پرش به محتوا

حسن حسن‌زاده آملی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹۰: خط ۹۰:
او معتقد است وجودی غیر از وجود خدا نیست و آنچه به آن ماسِوَی‌الله (غیر خدا) گفته می‌شود مَظهرهای او (جای آشکار شدن او) هستند؛ البته او تأکید می‌کند خالق خالق است و مخلوق مخلوق، و خالق از هر عیب و نقصی پاک است.<ref>حسن‌زاده، خیر الاثر در رد جبر و قدر، ۱۳۶۹ش، ص۱۲۱ و ۱۲۲.</ref> او برای روشن شدن موضوع به دریا و موج‌های آن مثال می‌زند که موج‌ همان دریا نیست ولی جدا و غیر از دریا هم نیست.<ref>حسن‌زاده، نهج الولایة، ۱۳۹۰ش، ص۴۴.</ref> وی بر اساس برخی روایات،<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۲۱۴ و ص۳۳۵.</ref> بر این باور است که جدا بودنِ مخلوقات از خدا مانند جدا بودنِ شیئی مادّی از شیئی مادی دیگر نیست؛ بلکه خدا با صفت قهر و قدرت خود و مخلوق با صفت نقص خود از یکدیگر جدا هستند.<ref>حسن‌زاده، هزار و یک کلمه، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۱۲.</ref>  
او معتقد است وجودی غیر از وجود خدا نیست و آنچه به آن ماسِوَی‌الله (غیر خدا) گفته می‌شود مَظهرهای او (جای آشکار شدن او) هستند؛ البته او تأکید می‌کند خالق خالق است و مخلوق مخلوق، و خالق از هر عیب و نقصی پاک است.<ref>حسن‌زاده، خیر الاثر در رد جبر و قدر، ۱۳۶۹ش، ص۱۲۱ و ۱۲۲.</ref> او برای روشن شدن موضوع به دریا و موج‌های آن مثال می‌زند که موج‌ همان دریا نیست ولی جدا و غیر از دریا هم نیست.<ref>حسن‌زاده، نهج الولایة، ۱۳۹۰ش، ص۴۴.</ref> وی بر اساس برخی روایات،<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۲۱۴ و ص۳۳۵.</ref> بر این باور است که جدا بودنِ مخلوقات از خدا مانند جدا بودنِ شیئی مادّی از شیئی مادی دیگر نیست؛ بلکه خدا با صفت قهر و قدرت خود و مخلوق با صفت نقص خود از یکدیگر جدا هستند.<ref>حسن‌زاده، هزار و یک کلمه، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۱۲.</ref>  


به گفته حسن‌زاده آملی برداشتی از وحدت وجود که در آن مخلوقات وهم و خیال دانسته شده، نادرست است.<ref>حسن‌زاده، توحید اهل الله، ۱۳۸۷ش، ص۲۴.</ref> او تنها راه رسیدن به شناخت حقیقیِ توحید را، راه شهود عرفانی دانسته است.
به گفته حسن‌زاده آملی برداشتی از وحدت وجود که در آن مخلوقات وهم و خیال دانسته شده، نادرست است.<ref>حسن‌زاده، توحید اهل الله، ۱۳۸۷ش، ص۲۴.</ref> او تنها راه رسیدن به شناخت حقیقیِ توحید را، راه شهود عرفانی دانسته و در دیوان خود چنین سروده است:
{{شعر۲
|سبک نگارش=(نستعلیق یا ساده)
|همه از دست شد و او شده است|اَنَا و اَنْتَ و هو، هو شده است
|درس عشق است و الفبائی نیست|لایق او دل هر جایی نیست
|طُرّه‌ی عشق شکن در شکن است|حَسَن اندر حسن اندر حسن است<ref>حسن‌زاده، دیوان اشعار، ۱۳۹۱ش، ص۳۴۵.</ref>
}}
{{همچنین ببینید|وحدت وجود}}
{{همچنین ببینید|وحدت وجود}}


۱۹۶

ویرایش