کاربر:Bashiri/صفحه تمرین3: تفاوت میان نسخهها
imported>Bashiri جز ←منابع |
imported>Bashiri جز ←کاربرد فقهی |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
علامه طباطبایی معتقد است بیقید و شرط بودن آیه، نشان میدهد همه انسانها از جمله کفرپیشگان نیز نمیبایست با اکراه دین اسلام را بپذیرند و آیه نهی شرعی (حکم انشائی تشریعی) است و جمله بعدی«قدتبین..» علت این حکم عنوان شده که عبارت است از بارز بودن حقیقت.<ref>علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۲و۳۴۳.</ref> بسیاری از مفسرین نیز معتقدنداین آیه درصدد بیان ممنوعیت اجبار در پذیرش دین است.<ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسير القرآن، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۴۱۴؛ طوسی، التبيان فی تفسير القرآن، بیروت، ج۲، ص۳۱۱ ؛مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱.</ref> فخر رازی هم در تفسیر کبیر خود معتقد است این آیه صراحتا دین بر مبنای اجبار را نمیپذیرد و مبنای دین را پذیرش از روی اختیار دانسته است؛ چرا که اگر پذیرش دین اجباری بود، دیگر امکان امتحان و آزمایش وجود نداشت.<ref>فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۱۵.</ref> | علامه طباطبایی معتقد است بیقید و شرط بودن آیه، نشان میدهد همه انسانها از جمله کفرپیشگان نیز نمیبایست با اکراه دین اسلام را بپذیرند و آیه نهی شرعی (حکم انشائی تشریعی) است و جمله بعدی«قدتبین..» علت این حکم عنوان شده که عبارت است از بارز بودن حقیقت.<ref>علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۲و۳۴۳.</ref> بسیاری از مفسرین نیز معتقدنداین آیه درصدد بیان ممنوعیت اجبار در پذیرش دین است.<ref>ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسير القرآن، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۴۱۴؛ طوسی، التبيان فی تفسير القرآن، بیروت، ج۲، ص۳۱۱ ؛مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱.</ref> فخر رازی هم در تفسیر کبیر خود معتقد است این آیه صراحتا دین بر مبنای اجبار را نمیپذیرد و مبنای دین را پذیرش از روی اختیار دانسته است؛ چرا که اگر پذیرش دین اجباری بود، دیگر امکان امتحان و آزمایش وجود نداشت.<ref>فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۱۵.</ref> | ||
علامه حلی نیز محتوای آیه را در احکام جاری دانسته و در تکلیف نداشتن مکلف در مواردی که از توان او خارج | علامه حلی نیز محتوای آیه را در احکام جاری دانسته و در تکلیف نداشتن مکلف در مواردی که از توان او خارج است ( تکلیف به مالایطاق )، به این آیه استدلال میکند.<ref>علامه حلی، الفین الفارق بین الصدق و المین، 1381ش، ج1، ص416و417.</ref> | ||
==دیدگاه متکلمان== | ==دیدگاه متکلمان== | ||
نسخهٔ ۹ دسامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۱۳
بسم الله الرحمن الرحیم
آیه لا اکراه فی الدین آیه ۲۵۶ سوره بقره و بخشی از آیة الکرسی است که به مسلمانان توصیه میکند، غیرمسلمانان را به اسلام آوردن مجبور نکنند. این آیه هنگامی نازل شد که برخی از انصار قصد داشتند فرزندان خود به پذیرش دین اسلام مجبور کنند. برخی از مفسران این آیه را پاسخ به افرادی دانستهاند که زور و شمشیر را عامل پذیرش دین اسلام معرفی میکردند. گفته شده این آیه با نزول آیه قتال و آیه ۷۴و۷۵ سوره توبه نسخ شده است.
متن و ترجمه آیه
لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۵۶﴾
در دین هیچ اجباری نیست. و راه از بیراهه بخوبی آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزی استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است. و خداوند شنوای داناست.
معرفی اجمالی
«آیه لا اکراه فی الدین» آیه ۲۵۶ سوره بقره است. این آیه همراه با آیت الکرسی تلاوت میشود و از پرکاربردترین آیات قرآن کریم است.[۱] در نگاه اولیه، آیه نشاندهنده اجباری نبودن پذیرش دین و تاکید بر آزادی و اختیار انسان در پذیرش دین است.[۲] امام خمینی فضایل اخلاقی را در معنای کلمه دین در آیه لا اکراه فی الدین دخیل دانسته است.[۳] برخی محتوای آیه را به صورت قاعده عقلی پذیرفتهاند.[۴]
آیة الکرسی
آیه ۲۵۵ از سوره بقره، آیة الکرسی خوانده میشود. با توجه به برخی روایات و بنابر عقیده برخی مفسران، آیات ۲۵۶ و ۲۵۷ سوره بقره هم جزء آیة الکرسی است.[۵] محمد حسین طباطبایی علت عظمت آية الكرسى را شاملبودن آن بر مطالب دقیقی درباره «توحید» خالص و قیمومیت مطلق خدا میداند.[۶] بنا بر روایات معصومین، خواندن این آیه در همه حال، برای دفع چشمزخم، سلامتی و... مستحب است.[۷]
شأن نزول
علامه طباطبایی به نقل از تفسیر درالمنثور شأن نزول آیه را مربوط به همسران بعضی از انصار میداند که عهد کرده بودند تا اگر فرزندی به دنیا بیاورند و زنده بماند، آنها را یهودی کنند و به همین دلیل زمانی که یهودیان بنیالنضیر به خاطر پیمان شکنی به بیرون مدینه رانده شدند، پدران آن فرزندان اجازه خروج به آنها نمیدادند ودرصدد بودند تا به اجبار آنها را مسلمان کنند تا اینکه آیه نازل میشود.[۸] البته علامه طباطبایی قول دیگری را نقل میکند که فردی از پیامبر اکرم(ص) سوال نموده بود که آیا میتواند فرزندان خود را که نصرانی هستند، به اسلام مجبور نماید و این آیه در پاسخ نازل شده است.[۹] در تفسیر مجمع البیان قتادة بن دعامه، حسن و ضحاک معتقدند این آیه درباره اهل کتابی که از آنها جزیه دریافت میشد نازل شده است. سدی گفته است، این آیه درباره همه کافران است و بعدها با آیه قتال نسخ شده است.[۱۰] از ابن عباس نیز نقل شده، این آیه مربوط به فرزندان یهودی دسته مشخصی از انصار است و برخی دیگر هم معتقدند که مخاطب آیه همه مردم هستند؛ به این معنا که در دین که مسئلهای قلبی است، برای هیچ کس اجبار وجود ندارد.[۱۱]
دیدگاه مفسران
مفسران چند گونه این عبارت قرآنی را تفسیر نمودهاند:
دسته اول معتقدند این آیه نسخ شده است. میبدی[۱۲] و ابوالفتوح رازی[۱۳] گفتهاند، این آیه با آیه قتال و آیات ۷۴و۷۵ سوره توبه نسخ شده است.
دسته دوم در تفسیر این آیه گفتهاند در پذیرش دین، نوعی از اجبار قابل تصور است، مثلا اینکه در بیان راه حق و رساندن آن به گوش افراد میتوان اجبار را بکار برد؛[۱۴] و یا اینکه اگر فرد به تعالی روحی رسیده باشد، اجبار مفهوم پیدا نمیکند.[۱۵]
دسته سوم مفسرینی که معتقدند بر اساس این آیه، ایمان با اکراه نمیتواند در یک جا جمع شود[۱۶] و اجبار تنها میتواند در رفتار ظاهری تأثیر بگذارد.[۱۷] این آیه نیز پاسخی به افرادی است که زور و شمشیر را عامل پذیرش دین اسلام میدانستند [۱۸] در تفسیر مجمع البیان گفته شده زجاج (ابواسحاق، ابراهیم بن سری صاحب کتاب اعراب القرآن)[۱۹] معتقد است با این آیه مشخص میشود، اگر کسی پس از جنگ اسلام آورد، به اکراه اسلام نیاورده است. [۲۰] بیضاوی نیز در تفسیر این آیه گفته است با توجه به این آیه خیری در الزام افراد به دین نیست[۲۱]
دسته چهارم مفسرانی که معتقدند مقصود از دین تشیع است و «لااکراه» اشاره به عدم اجبار بر پذیرش ولایت امام عادل دارد.[۲۲]
دسته پنجم مفسرینی که به کاربرد فقهی آیه اشاره نمودهاند.[۲۳]
در تفاسیر دیگر مانند تفسیر نورالثقلین با توجه به اینکه این عبارت قرآنی بخشی از آیت الکرسی است، به ثواب و آثار قرائت آیت الکرسی اشاره نموده و نحوه نزول آیت الکرسی را با روایات مختلف بررسی نموده است.[۲۴]
کاربرد فقهی
علامه طباطبایی معتقد است بیقید و شرط بودن آیه، نشان میدهد همه انسانها از جمله کفرپیشگان نیز نمیبایست با اکراه دین اسلام را بپذیرند و آیه نهی شرعی (حکم انشائی تشریعی) است و جمله بعدی«قدتبین..» علت این حکم عنوان شده که عبارت است از بارز بودن حقیقت.[۲۵] بسیاری از مفسرین نیز معتقدنداین آیه درصدد بیان ممنوعیت اجبار در پذیرش دین است.[۲۶] فخر رازی هم در تفسیر کبیر خود معتقد است این آیه صراحتا دین بر مبنای اجبار را نمیپذیرد و مبنای دین را پذیرش از روی اختیار دانسته است؛ چرا که اگر پذیرش دین اجباری بود، دیگر امکان امتحان و آزمایش وجود نداشت.[۲۷]
علامه حلی نیز محتوای آیه را در احکام جاری دانسته و در تکلیف نداشتن مکلف در مواردی که از توان او خارج است ( تکلیف به مالایطاق )، به این آیه استدلال میکند.[۲۸]
دیدگاه متکلمان
گفته شده مطالبی که امامان شیعه(ع) در تفسیر این آیه بیان کردهاند، بحث آزادی تکوینی انسان در انتخاب عقیده بوده است و این مطلب جزو اولین مباحث کلامی است که در میان مسلمانان رایج شده است.[۲۹]
انکار جبر
پیوند به بیرون
- لا اکراه فی الدین
- آزادی بیان و آزادی عقیده با تکیه بر واکاوی تفسیر لا اکراه فی الدین
- لا اکراه فی الدین دراسة تفسیریة مقارنة
پانویس
منابع
- ابراهیم بن سری، زجاج، اعراب القرآن، قم، دارالتفسیر، چاپ سوم، ۱۳۷۴ش.
- ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسير القرآن، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۱ش.
- امام خمینی، روحالله الموسوی، آداب الصلاه، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار، ۱۳۷۸ش.
- بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التاویل، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- ثقفی تهرانی، میرزا محمد، تفسیر روان جاوید، تهران، نشر برهان، چاپ سوم، ۱۳۸۹ق.
- طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
- خواجه عبدالله انصاری، رشیدالدین میبدی، کشف الاسرار و عده الابرار، تهران، نشر امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
- صدرای شیرازی، محمد بن ابراهیم، قم، نشر بیدار، تفسیر القرآن الکریم، چاپ دوم، ۱۳۶۶ش،
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفه، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
- طوسی، محمد بن حسن، التبيان فی تفسير القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بیتا.
- علامه طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۳۹۳ق.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، الفین الفارق بین الصدق و المین، قم، موسسه الاسلامیه للبحوث و المعلومات، چاپ اول، 1381ش.
- غزالى، محمد بن محمد، جواهر القرآن، بیروت، دار إحیاء العلوم، ۱۴۱۱ق.
- فخررازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
- فیض کاشانی، محمدمحسن، تفسیر الاصفی، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- فانی، مهدی و محمدحسین رجبی، «موارد استدلال تفسیری-کلامی به آیه لا اکراه فی الدین»، فصلنامه تحقیقات کلامی، شماره۵، تابستان ۱۳۹۳ش.
- قرشی بنابی، علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، قم، دارالکتاب، ۱۳۶۷ش.
- معینی، محسن، «آیة الکرسی»، در دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۱، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، تهران، دوستان-ناهید، ۱۳۷۷ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سی و دوم، ۱۳۸۰ش.
- موسوی سبزواری، عبدالعلی، مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه اهل بیت(ع)، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
- ↑ فانی و رجبی، «موارد استدلال تفسیری-کلامی به آیه لا اکراه فی الدین»، ص۹۴.
- ↑ فانی و رجبی، «موارد استدلال تفسیری-کلامی به آیه لا اکراه فی الدین»، ص۹۴.
- ↑ امام خمینی، آداب الصلاه، ۱۳۷۸ش، ص۳۷.
- ↑ موسوی سبزواری، مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، 1409ق، ج4، ص298.
- ↑ معینی، «آیة الکرسی»، ص۱۰۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان،۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۳۷.
- ↑ غزالى، جواهر القرآن، ۱۴۱۱ق، ص۷۳-۷۵.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۷.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۸.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۳۱و۶۳۲.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۳۱و۶۳۲؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰و۱۱.
- ↑ خواجه عبدالله انصاری، کشف الاسرار و عده الابرار، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۸۰۶.
- ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسير القرآن، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۴۱۴.
- ↑ ثقفی تهرانی، تفسیر روان جاوید، ۱۳۸۹ق، ج۱، ص۳۳۰؛ قمی، تفسیر قمی، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۳۸۴.
- ↑ صدرای شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ج۴، ص۱۹۳؛
- ↑ قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۶، ص۱۰۸.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۶-۳۴۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱.
- ↑ ابراهیم بن سری، اعراب القرآن، ۱۳۷۴ش، ص۱.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۳۱و۶۳۲.
- ↑ بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التاویل، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۵۴.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر الاصفی، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۲۱.
- ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسير القرآن، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۴۱۴؛ طوسی، التبيان فی تفسير القرآن، بیروت، ج۲، ص۳۱۱ ؛مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱.
- ↑ حویزی، تفسیر نورالثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۵۸.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۳۴۲و۳۴۳.
- ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسير القرآن، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۴۱۴؛ طوسی، التبيان فی تفسير القرآن، بیروت، ج۲، ص۳۱۱ ؛مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۲۷۹و۲۸۰؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱.
- ↑ فخررازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۱۵.
- ↑ علامه حلی، الفین الفارق بین الصدق و المین، 1381ش، ج1، ص416و417.
- ↑ فانی و رجبی، «موارد استدلال تفسیری-کلامی به آیه لا اکراه فی الدین»، ص۹۴و۹۵.