پرش به محتوا

بحث:آیه ۲۷۵ سوره بقره

محتوای صفحه در زبان‌های دیگر پشتیبانی نمی‌شود
از ویکی شیعه
آخرین نظر: ۲۶ مه توسط R.andalibi در مبحث ارزیابی ۳
  • سلام وادب و خدا قوت...
  • پیشنهاد

(بیشتر مفسران این سخن را نوعی مغالطه دانسته و معتقدند عبارت «وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا» (خداوند بیع را حلال و ربا را حرام کرده است) به‌صورت جمله حالیه، بر تفاوت این دو تأکید می‌کند)شاید اگر در ترجمه آیه واو حالیه می آمد نیازی به این تعبیر نبود.(در حالی که خداوند بیع را...) . الامر الیکم.--Mahdi1382 (بحث) ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۳:۰۵ (+0330)پاسخ

  • تعبیربه مغالطه در تفسیر اطیب البیان نیست وفقط در اثنی عشری هست و شاید نیاز به توضیحی باشد همانگونه که در تفسیر اثنی عشری آمده است:(گفتند: إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا: جز اين نيست داد و ستدى كه ربا در آن نيست مثل بيعى است كه در آن ربا باشد، زيرا تراضى طرفين كه موجب سازش بيع است در ربا نيز مى‌باشد، و اين مغالطه باشد؛ زيرا خداوند متعال به حكمت بالغه مال را سبب نظام معاش بنى آدم قرار داده بوسيله تجارت، و معامله ربوى، موجب حبس نقدين و سد باب تجارت است.)ج۱، ص۵۰۲.الامر الیکم.
  • در عبارت اطیب البیان هم توضیحی برای این ادعای غلط رباخوران(برابر بودن بیع وربا) آمده است هر چند اشارهصریح به مغالطه نشده است:( زيرا ربا ‌در‌ نظر مردم‌ ‌خود‌ يك‌ نوع‌ مبادله‌ ‌است‌ و يك‌ نوع‌ كسب‌ و تجارت‌ ‌است‌ و چه‌ بسياري‌ هستند ‌که‌ شغل‌ و كسب‌ و تجارت‌ ‌آنها‌ منحصر بهمين‌ ‌است‌ و بخصوص‌ رباي‌ معاملي‌ ‌که‌ حقيقة مبادله‌ ثمن‌ و مثمن‌ ‌است‌، و جواب‌ ‌آنها‌ اينست‌ ‌که‌ مجرّد تشابه‌ و مثليّت‌ موجب‌ حلّيت‌ نميشود) اطیب البیان، ج۳، ص ۶۴. --Mahdi1382 (بحث) ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۳:۰۵ (+0330)پاسخ
  • (برخی از فقهای شیعه برای اثبات مسائلی مانند مشروعیت شخصیت حقوقی و برخی معاملات جدید، به عبارت «أحلّ الله البیع» در این آیه، همراه با «أوفوا بالعقود» در آیه وجوب وفا و «إلا أن تکون تجارة عن تراض» در آیه تجارت استناد کرده‌اند. این آیات در فقه با عنوان «ادله امضاء» شناخته می‌شوند)به نظر می‌رسد این دو تعبیر تخصصی وفنی است شاید بتوان با توضیحی یا با تقریری مفهوم‌تر بیان کرد. الامر الیکم.--Mahdi1382 (بحث) ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۳:۲۰ (+0330)پاسخ


نکاتی برای اصلاح مقاله

@R.andalibi: با سلام و احترام نکاتی برای اصلاح مقاله عرض می‌شود:

  • عکس آیه استفاده نشده است.
  • تغییر مسیرها حداقلی است.
  • از فهرست گلوله ای و فهرست شماره ای به صورت افراطی استفاده شده است.
  • بخش منطق رباخواران قابل فهم نیست و ادبیات دشواری دارد.
  • در این بخش هر جمله به صورت یک پاراگراف ارائه شده، در حالی که باید بین جملات ارتباط برقرار شود.
  • گفته شده: «علت عذاب رباخواران ... منطق نادرست آنان دانسته شده است» آیا منطق نادرست هم از دلایل جهنمی شدن است؟!!!
  • جمله دومی که در این بخش به کار رفته، مقدمه مطویه ای دارد که جز برای اهل فنش قابل فهم نیست.
  • مخاطب عام چه می داند که جمله حالیه یعنی چه؟
  • عنوانی که برای تیتر اصلی به کار می رود و عنوان فرعی باید رابطه منطقی داشته باشند. این رابطه بین «منطق رباخواران» و «تفاوت بیع و ربا» دیده نمی شود.
  • در جملۀ «در آیه ۲۷۵ سوره بقره تنها حلال‌بودن بیع و حرام‌بودن ربا بیان گردیده و دلیل این حکم بیان نشده است.[۱] مفسران تفاوت‌هایی میان این دو برشمرده‌اند:» انتظار خواننده این است که در ادامه به موارد فلسفه احکام اشاره شود. این درحالی است که برخی از این موارد چنین نیستند. (مانند دو مورد اول، و موردِ یکی مانده به آخر)
  • گفته شده: «سودهایی که پیش از آگاهی از حکم حرمت گرفته‌اند برای آنان باقی می‌ماند» آیا فقیهان نیز چنین حکمی دارند؟!! روشن است که نه. آیه ناظر به زمان جعل حکم است نه مطلق افراد جاهل.
  • لینک کردن کلمات باید هدفمند باشد. لینک هدفمند یعنی لینک کردن کلماتی که به خواننده کمک کند این مدخل را بهتر بفهمد، نه اینکه همه کلماتی که مدخل آنها نوشته شده، و هیچ ارتباطی به این مدخل ندارد، لینک شود (مثل لینک کردن روایات) یا یک کلمه چندین بار و به فاصله کوتاه چندبار لینک شود. همچنین کلمات پشت سرهم به جاهای مختلف لینک نمی شوند مثلا در «عذاب جاودانه دوزخ» هر کلمه ای به جایی لینک شده است، عجیب آنکه در ویکی صفحه ای مخصوص برای «عذاب جاودانه دوزخ» نوشته شده است!
  • به جای آوردن متن عربی آیات و استناد به آنها باید محتوای آنها گزارش شود.
  • برای توجیه خلود ربا خواران در جهنم پنج دیدگاه مطرح شده در حالی که دیدگاه یک و چهار (و احتمالا دیدگاه دوم) یک چیز است و آن ارتداد به سبب انکار ضروری دین.
  • جمله «در مقابل، برخی از فقیهان معتقدند کاربرد فقهی آیه وجوب وفا، تنها در جایی است که اطمینان بر صحیح‌بودن عقد از نظر شرعی وجود داشته باشد» مربوط به این مدخل نیست و مربوط به مدخل آیه وجوب وفا است.
  • «ادله‌ای که معاملات را امضاء کرده و شرعیت می‌بخشند» تعبیر مسامحه ای و غیر دقیق است علاوه بر اینکه این بخش برای عموم قابل فهم نیست.
  • آقای رضایی تهرانی در نکات بالا به برخی برداشت‌های نادرست از منابع اشاره کرده‌اند.--علیخانی (بحث) ‏۱۸ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۲ (+0330)پاسخ


@Alikhani:

سلام علیکم. ممنون از لطفتون و زحماتی که کشیدید. سعی شد تمام موارد اصلاح گردد. فقط چند مورد مونده که یا متوجه نشدم یا نشد:

  • سایت عکس آیات برای من باز نمیشه. فکر کنم فیلترشکن میخواد. اگه دسترسی دارید زحمتش رو بکشید.
  • راه چاره برای حذف فهرست گلوله ای و .... چیه؟ چون موارد اگه تو فهرست نیاد، قابل فهم عموم نخواهد بود.
  • قسمت فلسفه حکم رو چه کنم؟ خب این موارد مطرح شده، می گید یعنی نیارم؟

ممنون و متشکر--R.andalibi (بحث) ‏۱۸ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۰۶ (+0330)پاسخ

  • اینطور نیست که با حذف فهرست گلوله‌ای فهم متن سخت بشه، بلکه گاهی برعکس گلوله‌ای آن را سخت می‌کند و بین اقوال یا موارد و ... تقابل درست می‌کند. مثلا درباره تشبیه ذکر شده در آیه می‌توان گفت:‌«در تفسیر تشبیه رباخواران به دیوانگان، بیشتر مفسران آن را ناظر به قیامت می‌دانند، اما علامه طباطبایی آن را توصیف زندگی دنیوی و از دست دادن توان تشخیص رباخوار می‌داند. مکارم شیرازی نیز هر دو معنا را قابل قبول می‌داند»
  • اینکه دلیل حرمت ربا، روایات است، میشه فلسفه احکام؟!!!! اگر هم کسی مطلب ناصحیح گفته باشد، ما نباید آن را در متن بیاوریم.
علیخانی (بحث) ‏۲۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۰۹ (+0330)پاسخ

@Alikhani: با سلام و تشکر از زحمات. اصلاح گردید. باز هم اگه نکته ای هست بفرمایید.--R.andalibi (بحث) ‏۲۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۰۴ (+0330)پاسخ

ارزیابی ۳

@R.andalibi: با سلام و احترام مجدد چند نکته باقی مانده است:

  • گفته شده: «برای اثبات مسائلی مانند مشروعیت شخصیت‌های حقوقی (مثل شرکت‌ها) و برخی معاملات جدید، به عبارت أحلّ الله البیع استناده شده است». از جمله منابع این جمله کتاب البیع امام خمینی است، در حالی که امام خمینی این آیه را در بحث معاطات بیان کرده‌اند نه شخصیت حقوقی و برخی معاملات جدید. به دو کتاب دیگری که به آنها استناد شده، دسترسی ندارم (اگر پی‌دی‌اف این دو وجود دارد راهنمایی بفرمایید) اما به نظرم برای اثبات شخصیت حقوقی بعید به نظر می‌رسد، چون ادله نزدیکتری وجود دارد که می‌توان به آنها استدلال کرد نه به چنین قاعده بسیار عام و کلی‌یی. به هر حال بنده به این دو کتاب دسترسی ندارم.
  • در فقه و در بحث معاملات، صفحه به صفحه به این آیه استناد شده است. ازاین‌رو جایگاه و اهمیت این آیه در فقه به درستی تبیین نشده است. می‌توان لیست بلند بالایی از آنچه در فقه به آن استدلال شده تهیه کرد (البته در ذکر منابع افراط نشود). اهمیت این بخش به‌قدری زیاد است که می‌توان حتی راجع به نوشتن صفحه‌ای مستقل مربوط به احل الله البیع فکر کرد..--علیخانی (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۱ (+0330)پاسخ

@Alikhani: با سلام. اصلاح شد. موارد خواسته شده در ایتا ارسال گردید. با تشکر--R.andalibi (بحث) ‏۲۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۴۷ (+0330)پاسخ

@R.andalibi: مورد آخر که جایگاه و اهمیت آیه را نشان می دهد باقی مانده است! علیخانی (بحث) ‏۲۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۷ (+0330)پاسخ

@Alikhani: با سلام. موردی که فرمودید هم اصلاح شد. با تشکر--R.andalibi (بحث) ‏۲۶ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۰۰ (+0330)پاسخ