پرش به محتوا

تیمور گورکانی: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲ ژوئن ۲۰۲۱
جز
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (تمیز کاری)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
| تولد (مکان)      = [[کَش]] (شهر سبز)، [[ازبکستان|ازبکستان فعلی]]
| تولد (مکان)      = [[کَش]] (شهر سبز)، [[ازبکستان|ازبکستان فعلی]]
| مرگ (مکان)      = [[اترار]]، [[قزاقستان|قزاقستان فعلی]]
| مرگ (مکان)      = [[اترار]]، [[قزاقستان|قزاقستان فعلی]]
| پدر              = ترغای/طراغای
| پدر              = ترغای/طراغاینابعه
| مادر            = تکینه
| مادر            = تکینه
| فرزندان          = پسران ارشد: جهانگیر، عمر شیخ، میران‌شاه، [[شاهرخ تیموری|شاهرخ]]؛  
| فرزندان          = پسران ارشد: جهانگیر، عمر شیخ، میران‌شاه، [[شاهرخ تیموری|شاهرخ]]؛  
خط ۲۷: خط ۲۷:
| پس از            =  
| پس از            =  
}}
}}
'''تیمور گورکانی''' ([[سال ۷۳۶ هجری قمری|۷۳۶]]-[[سال ۸۰۷ هجری قمری|۸۰۷ق]]) ملقب به صاحب‌قران، امیر و مؤسس سلسله [[تیموریان]] بود. وی که متولد [[ماوراءالنهر]] بود،از [[سال ۷۷۱ هجری قمری|۷۷۱ق]] حکومت خود را با فتح سرزمین‌های همسایه شروع کرد و تا مسکو، [[دهلی]]، [[بغداد]] و [[آنکارا]] پیش رفت. افراد زیادی در جنگ‌های او کشته شدند و سکونت‌گاه‌های زیادی خراب شد. عناوینی چون خون‌ریز، شراب‌خوار، مال‌دوست و نابعه نظامی به او داده شد. او به هنرمندان و عالمان اهمیت می‌داد و علاقمند به شنیدن اخبار و تاریخ بود.
'''تیمور گورکانی''' ([[سال ۷۳۶ هجری قمری|۷۳۶]]-[[سال ۸۰۷ هجری قمری|۸۰۷ق]]) ملقب به صاحب‌قران، امیر و مؤسس سلسله [[تیموریان]] بود. وی که متولد [[ماوراءالنهر]] بود،از [[سال ۷۷۱ هجری قمری|۷۷۱ق]] حکومت خود را با فتح سرزمین‌های همسایه شروع کرد و تا مسکو، [[دهلی]]، [[بغداد]] و [[آنکارا]] پیش رفت. افراد زیادی در جنگ‌های او کشته شدند و سکونت‌گاه‌های زیادی خراب شد. عناوینی چون خون‌ریز، شراب‌خوار، مال‌دوست و نابغه نظامی به او داده شد. او به هنرمندان و عالمان اهمیت می‌داد و علاقمند به شنیدن اخبار و تاریخ بود.


تیمور هم به برخی رسم و رسوم [[مغول|مغولی]] پایبند بود و هم رفتارهای [[اسلام|اسلامی]] از خود بروز می‌داد. او همانطور که با رقیبان مسلمان جنگید، با غیرمسلمانان نیز مبارزه کرد که به آن [[غزا]] یا [[جهاد]] می‌گفت.  
تیمور هم به برخی رسم و رسوم [[مغول|مغولی]] پایبند بود و هم رفتارهای [[اسلام|اسلامی]] از خود بروز می‌داد. او همانطور که با رقیبان مسلمان جنگید، با غیرمسلمانان نیز مبارزه کرد که به آن [[غزا]] یا [[جهاد]] می‌گفت.  
خط ۳۸: خط ۳۸:
==زندگی==
==زندگی==
[[پرونده:بنای گور امیر.jpeg|بندانگشتی|مرقد امیر تیمور در سمرقند، ازبکستان]]
[[پرونده:بنای گور امیر.jpeg|بندانگشتی|مرقد امیر تیمور در سمرقند، ازبکستان]]
تاریخ و مکان تولد تیمور را شعبان ۷۳۶ق/۷۱۴ش/۱۳۳۶م در شهر [[کش|کَش]]، از شهرهای [[ماوراءالنهر]] و در جنوب [[سمرقند]] نوشته‌اند.<ref>یزدی، ظفرنامه، ج۱، ص۸.</ref>{{یادداشت|کش اکنون با نام شهر سبز، در تقسیمات کشور ازبکستان قرار دارد.}} این شهر در آن زمان، جزء اولوس (قلمرو) خانات (جانشیان) جغتای، فرزند [[چنگیز|چنگیزخان]] قرار داشت. پدر تیمور، ترغای/طراغای و مادرش، تکینه خاتون از قبیله برلاس یا برولاس بودند.<ref>یزدی، ظفرنامه، ج۱، ص ۱۸۷و۲۳۴.</ref> نام تیمور در زبان ترکی جغتایی به معنای اهن است.<ref>میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص ۱۰.</ref> علی، قرا، ایدکو، و حاجی برلاس، نام چهار برادر او بودند که آخری، حاکم کش و نواحی اطراف بود.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۱۶، ۳۶، ۷۷و۸۸.</ref> قتلغ ترکان نام خواهر بزرگ تیمور بود.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۲۱.</ref> تیمور تا اخر عمر، چند همسر داشت. اُلجای ترکان،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۲۰.</ref> دلشاد آغا،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۷۰.</ref> تومان آغا،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۹۵.</ref> چولپان ملک آغا،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۱۱۷.</ref> و سرای ملک خانم و دُر سلطان آغا و نگار آغا نام چند همسر وی بود.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۱۲۹.</ref>او پس از ازدواج با یکی از دختران امیر قزاغان/غَزقَن، خان جغتای، به لقب گورکان/کورگه (ترکی: داماد) مشهور شد.<ref>بارتولد، تاریخ ترک‌های آسیای میانه، ۱۳۷۶ش، ص۲۲.</ref> هم‌چنین به دلیل زخمی که پیش از حکومت، باعث معلولیت پای راست او شد،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۲۲-۲۱.</ref> لقب تیمور لنگ به او دادند.<ref>یزدی، ظفرنامه، ج۱، ص۵۷-۵۶.</ref>{{یادداشت|لقب تیمور لنگ، بیشتر از سوی مخالفان تیمور استفاده می شود.}} تیمور چندین پسر داشت که چهار پسر ارشد و معروف او بنام‌های عمر شیخ، جهان‌گیر، میران‌شاه و [[شا‌هرخ تیموری|شاهرخ]] بود.<ref>آژند و هریسچیان، «تیمور گورکان»، ص۸۲۶-۸۲۲.</ref>. دو پسر اولی در زمان حیات وی مردند و شاهرخ در [[هرات]]، جانشین پدر شد.<ref>ناصری داوودی، تشیع در خراسان عهد تیموریان، ص۱۲۸.</ref> تیمور در [[شعبان]] [[سال ۸۰۷ هجری قمری|۸۰۷ق]]/۷۸۳ش در شهر [[اترار|اُترار]]، در جنوب [[قزاقستان]] فعلی، درگذشت و در سمرقند، دفن شد.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref>
تاریخ و مکان تولد تیمور را شعبان ۷۳۶ق/۷۱۴ش/۱۳۳۶م در شهر [[کش|کَش]]، از شهرهای [[ماوراءالنهر]] و در جنوب [[سمرقند]] نوشته‌اند.<ref>یزدی، ظفرنامه، ج۱، ص۸.</ref>{{یادداشت|کش اکنون با نام شهر سبز، در تقسیمات کشور ازبکستان قرار دارد.}} این شهر در آن زمان، جزء اولوس (قلمرو) خانات (جانشیان) جغتای، فرزند [[چنگیز|چنگیزخان]] قرار داشت. پدر تیمور، ترغای/طراغای و مادرش، تکینه خاتون از قبیله برلاس یا برولاس بودند.<ref>یزدی، ظفرنامه، ج۱، ص۱۸۷و۲۳۴.</ref> نام تیمور در زبان ترکی جغتایی به معنای اهن است.<ref>میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص۱۰.</ref> علی، قرا، ایدکو، و حاجی برلاس، نام چهار برادر او بودند که آخری، حاکم کش و نواحی اطراف بود.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۱۶، ۳۶، ۷۷و۸۸.</ref> قتلغ ترکان نام خواهر بزرگ تیمور بود.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۲۱.</ref> تیمور تا اخر عمر، چند همسر داشت. اُلجای ترکان،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۲۰.</ref> دلشاد آغا،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۷۰.</ref> تومان آغا،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۹۵.</ref> چولپان ملک آغا،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۱۱۷.</ref> و سرای ملک خانم و دُر سلطان آغا و نگار آغا نام چند همسر وی بود.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۱۲۹.</ref>او پس از ازدواج با یکی از دختران امیر قزاغان/غَزقَن، خان جغتای، به لقب گورکان/کورگه (ترکی: داماد) مشهور شد.<ref>بارتولد، تاریخ ترک‌های آسیای میانه، ۱۳۷۶ش، ص۲۲.</ref> هم‌چنین به دلیل زخمی که پیش از حکومت، باعث معلولیت پای راست او شد،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳، ص۲۲-۲۱.</ref> لقب تیمور لنگ به او دادند.<ref>یزدی، ظفرنامه، ج۱، ص۵۷-۵۶.</ref>{{یادداشت|لقب تیمور لنگ، بیشتر از سوی مخالفان تیمور استفاده می شود.}} تیمور چندین پسر داشت که چهار پسر ارشد و معروف او بنام‌های عمر شیخ، جهان‌گیر، میران‌شاه و [[شا‌هرخ تیموری|شاهرخ]] بود.<ref>آژند و هریسچیان، «تیمور گورکان»، ص۸۲۶-۸۲۲.</ref>. دو پسر اولی در زمان حیات وی مردند و شاهرخ در [[هرات]]، جانشین پدر شد.<ref>ناصری داوودی، «تشیع در خراسان عهد تیموریان»، ص۱۲۸.</ref> تیمور در [[شعبان]] [[سال ۸۰۷ هجری قمری|۸۰۷ق]]/۷۸۳ش در شهر [[اترار|اُترار]]، در جنوب [[قزاقستان]] فعلی، درگذشت و در سمرقند، دفن شد.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref>


==شخصیت==
==شخصیت==
واسیلی بارتولد، تاریخ‌نگار و شرق‌شناس روسی (۱۹۳۰ـ۱۸۶۹م/۱۳۰۹ـ۱۲۴۸ش)، تیمور را «ویران‌گری بی‌امان و سازنده‌ای با عزم و اراده» معرفی کرده است.<ref>بارتولد، تاریخ ترک‌های آسیای میانه، ص ۳۵.</ref> کلاویخو، فرستاده شاه [[اسپانیا]] به دربار تیمور، او را طرفدار تجارت و علاقمند به هنرمندان دانسته.<ref>کلاویخو، سفرنامه، ۱۳۴۴ش، ص ۲۸۵.</ref> تاریخ‌نگاران مسلمان او را عناوین سنگدل، نیرنگ‌باز، خون‌ریز، شراب‌خوار،‌ مال‌دوست، تیزهوش، نابغه نظامی و علاقمند به تاریخ و اخبار داده‌اند.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳؛ آژند و هریسچیان، «تیمور گورکان»، ص۸۲۶-۸۲۲؛ میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص ۵۶-۵۰.</ref> عبارت مُهر تیمور "راستی رَستی" و نماد پرچم او سه دایره کوچک سرخ رنگ بود.<ref>میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص ۵۵.</ref>  
واسیلی بارتولد، تاریخ‌نگار و شرق‌شناس روسی (۱۹۳۰ـ۱۸۶۹م/۱۳۰۹ـ۱۲۴۸ش)، تیمور را «ویران‌گری بی‌امان و سازنده‌ای با عزم و اراده» معرفی کرده است.<ref>بارتولد، تاریخ ترک‌های آسیای میانه، ص۳۵.</ref> کلاویخو، فرستاده شاه [[اسپانیا]] به دربار تیمور، او را طرفدار تجارت و علاقمند به هنرمندان دانسته.<ref>کلاویخو، سفرنامه، ۱۳۴۴ش، ص۲۸۵.</ref> تاریخ‌نگاران مسلمان او را عناوین سنگدل، نیرنگ‌باز، خون‌ریز، شراب‌خوار،‌ مال‌دوست، تیزهوش، نابغه نظامی و علاقمند به تاریخ و اخبار داده‌اند.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳؛ آژند و هریسچیان، «تیمور گورکان»، ص۸۲۶-۸۲۲؛ میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص۵۶-۵۰.</ref> عبارت مُهر تیمور "راستی رَستی" و نماد پرچم او سه دایره کوچک سرخ رنگ بود.<ref>میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص۵۵.</ref>  


{{گفتاورد|این شاه تیمور، یکی از بزرگ‌ترین و تواناترین شاهان ایشان ([[تاتار]]) است. برخی او را عارف مشرب، و برخی دیگر او را [[رافضی]] می‌دانند، زیرا دیده‌اند او برای افراد خاندان علی برتری قائل است. برخی دیگر او را معتقد به جادو و طلسم دانسته‌اند، ولی سندی برای هیچ‌یک از اینها نیست. تنها او بسیار هوشمند و روشن‌بین بوده است. به استدلال و گفتگو، درباره آنچه می‌دانسته و نمی‌دانسته، پای‌بند است.|ابن‌خلدون|کتاب ابن‌خلدون و تیمور، ص۷۳.}}
{{گفتاورد|این شاه تیمور، یکی از بزرگ‌ترین و تواناترین شاهان ایشان ([[تاتار]]) است. برخی او را عارف مشرب، و برخی دیگر او را [[رافضی]] می‌دانند، زیرا دیده‌اند او برای افراد خاندان علی برتری قائل است. برخی دیگر او را معتقد به جادو و طلسم دانسته‌اند، ولی سندی برای هیچ‌یک از اینها نیست. تنها او بسیار هوشمند و روشن‌بین بوده است. به استدلال و گفتگو، درباره آنچه می‌دانسته و نمی‌دانسته، پای‌بند است.|ابن‌خلدون|کتاب ابن‌خلدون و تیمور، ص۷۳.}}
==اقدامات برجسته==
==اقدامات برجسته==
چند ماه پیش از تولد تیمور (۷۳۶ق)، آخرین امیر [[ایلخانان|ایلخانی]]، [[ابوسعید ایلخانی|ابوسعید]] درگذشت و از ‌[[ماوراءالنهر]] و [[خراسان]]، تا [[دمشق]] و [[بغداد]]، حکومت‌های خرد و کلان سر برآورد.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref> تیمور در [[سال ۷۷۱ هجری قمری|۷۷۱ق]] در [[بلخ]] حکومت خود را اعلام کرد و به صاحب‌قران ملقب شد. او سپس [[سمرقند]] را تصرف کرد و آنجا را پایتخت قرار داد.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۶۱.</ref>  
چند ماه پیش از تولد تیمور (۷۳۶ق)، آخرین امیر [[ایلخانان|ایلخانی]]، [[ابوسعید ایلخانی|ابوسعید]] درگذشت و از ‌[[ماوراءالنهر]] و [[خراسان]]، تا [[دمشق]] و [[بغداد]]، حکومت‌های خرد و کلان سر برآورد.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref> تیمور در [[سال ۷۷۱ هجری قمری|۷۷۱ق]] در [[بلخ]] حکومت خود را اعلام کرد و به صاحب‌قران ملقب شد. او سپس [[سمرقند]] را تصرف کرد و آنجا را پایتخت قرار داد.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۶۱.</ref>  
*لشکرکشی چند باره و تصرفات گسترده: تیمور برای گسترش قلمروی خود، لشکرکشی‌های چندی کرد که پس از ۷۸۷ق، آنها را به سه یورش بزرگ سه ساله، پنج ساله و هفت ساله تقسیم کرده‌اند.<ref>یزدی، ظفرنامه، ۱۳۳۶ش، ص .</ref> مرز تصرفات او به [[مسکو]]، تفلیس، انقره ([[آنکارا]])، [[دمشق]]، [[بغداد]]، [[کابل]] و [[دهلی]] رسید.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref>
*لشکرکشی چند باره و تصرفات گسترده: تیمور برای گسترش قلمروی خود، لشکرکشی‌های چندی کرد که پس از ۷۸۷ق، آنها را به سه یورش بزرگ سه ساله، پنج ساله و هفت ساله تقسیم کرده‌اند.<ref>یزدی، ظفرنامه، ۱۳۳۶ش، ص.</ref> مرز تصرفات او به [[مسکو]]، تفلیس، انقره ([[آنکارا]])، [[دمشق]]، [[بغداد]]، [[کابل]] و [[دهلی]] رسید.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref>
*نابودی اداره یا استقلال حکومت‌ها: سیاست تیمور درباره امیران و حاکمان خرد و کلان این بود که در صورت تسلیم و اطاعت، آنان را در قدرت ابقاء می‌کرد.<ref>آژند و هریسچیان، «تیمور گورکان»، ص۸۲۶-۸۲۲.</ref> در کشورگشایی تیمور، چند حکومت کوچک و بزرگ از بین رفته یا استقلال خود را از دست دادند:<ref>آژند و هریسچیان، «تیمور گورکان»، ص۸۲۶-۸۲۲.</ref> [[آل‌کرت]] در [[هرات]] و [[غور]]، [[سربداران]] در [[بیهق]]، [[مرعشیان]] در [[آمل]] و [[ساری]]، [[جانی‌قربانی]] در [[سرخس]]، [[آل مظفر]] در [[شیراز]]، [[جلایریان]] در [[تبریز]] و [[بغداد]]، [[عثمانی]] در [[آنکارا|انقره]] و [[اردوی زرین]] (آلتین اردو) در شمال و دو طرف دریای خزر.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref> همچنین تیمور چند بار قره‌یوسف، مؤسس [[قراقویونلوها]] را در [[آذربایجان]] شکست داد.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref>
*نابودی اداره یا استقلال حکومت‌ها: سیاست تیمور درباره امیران و حاکمان خرد و کلان این بود که در صورت تسلیم و اطاعت، آنان را در قدرت ابقاء می‌کرد.<ref>آژند و هریسچیان، «تیمور گورکان»، ص۸۲۶-۸۲۲.</ref> در کشورگشایی تیمور، چند حکومت کوچک و بزرگ از بین رفته یا استقلال خود را از دست دادند:<ref>آژند و هریسچیان، «تیمور گورکان»، ص۸۲۶-۸۲۲.</ref> [[آل‌کرت]] در [[هرات]] و [[غور]]، [[سربداران]] در [[بیهق]]، [[مرعشیان]] در [[آمل]] و [[ساری]]، [[جانی‌قربانی]] در [[سرخس]]، [[آل مظفر]] در [[شیراز]]، [[جلایریان]] در [[تبریز]] و [[بغداد]]، [[عثمانی]] در [[آنکارا|انقره]] و [[اردوی زرین]] (آلتین اردو) در شمال و دو طرف دریای خزر.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref> همچنین تیمور چند بار قره‌یوسف، مؤسس [[قراقویونلوها]] را در [[آذربایجان]] شکست داد.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref>
*کشتار مردم و خرابی شهرها: تیمور در صورت مقاومت یا درگیری ساکنین روستا یا شهر، دستور به کشتار مردم و خرابی آنجا می‌داد.<ref>میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص ۵۵.</ref> [[اسفزار]]، [[سیستان]]، [[اصفهان]]، تکریت، [[بغداد]]، [[دمشق]] و [[دهلی]] از این جمله بودند.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص ۹۱،۱۴۲،۱۹۱،۲۳۶.</ref>
*کشتار مردم و خرابی شهرها: تیمور در صورت مقاومت یا درگیری ساکنین روستا یا شهر، دستور به کشتار مردم و خرابی آنجا می‌داد.<ref>میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص۵۵.</ref> [[اسفزار]]، [[سیستان]]، [[اصفهان]]، تکریت، [[بغداد]]، [[دمشق]] و [[دهلی]] از این جمله بودند.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۹۱،۱۴۲،۱۹۱،۲۳۶.</ref>
*فتح مناطق غیر مسلمانان: تیمور حمله و جنگ خود را با افراد غیر مسلمان، غزو و [[جهاد]] می‌نامید.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۰۷،۱۹۷،۱۹۶.</ref> او با [[ارمنی‌ها]] و [[گرجستان|گرجی‌ها]] در غرب و شمال [[آذربایجان (کشور)|قره‌باغ]]،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۰، ۲۱۵-۲۱۳، ۲۸۸-۲۸۰.</ref> [[رومی‌ها]] و [[یونان|یونانیان]] در شمال و غرب [[ترکیه]] فعلی<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۰۳-۱۷۰.</ref> و هندوان و [[زرتشت|گبرها]] در هند<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۰۳-۱۷۰.</ref> جنگید و در برخی موارد پس از خراب کردن عبادتگاه آنان، حاکمان و اربابان آنجا را به اسلام دعوت کرد.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۱.</ref> تیمور پس از رسیدن به قلمرو [[بایزید عثمانی|بایزید]]، سلطان [[عثمانی]]، در نامه به او، جهاد او را با فرنگیان کافر ستود و آن را علت عدم شروع نبرد با او دانست.<ref>نوایی، اسناد و مکاتبات تاریخی ایران، ۱۳۷۰ش، ص۹۶.</ref> البته تیمور، آگاهانه یا ناآگاهانه، در دو حمله خود، [[مسیحیان]] را نجات داد. یکی با شکست دادن حکومت اردوی زرین [[مغولان]] (آلتین اردو) که حاکمان مسکو را زیر تسلط داشتند و دیگری اسارت بایزید عثمانی که حاکم [[قسطنطنیه]] و دولت‌های مسیحی [[بالکان]] را بشدت تحت فشار گذاشته بود.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص ۱۰۰.</ref>
*فتح مناطق غیر مسلمانان: تیمور حمله و جنگ خود را با افراد غیر مسلمان، غزو و [[جهاد]] می‌نامید.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۰۷،۱۹۷،۱۹۶.</ref> او با [[ارمنی‌ها]] و [[گرجستان|گرجی‌ها]] در غرب و شمال [[آذربایجان (کشور)|قره‌باغ]]،<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۰، ۲۱۵-۲۱۳، ۲۸۸-۲۸۰.</ref> [[رومی‌ها]] و [[یونان|یونانیان]] در شمال و غرب [[ترکیه]] فعلی<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۰۳-۱۷۰.</ref> و هندوان و [[زرتشت|گبرها]] در هند<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۰۳-۱۷۰.</ref> جنگید و در برخی موارد پس از خراب کردن عبادتگاه آنان، حاکمان و اربابان آنجا را به اسلام دعوت کرد.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۱.</ref> تیمور پس از رسیدن به قلمرو [[بایزید عثمانی|بایزید]]، سلطان [[عثمانی]]، در نامه به او، جهاد او را با فرنگیان کافر ستود و آن را علت عدم شروع نبرد با او دانست.<ref>نوایی، اسناد و مکاتبات تاریخی ایران، ۱۳۷۰ش، ص۹۶.</ref> البته تیمور، آگاهانه یا ناآگاهانه، در دو حمله خود، [[مسیحیان]] را نجات داد. یکی با شکست دادن حکومت اردوی زرین [[مغولان]] (آلتین اردو) که حاکمان مسکو را زیر تسلط داشتند و دیگری اسارت بایزید عثمانی که حاکم [[قسطنطنیه]] و دولت‌های مسیحی [[بالکان]] را بشدت تحت فشار گذاشته بود.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۰.</ref>
*توجه به صاحبان علم و هنر و رواج هنرهای ظریف: تیمور عالمان را احترام می‌کرد و همیشه با آنان گفتگو و مشاوره می‌کرد.<ref>ابن‌عربشاه، عجایب المقدور فی اخبار تیمور، ۲۰۰۸م، ص۴۴۳.</ref> افرادی مانند سعدالدین تفتازانی، [[سید شریف جرجانی]] و ابوطاهر بن یعقوب شیرازی از حمایت او برخوردار بودند.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۵.</ref> او در هنگام دستور اسارت یا کشتار سربازان و غیر نظامیان، افراد دارای علم و هنر را مستثنا می‌کرد.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۳۷.</ref> او بیشتر این افراد را برای فعالیت به سمرقند می‌فرستاد یا همراه خود در لشکرکشی‌هایش می‌برد. تیمور در ۸۰۳ق، فردی را بنام نظام‌الدین شامی از بغداد، بنام تاریخ‌نگار خود مقرر کرد.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص ۱۱-۱۰.</ref> تیمور در زمان محاصره دمشق در ۸۰۳ق، پس از اطلاع از حضور [[ابن‌خلدون]] در آنجا، وی را به دیدار خود دعوت کرد<ref>ابن‌عربشاه، عجایب المقدور فی اخبار تیمور، ۲۰۰۸م، ص۴۴۴-۴۳۹.</ref> و از او خواست برایش کتاب کوچکی درباره تاریخ و جغرافیای مناطق شمال [[آفریقا]] بخصوص [[مصر]] و [[تونس]] بنویسد.<ref>فیشل، والتر.ج، ابن‌خلدون و تیمور لنگ، ۱۳۴۳ش، ص۵۶.</ref>.{{یادداشت|ابن‌خلدون در آن زمان، مشهور به تاریخ‌نویسی نبوده و بیشتر به عنوان قاضی مالکی مغربی شناخته می‌شده است. ابن‌خلدون، سپس دیدار خود را با تیمور به حاکم مغرب نوشت و این نوشته او، باعث اولین شهرت او در اروپا شد که بدنبال شناختن تیمور بودند.}} تیمور اضافه بر زبان ترکی، زبان فارسی را نیز می‌دانست و نامه‌های خود را به آن می‌نوشت. هم‌چنین او به طب و نجوم علاقه داشت.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۹۶.</ref>
*توجه به صاحبان علم و هنر و رواج هنرهای ظریف: تیمور عالمان را احترام می‌کرد و همیشه با آنان گفتگو و مشاوره می‌کرد.<ref>ابن‌عربشاه، عجایب المقدور فی اخبار تیمور، ۲۰۰۸م، ص۴۴۳.</ref> افرادی مانند سعدالدین تفتازانی، [[سید شریف جرجانی]] و ابوطاهر بن یعقوب شیرازی از حمایت او برخوردار بودند.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۵.</ref> او در هنگام دستور اسارت یا کشتار سربازان و غیر نظامیان، افراد دارای علم و هنر را مستثنا می‌کرد.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۳۷.</ref> او بیشتر این افراد را برای فعالیت به سمرقند می‌فرستاد یا همراه خود در لشکرکشی‌هایش می‌برد. تیمور در ۸۰۳ق، فردی را بنام نظام‌الدین شامی از بغداد، بنام تاریخ‌نگار خود مقرر کرد.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۱۱-۱۰.</ref> تیمور در زمان محاصره دمشق در ۸۰۳ق، پس از اطلاع از حضور [[ابن‌خلدون]] در آنجا، وی را به دیدار خود دعوت کرد<ref>ابن‌عربشاه، عجایب المقدور فی اخبار تیمور، ۲۰۰۸م، ص۴۴۴-۴۳۹.</ref> و از او خواست برایش کتاب کوچکی درباره تاریخ و جغرافیای مناطق شمال [[آفریقا]] بخصوص [[مصر]] و [[تونس]] بنویسد.<ref>فیشل، والتر.ج، ابن‌خلدون و تیمور لنگ، ۱۳۴۳ش، ص۵۶.</ref>.{{یادداشت|ابن‌خلدون در آن زمان، مشهور به تاریخ‌نویسی نبوده و بیشتر به عنوان قاضی مالکی مغربی شناخته می‌شده است. ابن‌خلدون، سپس دیدار خود را با تیمور به حاکم مغرب نوشت و این نوشته او، باعث اولین شهرت او در اروپا شد که بدنبال شناختن تیمور بودند.}} تیمور اضافه بر زبان ترکی، زبان فارسی را نیز می‌دانست و نامه‌های خود را به آن می‌نوشت. هم‌چنین او به طب و نجوم علاقه داشت.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۹۶.</ref>
*شکوفایی سمرقند: سمرقند، مرکز ولایت [[ماوراءالنهر]] که در نزدیکی زادگاه تیمور، شهر سبز یا کش قرار داشت، پایتخت تیمور شد و او تا آخر عمر، تلاش خود را صرف ساختن این شهر و پیشرفت آن گذاشت.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص ۹۳و۹۷.</ref> او ثروت غنیمت گرفته و معماران، پیشه‌وران و هنرمندان را از میان مردم شهرهای تصرف شده به سمرقند منتقل کرد.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص ۹۳و۹۷.</ref>
*شکوفایی سمرقند: سمرقند، مرکز ولایت [[ماوراءالنهر]] که در نزدیکی زادگاه تیمور، شهر سبز یا کش قرار داشت، پایتخت تیمور شد و او تا آخر عمر، تلاش خود را صرف ساختن این شهر و پیشرفت آن گذاشت.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۹۳و۹۷.</ref> او ثروت غنیمت گرفته و معماران، پیشه‌وران و هنرمندان را از میان مردم شهرهای تصرف شده به سمرقند منتقل کرد.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۹۳و۹۷.</ref>
*ارتباط با حکومت‌های مسیحی [[اروپا|اروپایی]]: اسارت بایزید عثمانی توسط تیمور، باعث شد حکومت‌های مسیحی دور و نزدیک قسطنطنیه، با تیمور ارتباط بگیرند. برخی از روی ترس و برخی با انگیزه‌های تجاری.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص ۸۸، .</ref> تیمور نیز با انگیزه ارتباط تجاری با آنان، نمایندگانی برای انان فرستاد و از آنان خواست نمایندگانی بفرستند.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص ۸۸، .</ref>
*ارتباط با حکومت‌های مسیحی [[اروپا|اروپایی]]: اسارت بایزید عثمانی توسط تیمور، باعث شد حکومت‌های مسیحی دور و نزدیک قسطنطنیه، با تیمور ارتباط بگیرند. برخی از روی ترس و برخی با انگیزه‌های تجاری.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۸۸، .</ref> تیمور نیز با انگیزه ارتباط تجاری با آنان، نمایندگانی برای انان فرستاد و از آنان خواست نمایندگانی بفرستند.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۸۸، .</ref>
==سیاست مذهبی==
==سیاست مذهبی==
[[پرونده:قران اهدایی به تیمور.jpg|بندانگشتی|قرآن اهدایی به تیمور که یکی از بزرگترین قرآنهای موجود است.]]
[[پرونده:قران اهدایی به تیمور.jpg|بندانگشتی|قرآن اهدایی به تیمور که یکی از بزرگترین قرآنهای موجود است.]]
درباره اعتقادات دینی و [[مذهب|مذهبی]] و نیز سیاست تیمور درباره [[مذهب شیعه]] و [[شیعه|شیعیان]]، گزارش‌های تاریخی متفاوت در دست است. فضای زادگاه تیمور یعنی [[ماوراءالنهر]]، محل تلاقی شهرنشینان مسلمان پارسی بود با چادر نشینان [[ترک]] و [[مغول]] که اعتنای جدی به رسم و رسوم اسلام نداشتند.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۹۹-۹۸.</ref> این فضا همچنین محل فعالیت و شهرت دراویش و [[سادات]] بود.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۹۹.</ref> در منابع مختلف دیده شده که تیمور گاهی قوانین یاسای مغولی و گاهی [[احکام شرعی|شریعت اسلام]] را اجراء می‌کرده.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref> گاهی نیز از تمایلات [[تصوف|صوفیانه]] او و ملاقات با [[عارف|عارفان]] گوشه‌گیر خبر داده شده است.<ref>آژند و هریسچیان، «تیمور گورکان»، ص۸۲۶-۸۲۲.</ref> در کنار این اخبار، حملات سپاهیان او به شهرهای مختلف مانند [[دمشق]] و [[بغداد]] و [[اصفهان]] و کشتار مردم مسلمان، حتی برده‌گرفتن آنان و ساختن مناره‌های کله نیز، وجود دارد.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۹۸.</ref>  بارتولد معتقد است تیمور از مذهب، برای پیشبرد سیاست‌ش استفاده می‌کرد.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref>
درباره اعتقادات دینی و [[مذهب|مذهبی]] و نیز سیاست تیمور درباره [[مذهب شیعه]] و [[شیعه|شیعیان]]، گزارش‌های تاریخی متفاوت در دست است. فضای زادگاه تیمور یعنی [[ماوراءالنهر]]، محل تلاقی شهرنشینان مسلمان پارسی بود با چادر نشینان [[ترک]] و [[مغول]] که اعتنای جدی به رسم و رسوم اسلام نداشتند.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۹۹-۹۸.</ref> این فضا همچنین محل فعالیت و شهرت دراویش و [[سادات]] بود.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۹۹.</ref> در منابع مختلف دیده شده که تیمور گاهی قوانین یاسای مغولی و گاهی [[احکام شرعی|شریعت اسلام]] را اجراء می‌کرده.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref> گاهی نیز از تمایلات [[تصوف|صوفیانه]] او و ملاقات با [[عارف|عارفان]] گوشه‌گیر خبر داده شده است.<ref>آژند و هریسچیان، «تیمور گورکان»، ص۸۲۶-۸۲۲.</ref> در کنار این اخبار، حملات سپاهیان او به شهرهای مختلف مانند [[دمشق]] و [[بغداد]] و [[اصفهان]] و کشتار مردم مسلمان، حتی برده‌گرفتن آنان و ساختن مناره‌های کله نیز، وجود دارد.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۹۸.</ref>  بارتولد معتقد است تیمور از مذهب، برای پیشبرد سیاست‌ش استفاده می‌کرد.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref>
===عدم تندروی با شیعیان===
===عدم تندروی با شیعیان===
[[شیعه|شیعیان]] پیش از تیمور، در حکومت [[ایلخانان]] توانسته بودند دارای قدرت و نفوذ شوند و در فاصله بین ایلخانان و تیمور، بدنبال تشکیل حکومت بودند.<ref>شیبی، تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازده قمری، ۱۳۸۷ش، ص۱۵۹</ref>. تیمور در برخورد با [[علی مؤید]]، امیر شیعی [[سربداران]]، فقط به دعوت او به [[اهل سنت و جماعت|مذهب سنت و جماعت]] بسنده کرد و حکومت [[سبزوار]] را به او بازگرداند.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۸۵.</ref> هم‌چنین او در صحبت با امیران [[مرعشیان|سادات مرعشی]]، آنان را بخاطر نکوهش برخی از [[صحابه|صحابه پیامبر]]، فقط مورد شماتت قرار داد.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۱۲۸.</ref> تیمور چند سال بعد، در هنگام محاصره دمشق، مردم آنجا را بخاطر رضایت و پیروی از [[معاویة بن ابی‌سفیان|معاویه]] و [[یزید بن معاویه]] در ظلم به خاندان [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر خدا]] بخصوص فرزندان [[امام علی علیه‌السلام|امام علی (ع)]] و [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|حضرت فاطمه زهرا(س)]] سرزنش و توبیخ کرده و شایسته مجازات دانست.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۳۵.</ref> هم‌چنین تیمور پس از فتح [[حلب]]، در گفتگو با عالمان [[اهل سنت و جماعت|سنی]] آنجا، آنان را بخاطر نادیده گرفتن حقانیت [[امام علی علیه‌السلام|علی ابن ابی‌طالب]]، ملامت نمود.<ref>ناصری داوودی، تشیع در خراسان عهد تیموریان، ص۱۳۱.</ref>
[[شیعه|شیعیان]] پیش از تیمور، در حکومت [[ایلخانان]] توانسته بودند دارای قدرت و نفوذ شوند و در فاصله بین ایلخانان و تیمور، بدنبال تشکیل حکومت بودند.<ref>شیبی، تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازده قمری، ۱۳۸۷ش، ص۱۵۹</ref>. تیمور در برخورد با [[علی مؤید]]، امیر شیعی [[سربداران]]، فقط به دعوت او به [[اهل سنت و جماعت|مذهب سنت و جماعت]] بسنده کرد و حکومت [[سبزوار]] را به او بازگرداند.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۸۵.</ref> هم‌چنین او در صحبت با امیران [[مرعشیان|سادات مرعشی]]، آنان را بخاطر نکوهش برخی از [[صحابه|صحابه پیامبر]]، فقط مورد شماتت قرار داد.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۱۲۸.</ref> تیمور چند سال بعد، در هنگام محاصره دمشق، مردم آنجا را بخاطر رضایت و پیروی از [[معاویة بن ابی‌سفیان|معاویه]] و [[یزید بن معاویه]] در ظلم به خاندان [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر خدا]] بخصوص فرزندان [[امام علی علیه‌السلام|امام علی (ع)]] و [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|حضرت فاطمه زهرا(س)]] سرزنش و توبیخ کرده و شایسته مجازات دانست.<ref>شامی، ظفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص۲۳۵.</ref> هم‌چنین تیمور پس از فتح [[حلب]]، در گفتگو با عالمان [[اهل سنت و جماعت|سنی]] آنجا، آنان را بخاطر نادیده گرفتن حقانیت [[امام علی علیه‌السلام|علی ابن ابی‌طالب]]، ملامت نمود.<ref>ناصری داوودی، «تشیع در خراسان عهد تیموریان»، ص۱۳۱.</ref>
===احترام به صوفیان===
===احترام به صوفیان===
سیاست تیمور درباره [[تصوف|صوفیان]] و [[عارف|عارفان]]، نشان از اهمیت یا احترام او به این قشر دارد. در زمان او، چهار سلسله صوفیه در [[ماوراءالنهر]] و [[خراسان بزرگ]] رواج داشت: [[نقشبندیه|نَقشبَندیه]]، [[قادریه]]، [[یسویه|یَسَویه]] و [[کبرویه|کُبرویه]].<ref>منفرد، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۸۲ش، ج۷، ص۴۰۵-۳۹۸.</ref> همچنین دو فرقه دیگر در زمان او پایه‌گذاری شد: [[نعمت‌اللهیه]] و [[حروفیه]].<ref>پازوکی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۸۲ش، ج۷، ص۳۹۸-۳۸۷.</ref> در متون تاریخی مربوط به زندگی تیمور، نام سه عالم یا شخصیت معنوی دیده می‌شود که بر تیمور تاثیرگذار بودند و دو تن آنها، صوفی بودند: زین‌العابدین ابوبکر تایبادی، درویش مقیم [[خراسان بزرگ|خراسان]] و شمس‌الدین کلال یا فاخوری که در دوران کودکی تیمور در شهر سبز/کش حضور داشته است.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۴۹-۲۶.</ref> نفر سوم، سید برکت بود.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۴۹-۲۶.</ref> تیمور آرامگاه خواجه احمد یسوی، از صوفیان معروف و موسس فرقه یسویه را تعمیر کرد و به زیارتش رفت.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref> او چندین [[خانقاه]] و مدرسه و [[رباط|رُباط]] ساخت و برخی مکان‌های صوفیه را تعمیر کرد و املاکی برای [[وقف]] به آنان داد.<ref>میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص ۶۶.</ref>
سیاست تیمور درباره [[تصوف|صوفیان]] و [[عارف|عارفان]]، نشان از اهمیت یا احترام او به این قشر دارد. در زمان او، چهار سلسله صوفیه در [[ماوراءالنهر]] و [[خراسان بزرگ]] رواج داشت: [[نقشبندیه|نَقشبَندیه]]، [[قادریه]]، [[یسویه|یَسَویه]] و [[کبرویه|کُبرویه]].<ref>منفرد، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۸۲ش، ج۷، ص۴۰۵-۳۹۸.</ref> همچنین دو فرقه دیگر در زمان او پایه‌گذاری شد: [[نعمت‌اللهیه]] و [[حروفیه]].<ref>پازوکی، دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۸۲ش، ج۷، ص۳۹۸-۳۸۷.</ref> در متون تاریخی مربوط به زندگی تیمور، نام سه عالم یا شخصیت معنوی دیده می‌شود که بر تیمور تاثیرگذار بودند و دو تن آنها، صوفی بودند: زین‌العابدین ابوبکر تایبادی، درویش مقیم [[خراسان بزرگ|خراسان]] و شمس‌الدین کلال یا فاخوری که در دوران کودکی تیمور در شهر سبز/کش حضور داشته است.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۴۹-۲۶.</ref> نفر سوم، سید برکت بود.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۴۹-۲۶.</ref> تیمور آرامگاه خواجه احمد یسوی، از صوفیان معروف و موسس فرقه یسویه را تعمیر کرد و به زیارتش رفت.<ref>دیانت، «تیمور گورکانی»، ص۶۷۰-۶۶۳.</ref> او چندین [[خانقاه]] و مدرسه و [[رباط|رُباط]] ساخت و برخی مکان‌های صوفیه را تعمیر کرد و املاکی برای [[وقف]] به آنان داد.<ref>میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص۶۶.</ref>
===توجه به سادات===
===توجه به سادات===
در منابع تاریخی مربوط به تیمور، گزارش‌هایی از احترام یا توجه او به [[سادات]] آمده است. در روز اعلام حکومت تیمور در [[بلخ]]، چهار [[علویان|علوی]] او را همراهی می‌کردند.<ref>شیبی، تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازده قمری، ۱۳۸۷ش، ص۱۶۲.</ref>. یکی از افرادی که بیشتر جنگها با تیمور همراه بود، سید برکت/برکه نام داشت که از زمان شروع حکومت تیمور در [[بلخ]]، مشاور دینی وی به حساب می‌آمد.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۴۹-۲۶.</ref> سید برکه پس از مرگ، در مرقد جهانگیر، پسر تیمور دفن شد و تیمور و خانواده‌اش نیز در کنار قبر سید برکت [[دفن]] شدند.<ref>پاک آیین، چهار سال در سرزمین تیمور، ۱۳۸۹ش، ص۵۶.</ref> از تیمور نقل شده: «سادات و علما و مشایخ و عقلا و محدثین اخبار را برگزیده داشتم و تعظیم و احترام ایشان نمودم و بر دلهای اصحاب قلوب رفتم و از ایشان، دریوزه همت نمودم و از انفاس متبرکه ایشان التماس فاتحه کردم»<ref>میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص ۶۶.</ref>
در منابع تاریخی مربوط به تیمور، گزارش‌هایی از احترام یا توجه او به [[سادات]] آمده است. در روز اعلام حکومت تیمور در [[بلخ]]، چهار [[علویان|علوی]] او را همراهی می‌کردند.<ref>شیبی، تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازده قمری، ۱۳۸۷ش، ص۱۶۲.</ref>. یکی از افرادی که بیشتر جنگها با تیمور همراه بود، سید برکت/برکه نام داشت که از زمان شروع حکومت تیمور در [[بلخ]]، مشاور دینی وی به حساب می‌آمد.<ref>کمبریج، تاریخ ایران دوره تیموریان، ۱۳۷۸ش، ص۴۹-۲۶.</ref> سید برکه پس از مرگ، در مرقد جهانگیر، پسر تیمور دفن شد و تیمور و خانواده‌اش نیز در کنار قبر سید برکت [[دفن]] شدند.<ref>پاک آیین، چهار سال در سرزمین تیمور، ۱۳۸۹ش، ص۵۶.</ref> از تیمور نقل شده: «سادات و علما و مشایخ و عقلا و محدثین اخبار را برگزیده داشتم و تعظیم و احترام ایشان نمودم و بر دلهای اصحاب قلوب رفتم و از ایشان، دریوزه همت نمودم و از انفاس متبرکه ایشان التماس فاتحه کردم»<ref>میرجعفری، تاریخ تحولات ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، ۱۳۸۸ش، ص۶۶.</ref>


===حکومت‌ها و فرقه‌ها با اعتقادات و تمایلات شیعی===
===حکومت‌ها و فرقه‌ها با اعتقادات و تمایلات شیعی===
خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:
# بارتولد، واسیلی‌ ولادیمیروویچ، «تاریخ ترک‌های آسیای میانه»، ترجمه: غفار حسینی، تهران، نشر توس، ۱۳۷۶ش.
# بارتولد، واسیلی‌ ولادیمیروویچ، «تاریخ ترک‌های آسیای میانه»، ترجمه: غفار حسینی، تهران، نشر توس، ۱۳۷۶ش.
# پازوکی، شهرام، «تصوف در ایران بعد از قرن ششم»، دانشنامه جهان اسلام، ج۷، ص۳۹۸-۳۸۷، ۱۳۸۲ش.
# پازوکی، شهرام، «تصوف در ایران بعد از قرن ششم»، دانشنامه جهان اسلام، ج۷، ص۳۹۸-۳۸۷، ۱۳۸۲ش.
# دیانت، علی اکبر، «تیمور گورکانی»، در دانشنامه بزرگ اسلامی، ج ۱۶، ص ۶۶۳تا۶۷۰، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۷ش.
# دیانت، علی اکبر، «تیمور گورکانی»، در دانشنامه بزرگ اسلامی، ج ۱۶، ص۶۶۳تا۶۷۰، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۷ش.
# دانشگاه کمبریج، «تاریخ ایران: دوره تیموریان»، ترجمه: یعقوب آژند، تهران، نشر جامی، ۱۳۷۸ش.
# دانشگاه کمبریج، «تاریخ ایران: دوره تیموریان»، ترجمه: یعقوب آژند، تهران، نشر جامی، ۱۳۷۸ش.
# خواندمیر، غیاث‌الدین، «حبیب السیر»، تهران، خیام، ۱۳۳۳ش.
# خواندمیر، غیاث‌الدین، «حبیب السیر»، تهران، خیام، ۱۳۳۳ش.
۳۸۶

ویرایش