پرش به محتوا

عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۷: خط ۱۷:
| نحوه اسلام آوردن =
| نحوه اسلام آوردن =
| حضور در جنگ‌ها =
| حضور در جنگ‌ها =
| هجرت به =مدینه
| هجرت به =[[مدینه]]
| دلیل شهرت = جدایی از [[امام حسن(ع)]] و پیوستن به [[معاویه]] در ماجرای [[صلح امام حسن(ع)|صلح]] • پسر عموی پیامبر  
| دلیل شهرت = جدایی از [[امام حسن(ع)]] و پیوستن به [[معاویه]] در ماجرای [[صلح امام حسن(ع)|صلح]] • پسر عموی پیامبر
| نقش‌های برجسته = والی امام علی در [[یمن]]• فرماندهان سپاه امام حسن(ع)
| نقش‌های برجسته = والی امام علی در [[یمن]]• فرماندهان سپاه امام حسن(ع)
| دیگر فعالیت‌ها = صحابه  
| دیگر فعالیت‌ها = صحابه
| آثار =
| آثار =
}}
}}
'''عبیدالله بن عباس بن عبدالمطّلب'''<small>(درگذشت ۵۸ ق)</small>، عموزادۀ [[پیامبر اکرم]](ص) و برادر کوچکتر [[عبدالله بن عباس]] مشهور که در دوران خلافت [[امام علی]](ع) از سوی او، والی [[یمن]] شد. عبیدالله از اصحاب [[پیامبر اکرم(ص)]] شمرده شده و از آن حضرت حدیث نقل کرده است. بنابر بیشتر منابع تاریخی، او در ماجرای [[صلح امام حسن(ع)]] از فرماندهان ارشد سپاه آن حضرت بود که به [[معاویه]] پیوست.
'''عبیدالله بن عباس بن عبدالمطّلب'''<small>(درگذشت ۵۸ ق)</small>، عموزادۀ [[پیامبر اکرم]](ص) و برادر کوچکتر [[عبدالله بن عباس]] مشهور که در دوران خلافت [[امام علی]](ع) از سوی او، والی [[یمن]] شد. عبیدالله از اصحاب [[پیامبر اکرم(ص)]] شمرده شده و از آن حضرت حدیث نقل کرده است. بنابر بیشتر منابع تاریخی، او در ماجرای [[صلح امام حسن(ع)]] از فرماندهان ارشد سپاه آن حضرت بود که به [[معاویه]] پیوست.
==مشخصات==
==مشخصات==
عبید الله (بن العباس بن عبدالمطلب بن هاشم القرشی الهاشمی)، مکنّی به ابومحمد، فرزند [[عباس]] عموی پیامبر اکرم(ص) است. مادرش لبابه دختر حارث بن حزن هلالی و خواهر [[میمونه همسر رسول خدا (ص)|میمونه همسر پیامبر(ص)]] است. پیامبر اکرم(ص) را درک کرد و بدین رو او را از [[صحابه|اصحاب]] شمرده‌اند. زمان تولد او را سال [[هجرت]] ثبت کرده‌اند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۱۰.</ref><ref>E.I.، ۱۰، ۷۶۱</ref>عبیدالله را از سخاوتمندان مشهور عرب در دوره خود دانسته‌<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۱۰.</ref>و ماجراهایی از سخاوت و بخشندگی او در منابع کهن نقل کرده‌اند.<ref>نک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۵۵ و ۵۷.</ref>
عبید الله (بن العباس بن عبدالمطلب بن هاشم القرشی الهاشمی)، مکنّی به ابومحمد، فرزند [[عباس]] عموی پیامبر اکرم(ص) است. مادرش لبابه دختر حارث بن حزن هلالی و خواهر [[میمونه همسر رسول خدا (ص)|میمونه همسر پیامبر(ص)]] است. پیامبر اکرم(ص) را درک کرد و بدین رو او را از [[صحابه|اصحاب]] شمرده‌اند. زمان تولد او را سال [[هجرت]] ثبت کرده‌اند.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۱۰.</ref><ref>E.I. ، ۱۰، ۷۶۱</ref>عبیدالله را از سخاوتمندان مشهور عرب در دوره خود دانسته‌<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۱۰.</ref> و ماجراهایی از سخاوت و بخشندگی او در منابع کهن نقل کرده‌اند.<ref>نک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۵۵ و ۵۷.</ref>


نام عبیدالله در سلسله اسناد احادیث بسیاری آمده است ولی گویا او به صورت مستقیم تنها یک حدیث از شخص پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است.<ref>ابن کثیر، البدایة و النهایه،۸، ۹۱.</ref>
نام عبیدالله در سلسله اسناد احادیث بسیاری آمده است ولی گویا او به صورت مستقیم تنها یک حدیث از شخص پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است.<ref>ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج۸، ص۹۱.</ref>


==مقام‌های سیاسی و نظامی عبیدالله==
==مقام‌های سیاسی و نظامی عبیدالله==
===دوره امام علی(ع)===
===دوره امام علی(ع)===
عبیدالله در روزگار پیامبر(ص)در سنی نبود که مقام یا وظیفه‌ای سیاسی و نظامی به او سپرده شود. گفته‌اند که او از هواخواهان [[امام علی(ع)]]بوده است. علی(ع)او را در موسم [[حج]]، سه بار از سال ۳۶ تا ۳۸ق.امیرالحاج کرد. در مرتبه سوم، میان او و یزید بن شجرة رهاوی که از سوی [[معاویه]] به این سمت منصوب شده بود، نزدیک بود که درگیری نظامی پیش بیاید. سرانجام با یکدیگر مصالحه کردند تا شیبة بن عثمان امارت را بر عهده گیرد.<ref>طبری، تاریخ الامم و المولک، ۵، ۱۳۶؛ بلاذری، أنساب الأشراف،۴، ۵۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۳، ۱۰۰۹؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۸، ۹۰ و ۷، ۳۰۹.</ref>
عبیدالله در روزگار پیامبر(ص)در سنی نبود که مقام یا وظیفه‌ای سیاسی و نظامی به او سپرده شود. گفته‌اند که او از هواخواهان [[امام علی(ع)]]بوده است. علی(ع)او را در موسم [[حج]]، سه بار از سال ۳۶ تا ۳۸ق.امیرالحاج کرد. در مرتبه سوم، میان او و یزید بن شجرة رهاوی که از سوی [[معاویه]] به این سمت منصوب شده بود، نزدیک بود که درگیری نظامی پیش بیاید. سرانجام با یکدیگر مصالحه کردند تا شیبة بن عثمان امارت را بر عهده گیرد.<ref>طبری، تاریخ الامم و المولک، ۵، ۱۳۶؛ بلاذری، أنساب الأشراف،۴، ۵۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۰۹؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۸، ص۹۰ و ج۷، ص۳۰۹.</ref>


از این که عبیدالله در دوره خلفای پیش از امام علی(ع) مسئولیتی سیاسی یا نظامی در خلافت بر عهده داشته، مطلبی در منابع دیده نمی‌شود. بنابر منابع تاریخی، امام علی(ع) او را والی [[یمن]] کرد و او تا [[شهادت]] علی(ع) بر این منصب ماند. منابع برخی حوادث را از این دوره نقل کرده‌اند که با او مرتبط است از جمله: معاویه در سال چهلم قمری [[بسر بن ابی ارطاة|بسر بن ارطاة عامری]] را با سی هزار سپاهی برای تاخت و تاز در قلمرو خلافت امام علی(ع) به [[حجاز]] و یمن گسیل کرد. بسر ابتدا به [[مدینه]] و سپس به [[مکه]] رفت و آن گاه راه یمن را در پیش گرفت. قبل از رسیدن بسر به یمن، عبیدالله به سمت [[کوفه]] گریخت و فرزندانش را جا گذاشت و از علی(ع) درخواست کمک کرد. بسر به یمن رسید و دارالحکومه را گرفت و سپس دو کودک عبیدالله را که در یمن مانده بودند، سر برید. علی(ع) سپاهی را به فرماندهی [[جاریة بن قدامه سعدی]] به یمن فرستاد و بسر گریخت و یمن باری دیگر فتح شد و عبیدالله به آنجا بازگشت.<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۵، ۱۴۰؛ ابن خیاط، تاریخ خلیفه، ۱۲۰؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۳، ۱۰۰۹. همچنین نگاه کنید: ذهبی، تاریخ الاسلام، ۳، ۶۰۷.</ref>گفته‌اند که بسر در حمله به یمن، بسیاری از [[شیعیان]] علی(ع) را در میان راه کشت.<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۵، ۱۴۰؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ۷، ۳۲۲.</ref> یکی از خطبه‌های [[نهج البلاغه]] که امام علی(ع)در آن خطاب به کوفیان گفته است: «اهل [[شام]] بر حمایت از باطل با یکدیگر متحدند و شما در حمایت از حق، پراکنده‌اید» به مناسبت همین حمله ایراد شده است.<ref>نک: ثقفی، الغارات، ۲، ۴۳۷؛ سید رضی، نهج البلاغه، ۶۶؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱، ۳۳۲.</ref>
از این که عبیدالله در دوره خلفای پیش از امام علی(ع) مسئولیتی سیاسی یا نظامی در خلافت بر عهده داشته، مطلبی در منابع دیده نمی‌شود. بنابر منابع تاریخی، امام علی(ع) او را والی [[یمن]] کرد و او تا [[شهادت]] علی(ع) بر این منصب ماند. منابع برخی حوادث را از این دوره نقل کرده‌اند که با او مرتبط است از جمله: معاویه در سال چهلم قمری [[بسر بن ابی ارطاة|بسر بن ارطاة عامری]] را با سی هزار سپاهی برای تاخت و تاز در قلمرو خلافت امام علی(ع) به [[حجاز]] و یمن گسیل کرد. بسر ابتدا به [[مدینه]] و سپس به [[مکه]] رفت و آن گاه راه یمن را در پیش گرفت. قبل از رسیدن بسر به یمن، عبیدالله به سمت [[کوفه]] گریخت و فرزندانش را جا گذاشت و از علی(ع) درخواست کمک کرد. بسر به یمن رسید و دارالحکومه را گرفت و سپس دو کودک عبیدالله را که در یمن مانده بودند، سر برید. علی(ع) سپاهی را به فرماندهی [[جاریة بن قدامه سعدی]] به یمن فرستاد و بسر گریخت و یمن باری دیگر فتح شد و عبیدالله به آنجا بازگشت.<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۴۰؛ ابن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۱۲۰؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۰۹. همچنین نگاه کنید: ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۶۰۷.</ref>گفته‌اند که بسر در حمله به یمن، بسیاری از [[شیعیان]] علی(ع) را در میان راه کشت.<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۴۰؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج۷، ص۳۲۲.</ref> یکی از خطبه‌های [[نهج البلاغه]] که امام علی(ع)در آن خطاب به کوفیان گفته است: «اهل [[شام]] بر حمایت از باطل با یکدیگر متحدند و شما در حمایت از حق، پراکنده‌اید» به مناسبت همین حمله ایراد شده است.<ref>نک: ثقفی، الغارات، ج۲، ص۴۳۷؛ سید رضی، نهج البلاغه، ص۶۶؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳۳۲.</ref>


در برخی منابع روایی شیعه از گریختن عبیدالله سخنی به میان نیامده است. بنابر این منابع، هنگام حمله بسر به یمن، عبیدالله در مکه بود. وقتی بسر به یمن رسید، به دنبال عبیدالله گشت. به او گفتند که در مکه است. بسر دو فرزند عبیدالله را پیدا کرد و سر برید.<ref>طوسی، الأمالی، ۷۷.</ref>
در برخی منابع روایی شیعه از گریختن عبیدالله سخنی به میان نیامده است. بنابر این منابع، هنگام حمله بسر به یمن، عبیدالله در مکه بود. وقتی بسر به یمن رسید، به دنبال عبیدالله گشت. به او گفتند که در مکه است. بسر دو فرزند عبیدالله را پیدا کرد و سر برید.<ref>طوسی، الأمالی، ص۷۷.</ref>


===دوره امام حسن(ع)===
===دوره امام حسن(ع)===
عبیدالله پس از شهادت امام علی(ع)، از خلافت [[امام حسن(ع)]] پشتیبانی کرد. در آن دوره، نامه‌هایی میان امام حسن(ع) و [[معاویه]] تبادل شد و هر یک از آنها از دیگری خواست که از [[خلافت]] دست کشد و تسلیم گردد. این نامه‌ها به جایی نرسید و سرانجام معاویه با سپاهی به سوی [[کوفه]] حرکت کرد. امام حسن(ع) نیز مردم را به دفاع فراخواند. در این میان، سپاهی ۱۲ هزار نفری تشکیل شد. امام حسن فرماندهی این سپاه را به عبیدالله واگذاشت و به او گفت که این سپاه از بهترین جنگجویان، قاریان [[قرآن]] و یاران [[امیرمومنان]] تشکیل شده است و او را همراه سپاه به مقابله با سپاه معاویه گسیل کرد و گفت همانجا بماند تا آن حضرت همراه دیگر سپاهیان به او ملحق شود؛ اما عبیدالله با گرفتن [[رشوه]]، به معاویه پیوست.<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۷۱. همچنین نک: ابن خلدون، ۲، ۶۴۹.</ref> بلاذری(درگذشتۀ ۲۷۹ق.) درباره پیوستن او به معاویه سخنی دیگر دارد و گفته است: چون دید که [[حسن بن علی]] رغبتی به امر خلافت ندارد، به معاویه پیوست.<ref>بلاذری، أنساب الأشراف،۴، ۵۹.</ref> اما از سخنان [[قیس بن سعد بن عباده]] جانشین فرماندهی سپاه ۱۲ هزار نفره که پس از فرار عبیدالله، فرمانده سپاه شد، برمی‌آید که او فرمانده شجاع و قابل اعتمادی نبوده است. قیس در این سخنرانی عبیدالله، پدرش [[عباس بن عبد المطلب|عباس]] و برادرش [[عبدالله بن عباس]] را به پیامبر و امام علی(ع) وفادار ندانسته است.<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۷۳.</ref>
عبیدالله پس از شهادت امام علی(ع)، از خلافت [[امام حسن(ع)]] پشتیبانی کرد. در آن دوره، نامه‌هایی میان امام حسن(ع) و [[معاویه]] تبادل شد و هر یک از آنها از دیگری خواست که از [[خلافت]] دست کشد و تسلیم گردد. این نامه‌ها به جایی نرسید و سرانجام معاویه با سپاهی به سوی [[کوفه]] حرکت کرد. امام حسن(ع) نیز مردم را به دفاع فراخواند. در این میان، سپاهی ۱۲ هزار نفری تشکیل شد. امام حسن فرماندهی این سپاه را به عبیدالله واگذاشت و به او گفت که این سپاه از بهترین جنگجویان، قاریان [[قرآن]] و یاران [[امیرمومنان]] تشکیل شده است و او را همراه سپاه به مقابله با سپاه معاویه گسیل کرد و گفت همانجا بماند تا آن حضرت همراه دیگر سپاهیان به او ملحق شود؛ اما عبیدالله با گرفتن [[رشوه]]، به معاویه پیوست.<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۷۱. همچنین نک: ابن خلدون، ج۲، ص۶۴۹.</ref> بلاذری(درگذشتۀ ۲۷۹ق.) درباره پیوستن او به معاویه سخنی دیگر دارد و گفته است: چون دید که [[حسن بن علی]] رغبتی به امر خلافت ندارد، به معاویه پیوست.<ref>بلاذری، أنساب الأشراف، ج۴، ص۵۹.</ref> اما از سخنان [[قیس بن سعد بن عباده]] جانشین فرماندهی سپاه ۱۲ هزار نفره که پس از فرار عبیدالله، فرمانده سپاه شد، برمی‌آید که او فرمانده شجاع و قابل اعتمادی نبوده است. قیس در این سخنرانی عبیدالله، پدرش [[عباس بن عبد المطلب|عباس]] و برادرش [[عبدالله بن عباس]] را به پیامبر و امام علی(ع) وفادار ندانسته است.<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۷۳.</ref>


برخی منابع، قیس بن سعد را فرمانده این سپاه دانسته و از فرماندهی عبیدالله هیچ نگفته‌اند. بنابر این منابع، امام حسن(ع) قیس را که والی آذربایجان بود برکنار کرد و سپاه یادشده را به او سپرد و عبیدالله را والی [[آذربایجان]] نمود.<ref>ابن کثیر، البدایة و النهایه، ۸، ۱۴.</ref> اما بنابر روایتی که طبری آورده، علی(ع) قیس را به فرماندهی ۴۰ هزار سرباز گمارده بود تا به آذربایجان برود؛ اما قیس تعلل می‌کرد تا سرانجام علی(ع) به شهادت رسید. وقتی امام حسن(ع) [[خلیفه]] شد، میلی به جنگ نداشت و از طرفی می‌دانست که قیس خواهان جنگ با شام است. بدین رو او را از فرماندهی سپاه برداشت و [[عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب|عبیدالله بن عباس]] را به جایش گمارد. چون عبیدالله از نظر امام حسن(ع) مطلع بود، وقتی همراه سپاه به مقابله با معاویه رفت، به او پیوست.<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۵، ۱۵۸.</ref>این روایت با روایاتی دیگر که طبق آنها، امام حسن(ع) عبیدالله را مامور به مقابله با معاویه کرد و نه تسلیم و قیس را به سمت جانشینی و مشاور او برگزید و هر گونه اقدام را منوط به مشورت با قیس کرد،<ref>نک: ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۷۱.</ref> سازگار نیست.
برخی منابع، قیس بن سعد را فرمانده این سپاه دانسته و از فرماندهی عبیدالله هیچ نگفته‌اند. بنابر این منابع، امام حسن(ع) قیس را که والی آذربایجان بود برکنار کرد و سپاه یادشده را به او سپرد و عبیدالله را والی [[آذربایجان]] نمود.<ref>ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج۸، ص۱۴.</ref> اما بنابر روایتی که طبری آورده، علی(ع) قیس را به فرماندهی ۴۰ هزار سرباز گمارده بود تا به آذربایجان برود؛ اما قیس تعلل می‌کرد تا سرانجام علی(ع) به شهادت رسید. وقتی امام حسن(ع) [[خلیفه]] شد، میلی به جنگ نداشت و از طرفی می‌دانست که قیس خواهان جنگ با شام است. بدین رو او را از فرماندهی سپاه برداشت و [[عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب|عبیدالله بن عباس]] را به جایش گمارد. چون عبیدالله از نظر امام حسن(ع) مطلع بود، وقتی همراه سپاه به مقابله با معاویه رفت، به او پیوست.<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۵۸.</ref>این روایت با روایاتی دیگر که طبق آنها، امام حسن(ع) عبیدالله را مامور به مقابله با معاویه کرد و نه تسلیم و قیس را به سمت جانشینی و مشاور او برگزید و هر گونه اقدام را منوط به مشورت با قیس کرد،<ref>نک: ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۷۱.</ref> سازگار نیست.


==وفات==
==وفات==
گفته‌اند که پس از به حکومت رسیدن معاویه، عبیدالله به مدینه رفت و باقی عمر خود را در آنجا گذراند. منابع از این که او سمتی را در حکومت معاویه پذیرفته باشد، سخنی نگفته‌اند. سال وفاتش را به اختلاف، ذکر کرده‌اند که ابن عبدالبر تاریخ نگار قرن پنجم [[قمری]]، سال ۵۸ قمری را به صحت نزدیکتر دانسته است.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۳، ۱۰۱۰.</ref>
گفته‌اند که پس از به حکومت رسیدن معاویه، عبیدالله به مدینه رفت و باقی عمر خود را در آنجا گذراند. منابع از این که او سمتی را در حکومت معاویه پذیرفته باشد، سخنی نگفته‌اند. سال وفاتش را به اختلاف، ذکر کرده‌اند که ابن عبدالبر تاریخ نگار قرن پنجم [[قمری]]، سال ۵۸ قمری را به صحت نزدیکتر دانسته است.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۱۰.</ref>


==پانویس==
==پانویس==