کاربر:Sh.hoseini/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخهها
imported>Sh.hoseini |
imported>Sh.hoseini |
||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
رهبانیت بر چند پایه است که در دستورات اسلامی پذیرفته شده نیست | رهبانیت بر چند پایه است که در دستورات اسلامی پذیرفته شده نیست | ||
* دور شدن از جامعه و فرار از مسئولیتهای اجتماعی. | * دور شدن از جامعه و فرار از مسئولیتهای اجتماعی. | ||
پیامبر اکرم(ص) به شدت با اعرابی شدن مخالفت میکردند و آن را مساوی با کفر معرفی میکردند. اعرابی شدن به معنای دور شدن از اجتماع و جامعه مدنی است. | نقد: پیامبر اکرم(ص) به شدت با اعرابی شدن مخالفت میکردند و آن را مساوی با کفر معرفی میکردند. اعرابی شدن به معنای دور شدن از اجتماع و جامعه مدنی است. | ||
* تحریم ازدواج و فرزند آوری. | * تحریم ازدواج و فرزند آوری. | ||
* از دست دادن دنیا برای به دست آوردن آخرت. | * از دست دادن دنیا برای به دست آوردن آخرت. | ||
نسخهٔ ۴ اکتبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۵۸
رهبانیت
معنای رهبانیت
رهبانیت از رَهْبَة به معنای ترس است. در اصطلاح به معنای شیوه زندگی همراه با ریاضت و متعبدانه است. Monos به معنای یکی و تنها و monastic به معنای رهبانیت است. این مدل زندگی در بین طرفداران بعضی ادیان مخصوصا در بین مسیحیان و هندوها رواج دارد. رهبانیت گاه فقط به معنای تجرد و عزوبت منظور است.
در اصطلاح عرف بر آن عبادتی اطلاق میشود که اختصاص به نصاری دارد و آن بریدن از مردم و متارکه زن و فرزند و گوشهنشینی و صومعه گرفتن و خود را بهریاضتهای شاقّ وا داشتن و پشت پا زدن به همه چیز است[۱]
رهبانیت در مسیحیت
تجرد در مسیحیت
ازدواج در مسیحیت یک عمل مقدس میباشد اما نه به این دلیل که خود ازدواج امری مقدس است ذاتا. بلکه به این دلیل که ازدواج وسیلهای است برای حفظ پاکی و تامین نیازهای جنسی. بنابرین اگر کسی میتواند شهوت خود را کنترل کند خوب است که ازدواج نکند. در ازدواج شخص متاهل در جهت خشنودی همسر خود فعالیت میکند اما شخص مجرد تمام تلاش خود را در جهت کسب رضایت خداوند صرف میکند. در کتاب مقدس گفته میشود که شخص خصی به ملکوت میرسد.[۲] حضرت مسیح مجرد بود و پولس نیز که خود مجرد بود به تجرد توصیه میکرد.[۳]
با این همه در بین صومعه ها و راهبان مسیحی دیده میشود که جنس زن را شیطانی میدانند و حتی حاضر نبودند که حیوان ماده را در صومعه نگه دارند که مبادا روح شیطانی آن حیوان زندگی آنان را آلوده کند. [۴]
صومعهها و مسلمانان
از نظر تاریخی از قرن چهارم میلادی زندگی زاهدانه جمعی در صومعهها در مصر رواج پیدا کرد و به سایر مناطق کشیده شد.[۵] سخت گیری و دشمنی امپراطوری روم در این زمان باعث فرار مسیحیان به بیابانها و شکل گیری صومعهها شد. [۶] دیرهای معروف مسیحیان و صومعههای متعدد و ارتباط مسلمین با مسیحیان باعث تاثیر عرفان اسلامی از آموزههای مسیحی شد. مباحثی مانند زهد، ریاضت، تجرد و عزلت از جمله این موارد است. افرادی مانند ابراهیم ادهم از عرفای مسلمان صومعه داشتهاند و در آنجا عبادت میکردند. [۷]
ابنمسعود نقل میکند که «در َترک رسولخدا(ص) بر الاغی سوار بودم ایشان فرمود: «ای پسر امعبد آیا میدانی که چرا بنیاسرائیل رهبانیت را پدید آوردند؟» گفتم: «خدا و پیغمبرش داناترند»، فرمود: «بعد از عیسی(ع) شاهان بر بنیاسرائیل چیره شدند و گنهکاری پیشه کردند، مؤمنان به خشم آمدند و با آنان به جنگ برخاستند ولی اهل ایمان سه بار شکست خوردند به طوری که تنها شمار اندکی از ایشان باقی ماندند، پس گفتند: اگر اینان بر ما مسلط گردند نابودمان میکنند و دیگر طرفداری برای دین خدا باقی نمیماند که به آن دعوت کند بیایید در زمین پراکنده شویم تا خداوند پیامبری را که عیسی(ع) وعده آمدنش را داده است، برانگیزد. پس در غارهای کوهها پراکنده شدند و رهبانیت را پدید آوردند. عدهای از ایشان به دین خویش پایدار ماندند و برخی دیگر به کفر گراییدند». سپس حضرت آیه 27 حدید را تلاوت کردند و ... ».[۸]
رهبانیت در عرفان اسلامی
ابراهیم ادهم خود مجرد بود اما در فضیلت ازدواج به شخص متاهلی میگوید: ترسی که به سبب مهمات عیال در دل تو آید فاضلتر بود از همه اعمال من.[۹] در نگاه این عرفا امر به ازدواج توصیه میشود و در بعضی موارد تحمل رنج عیال خود سببی برای ارتقاء و آزمایشی الهی است. بوعلی سینا به دیدن شیخ خرقان میرود و به خانهاش که میرسد از زنش میپرسد که شیخ کجاست؟ زنش گفت: آن زندیق کذاب را چه کار داری؟ زن شیخ به بوعلی و شیخ خرقانی ناسزا میگوید. بوعلی به صحرا رفت تا شیخ خرقان را دید که خرواری بار شیری کرده است. شیخ گفت: تا ما بار چنان گرگی نکشیمـ کنایه از همسرش ـ شیری چنین بار ما نکشد. [۱۰]
رهبانیت مجاز در دین
رهبانیت و گوشه نشینی مقطعی در دستورات اسلام مانند اعتکاف و در سیره پیامبران مانند عبادتهای پیامبر اکرم در غار حراء وجود دارد.[۱۱]
رهبانیت ممنوع در اسلام
رهبانیت بر چند پایه است که در دستورات اسلامی پذیرفته شده نیست
- دور شدن از جامعه و فرار از مسئولیتهای اجتماعی.
نقد: پیامبر اکرم(ص) به شدت با اعرابی شدن مخالفت میکردند و آن را مساوی با کفر معرفی میکردند. اعرابی شدن به معنای دور شدن از اجتماع و جامعه مدنی است.
- تحریم ازدواج و فرزند آوری.
- از دست دادن دنیا برای به دست آوردن آخرت.
آنچه در قرآن ممنوع اعلام می شود و با آن مقابله میشود جهت نقد رهبانیت در مسیحیت است. مجرد ماندن، دور شدن از جامعه و مسئولیتهای اجتماعی،
حضرت علی علیه السلام فرموده اند: « یکی از مصادیق بارز آنها رهبانها هستند که خود را در ارتفاعات کوه ها و بیابان ها محبوس داشتند و گمان می کردند کار خوبی انجام می دهند. » [۱۲]
اعرابی شدن و بازگشت به جاهلیت کفر است
امام موسى بن جعفر(ع): «از ما نیست آنکس که دنیاى خود را براى دینش یا دین خود را براى دنیاى خویش ترک گوید».مجلسی، بحارالأنوار، ج 1، ص 171.
تفاوت زهد و رهبانیت
زهد اسلامی از بالاترین مقامات براى انسان آرمان خواه و هدف دار است که بر سه رکن از ارکان جهانبینى اسلامى استوار است:
1. بهرهگیرىهاى مادى از جهان و تمتعات طبیعى، به تنهایی عامل تامین کننده خوشى، بهجت و سعادت انسان نیست.
2. سعادت فرد از سعادت جامعه جدا نیست. انسان از آن جهت که انسان است، یک سلسله وابستگی ها و احساس مسؤولیت هاى انسانى در باره کل جامعه دارد.
3. روح در مقابل بدن اصالت دارد و منبع مستقلى است براى لذت و آلام و به نوبه ی خود بلکه بیش از بدن نیازمند به تغذیه و تهذیب و تقویت و تکمیل است.
با توجه به این سه اصل است که روشن مىگردد چگونه اسلام رهبانیت را طرد مىکند اما زهدگرایى را در عین جامعهگرایى و در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى مىپذیرد [۱۳]
زهد مورد نظر اسلام، در آیه ی زیر خلاصه مى شود: «تا آنکه بر آنچه از دست شما رفته است، تأسّف نخورید و بدانچه به دست شما رسیده است، شاد نشوید.» [۱۴] بـنـابـراین، زهد به معناى برخوردار نشدن از دنیا نیست، بلکه برخوردارى از دنیا و نعمتهاى الهى است به طریقى که موجب غفلت انسان نگردد. چنانکه امام صادق (ع) مى فرماید: زهـد در دنیا ضایع کردن مال و حرام نمودن حلال نیست، بلکه زهد در دنیا به این است که اعتماد تـو نـسـبـت به آنچه در دستت مى باشد، بیشتر نباشد از اعتمادت نسبت به آنچه در دست خداوند عزوجل است. [۱۵]
شهید مطهری(ره) در بیان تفاوت های زاهد و راهب می فرماید: «زاهد و راهب هر دو از تنعم و لذتگرایى دورى مىجویند ولى راهب از جامعه و تعهدات و مسؤولیت هاى اجتماعى مىگریزد و آنها را جزء امور پست و مادى دنیایى مىشمارد و به صومعه و دیر و دامن کوه پناه مىبرد، اما زاهد به جامعه و ملاک هاى آن و ایدههاى آن و مسؤولیت ها و تعهدهاى آن رو مىآورد. زاهد و راهب هر دو آخرت گرایند، اما زاهد آخرتگراى جامعهگراست و راهب آخرتگراى جامعهگریز. در لذتگریزى نیز ایندو در یک حد نمىباشند، راهب سلامت و نظافت و قوت و انتخاب همسر و تولید فرزند را تحقیر مىکند اما زاهد حفظ سلامت و رعایت نظافت و برخوردارى از همسر و فرزند را جزء وظیفه مىشمارد. زاهد و راهب هر دو تارک دنیایند اما دنیایى که زاهد آن را رها مىکند سرگرم شدن به تنعم و تجمل و تمتعات و این امور را کمال مطلوب و نهایت آرزو دانستن است، ولى دنیایى که راهب آن را ترک مىکند کار، فعالیت و تعهد و مسؤولیت اجتماعى است. این است که زهد زاهد بر خلاف رهبانیت راهب در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى است و نه تنها با تعهد و مسؤولیت اجتماعى و جامعهگرایى منافات ندارد بلکه وسیله ی بسیار مناسبى است براى خوب از عهده مسؤولیت ها بر آمدن.» [۱۶]
راهب
یهود
گوشه نشینی
رهبانیت در آیات و روایات سوره حدید آیه ۲۷ سوره توبه آیه ۳۱ سوره مائده،آیه ۸۱.
رهبانیت در روایات لا رهبانیه فی الالسلام نشستن در مسجد جهاد و حج رهبانیت به معنای تجرد در روایات نهی شده است.
پیامبرانی که ازدواج نکرده اند
یحیی زکریا به خاطر سنت موکده بر ازدواج همسری گرفت اما با او نزدکی نکرد. [۱۷] رهبانیت ممدوح
- ↑ جزری، ابن اثیر؛ النهایه فی غریب الحدیث، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، 1367ش، ج2، ص280.
- ↑ متی، باب۱۹،آیه ۱۲.
- ↑ قرنتیان،باب۷، آیه۹.
- ↑ تفسیر نمونه، ج23، ص: 390 به نقل ازتاریخ تمدن ویل دورانت جلد 13 صفحه 443.
- ↑ kaelber, 2005, 6131
- ↑ دائرة المعارف قرن بیستم" ماده" رهب". تفسیر نمونه، ج23، ص: 388.
- ↑ محمدبن منور،۱۳۸۶، ۷۴۸.
- ↑ طبرسی، فضل بن حسن؛ مجمع البیان، تهران، ناصر خسرو، 1372، ج9، ص366.
- ↑ غزالی، ۱۳۸۶ش، ص ۵۰.
- ↑ عطار، ۱۳۸۶ش، ص۵۸۲.
- ↑ معراج السعادة، ص 569.
- ↑ هم الرهبان الذین حبسوا انفسهم فی السواری؛ کنزالعمال، ج 2، حدیث 4496.
- ↑ استاد شهید مطهری، سیری در نهج البلاغه، صص218-220.
- ↑ سوره حدید، آیه 23.
- ↑ بحارالانوار، ج 70، ص 310.
- ↑ سیری در نهج البلاغه، ص221
- ↑ سهروردی، ۱۳۷۵، ص۸۸.