کاربر:Ms.sadeghi/صفحه تمرین
مناظرات امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم
معرفی و جایگاه
یحیی بن اکثم (درگذشت: ۲۴۲ق)، فقیه، محدث[۱] و قاضیالقضات[۲] دوران مامون[۳] و معتصم،[۴] از خلفای عباسی، بود. او همعصر امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بود.[۵] او در دوره مأمون وارد دربار شد و نفوذ یافت[۶] و برخی امور مملکت به او سپرده شد.[۷] در سال ۲۱۶ق فرماندهی لشکر مأمون در جنگ با روم را بر عهده گرفت[۸]
یحیی در بیست یا ۲۱ سالگی قاضی بصره شد[۹] و بعدها قاضی بغداد،[۱۰] سامرا[۱۱] و مصر[۱۲] بود؛ و در دوره معتصم[۱۳] و متوکل از قضاوت عزل شد و متوکل اموال او را مصادره کرد.[۱۴] او ریاست دیوان مظالم را نیز بر عهده داشت.[۱۵]
به گزارش منابع، یحیی از بیش از بیست نفر از محدثان، از جمله عبدالله بن مُبارک و سُفْیان بن عُیَیْنَه روایت کرده است.[۱۶] حدود بیست راوی نیز از او روایت کردهاند که از جمله آنان میتوان به بخاری و ترمذی اشاره کرد.[۱۷]
گفته شده یحیی در سال ۲۴۲ یا ۲۴۳ق، پس از بازگشت از مراسم حج، در ۱۵ ذیحجه در رَبَذِه درگذشت و در آنجا دفن شد.[۱۸] برخی مدت عمر او را ۸۳ سال دانستهاند.[۱۹]
https://noorlib.ir/book/view/1407?volumeNumber=10&pageNumber=381&viewType=html
مناظره اول
مأمون پس از آنکه تصمیم گرفت دخترش، امفضل، را به ازدواج امام جواد(ع) درآورد، با مخالفت عباسیان روبهرو شد. آنان به مأمون اعتراض کردند که چگونه ممکن است دختر خود را به کودکی کمسن از فرزندان ابوطالب بسپارد، در حالی که او از نظر دانش و شناخت احکام دین در مرتبهای نیست که بتواند چنین جایگاهی داشته باشد. مأمون در پاسخ، از دانش و فضیلت امام جواد(ع) دفاع کرد و آنان را به آزمودن امام فراخواند. عباسیان نیز یحیی بن اکثم، قاضیالقضات و از دانشمندان آن روزگار، را برای مناظره با امام برگزیدند.
در مجلس مناظره، یحیی از امام جواد(ع) درباره حکم مُحرمی پرسید که صیدی را کشته است. امام(ع) در پاسخ، به جای بیان حکمی کلی، یازده صورت مختلف مسئله را از یحیی پرسید: صید در خارج حرم کشته شده یا در حرم؟ مُحرم به حکم مسئله آگاه بوده یا جاهل؟ صید را عمداً کشته یا از روی خطا؟ مُحرم آزاد بوده یا برده؟ صید کوچک بوده یا بزرگ؟ و آیا این کار را برای نخستینبار انجام داده یا پیش از آن نیز مرتکب چنین کاری شده است؟ امام(ع) سپس درباره نوع صید پرسید که از پرندگان بوده یا از غیر پرندگان و بار دیگر درباره کوچک یا بزرگ بودن آن سؤال کرد. همچنین پرسید مُحرم پس از ارتکاب این کار بر آن اصرار دارد یا پشیمان شده است، صید در شب انجام شده یا روز، و مُحرم برای عمره احرام بسته یا برای حج.
یحیی در برابر این پرسشهای پیاپی درماند و ناتوانی او از پاسخ دادن آشکار شد. حاضران نیز دریافتند که او نمیتواند برای صورتهای مختلفی که امام(ع) مطرح کرده است، پاسخ مناسبی ارائه کند. سپس امام پاسخ همه سوالات را بیان کرد و حاضران، شگقت زده شدند.[۲۰]
در اکثر منابع، سن امام جواد(ع) هنگام این مناظره، نه سال،[۲۱] ده و یازده سال[۲۲] گزارش شده است.
امام جواد(ع) در این مناظره، سوال یحیی را به یازده فرع فقهی تبدیل کرد و پاسخ آنها را بیان نمود.[۲۳]
این مناظره در منابع بسیاری همچون، تفسیر قمی،[۲۴] تحف العقول،[۲۵] اثبات الوصیه،[۲۶] ارشاد،[۲۷] روضة الواعظین،[۲۸] احتجاج،[۲۹]
امام جواد در این مناظره به آیه ۹۵ سوره مائده استناد کرد.[۳۰]
سند شیخ مفید: وَ رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْن سُلَيْمَانَ عَنْ عَلِيّ بْن إِبْرَاهِيمَ بْن هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَن الرَّيَّانِ بن شَبِيبٍ.
سند مسعودی: عَنْ عَلِيّ بْن إِبْرَاهِيمَ بْن هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَن الرَّيَّانِ بن شَبِيبٍ.
مرسل: روضه الواعظین،[۳۱] احتجاج،[۳۲] کشف الغمه،[۳۳] : ریان بن شبیب.
سند قمی: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ (الْحَسَنِ) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَوْنِ النَّصِيبِيِّ.
مناظره دوم
در گزارشی آمده، پس از ازدواج امام جواد(ع) با دختر مامون، امام جواد(ع) از یحیی درباره زنی پرسید که در فاصله یک شبانهروز، در زمانهای مختلف بر یک مرد حلال و حرام میشد. یحیی از پاسخ به این پرسش ناتوان ماند و از امام خواست پاسخ آن را بیان کند.
امام جواد(ع) توضیح داد که آن زن، کنیزی بود که مردی دیگر مالک او بود. در آغاز روز، نگاه کردن به او برای مرد حرام بود؛ سپس مرد او را خرید و زن بر او حلال شد. هنگام ظهر او را آزاد کرد و بر او حرام شد. هنگام عصر با او ازدواج کرد و بر او حلال شد. هنگام غروب با او ظهار کرد و زن بر او حرام شد. هنگام عشاء، پس از پرداخت کفاره ظهار، بر او حلال شد. در نیمهشب او را طلاق داد و بر او حرام شد و هنگام طلوع فجر به او رجوع کرد و بر او حلال گردید.[۳۴]
به گفته برخی پژوهشگران، گزارش این مناظره در منابع کهن شیعی همچون تفسیر قمی، اثبات الوصیه مسعودی، ارشاد و اختصاص شیخ مفید، متقنبودن متن روایت و صحت مناظره را نشان میدهد.[۳۵]
مناظره سوم
به گفته طبرسی در کتاب احتجاج، پس از ازدواج امام جواد(ع) با امفضل، یحیی بن اکثم در مجلسی با حضور امام(ع) و گروهی از مردم، درباره روایاتی در فضیلت ابوبکر و عمر پرسش کرد.
نخست، یحیی درباره روایتی پرسید که جبرئیل از جانب خداوند به پیامبر(ص) گفته بود از ابوبکر بپرسد آیا از خدا راضی است؛ زیرا خداوند از او راضی است. امام(ع) با تأکید بر سنجش احادیث با قرآن و سنت و با استناد به آیه «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ...» این روایت را رد کرد و گفت خداوند از درون انسان آگاه است.
یحیی سپس درباره تشبیه ابوبکر و عمر به جبرئیل و میکائیل پرسید. امام(ع) گفت این دو فرشته هرگز خدا را نافرمانی نکردهاند، در حالی که ابوبکر و عمر پیش از اسلام مشرک بودند؛ بنابراین چنین تشبیهی ممکن نیست. درباره روایت «دو سرور پیران اهل بهشت» نیز فرمود اهل بهشت جواناند و پیری در آنجا وجود ندارد و این روایت را ساخته بنیامیه در برابر فضیلت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دانست.
یحیی درباره روایت «عمر چراغ اهل بهشت است» پرسید. امام(ع) گفت با وجود فرشتگان مقرب، آدم، پیامبر(ص) و دیگر پیامبران، چنین سخنی ممکن نیست. سپس درباره روایت «اگر من مبعوث نمیشدم، عمر مبعوث میشد» پرسید. امام(ع) با استناد به پیمان خداوند با پیامبران گفت این پیمان تغییر نمیکند؛ بنابراین کسی که بیشتر عمر خود را در شرک گذرانده، نمیتواند به پیامبری برگزیده شود. همچنین به روایت بعثت خود پیش از آفرینش آدم استناد کرد.
یحیی درباره روایت گمان پیامبر(ص) به نزول وحی بر خاندان خطاب پرسید. امام(ع) آن را محال دانست؛ زیرا پیامبر(ص) نمیتواند در نبوت خود تردید کند. سپس با استناد به آیه «اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلَائِکَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ» گفت نبوت به کسی که به خدا شرک ورزیده، منتقل نمیشود.
در پایان، یحیی درباره روایت «اگر عذاب نازل میشد، جز عمر کسی نجات نمییافت» پرسید. امام(ع) با استناد به آیه «وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ...» آن را رد کرد و گفت خداوند تا زمانی که پیامبر(ص) در میان مردم است و آنان استغفار میکنند، آنان را عذاب نمیکند.[۳۶]
به گفته برخی، امام جواد(ع) در این مناظره با استدلال عقلی و نقلی، جعلیبودن این روایات را که توسط حاکمان ظالم ساخته شده بود، مشخص کرد.[۳۷]
امام جواد در این مناظره به آیات ۵ سوره ق، ۷ سوره احزاب، ۷۵ سوره حج و ۳۳ سوره انفال استناد کرد.[۳۸]
این مناظره بعد از ازدوج امام جواد(ع) با ام الفضل انجام شده است.[۳۹]
مناظره چهارم
به گزارش کلینی در کافی، یحیی بن اکثم نقل کرده است که روزی در حال طواف قبر پیامبر(ص) امام جواد(ع) را دید و با ایشان درباره مسائل علمی مناظره و گفتوگو کرد. او قصد داشت پرسشی درباره امام مطرح کند، اما پیش از طرح پرسش، امام جواد(ع) فرمود که میداند او میخواهد درباره امام سؤال کند و سپس خود را امام معرفی کرد. یحیی برای این ادعا نشانهای خواست و در پی آن، عصای امام به سخن آمد و امام جواد(ع) را امام و حجت آن زمان معرفی کرد.[۴۰]
راویان روایت، (مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلطَّيِّبِ عَنْ عَبْدِ اَلْوَهَّابِ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي اَلْعَلاَءِ) است.[۴۱]
این روایت در منابع متعددی همچون دلائل الامامه،[۴۲] الثاقب فی المناقب[۴۳] آمده است.
منابع
حسینی، سید جواد، «مناظرهای از امام جواد(ع)»، مجله مبلغان، شماره ۳۳، مهر ۱۳۸۱ش.
ابنحمزه، محمد بن علی، الثاقب في المناقب، قم، انصاریان، ۱۳۷۰ش.
طبری آملی، محمد بن جریر، دلائل الإمامة، قم، بنیاد بعثت. مرکز چاپ و نشر، ۱۳۷۱ش.
فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظين، قم، دلیل ما، ۱۳۸۱ش.
کلینی، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الكتب الإسلامية، ۱۳۶۳ش.
اربلی، علی بن عیسی، كشف الغمة في معرفة الأئمة، قم، الشريف الرضي، ۱۳۷۹ش.
طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد، نشر المرتضى، ۱۴۰۳ق.
معمتد لنگرودی، فاطمه و محمدرضا بارانی، «سیر تطور تاریخی مناظرههای امام جواد(ع)»، دوفصلنامه سخن تاریخ، شماره ۲۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش.
قمی، علی بن ابراهيم، تفسير القمي، قم، دار الکتاب، ۱۳۶۳ش.
مسعودی، علی بن حسین، إثبات الوصية للإمام علي بن أبي طالب، قم، انصاریان، ۱۳۸۵ش.
ابنشعبه، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول(ع)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۳ش.
پانویس
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ مفید، الإختصاص، دفتر انتشارات اسلامی، ص۹۸؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۵.
- ↑ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۸۳.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۹، ص۱۸۸.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۶۹ش، ج۲۰، ص۳۲.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ حافظ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۳۱، ص۲۱۶.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۸، ص۶۲۵.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۲۰۲؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۸.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۱۹۶.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۵۳.
- ↑ ابنخلکان، وفیات الأعیان، ۱۳۶۴ش، ج۶، ص۱۶۲.
- ↑ شبستری، سبل الرشاد الى اصحاب الإمام الجواد(ع)، ۱۴۲۱ق، ص۲۸۱.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۹، ص۱۹۸-۱۹۹.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۹، ص۱۸۸.
- ↑ حافظ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۳۱، ص۲۰۷-۲۰۸.
- ↑ حافظ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج۳۱، ص۲۰۸-۲۰۹.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۲۰۵-۲۰۶.
- ↑ ابنجوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۱، ص۳۱۹.
- ↑ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۶.
- ↑ ابنشعبه، تحف العقول، ۱۳۶۳ش، ص۴۵۱.
- ↑ قمی، تفسير القمي، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۸۲؛ مفید، الإختصاص، دفتر انتشارات اسلامی، ص۹۸.
- ↑ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۲.
- ↑ قمی، تفسير القمي، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۸۲-۱۸۴.
- ↑ ابنشعبه، تحف العقول، ۱۳۶۳ش، ص۴۵۱.
- ↑ مسعودی، إثبات الوصية، ۱۳۸۵ش، ص۲۲۳-۲۲۶.
- ↑ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۸۱-۲۸۶.
- ↑ فتال نیشابوری، روضة الواعظين، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۵۳۵.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ش، ج۲، ص۴۴۳-۴۴۵.
- ↑ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۸۵.
- ↑ فتال نیشابوری، روضة الواعظين، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۵۳۵.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ش، ج۲، ص۴۴۳-۴۴۵.
- ↑ اربلی، كشف الغمة، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۸۶۶-۸۶۹.
- ↑ شیخ مفید، الإرشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۲۸۶-۲۸۷.
- ↑ معمتد لنگرودی، فاطمه و دیگران، «سیر تطور تاریخی مناظرههای امام جواد(ع)»، ص۱۸.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ش، ج۲، ص۴۴۶-۴۴۹.
- ↑ حسینی، «مناظرهای از امام جواد(ع)»، ص۳۴.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ش، ج۲، ص۴۴۶-۴۴۹.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ش، ج۲، ص۴۴۶.
- ↑ کلینی، الكافي، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۵۳.
- ↑ کلینی، الكافي، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۵۳.
- ↑ طبری آملی، دلائل الإمامة، ۱۳۷۱ش، ص۴۰۲-۴۰۳.
- ↑ ابنحمزه، الثاقب في المناقب، ۱۳۷۰ش، ص۵۰۸.