنا مىكنند، صد تازيانه[۲۸] به اضافۀ يك سال تبعيد به محلى غير از وطنشان مىباشد.[۲۹]
اقوال فقها در تبعید زن مختلف است: اکثر فقهای امامیه قائل به عدم تبعید زن زنا کار میباشند[۳۰] گروه دوم از فقها نظیر علامه حلی در مختلف الشیعة،[۳۱] شهید ثانی در مسالک الأفهام،[۳۲] مقدس اردبیلی در مجمع الفائدة[۳۳] و خویی در مبانی تکملة المنهاج [۳۴] به تبعید زن زنا کار فتوی دادهاند.
- قوادی: فقها بنابر مضمون روایت عبدالله بن سنان از امام صادق(ع)[۳۵] علاوه بر اجرای حد در این گناه حکم به تبعید فرد قَوّاد کردهاند.[۳۶] تبعيد اختصاص به مرد قوّاد دارد و زن قوّاد تبعيد نمىشود[۳۷] اما به عقیده سلّار دیلمی تبعيد شامل زن هم مىشود[۳۸] ابن ادریس حلی مدت تبعید را كمتر از يك سال میداند[۳۹] اما امام خمینی و فاضل لنکرانی وابسته به نظر حاکم شرع میدانند.[۴۰]
- محارب: فقیهان با توجه به آیه محاربه، بهاجماع، یکی از چهار مجازات[۴۱] محارب راتبعید میدانند.[۴۲] اقوال فقها در مدت تبعید محارب مختلف است: گروهی از فقها نظیر شیخ مفید در المقنعة،[۴۳] ابنادریس در السرائر،[۴۴] و شهیدثانی در الروضة البهیة[۴۵] ملاک در مدت زمان تبعید را توبه قرار دادهاند (یعنی تبعید محارب ادامه پیدا میکند تا وقتی که توبه کند.) گروهی دیگر از فقها نظیر امام خمینی در تحرير الوسيلة،[۴۶] و ابنسعید حلی در الجامع للشرایع [۴۷] با توجه به مضمون برخی از احادیث در این زمینه[۴۸] گفتهاند که مدت تبعید از یک سال کمتر نباشد، هر چند که محارب توبه نماید ولی اگر توبه نکند تبعید استمرار مییابد. گروه سومی از فقها نظیر خویی[۴۹] و موسوی اردبیلی[۵۰] مدت تبعید محارب را حتی اگر توبه نماید ابدی میداند.
شیخ طوسی در شمول حکم تبعید فرقی بین زن و مرد قائل نشده است[۵۱] اما علامه حلی در کتاب مختلف الشیعه قائل شده است که ابنجنید به عدم تبعید زن محارب حکم کرده است.[۵۲]
- سرقت:
مصادیق جرایم تعزیری
قتل فرزند: در قتل فرزند توسط پدر ابنسعید حلی در کتاب الجامع للشرایع[۵۳] و خویی در کتاب مبانی تکملة المنهاج[۵۴] بر طبق محتوای روایتی از امام باقر(ع)[۵۵] فتوا بر تبعید از وطن مجرم[۵۶] دادهاند. این حکم شامل شراکت پدر در قتل فرزند نمیشود.[۵۷] فقها به شمول حکم تبعید در مورد اجداد فتوا دادهاند[۵۸] هرچند محقق حلی در کتاب المختصر النافع در این حکم تردید کرده است.[۵۹] مدت تبعید به دست حاکم است.[۶۰]
آمیزش با حیوان: در رابطه با شخصی که با حیوانی آمیزش کند برخی از فقها نظیر صاحب جواهر،[۶۱] و خویى[۶۲] بر طبق روايتی که در اين باب وارد شده[۶۳] بعداز اجرای حد، حکم به تبعید کردهاند. اما بنابر نظر علامه مجلسی در کتاب ملاذ الأخيار فقها تبعيد را به عنوان مجازات اين جرم، ذكر نكردهاند.[۶۴]
پانوشت
- ↑ تاجالعروس، ج۱، ص۴۱۰ ذیل غرب، لسان العرب ج۱۵، ص۳۳۶، ذیل نفی.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ج۱، ص۶۳۸.
- ↑ طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۴۱۸.
- ↑ مکارم شیرازی، انوار الفقاهة (كتاب الحدود و التعزيرات)، ۱۳۷۷ش، ص۳۰۷.
- ↑ حسینی شیرازی، الفقة (كتاب الحدود و التعزيرات)، ۱۴۰۹ق، ص۳۱۹.
- ↑ فاضل لنکرانی، تفصیل الشریعه فی شرح تحریرالوسیلة، ۱۴۲۷ق، ص۳۵۱.
- ↑ فاضل لنکرانی، تفصیل الشریعه فی شرح تحریرالوسیلة، ۱۴۲۷ق، ص۳۵۱.
- ↑ كتاب مقدس، اول تواريخ، ص۹.
- ↑ ابراهیم محمد، نبوخذ نصر الثانی، ۱۹۸۳م، ص۶۷.
- ↑ شیخ طبرسی، مجمعالبيان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۳۷؛ طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۱۲، ص۳۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۱۵، ص۳۱۰.
- ↑ شیخ طبرسی، مجمعالبيان، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۳۰۵.
- ↑ طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۵، ص۳۲۷.
- ↑ طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۳۵۸.
- ↑ طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۴۸۵.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۱۲۱، ب۲۴.
- ↑ تهذیب الاحکام، ج۱۰، ص۳۶، ح۳۷؛ اصول کافی، ج۷، ص۱۹۷؛ وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۳۰۸. ج۲۸، ص۳۱۷، باب ۴، ح۶.
- ↑ السنن الکبری للبیهقی، ج۸، ص۲۲۲.
- ↑ النفی و التغریب فی مصادر التشریع الاسلامی، ج۱، ص۴۷و۳۹و۱۳۵و۳۶۷.
- ↑ شیخ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۳۶۸؛ مبانی تکمله المنهاج، ج۱، ص۳۲۱؛ طبسی، النفی و التغریب فی مصادر التشریع الاسلامی، ج۱، ص۴۷و ۳۶۷.
- ↑ حاجی ده آبادی، قواعد فقه جزایی، ۱۳۸۹ش، ص۲.
- ↑ طبسی، زندان و تبعید در اسلام، ص۱۴۹؛ نجفی بهنسی،ص۳۸۳.
- ↑ حلی، المهذب البارع، ۱۴۱۳ق، ص۷۳و۸۹.
- ↑ طبسی، النفی و التغریب فی مصادر التشریع الاسلامی، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۵.
- ↑ احکام القرآن، ج۳، ص۳۳۵.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۳ش، ج۴۱، ص۵۹۸.
- ↑ شیخ صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۸.
- ↑ علامه حلی، مختلف الشيعة فی أحكام الشريعة، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۱۵۰؛ شیخ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۷۷.
- ↑ شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۲؛ شیخ طوسی، النهایة، ۱۴۰۰ق، ص۶۹۴؛ حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۴۰۳ق، ص۴۰۵؛ سلار دیلمی، المراسم فی الفقه الامامی، ۱۴۰۴ق، ص۲۵۷.
- ↑ علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۹، ص۱۵۲.
- ↑ شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۱۴، ص۳۶۹.
- ↑ مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۴۱۰ق، ج۱۳، ص۷۶.
- ↑ خویی، مبانی تکملة المنهاج، ۱۴۲۲ق، ص۲۴۴.
- ↑ شیخ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۲۶۲.
- ↑ شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۳ق، ص۷۹۱؛ شیخ طوسی، النهایة، ۱۴۰۰ق، ص۷۱۰؛ حلبی، الکافی فی الفقه، ۱۴۰۳ق، ص۴۱۰؛ امام خمینی، تحرير الوسيلة، ۱۴۳۴ق، ج۲، ص۵۰۴؛ فاضل لنکرانی، تفصيل الشريعة (الحدود)، ۱۳۸۱ش، ص۳۴۸.
- ↑ شیخ طوسی، النهاية، ۱۴۰۰ق، ص۷۱۰؛ ابنبراج، المهذب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۵۳۴؛ ابنحمزه، الوسيلة، ۱۴۰۸ق، ص۴۱۴.
- ↑ سلار دیلمی، المراسم فی الفقه الامامی، ۱۴۰۴ق، ص۲۵۷.
- ↑ ابنادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۴۷۱.
- ↑ امام خمینی، تحرير الوسيلة، ۱۴۳۴ق، ج۲، ص۵۰۴؛ فاضل لنکرانی، تفصيل الشريعة (الحدود)، ۱۳۸۱ش، ص۳۴۸.
- ↑ موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۶۰۹.
- ↑ موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۵۵۸.
- ↑ شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۳ق، ص۸۰۵.
- ↑ ابنادریس، السرائر، ج۳، ص۴۵۵.
- ↑ شهیدثانی، الروضة البهیة، ۱۳۷۸ق، ج۳، ص۲۹۵.
- ↑ امام خمینی، تحرير الوسيلة، ۱۴۳۴ق، ج۲، ص۵۲۸.
- ↑ ابنسعید، الجامع للشرایع، ۱۴۰۵ق، ص۲۴۲.
- ↑ شیخ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۲۴۶-۲۴۷.
- ↑ خویی، مبانی تکملة المنهاج، ۱۴۲۲ق، ص۳۹۱.
- ↑ موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۶۳۴.
- ↑ شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۸، ص۵۶؛ شیخ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۴۷۰.
- ↑ علامه حلی، مختلف الشیعة، ۱۴۱۳ق، ج۹، ص۲۵.
- ↑ ابنسعید، الجامع للشرایع، ۱۴۰۵ق، ص۵۷۶.
- ↑ خویی، مبانی تكملة المنهاج، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۷۲.
- ↑ شیخ طوسی، تهذيب الأحكام، ۱۳۶۵ش، ج۱۰، ص۲۳۶.
- ↑ طبسی، النفی و التغریب، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۵۲،
- ↑ شهید ثانی، الروضة البهية، ۱۳۹۸ق، ج۱۰، ص۹۷.
- ↑ نجفی، جوهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۲، ص۱۷۰؛ خویی، مبانی تكملة المنهاج، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۷۲.
- ↑ محقق حلی، المختصر النافع، ۱۴۱۰ق، ص۲۸۹.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام ۱۳۶۲ش، ج۴۲، ص۱۶۹.
- ↑ نجفی، جواهر الكلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۶، ص۲۸۹.
- ↑ خویی، مبانى تكملة المنهاج، ج۱، ص۳۴۴-۳۴۵.
- ↑ شیخ كلينى، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۲۰۴؛ سیخ طوسی، الاستبصار، دار الكتب الإسلامية، ج۴، ص۲۲۳.
- ↑ علامه مجلسی، ملاذ الأخيار، ۱۴۰۶ق، ج۱۶، ص۱۲۰.
منابع
- ابنادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
- ابنبراج، عبدالعزیز بن نحریر، المهذب، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۶ق.
- ابنحمزه، محمد بن علی، الوسيلة الی نيل الفضيلة، تحقیق: محمد حسون، قم، کتابخانه عمومی آیتالله مرعشی نجفی(ره)، ۱۴۰۸ق.
- امام خمینی، سید روحالله، تحرير الوسيلة، قم، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۳۴ق.
- حلبی، تقی بن نجم، الکافی فی الفقه، تحقیق: رضا استادی، اصفهان، مكتبة الإمام أمير المؤمنين(ع) ۱۴۰۳ق.
- ابنسعید، یحیی بن احمد، الجامع للشرایع، قم، مؤسسه سيد الشهداء(ع)، ۱۴۰۵ق.
- حاجی ده آبادی، احمد، قواعد فقه جزایی، قم، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۹ش.
- طبسی، نجم الدین، زندان و تبعید در اسلام، مترجم: مصطفی شفیعی و محمدرضا حسینی، قم، انتشارات صفحه نگار، ۱۳۸۵ش.
- طبسی، نجمالدین، النفی و التغریب فی مصادر التشریع الاسلامی، قم، مجمع الفكر الإسلامی، ۱۴۱۶ق.
- مقدس اردبیلی، احمد، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۰ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهة (كتاب الحدود و التعزيرات)، قم، نشر مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، ۱۳۷۷ش.
- موسوی اردبیلی، سید عبدالکریم، فقه الحدود و التعزیرات، قم، مؤسسة النشر لجامعة المفید، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
- سلار دیلمی، حمزة بن عبدالعزیز، المراسم فی الفقه الإمامی، تحقیق: محمود بستانی، قم، منشورات الحرمين، ۱۴۰۴ق.
- شیخ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان فی تفسير القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، تحقیق: سید حسن خرسان، تهران، دار الكتب العلمية، ۱۳۶۵ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، دفتر نشر اسلامی، ۱۴۰۷ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الإمامية، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، ۱۳۸۷ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، النهاية، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۰ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، الإستبصار فيما اختلف من الأخبار، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۶۳ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، المقنع، قم، مؤسسه امام هادی(ع)، ۱۴۱۵ق.
- شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، تصحیح: علیاکبر غفاری، تهران، دار الكتب الإسلامية، ۱۴۰۷ق.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعة، قم، کنگره جهانى هزاره شيخ مفيد، ۱۴۱۳ق.
- شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، الميزان فی تفسير القرآن، بیروت، منشورات اسماعيليان، بیتا.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة، قم، دفتر انتشارات اسلامى، ۱۴۱۳ق.
- خویی، سید ابوالقاسم، مبانی تکمله المنهاج، قم، مؤسسة إحیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۲ق.
- فاضل لنکرانی، محمد، تفصيل الشريعة- الحدود، قم، مركز فقه الائمه الاطهار( ع)، ۱۳۸۱ش.